اشاره شیخ قاسم به سرنگونی دولت: پیامی به خارج در برابر معادله «انحصار قدرت»
سخنان شیخ نعیم قاسم درباره امکان کنارهگیری دولت لبنان، بهعنوان پیامی مستقیم به حامیان خارجی دولت و نشانهای از افزایش سطح تنش در صحنه سیاسی این کشور ارزیابی میشود.
به گزارش ایلنا به نقل از النشره، در حالی که طی هفتههای اخیر برخی محافل سیاسی در بیروت تلاش داشتند از کاهش تنش داخلی و عدم تمایل به سناریوی سقوط دولت سخن بگویند، اظهارات اخیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، بار دیگر فضای سیاسی این کشور را وارد مرحلهای جدید از تنش و هشدار کرد.
قاسم در سخنان خود با صراحت اعلام کرد اگر دولت لبنان از تأمین حاکمیت و انجام وظایف خود ناتوان باشد، باید کنارهگیری کند و همزمان بر «حق مردم برای حضور در خیابانها» در مسیر تغییر وضعیت سیاسی تأکید کرد؛ مواضعی که در فضای سیاسی لبنان بهعنوان افزایش سطح فشار بر دولت ارزیابی میشود.
این مواضع همزمان با تشدید پروندههای حساس داخلی از جمله موضوع «القرض الحسن» مطرح شده و بهاعتقاد ناظران، صرفاً یک پیام داخلی محدود نیست، بلکه حامل پیام مستقیم به بازیگران خارجی حامی ساختار سیاسی فعلی لبنان است.
بر اساس تحلیل منابع سیاسی، سخنان قاسم در ادامه اختلافات عمیق بر سر مسیر توقف درگیریها و آینده ترتیبات امنیتی در لبنان قابل ارزیابی است؛ جایی که دولت بیروت بر مذاکرات مستقیم با رژیم صهیونیستی تأکید دارد، اما جریان مقاومت و متحدانش این مسیر را در راستای «مهندسی صحنه به نفع تلآویو» توصیف میکنند و خواهان پیگیری پرونده در چارچوبی گستردهتر و مرتبط با معادلات منطقهای، بهویژه محور آمریکا و ایران هستند.
در همین چارچوب، برخی منابع سیاسی تأکید میکنند پیام اصلی حزبالله در این مقطع، هشدار نسبت به تلاش برای «جداسازی پرونده مقاومت» از معادلات کلان منطقهای و سوق دادن آن به مذاکرات مستقیم لبنان و رژیم صهیونیستی است؛ سناریویی که از نگاه این جریان، مقدمه فشار برای محدودسازی نقش مقاومت و تغییر موازنه قدرت در داخل لبنان تلقی میشود.
این منابع همچنین معتقدند طرح موضوعاتی مانند گرهزدن خروج اشغالگران یا روندهای امنیتی به بحث سلاح مقاومت، بخشی از یک پروژه فشار مرحلهای است که هدف آن تحمیل واقعیتهای جدید سیاسی در داخل لبنان است.
در چنین فضایی، سخنان شیخ نعیم قاسم بهعنوان یک پیام هشدار صریح تفسیر میشود؛ پیامی که تلاش دارد به طرفهای خارجی و حامیان دولت یادآوری کند هرگونه حرکت در مسیر «انحصار قدرت و حذف مؤلفههای مقاومت» میتواند با واکنشهای داخلی جدی و تشدید بحران سیاسی مواجه شود.
بر اساس این تحلیل، اشاره به امکان کشاندن مردم به خیابانها نیز در چارچوب افزایش سطح بازدارندگی سیاسی و هشدار نسبت به پیامدهای ادامه فشارها بر جریان مقاومت ارزیابی میشود، نه صرفاً یک موضعگیری سیاسی معمول.
در مجموع، به نظر میرسد لبنان وارد مرحلهای شده که در آن تقابل بر سر آینده ساختار قدرت، بهطور مستقیم با معادلات منطقهای و نقش بازیگران خارجی گره خورده و هرگونه تشدید فشار میتواند به باز شدن جبهههای جدید سیاسی در داخل این کشور منجر شود.