کارشناس روابط بینالملل در گفتوگو با ایلنا:
اظهارنظرهای متناقض ترامپ ناشی از سردرگمی شروع جنگ و ادامه بدون استراتژی آن است/ چین در حال بهرهبرداری از وضعیت فعلی است
یک کارشناس روابط بین الملل با اشاره به واکنش ترامپ به پاسخ ایران گفت: به این مذاکرات نمیشود به طور دقیق گفت مذاکرات، چراکه مذاکرات غیر از دور اول پاکستان در حد رد و بدل کردن پیامهاست که معلوم است فاصله و شکافی بین اهداف اعلامی ما و مواضع ترامپ وجود دارد، جمهوری اسلامی ایران دنبال خاتمه جنگ است و اگر بحثی هم باشد در مراحل بعدی قابل توجه است، لذا با خواسته آمریکا برای تظاهر به پیروزیاش، شکاف زیادی وجود دارد و مشخصاً در مذاکرات چشمانداز مثبتی برای اینکه به یک نتیجه مشخصی برسد، وجود ندارد.
حسن گلی کارشناس ارشد روابط بینالملل در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره ارزیابیاش از واکنش ترامپ به پاسخ ایران گفت: ترامپ تقریباً بیش از ۷۰ روز است که بعد از شروع جنگ، خودش را در یک فضای توهمی گرفتار کرده است. بدون یک استراتژی مشخص، بدون یک چشمانداز و افق دید مشخص، جنگی را صرفاً با تحریک و با سناریوسازی رژیم صهیونیستی و مشخصاً نتانیاهو شروع کرده، با این نیت که در کوتاهمدت بتواند به اهداف بزرگی برسد که به تعبیر خودش هیچکدام از رؤسایجمهور سابق آمریکا ریسک حرکت به سمت آنها را هم حتی نداشتند، و او تحقق این اهداف را به نام خودش ثبت کند و خودش را به عنوان رئیسجمهور موفق در ارتباط با مسائل غرب آسیا و مشخصاً جمهوری اسلامی ایران معرفی و ماندگار کند.
وی ادامه داد: در حال حاضر چشمانداز مشخصی حتی در بلندمدت هم برای تحقق آن اهدافی که مشخص کرده بود مانند تغییر نظام، منتفی کردن مسئله انرژی هستهای، بحث موشکی و رفتارهای منطقهای ایران ندارد و لذا سعی میکند که با عملیات روانی، با توییت و با کارزار رسانهای زمان بخرد و منتظر آینده است تا شاید یک اتفاقاتی بیفتد.
اظهارنظرهای متناقض ترامپ ناشی از سردرگمیِ شروع جنگ بدون استراتژی و ادامه بدون استراتژی آن است
این کارشناس روابط بینالملل گفت: در حال حاضر اندیشکدههای آمریکایی، آنهایی که با فکر و اندیشه کار میکنند، به ایشان توصیه میکنند که همینطوری اعلام پیروزی کند و از جنگ خارج شود و بیش از این خودش را در معرض فشارهای داخلی و بینالمللی قرار ندهد.
گلی با اشاره به اظهارنظرهای متناقض ترامپ که بعضاً در عرض چند ساعت، صورت میگیرد، گفت: این اظهارنظرهای متناقض اولاً ناشی از این سردرگمیِ شروع جنگ بدون استراتژی و ادامه بدون استراتژی آن است، ترامپ دنبال فضایی است برای اینکه از جنگ، با ادعای پیروزی خارج شود؛ البته فعلاً هیچ تحلیلگر و هیچ افکار عمومی، چه در آمریکا و چه در نظام بینالملل، قبول نمیکند که در این جنگ آقای ترامپ پیروز شده باشد، چون شاخص پیروزی در منطق نظامی تحقق یا عدم تحقق اهداف است و هیچکدام از اهداف آقای ترامپ و رژیم صهیونیستی، تحقق پیدا نکرده است.
وی درباره مذاکرات گفت: به این مذاکرات نمیشود به طور دقیق گفت مذاکرات، چراکه مذاکرات غیر از دور اول پاکستان در حد رد و بدل کردن پیامهاست که معلوم است فاصله و شکافی بین اهداف اعلامی ما و مواضع ترامپ وجود دارد، جمهوری اسلامی ایران دنبال خاتمه جنگ است و اگر بحثی هم باشد، در مراحل بعدی قابل توجه است، لذا این با خواسته آمریکا برای تظاهر به پیروزیاش روی اورانیوم غنیشده مانور میدهد، شکاف زیادی وجود دارد و مشخصاً در مذاکرات چشمانداز مثبتی برای اینکه به یک نتیجه مشخصی برسد، وجود ندارد.
ورود مجدد به جنگ اهداف آمریکا را محقق نمیکند
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: از سوی دیگر منطقی برای شروع جنگ مجدد از طرف آمریکا هم وجود ندارد. اگر بخواهیم با منطق صحبت کنیم، فرضیهای که وجود دارد این است که هیچ زمینهای برای شروع مجدد جنگ و خروج از آتشبس یا فضای سکوت جنگ از طرف آمریکا وجود ندارد چراکه ورود مجدد به جنگ اهدافش را محقق نمیکند و اوضاع را برایش سختتر میکند. چهبسا علاوه بر تنگه هرمز که در کنترل جمهوری اسلامی ایران است ، بابالمندب هم به این شرایط اضافه شود و اوضاع انرژی جهان از این جهت برای کشورهای اروپایی و آمریکا بدتر شود، نگرانیهای افکار عمومی آمریکا و فشاری که به آنها وارد میشود بیشتر شود؛ لذا منطق حکم میکند که همین روند فعلاً ادامه پیدا کند.
گلی تصریح کرد: سناریوی دیگری که وجود دارد این است که به نظر میرسد آمریکا تحت تأثیر رژیم صهیونیستی، تلاش کند جنگ را به نوعی به جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی ترسیم کند و دوباره فضای جنگ بین ایران و رژیم صهیونیستی ایجاد شود، که درباره این هم به نظر میرسد منطق جمهوری اسلامی ایران بر این سناریوی آمریکا هم غلبه کرده و فعلاً چشمانداز خاصی برای روزهای آینده متصور نیست، الا ادامه و تداوم همین وضعیت کنونی.
عربستان تمایل دارد وضعیت از اینکه هست متشنجتر نشود
وی در بخش دیگری از صحبتهایش درباره رویکرد امارات بعد از آتشبس و همکاری با اسرائیل و همچنین ورود نیروهای مصر به این کشور گفت: دو تحلیل یا دو دیدگاه در خصوص کنشهای کشورهای عربی، قابل تصور است. یک فرضیه این است که از طرف آمریکا و رژیم صهیونیستی یک تقسیمکاری صورت گیرد و هر کدام از کشورهای عربی مسئولیت یک کاری را بر عهده بگیرند. تحلیل دوم این است که الان در این مرحله منافع کشورهای عربی در تضاد با همدیگر قرار گرفته، چون وضعیت متفاوتی دارند. عربستان فعلاً میتواند از طریق لوله نفتی که دارد مقداری از نیازمندیهای خود را تأمین کند، فروش نفت داشته باشد؛ لذا برای عربستان چیزی که مقرونبهصرفه است و به نفع عربستان ارزیابی میشود این است که این وضعیت از این که هست متشنجتر نشود.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: پیامهایی که رد و بدل میشود به صورت غیررسمی، نشان میدهد که عربستان تلاش میکند خودش را از این ماجرا خارج نگه دارد و به واسطه آن میزان نفتی هم که از طریق خط لوله منتقل میکند رضایت آمریکا را هم جلب کند و اینطور ادعا کند که بخشی از نیاز نظام بینالملل به انرژی را تأمین میکند لذا وارد درگیری با ایران و جنگ نمیشود و این آن چیزی است که بیشتر به نظر میرسد صحت داشته باشد.
امارات علاقمند به برهم زدن شرایط کنونی است
گلی با اشاره به رویکرد امارات گفت: اما امارات باتوجه به اینکه در وضعیت کنونی و تداوم آن، منابع زیادی را از دست داده، علاقمند به برهم زدن شرایط کنونی است، چون شرایط فعلی به هیچ وجه باب میل امارات نیست. با توجه به تغییر رویهای که ایران در تعیین نظام حقوقی تنگه هرمز انجام داد و اجازه دور زدن امارات را نداد و خواسته امارات از خط لوله و آن فضایی که میخواست در مقابل تنگه هرمز ایجاد کند تا حداقل بخشی از کشتیها بتوانند عبور کنند، محقق نشد، بنابراین امارات فضای مثبتی را برای خودش مخصوصاً از باب سرمایهگذاری پیشبینی نمیکند.
وی ادامه داد: البته امارات کارهایی تبلیغاتی انجام میدهد و در روزهای قبل هم شاهد این کار بودیم، اما طبیعتاً منطق اقتصاد حکم میکند که هر جا نگرانی از مباحث امنیتی وجود داشته باشد، آنجا سرمایهگذاری ماندگار قابل توجهی صورت نگیرد. لذا امارات دنبال برهم زدن اوضاع است و احتمال میدهد که اگر وضعیت کنونی که به نفع امارات نیست بر هم بخورد، شاید وضعیت بهتری برای او ایجاد شود.
کشورهایی مانند مصر متناسب با نقشهایی که آمریکا برای آنها تعریف میکند، در مقاطع مختلف موضع میگیرند
این کارشناس مسائل بین الملل درباره حضور نیروهای نظامی مصر در امارات گفت: کشورهایی مثل مصر، علیرغم اینکه از یک پیشینه تمدنی قابل احترام برخوردار هستند، اما نظام سیاسی که در حال حاضر دارند از آن استقلالی که بتوانند به عنوان یک دولت _ کشور مستقلاً و مبتنی بر منافع ملی خودشان و متناسب با خواست افکار عمومی کشور خودشان و در راستای شأنیتی که به عنوان یک کشور مسلمان دارد و در حمایت از یک کشور مسلمان دیگر گام بردارد، برخوردار نیست و این استقلال عمل را متأسفانه حاکمان کنونی مصر ندارند؛ چه آن ایامی که به دنبال صلح و پایان یافتن جنگ بین ایران و آمریکا باشند، چه الان که نقش دیگری را ایفا کنند، اینها نقشههای عاریتی و نیابتی و ابلاغی برای مصر است.
گلی ادامه داد: با توجه به وضعیت اقتصادی مصر و نیازمندیهایی که به آمریکا دارد، با توجه به نوع روی کار آمدن دولت کنونی مصر، انتظار اینکه رفتار مصر را بتوانیم و بخواهیم مبتنی بر منطق سیاسی و روابط بینالملل تحلیل کنیم، انتظار درستی نیست. این کشورها متناسب با نقشهایی که آمریکا برای آنها تعریف میکند، در مقاطع مختلف مواضع مختلفی میگیرند، جهت این مواضع بعضا متضاد هم میتواند باشد که الان یک نمونه از آن را شاهد هستیم.
اروپا انفعال و سکوت مطلق را متناسب با شأنیت سیاست خارجی خود نمیداند
اقدام کشورهای اروپایی بیشتر برای حفظ پرستیژ این کشورهاست
وی همچنین به درباره اعزام ناوگان انگلیس و فرانسه به خلیج فارس و نشستی با حضور ۴۰ کشور برای بررسی طرح نظامی درباره تنگه هرمز گفت: ژئوپلیتیک تنگه هرمز به گونهای است که اشرافیت جمهوری اسلامی و توانمندی جمهوری اسلامی ایران برای کنترل این تنگه، خدشهناپذیر است. یعنی در بدترین حالت، مثلاً حتی نوار مرزی و ساحلی ایران هم بخواهد مورد ضربه قرار بگیرد و مورد اصابت هر نیرویی قرار بگیرد، جمهوری اسلامی ایران با توجه به توان دفاعی و برد موشکی و سایر توانمندیهای نظامی خود، به نحو کامل میتواند مدیریت و کنترل تنگه هرمز و تداوم شرایط کنونی را داشته باشد.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: این را هم کشورهای اروپایی، اعم از کشورهای ناتو و غیر اعضای ناتو، بهخوبی متوجه هستند، اما در شرایط کنونی که منافع آنها هم تحت تأثیر این اوضاع قرار گرفته، اولا سیاست خارجی این کشورها، انفعال و سکوت مطلق را متناسب با شأنیت سیاست خارجی خودشان نمیدانند. ثانیاً فشارهایی آشکارا از طرف آمریکا بر این کشورها وارد میشود تا در مسیر تغییر شرایط حاکم بر تنگه هرمز آنها هم کاری انجام دهند، لذا آنها مجبورند که از این تیپ کارها با احتیاط و دست به عصا انجام دهند و خودشان هم میدانند و علاقهمند به ورود به درگیری نظامی نیستند.
گلی تصریح کرد: در ایامی که جنگ بهصورت جدی دنبال میشد، آنها از ورود به جنگی که خودشان هم میدانند بدون منطق و بدون استراتژی، آمریکا به تحریک رژیم صهیونیستی، اسرائیل شروع کرده است، حذر کردند. لذا این حرکتها بیش از اینکه حرکتهای جدی و منتج به نتیجه ارزیابی شود، بیشتر برای حفظ پرستیژ این کشورهاست. ضمن اینکه شاید به یک مدل و به یک الگو برسند که متناسب با شرایط جمهوری اسلامی ایران بتوانند حداقل بخشی از نیازهای خودشان و علاقهمندی خودشان را تأمین کنند، ولی نه از راه نظامی، بلکه میتوانند با ورود به صحنه و جبران برخی از اشتباهاتی که در گذشته پیرامون ایران داشته اند امکان ایجاد شرایط بهتری را برای خودشان فراهم کنند.
چین بیش از روزهای آغازین، در حال تکاپو و علاقهمندی برای کنشگری و فعالیت است
وی همچنین درباره توییت سفیر ایران در چین، مبنی بر اینکه ایران آمادگی خودش را برای حمایت از طرح چهار مادهای رئیسجمهور چین با هدف برقراری امنیت پایدار و توسعه مشترک در منطقه خلیج فارس اعلام کرده گفت: چین، با گذشت زمان قابل توجهی از آغاز جنگ بین ایران و آمریکا و کسب ارزیابی دقیقتر از اوضاع این جنگ و دوران آتشبس، اکنون بیش از روزهای آغازین، در حال تکاپو و علاقهمندی برای کنشگری و فعالیت در این عرصه است، البته نه به عنوان میانجی مشخص.
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: از یک سو، چین علاقهمند به حفظ و گسترش مناسبات و ارتباطات اقتصادی خود با کشورهای حوزه خلیج فارس است و از سوی دیگر، روابط قابل توجهی با جمهوری اسلامی ایران دارد. در این میان، اتفاقاتی که در هفتاد روز گذشته رخ داده، از منظری به نفع چین هم ارزیابی میشود. چین به عنوان رقیب جدی آمریکا در حوزه مباحث اقتصادی و با توجه به روابط مثبت خود با جمهوری اسلامی ایران، در تأمین انرژی خود هیچ مشکل خاصی نداشته و از این جنگ به آن معنا تأثیر منفی نپذیرفته است.
گلی ادامه داد: تنها احتمال آسیبدیدگی چین، مربوط به روابطش با کشورهای حوزه خلیج فارس است. لذا چین علاقهمند است که در این مرحله ورود داشته باشد تا ضمن جبران آسیبهای احتمالی وارده به روابطش با کشورهای حوزه خلیج فارس، در نظام بینالملل هم به عنوان کشوری با نقشی متناسب با جایگاه اقتصادی خود، در مباحث سیاسی و روابط بینالمللی نیز مشارکت کند.
ترامپ خیلی دوست داشت با دست پر به چین سفر کند
وی با اشاره به سفر ترامپ به چین گفت: ترامپ بسیار علاقهمند بود تا با دست پر به چین سفر کند، البته اتفاقات اخیر نشان میدهد که به هدف خود نرسیده است. در حقیقت، پاسخ جمهوری اسلامی ایران به پیشنهادات یا درخواستهای آمریکا، باب میل آمریکا نبوده و اهداف آن را تأمین نکرده است. معتقدم جمهوری اسلامی تصمیم خود را مبنی بر اینکه در هیچکدام از آن شروط مطرح شده کوتاه نیاید، گرفته است. در حقیقت، تفاوتی نمیکند که این تصمیم در پاکستان یا در چین اتخاذ شود؛ جمهوری اسلامی طرحی را خواهد پذیرفت و وارد مذاکرات جدی خواهد شد که اولاً جنگ را خاتمهیافته بداند و ثانیاً تضمینهای قابل توجهی برای عدم شروع مجدد جنگ دریافت کند.
چین در حال بهرهبرداری از وضعیت فعلی است
این کارشناس مسائل بینالملل گفت: نقش چین در اینجا میتواند پررنگتر از کشورهای دیگر مانند پاکستان باشد در بحث تضمین پایان جنگ، چین میتواند نقش مشخصتر و قابل توجهتری نسبت به میانجیگرهایی مانند عمان و پاکستان ایفا کند. این امر بستگی به این دارد که آیا چین واقعاً علاقهمند به بهبود این وضعیت است، یا ممکن است صرفاً به عنوان یک اقدام دیپلماتیک نه چندان عمیق وارد شود و سفر ترامپ پایان یابد و ماجرا به همین روال ادامه پیدا کند. البته به نظر میآید که وضعیت فعلی، با توجه به ملاحظات اقتصادی، باید برای چین هم مطلوب باشد و چین در حال بهرهبرداری از این وضعیت است.