در گفتوگو با ایلنا تاکید شد:
زنان سرپرست خانواده نیازمند نگاه ویژه در شرایط جنگ
رئیس هیئت مدیره موسسه مهر و ماه گفت: «بقا» مهمترین اصل در وضعیت جنگ است و شرط اول «بقا» هم تامین معاش و سرپناه است که زنان سرپرست خانوادهای که در وضعیت آسیبپذیر قرار دارند در تامین آن با مشکل مواجهند.
در این روزهای پرالتهاب، ایلنا سراغ شهروندان آسیبپذیر و نیازهای ویژه آنها در شرایط جنگ را مورد بررسی قرار داده است از سالمندان و افراد دارای معلولیت تا افراد بیماران اعصاب و روان، کارتنخوابها و بیسرپناهان. حالا هم نوبت به زنان سرپرست خانوادهای رسیده است که در وضعیتی آسیبپذیر قرار دارند. گروهی که در صلح و چه در جنگ کمتر دیده و شنیده میشوند.
آنها علاوه بر مشکلات اجتماعی و اقتصادی و دغدغههایی که بابت تامین معاش خانواده در این شرایط جنگ و اوضاع اقتصادی طاقتفرسا دارند به تنهایی بار نگرانی بابت وضعیت کودکانشان را هم به دوش میکشند. کودکانی که از فرصتهایی مشابه با همسالان خود برخوردار نیستند و از همین کودکی معنای نابرابری را درک کنند.
این وضعیت آنها را نیازمند توجه و حمایت خاص از سوی دولت و نهادهای حمایت کننده کرده است، نیازی که در شرایط جنگ هم مضاعف هم شده است. با «افخم صباغ» رئیس هیئت مدیره موسسه مهر و ماه که در حوزه توانمندسازی زنان و کودکان در معرض آسیب فعالیت میکند گفتوگو کردیم.
سختتر شدن شرایط زندگی خانوادههای آسیبپذیر
صباغ در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، به سختتر شدن شرایط زندگی در جنگ برای آن دسته از زنان سرپرست خانواری پرداخت که در وضعیت آسیبپذیر قرار داشته و توان چندانی برای تامین نیازهای اقتصادی- اجتماعی افراد تحت سرپرستی خود ندارند.
او ابتدا توضیح داد که منظور از زنان سرپرست خانواده همه زنانی هستند که مسئولیت اصلی تامین معاش و سایر ملزومات زندگی خانواده برعهده آنها قرار دارد و در انجام این مسئولیت شریکی نداشته و تنها هستند: زنان سرپرست خانواده در وضعیت یکسانی قرار ندارند و جایگاه اجتماعی- اقتصادی متفاوتی دارند. اما آنچه مد نظر ما و موضوع فعالیتمان است زنان سرپرست خانوادهای است که از اقشار کمبرخوردار جامعه هستند.
این فعال اجتماعی تا تاکید بر اینکه در شرایط بحران و جنگ طبیعتا این گروه از زنان با مشکلات مضاعفی مواجه میشوند، گفت: این گروه از زنان سرپرست خانواده به تنهایی یا با همراهی کودکان بزرگتر خود برای امرار معاش تلاش میکنند. اما وقتی از یک فشار اقتصادی قابل توجهی به جامعه وارد میشود و از طرف دیگر وضعیت جنگی باعث از دست دادن شغل و بیکاری شده است، این گروه از زنان فشار مضاعفی را تحمل میکنند، زیرا غالب این خانوادهها کارگران روزمزد یا کارگران خدماتی مانند خدمات نظافت در منزل و… هستند. این افراد هم در شرایط جنگی شغل و همان اندک درآمد خود را هم از دست دادهاند. وضعیتی که باعث به خطر افتادن حیات همه افراد خانواده از فرزندان گرفته تا خود زن سرپرست خانواده شده است.
او اضافه کرد: کودکان به لحاظ روحی و روانی بیشترین آسیبپذیری را در زمان جنگ دارند، حالا اگر زنان سرپرست خانوار آسیبپذیر موفق شده باشند در وضعیت جنگ شغل خود را حفظ کنند، با توجه به فقدان سرپرست دیگر، کودکان این گروه از زنان حمایتهای روانی لازم را هم در شرایط جنگ دریافت نمیکنند.
پرداخت یارانههای خاص از سوی دولت هم کارگشا نبوده است
صباغ تصریح کرد که وضعیت اجتماعی این زنان پیش از جنگ هم مناسب نبوده است حالا اگر آنها متعلق به گروه مهاجران باشند که شرایط بدتر هم میشود: پرداخت یارانههای خاص از سوی دولت هم کارگشا نبوده است به این دلیل که مبالغ در نظر گرفته شده نمیتواند نیازهای این خانوادهها را کاملا پوشش دهد.
به گفته او، برخی از این زنان تحت پوشش نهادهای حمایتی مانند بهزیستی و کمیته امداد نیستند زیرا پذیرش افراد توسط این افراد بسیار محدود و میزان مستمری ارائه شده توسط آنها بسیار کم است و نمیتواند حداقلهای زندگیشان را تامین کند. به علاوه وجود این نگاه در جامعه که «آنها مستمری بگیر هستند و کمک از جایی دریافت میکنند» هم فشار روانی مضاعفی را برای این زنان ایجاد میکند.
این فعال اجتماعی «بقا» را مهمترین اصل در وضعیت جنگ توصیف کرد: توجه به سایر نیازهای خانواده در مراحل بعدی قرار میگیرند. شرط اول «بقا» هم تامین معاش و سرپناه است که این زنان در تامین آن با مشکل مواجهند. البته سمنها سعی میکنند در شرایط جنگی ارتباط خود را با خانوادهها حفظ کنند اما این زنان به شدت احساس تنهایی و فقدان حمایت میکنند که این موضوع وضعیت زندگی آنها را بحرانیتر میکند.
صباغ افزود: در کنار فرسودگی که این شرایط برای مادران این خانوادهها ایجاد میکند، امکان رشد روانی و عاطفی طبیعی از این کودکان گرفته میشود و آنها نمیتوانند احساس یکسان بودن با همسالان خود را داشته باشند زیرا فرصتها برای آنها برابر نیست. این فشارهای انباشته شده اما در فردای جامعه خود را نشان میدهد.
او گفت: تامین رفاه اجتماعی و اقتصادی این خانوادهها باید در اولویت قرار گیرد بهویژه در شرایط فعلی جنگ. باتوجه به پایگاه اجتماعی و اقتصادی این خانوادهها، طبیعتا آنها نمیتوانند از عهده تامین مخارج زندگی بربیایند و نیاز به حمایتهای دولتی دارند و باید تحت پوشش جامع قرار گیرند اما این اتفاق به صورت مطلوب رخ نمیدهد.