هوش مصنوعی و نویسندگان؛
هوش مصنوعی جامعه ادبی را نگران کرده است/ قطع همکاری برخی ناشران با این گروه از نویسندگان
چند سال پیش شاید کمتر کسی تصور میکرد هوش مصنوعی روزی به حوزه داستاننویسی و ادبیات نیز راه پیدا کند. بسیاری از نویسندگان معتقد بودند خلق داستان، شخصیتپردازی و شکل دادن به جهانهای خیالی از معدود عرصههایی است که همچنان در اختیار ذهن انسان باقی خواهد ماند. اما گسترش فناوریهای هوش مصنوعی نشان داده است که این ابزارها حالا به بخشی از گفتوگوهای دنیای نشر تبدیل شدهاند؛ حضوری که هم نگرانی ایجاد کرده و هم کنجکاوی.
به گزارش خبرنگار ایلنا به نقل از ایندیپندنت، چند سال پیش شاید کمتر کسی تصور میکرد هوش مصنوعی روزی به حوزه داستاننویسی و ادبیات نیز راه پیدا کند. بسیاری از نویسندگان معتقد بودند خلق داستان، شخصیتپردازی و شکل دادن به جهانهای خیالی از معدود عرصههایی است که همچنان در اختیار ذهن انسان باقی خواهد ماند. اما گسترش فناوریهای هوش مصنوعی نشان داده است که این ابزارها حالا به بخشی از گفتوگوهای دنیای نشر تبدیل شدهاند؛ حضوری که هم نگرانی ایجاد کرده و هم کنجکاوی.
ایندیپندنت در گزارشی به این موضوع پرداخته که چرا برخی نویسندگان با وجود انتقادهای گسترده، همچنان از هوش مصنوعی در کار خود استفاده میکنند و حتی حاضرند آشکارا درباره آن صحبت کنند.
در ماههای گذشته چندین جنجال رسانهای بر سر استفاده از هوش مصنوعی در حوزه کتاب شکل گرفته است. یکی از خبرسازترین موارد به رمانی از میا بالارد مربوط میشد؛ اثری که پس از مطرح شدن ادعای استفاده از هوش مصنوعی، با واکنش ناشر روبهرو شد. بالارد در پاسخ توضیح داد که شخص دیگری روی نسخه اولیه کتاب کار کرده و بدون اطلاع او از ابزارهای هوش مصنوعی بهره گرفته است.
همزمان رسانههای آمریکایی از قطع همکاری با برخی نویسندگان و روزنامهنگاران خبر دادند؛ افرادی که مشخص شده بود در تولید بخشی از مطالب خود از هوش مصنوعی استفاده کردهاند. همین اتفاقها باعث شد حساسیت نسبت به این فناوری در فضای ادبی بیش از پیش افزایش پیدا کند.
ماجرا تنها به نویسندگان تازهکار محدود نماند. اولگا توکارچوک، نویسنده لهستانی و برنده جایزه نوبل ادبیات، نیز پس از آنکه از کمک گرفتن از هوش مصنوعی برای شناخت بهتر شخصیتهای داستانی خود سخن گفت، با موجی از واکنشها مواجه شد. او بعدتر توضیح داد که هدفش از این کار تولید متن یا نوشتن داستان نبوده، بلکه صرفاً از این ابزار برای تکمیل تحقیقات و گسترش شناخت خود از شخصیتها استفاده کرده است.
در کنار این بحثها، نگرانی درباره آینده شغلی نویسندگان نیز افزایش یافته است. نتایج یک پژوهش دانشگاهی در بریتانیا نشان میدهد بخش قابل توجهی از نویسندگان نگران هستند که در آینده بخشی از فعالیتهای آنان به سامانههای هوش مصنوعی سپرده شود. با این حال، همان تحقیق نکته دیگری را نیز آشکار کرد: تعداد قابل توجهی از نویسندگان در حال حاضر از این فناوری در مراحل مختلف کار خود استفاده میکنند؛ از تحقیق و جمعآوری اطلاعات گرفته تا ایدهپردازی و بازبینی متن.
آنتونی هوروویتس، نویسنده شناختهشده رمانهای جنایی و آثار تلویزیونی، از جمله افرادی است که استفاده از هوش مصنوعی را پنهان نمیکند. او میگوید این ابزار برایش بیشتر نقش یک موتور جستوجوی پیشرفته را دارد تا یک نویسنده دیجیتال. به گفته هوروویتس، اطلاعاتی که از هوش مصنوعی دریافت میکند همواره نیازمند بررسی و راستیآزمایی است و او هرگز حاضر نیست متن تولیدشده توسط ماشین را مستقیماً وارد آثارش کند.
او معتقد است کنار گذاشتن کامل چنین ابزاری منطقی نیست، هرچند نباید به آن اعتماد مطلق داشت. تجربه شخصی هوروویتس نیز نشان داده که هوش مصنوعی گاهی حتی درباره آثار خود او اطلاعات نادرستی ارائه میدهد.
یکی دیگر از محورهای اصلی این بحث، مسئله حقوق مؤلف است. بسیاری از نویسندگان و ناشران معتقدند شرکتهای فعال در حوزه هوش مصنوعی آثار منتشرشده را بدون کسب اجازه صاحبان آنها برای آموزش مدلهای خود به کار گرفتهاند. همین موضوع به شکلگیری اعتراضهای گسترده و حتی شکایتهای حقوقی علیه برخی شرکتهای فناوری منجر شده است.
در سوی دیگر ماجرا، نویسندگانی قرار دارند که هوش مصنوعی را بیشتر یک ابزار کمکی میدانند. کیتی پرسکات هنگام نگارش زندگینامه مایک لینچ با حجم عظیمی از اسناد و مدارک حقوقی روبهرو بود. او از یکی از ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده کرد تا اطلاعات مهم را از میان هزاران صفحه سند استخراج کند. از نظر او، این فناوری میتواند در مدیریت دادهها و تسهیل تحقیقات نقش مؤثری داشته باشد، اما نمیتواند جایگزین ارتباط انسانی شود؛ عنصری که در روزنامهنگاری و نویسندگی اهمیت اساسی دارد.
آجی چودری، نویسنده رمانهای جنایی، نیز رویکرد مشابهی دارد. او گاهی در زمان بنبستهای ذهنی با هوش مصنوعی گفتوگو میکند تا ایدههای مختلف را بررسی کند. البته تأکید میکند که بخش عمده پیشنهادهای ارائهشده از سوی این ابزار را کنار میگذارد و تنها در موارد معدودی از آنها الهام میگیرد.
به نظر میرسد بحث درباره جایگاه هوش مصنوعی در ادبیات به این زودیها پایان نخواهد یافت. مخالفان همچنان نسبت به تأثیر آن بر خلاقیت انسانی و حقوق نویسندگان هشدار میدهند و موافقان از ظرفیتهای آن برای تسهیل فرآیند تحقیق و ایدهپردازی سخن میگویند. آنچه مسلم است این است که هوش مصنوعی اکنون به یکی از موضوعات مهم دنیای نشر تبدیل شده و نویسندگان ناچارند دیر یا زود موضع خود را در قبال آن مشخص کنند.
شاید به همین دلیل است که برخی نویسندگان، با وجود همه انتقادها، ترجیح میدهند استفاده از این فناوری را پنهان نکنند و آن را ابزاری بدانند که در نهایت همچنان زیر نظر و کنترل انسان عمل میکند.