جابر قاسمعلی در گفتوگو با خبرنگار ایلنا:
شاید نسل جوان، مدیران را به خود آورد/ مدیران سینما باید خود را با شرایط روز هماهنگ کنند
جابر قاسمعلی با اشاره به اینکه سینمای ایران یک سینمای کاملاً دولتی است، تأکید کرد که این سینما همواره تابعی متغیر از دولت بوده که وضعیتش با تغییر دولتها و سلایق مدیران تغییر کرده است.
جابر قاسمعلی فیلمنامهنویس سینما در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، ضمن تبریک روز ملی سینما، درباره وضعیت این روزهای سینمای ایران و اولویتهای موجود در این سینما، اظهار کرد: مدیریت سینما فاقد نگاه کلان در زمینه تولید فیلم است. حاصل این نگاه، بیکاری طیف گستردهای از عوامل و عدم تولید فیلمهای متنوع برای طیفهای مختلف جامعه و گونههای مختلف است.
قاسمعلی خاطرنشان کرد: بخش خصوصی که درگیر دخل و خرج خودش است و حاضر نیست در سرمایهگذاری و تولید ایدههای دیربازده یا پر ریسک مشارکت کند، طبعاً نوآوری در تولید ممکن است گاه با شکست مواجه شود و هزینهای را به آنها تحمیل کند. اگرچه خیال میکنم در درازمدت با آسیب شناسی این شکستهای احتمالی و مقطعی، میتوان به موفقیتهایی در تولید ایدههای نوآورانه در بدنه سینما، برای عامه مردم دست یافت تا به طور همزمان سوددهی و اعتبار فرهنگی ایجاد شود.
وی افزود: حقیقت آن است که بخش دولتی هم خلاء تولیدات متنوع را به روی خود نمیآورد. فکرها، ایدهها و فیلمنامههای جدیدی که تولید ژانر و گونه میکنند از هیچ حمایتی برخوردار نیستند. نتیجه، تولید و اکران انبوهی از فیلمهای کمدی است. با وقوع جنگ، عمده تولیدات سینمایی متوقف شده، بیکاری گستردهای در بین سینماگران به وجود آمده، تعدادی از عوامل سینما جذب پلتفرمها شدهاند و در چنین شرایطی پیداست سینمای ایران که نفسهای آخرش را میکشد، بازی را به پلتفرمها باخته است.
این نویسنده درباره نقش سینماگران در عدم وجود تنوع ژانر و گونه، گفت: این ضعف از سینماگران نمیآید. دستکم در حوزه فیلمنامه میدانم که نوشتهها، ایدهها و متنهایی وجود دارد که در ژانرها و گونههای متنوعی نوشته شدهاند. اما نهاد فرهنگی که از آنها حمایت کند، وجود ندارد. به همین دلیل سینمای ایران تنها در دو نوع فیلم کمدی و فیلمهای ارگانی محدود شده است. این در حالیست که سینمای جهان همچنان با تولید فیلم در گونههای مختلف (سینمای وحشت، روانکاوانه، تریلر، کودک و… ) مخاطب خود را تغذیه میکند.
وی افزود: پرداختن به ژانرها و گونههای مختلف برای مسئولان سینمایی ما تنها زمانی اهمیت پیدا میکند که مناسبتی وجود داشته باشد؛ مثلاً چند ماه مانده به برگزاری جشنواره فیلم کودک و نوجوان به فکر تولید فیلم کودک میافتند. شوراهای مختلف اقتباس و غیره راهاندازی میشود تا برای خالی نبودن عریضه، به سرعت چند فیلم دم دستی ساخته و راهی جشنواره شود.
نویسنده فیلم سینمایی «تلفن همراه رئیس جمهور» تأکید کرد: دهه شصت البته این برنامهریزی و مدیریت کلان وجود داشت. امروز درباره درست یا غلط بودن آن اظهار نظر نمیکنم؛ قطعاً ضعفهایی داشت که یکی از آنها حذف صنعت از سینما بود. اما دست کم شما شاهد یک برنامهریزی کلان و دراز مدت در سینما بودید. در سالهای اخیر هیچ نوع برنامهریزی وجود ندارد و همه چیز شکل باری به هر جهت به خود گرفته است. بخش خصوصی برای بازگشت و کسب سرمایه فقط کمدی میسازد و بخش دولتی هم به دنبال ساخت فیلمهای بی مخاطب خود است؛ فیلمهایی که اکثراً در گیشه شکست میخورند.
قاسمعلی درباره دلایل وجود برنامهریزی کلان در دهه ۶۰ گفت: البته وجود برنامهریزی کلان در آن زمان ضرورت دوران پس از انقلاب بود. در همه عرصهها ضرورت برنامه ریزی دراز مدت وجود داشت؛ در اقتصاد، در فرهنگ و هنر و ... . اوایل دهه ۷۰ و پس از پایان جنگ با عراق، چنین احساس شد که نهادهای حاکمیتی مستقر شده و به وضعیتی پایدار رسیده است. حالا دولتها این امکان را پیدا کردند که در زمینههای اقتصادی و فرهنگی با توجه به گرایش سیاسی خود عمل کنند. در نیمه اول دهه هفتاد فضای فرهنگی بستهتر شد و آمار فیلمهای توقیفی بالا رفت. اما در نیمه دوم دهه ۷۰ باز فضا کمی بازتر شد. در چنین شرایطی سینمای ایران همواره تابعی از متغیر دولتها بوده و با جابجایی دولتها و مدیران حوزه فرهنگ، وضعیتش عوض شده است. تا امروز که سینما در یک وضعیت نابسامانی دست و پا میزند؛ اگرچه جنگ هم در این میان مزید بر علت شده است.
وی درباره نوع برنامهریزی مطلوب در سینما توسط دولت، گفت: طبیعی است که در طول سالهای پس از انقلاب، سینمای ایران باید ساختار و ریخت صنعتی پیدا میکرد. امری که تاکنون محقق نشده است. سینمایی که با حضور تماشاگر نفس میکشد و پول تولید خود را از دولت درخواست نمیکند. طبیعتا اگر پای دولت وسط نباشد، میزان مداخله او در کیفیت هنری و فنی اثر به حداقل میرسد. اگرچه این وضعیت ممکن است درابتدا آسیبهایی با خود به همراه داشته باشد، اما تجربه جهانی تولیدات صنعتی در جهان نشان داده است که سینما در نهایت مسیر طبیعی و درست خود را در کنار مردم پیدا خواهد کرد.
وی افزود: دولت اما همچنان (و به ویژه در جهان دیجیتال) بنا دارد با نظارت از نوع دهه شصت، دفترچه دستورالعملها و باید و نبایدها، مو به مو ممیزی خود را اعمال کند. امری که توسط فیلمسازان جوان به هیچ انگاشته شده و البته در نهایت به تولیدات زیر زمینی انجامیده است. مدیران باید خود را با شرایط روز هماهنگ کنند و به شیوهای آکادمیک، علمی، هنرمندانه و البته عادلانه با تولیدات سینمای ایران مواجه شوند.
نویسنده فیلم سینمایی «زعفرانیه ۱۴ تیر» در پایان گفت: با همه این حرفها، باید عرض کنم سالهاست که از بهبود وضعیت سینما ناامیدم، حرف زدن و انتقاد را هم بیفایده میدانم، هیچ گوش شنوایی وجود ندارد، بارها این مسائل را با مدیران در دورههای مختلف در میان گذاشتهایم؛ اما هیچ اتفاقی نیفتاده. آنها معمولاً حرفهای ما را تأیید میکنند، اما هیچ کاری انجام نمیدهند. تنها امیدم حضور و وجود نسل جوانِ فیلمساز است؛ نسلی که بدون توجه به دستورالعملها، دارد کار خودش را میکند و مسیر خودش را میرود. این نسل شاید بتواند مدیران را به خود آورد.