ادای دین «مادران» به مادران شهدا
تهیهکننده «مادران» درباره ایده تولید این سریال گفت: ایده این داستان از تجربه زیسته همسان من و آقای دهنوی میآید؛ هم عموی من و هم عموی او در دوران دفاع مقدس به شهادت رسیدهاند. برایناساس همواره دوست داشتیم که برای خانواده و مادران شهدا کاری انجام دهیم.
به گزارش ایلنابه نقل از روابط عمومی رسانه ملی، حسین رستمپور افزود: بههرحال خودمان در همین خانوادهها بزرگ شده بودیم. اسم من حسین است و اسم عموی شهیدم حسین بود؛ اصلاً اسم من را پس از شهادت عمویم، حسین گذاشتند و به همین خاطر رفتار مادربزرگم همیشه با من فرق داشت؛ ساخت این سریال ادای دینی به عمو و مادربزرگم بود.
وی ادامه داد: از دو سال پیش بود که ایده سریال «مادران» شکل گرفت و در ذهنمان برجسته و تحقیقات و پژوهش درباره مادران شهدا و جستوجوی ما در کتابها و اسناد با همین مضمون شروع شد. وقتی مجموعه داستانی با همین عنوان را که از سوی انتشارات روایت فتح منتشر شده بود، خواندیم، ایدهمان سروشکل گرفت و از اینجا هادی مقدمدوست وارد کار شد و طرحها را نوشتیم. از مرداد سال گذشته پیشتولید شروع شد و در چهار استان فیلمبرداری کردیم. تنوع کارمان زیاد بود بهصورتی که در این قصه هم مادر شهید اهل تسنن داریم و هم ارمنی.
این کارگردان تلویزیونی اضافه کرد: درحقیقت آنچه باعث انتخاب این قصهها از میان سرگذشت مادران شهید متعدد شد، حضور آنان در اقلیمهای متفاوت و شخصیتهای مختلفشان بود.
رستمپور در پاسخ به این سؤال که این قصه چند قسمت است و آیا دنبالهای دارد، گفت: این سریال هفت قسمت است و اگر دنبالهای داشته باشد فصل «پدران» را میسازیم. درحقیقت بعد از ساخت «مادران» هرچه جلوتر رفتیم، متوجه رنج دیده نشده پدران شدیم. پدران مظلوم هستند و در این زمینه در حقشان اجحاف شده است؛ بنابراین اگر دنبالهای برای این کار باشد، این بار سراغ پدران شهدا میرویم.
تهیهکننده این مجموعه نمایشی ادامه داد: درنتیجه و چون همه مادران شبیه هم هستند، یک نفر همه این نقشها را بازی کرد. انتخاب هفت بازیگر برای این هفت نقش، کار راحتتری بود و بازی خانم افشار در هفت نقش، سختتر بود، ولی ما کار سخت را انجام دادیم. بازیگری دارید که ۸۰ روز قرار است هفت حس متفاوت را به تصویر بکشد. این کار، سخت است، اما خانم افشار عالی بود و بهخوبی از پس کار برآمد. درنهایت میخواستیم بگوییم مادر شهیدی که در روستای مرزی زندگی میکند، با مادرشهید ساکن تهران و مشهد فرقی ندارد؛ ممکن است لباس یا لهجهشان فرق کند، ولی مادر بودن تغییر نمیکند.
رستمپور در پاسخ به این سؤال که دشواریهای این کار چه بوده است، گفت: رفتوآمد بسیار و اینکه هر قصه در یک استان فیلمبرداری شد، کار را بسیار سخت کرد. ما از مشکینشهر شروع کردیم و بعد به نمین و تهران و… رفتیم. قسمت مربوط به قطار را از ساعت ۵:۰۰ صبح در مسیر تهران-ساری فیلمبرداری کردیم و باز در برگشت فیلم گرفتیم. اساساً در این کار اقلیم برای ما بسیار اهمیت داشت، چراکه به دلیل روحیه مستندسازی که هر دو ما داشتیم، تمایل به شیوه نمایش کار برایمان مهم بود. از تهران خارج شدن، رنگها و جنس تصویر را عوض میکند و ما میخواستیم که هر قصه یا دقیقاً در همان فضای خودش روایت شود یا در نزدیکترین حالت به آن. اینگونه شد که چهار قصه در همان اقلیم و جغرافیای خودشان گرفته و باقی هم در نزدیکترین فضا به شخصیت هر قصه و زندگیاش روایت شده است.
وی تصریح کرد: درنهایت هدف قصه «مادران» این است که این مادران شهدا، فراموش نشوند. رنج مادران شهدا باید دیده و از آن حرف زده شود. این نقش تربیتی که این مادران در زندگی این فرزندان شجاع داشتهاند، باید موردتوجه باشد و از آن حرف زده شود.