چرا تهدید واشنگتن برای زدن زیرساختهای انرژی ایران رنگ باخت؟
عقبنشینی از اولتیماتوم ترامپی/ تنگه هرمز هرگز برای شما بازنمیشود!
حتی تهدید اخیر آمریکا نه از موضع قدرت، بلکه از سر «عجز و درماندگی» و «شکست استراتژیک» صورت گرفته بود و حال پا پس کشیدن این کشور از موضع همین تهدید و عقبنشینی از اولتیماتوم ۴۸ ساعته، پیام روشنی برای متحدان منطقهای آمریکا دارد: «آمریکا نه توان محافظت از شما را دارد، نه حتی پایبندی به وعدههای خود».
به گزارش خبرنگار ایلنا، در تحولی شگرف که نشاندهنده عمق بحران استراتژیک کاخ سفید است، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، ساعاتی پیش از پایان اولتیماتوم ۴۸ساعته خود برای بمباران زیرساختهای برق ایران، ناگهان از موضع خود عقبنشینی کرد. او که روز گذشته با لحنی جنگطلبانه تهدید کرده بود در صورت بازگشایی نشدن تنگه هرمز، نیروگاههای ایران را «نابود خواهد ساخت»، امروز با اظهاراتی متناقض و محتاطانه از «مذاکرهای موهوم» با مقامات ایرانی خبر داد و ابراز خوشبینی کرد که با نتایج این مذاکره، نیازی به حمله نباشد.
این عقبنشینی سریع و تحقیرآمیز، که در آن ترامپ مهلت را از ۴۸ ساعت به ۵ روز افزایش داد، بیش از هر چیز نمایانگر «شکست میدانی» و «بنبست راهبردی» آمریکا در برابر اراده پولادین ایران است. اما آنچه این عقبنشینی را به یک «تحقیر تاریخی» برای واشنگتن تبدیل میکند، پاسخی است که از سوی تهران به این پیشنهاد مذاکره داده شده است.
پاسخ قاطع ایران: نه مذاکره، نه عقبنشینی
درحالیکه رسانههای غربی تلاش میکنند این عقبنشینی را در قالب «دیپلماسی فعال» ترامپ روایت کنند، منابع آگاه در ایران با قاطعیت تمام اعلام کردهاند که «هیچ گونه مذاکرهای در کار نبوده است». مقامات ایرانی با اشاره به تجربه تلخ دو بار تجاوز پیشین در حین مذاکره، تأکید کردهاند که «هیچ مسئول عاقلی در ایران تن به چنین حماقتی نمیدهد که چنین اقدامی حتی فراتر از حماقت تلقی میشود».
پاسخ ایران به پیشنهاد مذاکره ترامپ اما فراتر از یک «نه» ساده بود. منابع آگاه در تهران اعلام کردهاند: «امشب برایتان برنامههای خاصی داریم» — اشارهای صریح به عملیاتهای آینده که به گفته منابع، تلآویو و برخی متحدان منطقهای آمریکا و اسرائیل را هدف قرار خواهد داد. این پاسخ هوشمندانه نشان میدهد که ایران نه تنها از موضع ضعف وارد گفتگو نمیشود، بلکه با تغییر معادلات میدانی، بازی را به سود خود تمام کرده است.
شروط ایران: عقبنشینی کامل، غرامت و تضمین
بر اساس گزارشهای تأییدشده، موضع رسمی ایران در قبال هرگونه توقف درگیری، فراتر از یک آتشبس ساده است. مقامات ایرانی تأکید کردهاند که «تا عقبنشینی کامل آمریکا، تخلیه پایگاههای این کشور در منطقه، پرداخت غرامت و اخذ تضمین معتبر برایعدم تکرار تجاوز، نه جنگ پایان مییابد و نه تنگه هرمز بازگشایی خواهد شد».
این شروط که در قالب یک «پسلرزه استراتژیک» برای واشنگتن تعریف شده، نشان میدهد که ایران به دنبال تغییر بنیادین در معادلات قدرت منطقه است. حتی در سناریوی پایان جنگ نیز، مقامات ایرانی اعلام کردهاند که «وضعیت تنگه هرمز به پیش از جنگ بازنخواهد گشت» — یعنی کنترل این آبراه حیاتی که روزگاری در انحصار آمریکا و متحدانش بود، برای همیشه تغییر کرده است.
اما براستی چرا ترامپ حتی در صورت حمله نیز شکست خورده است؟
هدف اصلی آمریکا از این جنگ، وادار کردن ایران به عقبنشینی در تنگه هرمز و تغییر رفتار منطقهای آن بود. اما پس از یک ماه حملات گسترده، نه تنها ایران عقبنشینی نکرده، بلکه با شروطی فراتر از توان آمریکا برای پذیرش، موضع خود را مستحکمتر کرده است. حتی اگر ترامپ تهدید خود را عملی کند و به زیرساختهای برق ایران آسیب بزند، این اقدام نیز نمیتواند ایران را وادار به تسلیم کند.
نکته ظریف اما تعیینکننده در این معادله، آن است که ترامپ امروز تنها «از جیب اعراب هزینه میکند» — همان کشورهایی که امید داشتند آمریکا از آنها مراقبت کند. هرگونه حمله به تأسیسات انرژی ایران، به معنای نابودی زیرساختهای حیاتی متحدان آمریکا در منطقه است. ایران بارها هشدار داده که در صورت هدف قرار گرفتن تأسیسات انرژیاش، «تمام تأسیسات انرژی، زیرساختهای فناوری اطلاعات و آبشیرینکنهای آمریکا و متحدانش در منطقه هدف قرار خواهند گرفت».
این بدان معناست که میادین گازی قطر (تأمینکننده ۲۰ درصد الانجی جهان)، تأسیسات نفتی امارات و عربستان، و آبشیرینکنهای ساحلی که حیات میلیونها نفر در خلیج فارس به آنها وابسته است، در خط آتش قرار خواهند گرفت. هزینه بازسازی این زیرساختها به مراتب فراتر از هر غرامتی خواهد بود که ایران میتواند مطالبه کند.
درنهایت عقبنشینی ترامپ از اولتیماتوم ۴۸ ساعته، پیام روشنی برای متحدان منطقهای آمریکا دارد: «آمریکا نه توان محافظت از شما را دارد، نه حتی پایبندی به وعدههای خود». کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که روزگاری پایگاههای خود را در اختیار آمریکا میگذاشتند و هزینههای سنگین خرید تسلیحات آمریکایی را میپرداختند، امروز با این واقعیت تلخ مواجه شدهاند که در صورت بروز بحران، آمریکا حتی نمیتواند از آبشیرینکنهای آنها محافظت کند.
آمریکا امروز درگیر جنگی فرسایشی در غرب آسیا است که منابع نظامی، مالی و سیاسی آن را به شدت تحلیل برده است. پنتاگون مجبور شده سامانههای پدافندی حیاتی را از کره جنوبی (که خود در خط مقدم تهدید کره شمالی قرار دارد) به منطقه منتقل کند — نشانه آشکار «کمبود شدید تسلیحات استراتژیک» در زرادخانه آمریکا. و کشورهای منطقه که زمانی ناگزیر به پیروی از دستورات واشنگتن بودند، امروز به دنبال مدلهای امنیتی جایگزین و چندقطبی هستند.
تأکید منابع ایرانی بر اینکه «رویدادهای خاصی برای تلآویو و برخی متحدان منطقهای آمریکا و اسرائیل در نظر گرفته شده است که امید به مذاکره را از ذهن متجاوزین به طور کامل بیرون خواهد کرد»، نشاندهنده یک تغییر راهبردی عمیق است. ایران از این جنگ به عنوان فرصتی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه استفاده میکند.
عملیاتهای پیشروی که در ساعات آینده اجرا خواهند شد، نه تنها پاسخ به تجاوزات گذشته، بلکه اعلام آغاز فاز جدیدی از بازدارندگی فعال ایران هستند. هدف این عملیاتها، فراتر از پاسخ متقابل، «بیرون کردن امید به مذاکره از ذهن متجاوزین» است — یعنی وادار کردن آمریکا و اسرائیل به پذیرش واقعیتهای جدید میدانی.
پایان آمریکا در غرب آسیا
عقبنشینی ترامپ از اولتیماتوم ۴۸ ساعته، صرف نظر از اینکه تهدید خود را در مهلت ۵ روزه عملی کند یا خیر، نقطه عطفی در تاریخ منازعات غرب آسیا محسوب میشود. شاید این اولین بار در چند دهه اخیر باشد که یک رئیسجمهور آمریکا مجبور میشود از موضعی که با لحن قاطعانه اعلام کرده، پیش از پایان مهلت عقبنشینی کند — آن هم در برابر کشوری که تمام توان نظامی آمریکا و اسرائیل را به چالش کشیده است.
واقعیت میدانی نشان میدهد که ترامپ نه تنها در دستیابی به اهداف استراتژیک خود ناکام مانده، بلکه با بحرانی عمیق در جایگاه منطقهای و جهانی آمریکا مواجه شده است. او امروز تنها از جیب متحدان عربی خود هزینه میکند — همان کشورهایی که با اعتماد به وعدههای آمریکا، پایگاههای نظامی خود را در اختیار واشنگتن گذاشتند، اما امروز میبینند که این پایگاهها به جای تأمین امنیت، آنها را به هدفی برای حملات ایران تبدیل کرده است.
«برنامههای خاص» ایران، فصل جدیدی از معادلات قدرت در منطقه را رقم خواهد زد. فصلی که در آن، آمریکا با چهره واقعی خود به عنوان یک قدرت پوشالی و در حال افول روبرو میشود، و متحدان منطقهای آن به این نتیجه میرسند که تکیه بر واشنگتن، نه تنها ضامن امنیت آنها نیست، بلکه آنها را در معرض خطرات فزایندهای قرار میدهد.
در این معادله جدید، ترامپ هر تصمیمی که بگیرد — حمله یا عقبنشینی — در درازمدت شکست خورده است. اگر حمله کند، با پاسخ کوبنده و همهجانبه ایران مواجه خواهد شد که نه تنها پایگاههای آمریکا، بلکه زیرساختهای حیاتی متحدانش را در منطقه نابود میکند. اگر عقبنشینی کند، این شکستناپذیری ایران است که برای همیشه در تاریخ این منازعه ثبت خواهد شد.
تحلیلگر و فعال سیاسی عراقی هوشمندانه نوشت: ایران حتی به دونالد ترامپ فرصت حفظ آبرو نداد. هرگونه مذاکرهای را تکذیب کرد و اظهارات او را عقبنشینی از اظهاراتش توصیف کرد. و از همه مهمتر یک معادله حیاتی را دوباره تایید کرد؛ تنگه هرمز به روز متجاوزان بسته است و فقط با شرایط خودش بازخواهد شد. تهران با خونسردی این رویارویی را مدیریت میکند و ترامپ را در روایتهایش به حال خود رها کرده است.
آری، پایان هژمونی آمریکا در غرب آسیا، با این عقبنشینی تحقیرآمیز وارد مرحله جدیتر خود شده است. آینده از آنِ نظم چندقطبیای است که ایران به همراه قدرتهای نوظهور منطقه در حال ساختن آن هستند.