کاخنشینان مقابل ارباب آمریکایی چمباتمه زدهاند؛
یک دستورِ بیشرمانه و یک سکوتِ بیشرمانهتر.../ بنسلمان و مشعل احمد چه میکنند؟
سران عرب در موقعیتی قرار دارند که «شرم از دست دادن قدرت» برایشان بسیار بزرگتر از «شرم از تحقیر شدن» است. به عبارت دیگر، ترس از فروپاشی ساختار قدرت خود، آنها را به پذیرش هرگونه خفت و خواری وادار میکند. آنها به گونهای رفتار میکنند که گویی این اظهارات وقاحتبار، بخشی از فرهنگ سیاسی خشن منطقه است.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در تاریخ روابط بینالملل، شاید به ندرت نمونهای چنین صریح و شرمآور از فروپاشی کرامت انسانی دیده شده باشد: حاکمانی که با انبوهی از ثروتهای نفتی، کاخهای اشرافی و ادعاهای مدرنیزاسیون، در برابر مستکبری گستاخ چنان خاکسار میشوند که نه تنها تحقیر آشکار را با سکوت میپذیرند، بلکه برای دریافت توهینهای بعدی نیز صف میکشند.
اما داستان شرمآور دیگری هم در کویت ذهنها را به خود مشغول کرده است.
رئیسجمهور ترامپ در تازهترین توئیت خود اینبار برای شاه کویت نوشت: هی کویت، شنیدم که مخالف فرود از طریق کشور خودت هستی، فکر میکنی حق اظهارنظر داری؟ ما از تو محافظت میکنیم، خفه شو!
فاجعه اخلاقی سران عرب، نه در ضعف نظامی یا فقر اقتصادی که در حذف کامل عزت نفس از معادلات قدرت آنها خلاصه میشود. مردانی که در داخل مرزهای کشورهایشان با مشت آهنین حکومت میکنند و هزاران منتقد را به زندان میافکنند اما دربرابر یک تاجر نیویورکی دارای انحرافات اخلاقی گسترده، چنان ذلیل میشوند که حتی واکنش به طعنه «باسن مرا ببوس» را نیز خیانت به منافع خود میدانند!
این، فراتر از یک محاسبه سیاسی، سقوط در ورطه «اخلاق بردگی» است؛ جایی که تحقیر، نه یک توهین، که حلقه مفقوده روابط با ارباب تلقی میشود.
دونالد ترامپ با حضور در یک مجمع سرمایهگذاری سعودی در میامی ـ باید در جملات اندکی بیشتر دقت کنیم: یک مجمع سرمایهگذاری سعودی ـ با لحنی تحقیرآمیز خطاب به ولیعهد عربستان سعودی، شخص بن سلمان، گفت: «او فکر نمیکرد که بیاید باسن مرا ببوسد، واقعاً این را باور نداشت… و حالا باید با من خوشبرخورد باشد… بهتر است با من خوب باشد، باید این کار را بکند…»
این اظهارات، تازهترین نمونه از الگوی رفتاری ترامپ در قبال متحدان عرب منطقه نیست، او پیش از این بارها روسای جمهور اروپا و سران عرب را تحقیر کرده است. الگویی که در آن، ثروت کشورها ابزار تأمین منافع آمریکا و شخصیت سران کشورها سوژه تحقیر است. پرسش اینجاست: چرا سران عرب این حجم از تحقیر را با آغوش باز میپذیرند؟!
ترامپ در طول حیات سیاسی خود، همواره زبان تحقیر را با متحدان خود بهویژه عربها به کار برده است. در دوره نخست ریاستجمهوری، عربستان را به «پول نقد» تشبیه کرد و صراحتاً گفت اگر آمریکا نباشد، پادشاهی سعودی دو هفته بیشتر دوام نمیآورد. او در آن زمان نیز با لحنی فخرفروشانه گفت؛ پادشاه سلمان بدون من نمیتوانست دو هفته سر کار بماند و تأکید کرد که سعودیها باید برای حمایت آمریکا هزینه بپردازند.
و اینک اظهارات اخیر در میامی، که بسیار فراتر از الگوی پیشین است. ترامپ اینبار در یک مجمع عمومی و در حضور سرمایهگذاران سعودی، ولیعهد این کشور را به «بوسیدن باسن» خود تکلیف میکند و با طعنه میگوید: «حالا باید با من خوشبرخورد باشد… بهتر است با من خوب باشد، باید این کار را بکند.» این لحن، فرماندهی یک ارباب به نوکر را تداعی میکند، نه روابط میان دو متحد راهبردی.
چرا سران عرب تحقیر را میپذیرند؟
پذیرش این حجم از تحقیر توسط سران عرب، ریشه در دو عامل اصلی دارد:
اول: وابستگی امنیتی مطلق: کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان و امارات، ساختار امنیتی خود را بر پایه حمایت آمریکا بنا نهادهاند. پادشاهیهای عربی به خوبی میدانند که در برابر تهدیدات منطقهای اتکا به توان نظامی داخلی کافی نیست. آمریکا با پایگاههای نظامی خود در بحرین، قطر، امارات و عربستان، امنیت این کشورها را در گرو وفاداری به واشنگتن تعریف کرده است و ترامپ دقیقاً از همین نقطه فشار استفاده میکند.
دوم: فقدان جایگزین راهبردی: بهنظر میرسد تلاشهای چندساله عربستان و امارات برای متنوعسازی شرکای امنیتی خود ازجمله نزدیکی به روسیه و چین نتوانسته جایگزینی برای چتر امنیتی آمریکا ایجاد کند، بنابراین سران عرب چارهای جز تحمل تحقیرهای ترامپ ندارند.
و در این میان؛ ترامپ هم به خوبی دریافته است که سران عرب برای حفظ قدرت خود، حاضرند هر هزینهای بپردازند. نشست میامی نمونهای از همین منطق بود: سرمایهگذاران سعودی در مجمعی شرکت میکنند که میزبان آن، دقیقاً همان کسی است که به ولیعهد آنها دستور به بوسیدن باسن خود میدهد و او را بارها تهدید میکند. این یعنی روابط اقتصادی با آمریکا و جلب رضایت ترامپ، برای آنها از حیثیت ملی و شخصیتی مهمتر است.
بزدلی در برابر قدرت...
اما آنچه در این میان رخ میدهد، عادیسازی تحقیر است. سران عرب به گونهای رفتار میکنند که گویی این اظهارات، بخشی از فرهنگ سیاسی خشن منطقه است. آنها با سکوت خود، این پیام را به ترامپ میدهند که هرچه بگوید، بازهم آنها در کنار آمریکا خواهند ماند. آنها باوجود اتفاقات پس از حمله آمریکا به ایران و نابودی پایگاههای آمریکا در این کشورها باوجود هزینههایی که این کشورها برای ساخت این پایگاهها از جیب خود کردهاند، به همین اندازه از شکست قانع نشده و بزدلی را به حداعلی میرسانند.
واکنش سران عرب به تحقیرهای ترامپ را از منظر روانشناسی سیاسی میتوان اینگونه تحلیل کرد که آنها در موقعیتی قرار دارند که «شرم از دست دادن قدرت» برایشان بسیار بزرگتر از «شرم از تحقیر شدن» است. به عبارت دیگر، ترس از فروپاشی ساختار قدرت خود، آنها را به پذیرش هرگونه خفت و خواری وادار میکند.
محمد بن سلمان که خود را اصلاحگر مدرنیزاتور معرفی میکند، در برابر ترامپ رفتاری کاملاً انفعالی دارد. او که در داخل کشور هزاران مخالف را زندانی کرده و روزنامهنگاران ومخالفان را با شنیعترین صورت به قتل میرساند، در برابر ارباب آمریکایی خود چنان خاکسار است که نه تنها پاسخ تحقیر را نمیدهد، بلکه سرمایهگذارانش را به مجمعی میفرستد که در آن به او توهین شود. این دوگانگی، عمق وابستگی و ضعف ساختاری این رژیمها را نشان میدهد.
ویتوان گفت؛ رفتار ترامپ با سران عرب، تصویری از روابط قدرت در نظام بینالملل را به نمایش میگذارد که در آن، ثروت بدون قدرت نظامی مستقل، نه تنها امنیت نمیآورد، بلکه انسان را در موقعیتی ذلتبار قرار میدهد. سران عرب با پذیرش این تحقیرها، هزینه وابستگی امنیتی به آمریکا را میپردازند؛ هزینهای که هر روز با اظهاراتی تحقیرآمیزتر از سوی سیاستمداران آمریکایی تجدید میشود.
ترامپ به خوبی میداند که آنها چارهای جز پذیرش ندارند. آنها نیز میدانند که میدانند. اما بزدلی در برابر فروپاشی قدرت، آنچنان این حلقه را تنگ کرده که حتی تصور پاسخ به یک توهین آشکار، از دایره گزینههای آنها خارج است. این، تراژدی حاکمانی است که برای حفظ تاج و تخت خود، عزت ملی و انسانی را گرو گذاشتهاند.