هدفگذاری کاهش ۷ درصدی مصرف گاز با مدیریت هلدینگهای بزرگ اقتصادی
مدیر انرژی و کربن شرکت ملی گاز ایران با تبیین شکاف قیمتی میان گاز ۶۹ تومانی در بخشهایی از تولید و نرخ ۲۴ هزارتومانی در بورس انرژی، از ورود ۲۹ استان به گام اجرایی طرح شرکتهای «کارور» خبر داد و گفت: در این مدل، هلدینگهای بزرگ اقتصادی با هدفگذاری کاهش ۷ درصدی مصرف، برای تبدیل صرفهجویی به ثروت و مدیریت ناترازی انرژی وارد میدان شدهاند.
به گزارش ایلنا از وزارت نفت، مدیریت ناترازی انرژی در ایران از مرز هشدارهای عمومی عبورو به مرحلهای رسیده است که باید میان «خامسوزی» و «خلق ارزش افزوده»، یکی را برگزید. در بخش اول گفتوگو، با علی اصغر رجبی، مدیر انرژی و کربن شرکت ملی گاز ایران به ریشههای ناترازی و لزوم تغییر رویکردها پرداختیم؛ اما دراین بخش، با کالبدشکافی اعداد و ارقامی که تا پیش از این کمتر به آنها توجه شده بود، از یک «انقلاب اقتصادی» در صنعت گاز سخن میگوید.
در حالی که قیمت هر مترمکعب گاز برای واحدهای تولیدی چون مرغداریها تنها ۶۹ تومان است، ارزش همین گاز در بورس انرژی به رقم خیرهکننده۲۴ هزار تومان میرسد. این فاصله قیمتی، موتور محرک طرحی است که مدیر انرژی و کربن شرکت ملی گاز ایران آن را ظهور «سوپرکارورها» مینامد؛ هلدینگهای بزرگی که نه با دستورعملهای دولتی، بلکه با انگیزه سودآوری و بهینهسازی، مدیریت مصرف را در ۲۹ استان کشور کلید زدهاند.
از چالش صادرات «گاز مجازی» در گلخانههای مناطق سردسیر که ثروت ملی را به بهای ناچیز از دست میدهند، تا طراحی «تلنگرهای روانشناختی» برای همراه کردن مردم در مدلهای محلهمحور، همگی بخشی از نقشه راهی است که در ادامه این گفتوگو واکاوی میشود. بخش دوم و پایانی این مصاحبه، تصویری روشن از چگونگی تبدیل یک تهدید زیستمحیطی و اقتصادی به سودآورترین تجارت انرژی در کشور ارائه میدهد.
در ادامه بخش دوم و پایانی این گفتوگو را با هم میخوانیم.
شرکتهای کارور چه اندازه میتواند به رفع مشکل ناترازی انرژی در کشور کمک کنند؟
با توجه به منابع مالی در اختیار این شرکتها، مدلهای مشارکت متفاوت است. برخی از شرکتها که از تمکن مالی خوبی برخوردارند، دامنههای وسیعی از یک شهر یا بخش بزرگی از مصرفکنندگان خانگی را پوشش میدهند. با توجه به اینکه در کشور نزدیک به ۲۹ میلیون مشترک داریم، ظرفیت بسیار بزرگی برای کار وجود دارد. به عنوان مثال، در استان اصفهان، شرکت کارور بخش مشخصی از شهر را انتخاب میکند و همه تمرکز و سرمایه خود را برای بهینهسازی مصرف در آن محدوده به کار میگیرد تا بتواند با دقت زیاد، نتایج ملموس صرفهجویی را استخراج کند.
تعیین محدوده و دامنه فعالیت، به طور کامل بر عهده شرکتهاست؛ چرا که هر مجموعه با ارزیابی توانمندیهای عملیاتی و توان مالی خود تصمیم میگیرد که تمرکز را بر یک محله شهری، یک صنعت پیشران یا یک بخش تجاری معطوف کند. بهطور مثال در صنعت آجر، ۴ هزار واحد فعال در کشور وجود دارد که کارورها میتوانند با نوسازی فناوری، تحولی در مصرف آنها ایجاد کنند. همچنین در بخشهای کشاورزی (نظیر گلخانهها و مرغداریها) و تجاری (نظیر نانواییها) ظرفیتهای بالقوه و خیرهکنندهای نهفته است؛ تا جایی که امروز یک شرکت کارور موفق در استان خراسان رضوی با تمرکز بر بهینهسازی نانواییها، در حال تسری الگوی موفق خود به دیگر استانهای کشور است. هدفگذاری ما این است که هر شرکت در بخش انتخابی خود، میانگین هفت درصد کاهش مصرف ایجاد کند؛ رقمی که در مقیاس کلی، آورده بسیار مطلوبی به شمار میآید.
امسال انتظار چه مقدار صرفهجویی ناشی از فعالیت شرکتهای کارور را دارید؟
هرچند امسال، سال نخست اجرای این طرح است و نباید انتظار داشت شرکتهای کارور بهتنهایی همه ناترازی انرژی را پوشش دهند، اما به طور قطع برای مدیریت ناترازی در زمستان پیشرو، روی بخشی از ثمرات این پروژهها حساب ویژهای باز کردهایم. براساس تکلیف ماده ۴۶ و جدول شماره ۱۰ قانون برنامه هفتم توسعه، کشور مکلف به صرفهجویی معادل یک میلیون و ۲۸۵ هزار بشکه نفت خام در حوزههای نفت، گاز و برق است که سهم بخشهای صنعت، ساختمان و حملونقل در این مسیر، به دقت ترسیم و برنامههای شرکت ملی گاز ایران را در همین زمینه تدوین شده است. افزون بر آن، با توجه به آسیبهای وارده به زیرساختهای تولید در جریان جنگ تحمیلی سوم، به موازات تلاش شبانهروزی برای بازگرداندن واحدهای آسیبدیده به مدار، «بهینهسازی» اکنون به عنوان یک راهبرد جدی و موازی دنبال میشود. هفتهای دو نشست با همه مدیران عامل استانی داریم تا موانع پیشرو شرکتهای کارور را شناسایی و رفع کنیم. بخش خصوصی با نگاهی اقتصادی و بر اساس مدل «سود و زیان» وارد میدان میشود و وظیفه حاکمیت، تسهیل این مسیر برای نیل به اهداف برنامه هفتم است.
مدل خلق ثروت و بازگشت سرمایه برای شرکتهای دانشبنیان و بخش خصوصی چگونه طراحی شده است؟
نکته مهم این است که دولت یا وزارت نفت بودجه مستقیمی برای این پروژهها تخصیص نمیدهند؛ بلکه این فرآیند بر پایه «خلق منبع از محل صرفهجویی» استوار است. اگر یک شرکت کارور بتواند مصرف را نسبت به «خط مبنا» در یک نقطه قابل اتکا کاهش دهد، کل گاز صرفهجویی شده را به مدت پنج سال به آن شرکت واگذار میکنیم. با توجه به محاسبههای فنی، اصل سرمایه سال اول یا دوم بازمیگردد و شرکت در سه سال باقیمانده به سود خالص میرسد. فروش این حجم از گاز را بسیار شفاف در «بورس انرژی» انجام میشود. جالب است بدانید قیمت گواهی صرفهجویی پارسال حدود ۱۲ هزار تومان بود، اکنون در بازار بورس انرژی به ازای یک متر مکعب نزدیک ۲۴ هزار تومان رسیده است. در این مدل، حاکمیت در قیمتگذاری دخالت نمیکند و عرضه و تقاضا قیمت را تعیین میکند که این موضوع جذابیت سرمایهگذاری را دوچندان کرده است.
چرا مدیریت مصرف از سوی بخش خصوصی را کارآمدترین راه برای رفع ناترازی انرژی میدانید؟
این موضوع مانند یک ترازو است که در یک سوی آن هزینه و در سوی دیگر فایده قرار دارد. بخش خصوصی چون با دیدگاه «بنگاهداری» فعالیت میکند، همواره به دنبال نوآوری و ابتکار برای کاهش هزینهها و افزایش اثربخشی است. حاکمیت باید به این شرکتها پروبال بدهد تا آنها بتوانند رفتار مصرفکننده را بشناسند. زمانی که رفتار مصرفی مشترک را به دقت تحلیل کنیم، برقراری ارتباط و متقاعدسازی او برای مشارکت در طرحهای بهینهسازی بسیار آسانتر میشود. این پیوند میان فناوری، اقتصاد و فرهنگ، همان کلید گمشدهای است که ناترازی انرژی را به شکلی پایدار مدیریت میکند.
شرکت کارور با دسترسی به دادههای مصرف، متوجه میشود که یک مشترک در چه ماههایی بیشترین استفاده را دارد و مصرف او نسبت به میانگین همسایگانش چگونه است. اگر مصرف زیادتر از حد معمول باشد، نشاندهنده وجود یک اشکال فنی یا رفتاری در آن واحد است. در اینجاست که شرکت کارور با دیدگاه بنگاهداری و با کمترین هزینه، بهترین مشاوره را به مشترک میدهد. در واقع، این شرکتها با توافق مصرفکننده، مانند یک مربی (Coach)، گام به گام مشترک پرمصرف را به سمت اصلاح الگوی مصرف هدایت میکند. این ارتباط نزدیک و تحلیل دقیق داده، سبب میشود ذخیره انرژی به حداکثر برسد؛ اتفاقی که با دستورعملهای کلی و دولتی هرگز به این دقت رخ نمیداد.
در این طرح تأکید شده است که تبدیل «گاز خامسوز» به «ارزش افزوده» هم برای صنعت و هم برای محیط زیست مفید است. این فرآیند به طور دقیق چگونه اتفاق میافتد؟
سود صنعت از این اتفاق بسیار ملموس است؛ صنایع دارای سهمیههای مشخصی هستند، اما با بروز ناترازی یا چالشهای مقطعی، برای جبران کمبود خود دو راه پیش رو دارند: اول آنکه باید از طریق بورس انرژی، گواهی صرفهجویی را که از سوی دیگران تولید شده خریداری کنند، و یا اینکه خودشان به طور مستقیم در پروژههای بهینهسازی سرمایهگذاری کنند و گاز آزاد شده را به چرخه تولید منتقل سازند. هرچه صنعت بتواند فراتر از محدودیتها و تا سقف ظرفیت نهایی خود فعالیت کند، ارزش افزوده و تولید بیشتری خلق میشود که در نهایت به رونق چرخه اقتصادی کل کشور میانجامد.
درباره محیط زیست هم؛ با بهینهسازی، بهطور خودکار آلایندهها کم میشوند. در اینجا با دو مقوله روبرو هستیم: «آلودگی» (Pollution) شامل ذرات معلق، اکسیدهای گوگرد و نیتروژن که به طورمستقیم بر سلامت و هوای شهرها اثر میگذارد، و «انتشار» (Emission) که به طور عمده بر پایه کربن است و سبب تغییر اقلیم و گرمایش زمین میشود. طرحهای بهینهسازی شرکت گاز هر دو بخش را هدف قرار میدهند؛ هم ملی که در کاهش آلودگی هوا اثر دارند و هم بینالمللی که در کاهش انتشار کربن مؤثر است.
با توجه به تعدد طرحهای شرکت ملی گاز ایران، آیا برخی از این طرحها با فعالیت شرکتهای کارور مثل نوسازی بخاریها یا موتورخانهها همپوشانی ندارد؟
خیر، در شرکت ملی گاز ایران برای مدیریت مصرف، سه محور کلیدی و مجزا پیگیری می شود که مکمل یکدیگرند. محور اول، «شرکتهای کارور»، محور دوم، پروژههای مربوط به «ماده ۱۲ قانون رفع موانع تولید» است که سه رکن اساسی دارد: تعویض۴ میلیون و ۱۰۰ هزار بخاری فرسوده، بهسازی۳۲۹ هزار موتورخانه و هوشمندسازی۱۰۰ هزار مورد از آنها و در نهایت تعویض اتصالات مفصلی علمکها برای جلوگیری از نشتیهای ریز است. محور سوم مربوط به «بهسازی داخلی» صنعت گاز است که شامل بهینهسازی در پالایشگاهها، ایستگاههای انتقال، خطوط لوله و ایستگاههای سیجیاس میشود. بنابراین هرکدام در جایگاه خود تعریف شدهاند.
دامنه فعالیت این شرکتها بسیار گسترده است. اگر بخواهم به بخش گلخانهها اشاره کنم، موضوع بسیار جالب و حیاتی میشود. توسعه گلخانهها در کشور با هدف مقابله با کمآبی آغاز شد. در آن زمان مثال معروف «هندوانه» مطرح بود؛ اینکه برای تولیدیک هندوانه دو کیلویی، حدود۲۰۰ لیتر آب مصرف میشود. با کسر وزن محصول، متوجه میشدیم که حدود ۱۹۸ لیتر «آب مجازی» برای تولید آن از دست رفته است.
ایده گلخانه برای حفظ این منابع آبی بسیار عالی بود و با انتقال کشت به گلخانهها توانستیم در مصرف آب صرفهجویی کنیم و مانع هدررفت «آب مجازی» شویم، اما در مقابل، «گاز مجازی» دادیم. برای گرمایش این گلخانهها در مناطق سردسیر، حجم بسیار عظیمی از گاز مصرف میشود. گاهی محصولاتی مثل فلفلدلمه یا گوجهفرنگی را صادر میکنیم که بازار داخل ایران خیلی مورد توجه نیست. از راهکارهای جدی این است که این محصولات در ماههای سرد سال در برخی مناطق سردسیر کشتشان انجام نشود تا بتوانیم گاز را به پتروشیمیها و بخشهای پویای اقتصاد برسانیم. جالب است که در مناطقی مانند رودان بندرعباس، جنوب کرمان یا شمال هرمزگان گلخانههایی داریم که در اوج سرما هم مصرف گاز ندارند، اما در مقابل، گلخانههای عظیمی در مناطق سردسیر مثل اردبیل، آذربایجان و جلفا ایجاد شده است که فقط برای کاهش هزینه حملونقل، آمایش سرزمین را نادیده گرفتهاند.
در مسیر اجرایی شدن فعالیت کارورها، اکنون در چه مرحلهای هستیم و کدام استانها عملکرد بهتری داشتهاند؟
از۳۱ استان، ۲۹ استان وارد فاز اجرایی شده است و در این میان استانهای مازندران و یزد رشد و پیشرفت بسیار خوبی داشتهاند. مسیر اجرایی این عملکرد شامل چهار مرحله است: «پایلوت»، «زیرساخت» و وضع قوانین، «اتصال» که اکنون در آن هستیم و شرکتهای کارور را با ادارههای گاز و جهاد کشاورزی مرتبط میسازیم و مرحله چهارم صحهگذاری است.
تفاوت ساختاری در نوع شرکتهای کارور چیست؟
دو نوع کارور تعریف شده است. نوع دوم همینهایی هستند که اکنون فعال شدهاند و تمرکزشان روی مشترکان ویژه (مانند یک مرغداری یا نانوایی) است. اما نوع اول که به آنها «سوپرکارور» میگوییم، هلدینگهای بزرگ نفت و گاز و فولاد هستند که کل یک شهر یا منطقه را میتوانند در اختیار بگیرند. در این مدل، کارور همه بخشهای خانگی، تجاری، صنعتی و کشاورزی یک منطقه را یا پوشش قرار داده و یا یک برنامه «مدیریت تقاضا»، تراز انرژی آن منطقه را تنظیم میکند. حتی در آینده، این شرکتها ممکن است در نقش «خردهفروش گاز» ظاهر شوند و خودشان قبض صادر کنند. به طور نمونه اگر کارخانه آجری به قطعه یا فناوری ویژهای نیاز داشته باشد، این شرکتها چون شبکه وسیعی دارند، آن را تأمین میکنند. در حقیقت اینها به یک «شرکت گاز خصوصی» تبدیل میشوند که مدیریت مصرف را در دست میگیرند و گازِ صرفهجویی شده در بخش خانگی را به صنایع مولد خودشان تزریق میکنند. ما زیرساختهای این کار را آماده کردهایم و رقابت میان این غولهای اقتصادی، نویدبخش تحولی بزرگ است. شمال کشور (گیلان، مازندران و گلستان) در انتهای شبکه قرار دارد و در زمستانها با افت فشار گاز روبهروست. اما ۳۳ درصد از مرغداریهای کل کشور تنها در این سه استان متمرکز شدهاند و کل این مرغداریها متعلق به هشت شرکت بزرگ است. به آنها گفته شد که تا دیروز فقط مرغ میفروختید، حالا در کنار آن، «گاز» هم بفروشید! یعنی خودشان کارور شوند؛ چون بهتر از هر کسی میدانند چگونه در مرغداری تولید گاز را کم کنند. انگیزه مالی این کار هم به دلیل اختلاف قیمت، بسیار زیاد است.
قیمت هر مترمکعب گاز برای مرغداریها فقط ۶۹ تومان است! در حالی که همین گاز در پله یک و دو خانگی نزدیک ۳۰۰ تومان، در بخش تجاری۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ تومان و جالبتر اینکه قیمت همین گاز در بازار و بورس به ۲۴ هزار تومان میرسد.
در بحث فرهنگسازی و اقتصاد رفتاری، چه برنامهای برای همراه کردن مردم دارید؟
با همکاری مؤسسه مطالعات بینالمللی انرژی، پروژهای در حوزه «اقتصاد رفتاری» تدوین کردهایم. ما ۱۰ تا ۱۵ نوع «تلنگر» روانشناختی طراحی کردهایم تا از «پسزدن» مخاطب جلوگیری کنیم. نباید به مردم دستور داد، بلکه باید با مدلهایی مثل «تعهد جمعی» و «ملموسسازی مصرف» آنها را همراه کرد.
این همان رویکرد «محلهمحوری» است که مورد تأکید ریاست جمهوری، هم قرار گرفته شد؟
درست است. رئیسجمهور بر «محلهمحوری» تأکید ویژهای دارند. اما نکته کلیدی اینجاست که قرار نیست «شرکت ملی گاز ایران» این کار را انجام دهد؛ این کار باید از سوی خود مردم و برای مردم انجام شود.