ایلنا در گفتوگو با یک فعال کارگری بررسی کرد؛
نگاهی به مرگ دردناک سه کارگر تبریزی/ «گواهی ایمنی» از مناقصات حذف شد، کارگران قربانی شدند!
حادثه آتشسوزی و انفجار در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» تبریز که به جانباختن سه کارگر و مصدومیت ۱۹ نفر انجامید، با انتقاد فعالان کارگری از سکوت دولت و ضعف نظارتهای ایمنی همراه شده است؛ فعالان کارگری خواستار پاسخگویی مسئولان و بازگشت الزامات ایمنی به محیطهای کار شدند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آتش زبانه کشید و جانها را در کام خود فرو برد، اما گویی دود این فاجعه هرگز به چشم پایتختنشینان و دولتمردان نرفت. در روز پنجم اردیبهشتماه، درست در روزهایی که تقویم به استقبال هفته کارگر میرفت، شعلههای بیتدبیری در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» واقع در شهرک صنعتی رفسنجانی (نرسیده به صوفیان تبریز)، جان سه کارگر زحمتکش را گرفت و ۱۹ تن دیگر را با جراحاتی عمیق روانه بیمارستان کرد. از این میان، اگرچه ۱۵ نفر پس از تحمل دردهای جانکاه ترخیص شدهاند، اما هنوز ۴ کارگر در تختهای بیمارستان با مرگ و زندگی دستوپنجه نرم میکنند.
دردآورتر از داغ این جوانان، سکوت سنگین و مرگبار خبری است که بر این فاجعه سایه انداخته است. چگونه میتوان پذیرفت در هفتهای که به نام «کارگر» مزین شده، مقامات عالیرتبه کشوری، تریبونها را با پیامهای تبریک و وعدههای پرطمطراقی چون لغو پیمانکاری پر کنند، اما حتی نیمنگاهی به خاکستر برجامانده از کارگران تبریزی نیندازند؟ اگر ادعای حمایت از قشر کارگر تنها یک شعار توخالی نبود، آیا نباید حداقل مداخلهای برای جلوگیری از تکرار این حوادث شوم صورت میگرفت تا دیگر شاهد پرپر شدن نانآوران خانوادهها در محیط کار نباشیم؟
برای واکاوی این فاجعه تلخ و بررسی دقیقتر خطاهایی که به این نقطه ختم شد، به سراغ «محسن تبریزی»، فعال کارگری رفتهایم تا ابعاد پنهان این حادثه را از زبان او بشنویم.
فاجعهای در سایه سکوت؛ وقتی جان کارگران قربانی بیتوجهی میشود
محسن تبریزی، فعال کارگری ساکن تبریز و همکار کارگران متوفی، در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با ابراز تأسف از حادثه پنجم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در شرکت «تکنام کیهان پلیمر» گفت: «در این آتشسوزی و انفجار مواد شیمیایی، سه کارگر زحمتکش به نامهای هادی نوفر، محمدرضا زاده و ناصر مسلمزاد جان خود را از دست دادند و ۱۹ کارگر دیگر روانه بیمارستان شدند؛ کارگرانی که تعدادی از آنها هنوز در بخش مراقبتهای ویژه (ICU) بیمارستان سینای تبریز بین درد و ابهام میجنگند.»

وی با بیانی دردمندانه افزود: «امروز نه برای ارائه یک گزارش اداری، بلکه برای فریادی سخن میگویم که از میان دود و شعله برخاست و در صدای ناله همکارانمان خاموش شد. برای کارگرانی که با امید به تأمین نان خانواده به کارخانه آمدند، اما با آتش و بیتوجهی جان باختند.»
این فعال کارگری با انتقاد از نادیده گرفتن هشدارها اظهار کرد: «چگونه میتوان باور کرد که چنین فاجعهای با وجود هشدارهای پیشین رخ داده باشد؟ چگونه میتوان چشم بر نامهها، تذکرها، اعتراضها و نگرانیهای مکرر کارگران بست و امروز نام این فاجعه را تنها یک «حادثه» گذاشت؟ از آن دردناکتر اینکه هیچگونه توجهی و حتی یک پیام تسلیت خشک و خالی از سوی رئیسجمهور محترم و وزیر کار صادر نشده است. »
تبریزی این اتفاق را حاصل بیتدبیری و بیمسئولیتی دانست و تصریح کرد: «این ایمنی بود که با «حذف شرط گواهی ایمنی در مناقصات» در اولین مصوبه دولت چهاردهم تضعیف شد. ما بارها تأکید کردیم که گواهی ایمنی جزو الزامات است و جان کارگر ارزانترین چیز این سرزمین شده است، اما گوش شنوایی نبود. دوستان ما در آتش سوختند، نه فقط به خاطر شعلهها، بلکه به خاطر سکوتی که پیش از آن حکمفرما بود؛ به خاطر مصوبهای که کارشناسی نشده بود. »
او با طرح پرسشهایی از مسئولان ادامه داد: «درد ما فقط از دست رفتن جان عزیزانمان نیست؛ درد ما این است که میدانیم این فاجعه میتوانست رخ ندهد. از مسئولان میخواهیم سکوت خود را بشکنند. چه کسی پاسخگوی این جانهای ازدسترفته و خانوادههایی است که در عزای عزیزانشان نشستهاند؟ چه کسی پاسخگوی فرزندان یتیمشده و پدر و مادرهایی است که ستون زندگیشان فروریخته است؟ ما به عنوان نماینده کارگران اعلام میکنیم که این خونها نباید بیپاسخ بماند و اجازه نمیدهیم در میان آمارها گم شود.»
فعالان کارگری خواستار پاسخگویی دولت و بازگشت الزامات ایمنی به محیطهای کار شدند
وی خاطرنشان کرد: «آنچه این فاجعه را دردناکتر میسازد، شواهدی حاکی از بیتوجهی به هشدارهای ایمنی، ضعف در نظارتهای پیشگیرانه و نبود افسران ایمنی است. صدای فرسودگی تأسیسات و عدم کفایت تجهیزات ظاهراً به گوش مسئولان نرسیده است. جناب آقای رئیسجمهور و جناب آقای وزیر کار، شما باید جوابگو باشید.»
این فعال کارگری در ادامه خواستههای صریح جامعه کارگری از عالیترین مقامات اجرایی کشور را در پنج محور تشریح کرد و گفت: «اولین خواسته ما صدور دستور ویژه برای تشکیل کمیته حقیقتیاب مستقل با حضور کارشناسان بیطرف جهت بررسی ابعاد دقیق حادثه و قصور احتمالی مسئولان در سطوح مختلف است. دوم، پیگیری جدی برای جبران خسارت حداکثری خانوادههای جانباختگان و مصدومان شامل تأمین اجتماعی، مستمری و غرامت. سوم، بازنگری اساسی در مقررات ایمنی کار و اجرای سختگیرانه ماده ۹۱ قانون کار. چهارم، تضمین عملی امنیت شغلی و جانی کارگران؛ و در نهایت پنجمین خواسته، اجرایی شدن مجدد دستور شرط گواهی ایمنی در تمامی کارخانهها و کارگاههاست.»
تبریزی با تأکید بر نقش حیاتی افسر ایمنی در پیشگیری از حوادث یادآور شد: «وظایف افسر ایمنی شامل آموزش کارگران و آمادهسازی شرایط اضطراری است، اما متأسفانه کارخانه ما مدتهاست که افسر ایمنی ندارد و نتیجهاش همین حادثه تلخ شد.»
وی در پایان با گلایه از بیتوجهی دولت افزود: «این کارگرانند که این سرزمین را با همه زخمهای گذشته دوباره میسازند، اما وقتی قربانی ناایمنی میشوند، سهمشان فقط سکوت است؟جامعه کارگری امیدوار است دولت چهاردهم پاسخگوی مصوبه غیرکارشناسی خود باشد. ایمنی کارگران باید اولویت اصلی باشد و جان انسانها هیچ قیمتی ندارد. روح همکاران جانباختهمان شاد و یادشان در دلهای ما زنده خواهد ماند.»