صادق دهقانی در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
وطندوستی یکشبه ایجاد نمیشود/ مستندساز به سراغ ابعاد نادیدنی جنگ میرود
صادق دهقانی، مستندساز، با بیان آنکه شاید هیچ اثر هنری توان بازتاب کامل رنج خانوادههای داغدیده شهدای مدرسه میناب را نداشته باشد، تاکید کرد که هیچ جامعهای در جهان آسیب به کودکان را توجیهپذیر نمیداند و آنها باید همواره از هر آسیبی مصون بمانند.
صادق دهقانی، مستندساز در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، با بیان آنکه شاید هیچ اثر هنری نتواند درد لحظاتی که کودکان مدرسه میناب به شهادت رسیدند را نشان دهد، گفت: هیچ مردمی در هیچ کجای جهان، کشتن کودکان را به عنوان هزینه و تبعات جنگ نمیپذیرند. کودکانی که هیچ کجای بازی بزرگسالان نیستند، همیشه و همهجا باید مصون بمانند و هیچ بهانهای برای آسیب رساندن به آنها، قابل پذیرش نیست. من از روز اول تمام وجودم درگیر مادرانی است که منتظر بازگشت فرزندشان از مدرسه بودند و بعد باید به دنبال جنازهی آنها میگشتند. بعید است که هیچ فیلم یا اثر هنری بزرگی بتواند درد آن لحظات را به تمامی وجوه آن منتقل کند. بر این نکته تاکید دارم که کودکان در هیچ اتفاقی و با هیچ منطقی نباید هدف حمله قرار بگیرند.
کارگردان «فصل فرار اسبها» نظر خود را دربارهی مفاهیم وطندوستی و مردمدوستی، اینگونه بیان کرد: وطندوستی مفهومی نیست که به یکباره در آدم بیدار شود. کسی که وطن خود را دوست دارد در شرایط صلح هم نمودِ این علاقه را در او می بینیم. پس نمیشود انتظار داشت که افراد سرشناس به دلیل شرایط حساس کنونی، ناگهان وطن دوست شوند. وطن پرستی را نمیشود به انسان تزریق کرد، چرا که مسئلهی وطن دوستی، در یک سیرِ زمانی در افراد ایجاد میشود و مسائل مختلفی در به وجود آمدن این حس دخیل هستند. اگر کسی وطنش را به اندازه ی من دوست ندارد، نباید از او توقع داشت که مثل من رفتار کند. چون این حس به هر دلیلی یا در او بیدار نشده و یا در این زمان خاص، خاموش شده است. وطن پرست واقعی در زمان مناسب و به شکلی که خودش بداند اعلام موضع میکند. به عقیده ی من تاختن به آدمها به این دلیل، باعث میشود کسانی که با وطن همراه ولی خاموشند، مسیرشان را جدا کرده و برای همیشه خاموش بمانند.
دهقانی درباره ضرورت و کارکرد مستند و مستندسازی در شرایط بحرانی، بهویژه در دوران جنگ، گفت: ابعاد ناشناختهی زیست آدمها زیر بمباران، تبعات و ویرانیهای روانی و جسمی برای تکتک افراد، از بین رفتن مشاغلی که فکر آن را هم نمیکنیم، آسیبهای اجتماعی که تا سالها گریبانگیر یک جامعه است، تنها و تنها در مستند به درستی ثبت و منعکس میشوند. کارکرد نمایش جهانی این ابعاد در طول دههها، یقینا به شناخت بشر از تبعات ناشناختهی جنگ میانجامد و در شکل و ساختار جنگهای آینده و نیز تصمیمسازی جوامع برای صلح کمک میکند.
این مستندساز در پاسخ به این پرسش که اگر بخواهد از جنگ فعلی کشور مستندی بسازد، روی چه بُعد یا حوزهای متمرکز میشود و کدام سوژهها برای او جاذبهی بیشتری دارند، توضیح داد: برای من ابعاد روانشناختی و آسیبهای روحی افراد از جنگ اولویت دارد. شاید روی فوبیای جنگ یا مسئلهی تروماهای افراد در این شرایط با یک یا چند سوژهی خاص تمرکز کنم. از سویی واژهی «میهنپرستی» هم برای من جالب توجه است. از این جهت که به این سوال بپردازم: چطور میشود عدهای از حمله به کشورشان استقبال کنند و عدهای جانشان را هم برای کشورشان بدهند؟ سعی میکنم ابعاد جامعهشناسانهی چنین موضوعی را صادقانه و بیطرفانه مطرح و عوامل تاریخی آن را بررسی کنم.