سید جمال ساداتیان در گفتوگو با ایلنا:
مصوبه جدید مجلس نابودکننده سینمای اجتماعی و تقویتکننده سینمای زیرزمینیست/ سکوت در برابر معضلات اجتماعی چه ربطی به جلوگیری از نفوذ بیگانگان دارد؟
نمایندگان مجلس هیچ شناختی از جامعه ندارند
سید جمال ساداتیان با انتقاد از مصوبه جدید مجلس که مربوط به تولیدات هنری و سینمایی است، تأکید کرد که این قانون نابودکننده سینمای اجتماعی و تقویتکننده سینمای زیرزمینی خواهد بود.
به گزارش خبرنگار ایلنا، روز یکشنبه دهم آبان نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نشست صحن علنی که به صورت مجازی برگزار شد، مواد ۲۷، ۲۸ و ۲۹ طرح مقابله با نفوذ بیگانگان را به تصویب رساندند، طرحی که با تصویب آن فعالیت در فضای مجازی و حوزههای فرهنگی از جمله تولید یا کارگردانی فیلم و سریال، مستند و تئاتر، موسیقی و کتاب و مانند آنها چنانچه مطابق مستندات ارائه شده توسط ضابط، تحت حمایت یا اشراف یا هدایت یا آموزش یا راهبری کارگزار بیگانه باشد، موجب شش ماه تا پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی خواهد شد.
بنا بر این مصوبه، درصورتیکه اثر تولید شده احکام دینی را زیر سؤال ببرد یا تصویری ناروا و خلاف واقع از جامعه و دستاوردهای انقلاب اسلامی نشان دهد یا به قصد ضربه زدن به استقلال امنیت کشور مقابله با نظام یا آموزههای اسلامی منتشر شود، صادر کننده مجوز تولید پخش یا انتشار و نیز منتشر کننده علاوه بر محرومیت دائم از حقوق اجتماعی به جزای نقدی معادل هزینه تولید آثار فرهنگی ایرانی_اسلامی محکوم میشوند. میزان محکومیت جزای نقدی در هیچ صورت نمیتواند کمتر از دو برابر جزای نقدی مقرر برای مجازات نقدی جرائم تعزیری درجه یک باشد.
تصویب این طرح مطمئناً تأثیری مستقیم بر آینده سینمای ایران خواهد داشت و نگرانیهایی برای برخی سینماگران به وجود آورده که پیشتر نیز از صنوف مختلف مخالفتهایی با انتشار بیانیه و گفتوگو نسبت به آن مطرح شده بود. به منظور بررسی عواقب اجرای این طرح با سید جمال ساداتیان تهیهکننده سینما گفتوگویی داشتیم که در ادامه مشروح آن را از نظر میگذرانید:
تأثیر تصویب ماده ۲۷ طرح مقابله با نفوذ بیگانگان را برای سینمای ایران چطور میبینید؟
چند ماه پیش بود که بحث این طرح در مجلس شورای اسلامی مطرح شد، همان زمان بخشی از اهالی سینما از تصویب و اجرای آن ابراز نگرانی کردند. سینمای ایران امروز به دو بخش تقسیم میشود، یک بخش مربوط به فیلمهای سرگرمکننده است که فیلمسازان فعال در آن معمولاً به سراغ موضوعات خاصی نمیروند که حساسیتبرانگیز باشد. آنچه که مجلس شورای اسلامی به تصویب رسانده بیشتر شامل بخش دیگر سینماست؛ بخشی که فیلمهای اجتماعی تولید میکند.
چند سالی است این گلایه و انتقاد وجود دارد که چرا سینمای ما صرفاً به سمت تولید فیلمهای طنز رفته و در همه این سالها همواره این بحث مطرح بوده که نوع برخوردها و ممیزیهایی که متوجه فیلمهای اجتماعی میشود سینما را وارد یک خودسانسوری ناخواسته کرده و حالا با تصویب این قانون، همین شمشیر نامرئی که بالای سر سینما بود دیگر نامرئی نیست و دست کسانیکه میخواهند با سینمای اجتماعی و انتقادی برخورد کنند با این قانون کاملاً باز میشود.
هر تحول اقتصادی که در کشور به وجود میآید پیامدش شکلگیری برخی ناهنجاریهای اجتماعی است، در جامعهای که اختلافات طبقاتی هر روز بیشتر میشود و عدهای پولدارتر و عدهای فقیرتر میشوند طبیعتاً مشکلات اجتماعی متعددی وجود دارد که با نادیده گرفتن آنها یا صرفاً برخوردهای قضایی نمیتوان به رفع این مشکلات امیدوار بود. رفتارهای اجتماعی و مشکلات مختلف باید دستمایه فیلمهای اجتماعی قرار بگیرند ولی فیلمهای اجتماعی همواره با اتهاماتی نظیر سیاهنمایی روبرو بودهاند و حالا با این مصوبه، قانون این اختیار را پیدا میکند که سختترین برخوردها را با فیلمهای اجتماعی و انتقادی داشته باشد. اگر این قانون به اجرا برسد ساخت فیلمهای اجتماعی که میخواهند رفتارهای غلط اجتماعی یا حاکمیتی را نقد کنند ناممکن میشود
در صورت اجرای این مصوبه اگر قرار است سینما حیاتی داشته باشد باید خود را به فیلمهای طنز قانع کند، فیلمهایی امکان ساخت خواهند داشت که هیچ نقدی ندارند چراکه هر موضوع اجتماعی میتواند در تفسیر این قانون قرار بگیرد و همانطور که مشخص شده با سازندگان اثر برخورد شود و کل زندگی تولیدکنندگان اثر را به نابودی بکشاند.
به نظر شما برخورد با فیلمهای سینمایی میتواند چه ارتباطی با موضوع مقابله با نفوذ بیگانگان داشته باشد؟
با مصوبه مجلس افرادی که میخواهند قانونمند کار کنند بیشتر مورد هجمه و خسارت قرار میگیرند. شاید تنظیمکنندگان این طرح منظورشان از مقابله با نفوذ بیگانگان، نفوذ کسانی است که با رجوع به بنگاههای فرهنگی اروپایی فاند میگیرند و بدون اینکه کسی متوجه شود در ایران فیلم میسازند و به جشنوارههای خارجی میروند و برخی از این افراد هم از برای همیشه از ایران میروند و نمونههایی هم هستند که برای همیشه رفتهاند و دیگر قانون ما به آنها به هیچوجه دسترسی ندارد.
دولت به این فیلمها و تولیدات دسترسی ندارد و قانونی که تصویب شده فقط با کسانی میتواند برخورد داشته باشد که در ایران کار میکنند و با هزینه شخصی فیلم میسازند و میخواهند مشکلاتی که در سطح جامعه وجود دارد را مورد نقد و بررسی قرار دهند تا شاید بتوان برایشان راه حلی پیدا کرد. به عقیده من مصوبه مجلس مفر خوبی برای کسانی خواهد شد که در سینمای زیرزمینی کار میکنند و میتوانند به وسیله آن شرایط کار خود را به بنگاههای فرهنگی اروپایی سختتر نشان دهند و حمایتهای بیشتری برای فیلم ساختن دریافت کنند. با این قانون کسانی که در دسترس هستند، در ایران کار میکنند و فعالیتشان میتواند در چارچوب قانون باشد، مجازات میشوند.
بنابراین شما بر این عقیده هستید که این قانون سینمای زیرزمینی را تقویت میکند؟
من اینطور فکر میکنم. وقتی کار کردن در جریان رسمی و قانونی تا این حد پرخطر است، طبیعتاً خیلی از سینماگران ترجیح میدهند که خارج از این جریان کار کنند. مجلس با این موانع فقط بستر رشد و تقویت سینمای زیرزمینی را فراهم میکند.
اگر در سه یا چهار سال گذشته تعداد فیلمهای زیرزمینی افزایش پیدا کرده، دلیلش افزایش فیلترهای نظارتی است. وقتی سینماگر برای دستمایه قرار دادن موضوعات اجتماعی با محدودیت روبرو میشود، به سمت فیلمسازی خارج از قانون میرود؛ مثل وقتی که قوانین واردات اجناس مصرفی مردم سختگیرانه میشود، اجناس قاچاق در بازار افزایش پیدا میکند.
هرچقدر فیلترهای تولید فیلم در جریان رسمی بیشتر شود قطعاً جریان زیرزمینی بیشتر تقویت خواهد شد.
برخورد با نهاد صادرکننده مجوز چه پیامدی برای سینما خواهد داشت؟
در همین سالها که شمشیری نامرئی بر سر سینما بود، چند مدیر کل وزارت ارشاد که برای بعضی فیلمها با کمی سهولت مجوز نمایش صادر کرده بودند، با احضار دادستانی و برخورد قهری روبرو شدند و در نهایت مجبور به ترک مسئولیت خود شدند. حالا اجرای این قانون همانطور که پیشتر گفتم کاملاً عیان و مشخص آن شمشیر را بالای سر سینما آورده و طبعاً یک مدیر که حقوق اندکی هم دریافت میکند منطقی نیست که خود را در معرض خطر برخوردهای سخت قانون قرار دهد، بنابراین قطعاً فیلترها را بیشتر کرده و فضا را بستهتر میکند تا خیالش از فیلمها راحت باشد و حبس و جزای نقدی متوجهش نباشد.
در این شرایط باید فاتحه فیلمهای اجتماعی را که رویکردی انتقادی دارند، بخوانیم. خودسانسوری ناخواسته در سینما حاکم میشود و پس از آن فقط باید در سینما فیلمهای کمدی و سرگرمکننده ببینیم.
دغدغهای که این قانون را تنظیم کرده، چطور میتواند به نتیجه مطلوب مدنظر خود برسد؟
واقعاً نمیدانم نمایندگان مجلس چطور فکر میکنند. برای جلوگیری از یک بیماری فراگیر در جامعه معمولاً واکسیناسیون راه حل مناسبی است. وقتی واکسن میزنید بیماری خفیف را وارد بدنتان کردهاید تا بدن با واکنش نشان دادن نسبت به آن بیماری خود را برای بیماری شدیدتر آماده کند.
وقتی ما میخواهیم جامعه را در برابر ناهنجاریها و معضلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی واکسیناسیون کنیم، راه حلش اقدامات بیمنطقی مثل تنظیم این قانونها و بستهتر کردن فضای سینما و هنر نیست. نمایندگان مجلس مشغول پاک کردن صورت مسئله هستند؛ آیا ما در جامعهمان بحرانهای اجتماعی نداریم؟ زمانی رئیس قوه قضاییه تأکید داشت که ما دو و نیم برابر استانداردهای جهانی پرونده قضایی داریم. این حجم از پروندههای قضایی نشاندهنده وجود معضلات اجتماعی است و نمیتوان در این شرایط سینما را از پرداختن به معضلات منع کرد. اگر سینما نتواند به این مسائل بپردازد به معنای عدم وجود آنها نیست و اگر قرار بر نادیده گرفتنشان باشد این مسائل هیچگاه حل نمیشوند.
چطور نمایندگان مجلس سکوت در برابر معضلات اجتماعی را به معنای جلوگیری از نفوذ بیگانگان تفسیر میکنند؟ واقعاً نمایندگان مجلس چه تفسیری از نفوذ بیگانگان دارند؟ عملکرد مجلس برای ما پرسشهایی اساسی درباره نحوه فکر نمایندگان نسبت به مسائل اجتماعی ایجاد میکند که عجیب و غریب است.
در موضوعی مثل حجاب نمایندگان مجلس بارها و بارها بر قانونگذاری در این موضوع تأکید کردند اما وقتی بستر اجتماعیاش وجود ندارد هیچ قانون سختگیرانهای نمیتواند اجرا شود، بر فرض که به هر نحوی همه مجبور به رعایت حجاب شدند، اگر اعتقاد به حجاب وجود نداشته باشد در هر فرصتی افراد آن اجبار را کنار میزنند. در پیشبرد اهداف فرهنگی مثل موضوع حجاب باید در جامعه یک باور به وجود آورد، اگر باور به وجود بیاید دیگر نیازی به برخورد قضایی نیست.
نهادها و سازمانهای فرهنگی متعدد با بودجههای هنگفت در این سالها چه تأثیری بر جامعه داشتهاند؟ آیا در پیشبرد اهداف فرهنگیشان موفق بودند؟ شکافی که بین این نهادها و جامعه وجود دارد غیر قابل انکار است، بین مجلس و مردم هم این شکاف وجود دارد. نمایندگان ما گویی در تخیلات خودشان زندگی میکنند و اصلاً جامعه را نمیشناسند و با عملکردی که دارند هر روز شکاف موجود را عمیقتر میکنند و مصوبه مذکور هم هیچ دستاوردی جز این نخواهد داشت.