خبرگزاری کار ایران

دشواری‌های تاریخ‌نویسی در گفتگو با شهناز بیگی؛

عدم همکاری باستان‌شناسان با تاریخ‌پژوهان/ چالش‌های تاریخ‌‌نگاران برای دریافت اطلاعات از نهادها و سازمان‌ها

عدم همکاری باستان‌شناسان با تاریخ‌پژوهان/ چالش‌های تاریخ‌‌نگاران برای دریافت اطلاعات از نهادها و سازمان‌ها

برخی تاریخ‌پژوهان می‌گویند چالش دسترسی به داده‌ها تنها به حوزه باستان‌شناسی محدود نمی‌شود. به گفته آنان، در مراجعات به ادارات و نهادهای مختلف برای دریافت اطلاعات نیز با مقاومت‌هایی روبه‌رو شده‌اند؛ مقاومت‌هایی که گاه با این استدلال همراه بوده که «تاریخ چه ارتباطی به این حوزه دارد؟» و میان شاخه‌های مختلف علمی پیوندی تعریف نشده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، بخشی از تاریخ‌پژوهی، مطالعه تاریخ براساس جغرافیای منطقه است که شامل آداب و رسوم، خرده‌فرهنگ‌ها و سبک زندگی مردم منطقه نیز می‌شود. ازسویی دیگر در این حوزه از تاریخ‌پژوهی، تحقیقات باستان‌شناسی و میراث فرهنگی هر منطقه نیز باید مورد بررسی و کندوکاو قرار بگیرد.

تغییرات جغرافیایی منطقه در طول زمان، بخش مهمی از تاریخ هر منطقه را به خود اختصاص می‌دهد که بیشتر بر اثر تحقیقات کتابخانه‌ای است اما از روش تحقیقات میدانی نیز در آن استفاده می‌شود.

شهناز بیگی، محقق و پژوهشگر تاریخ به ایلنا گفت: شیوه فعالیت ما در حوزه تاریخ جغرافیایی مناطق به این گونه است که سه محور اصلی در فعالیت‌هایمان داریم. بیشتر آثارم در همین چهارچوب است که براساس تاریخچه‌ای از جغرافیا که شامل جغرافیای سیاسی، انسانی، اقتصادی، فرهنگی و غیره می‌شود، همچنین تاریخچه فرهنگ که شامل آداب و رسوم، نام‌آوران و مشاهیر است نیز مورد تحقیق قرار گرفته و گردآوری می‌شوند.

او افزود: این‌ها چهارچوب تحقیقاتی هستند که در تالیف آثار پژوهشی رعایت می‌کنم و براساس این اطلاعات پژوهش می‌کنم. مثلا کتاب بروجرد نیز با همین سبک نگاشته شده است. کتاب‌های مرتبط به گلستان نیز همینگونه است. بسیاری از آثار نیز براساس زندگی‌نامه بوده است.

بیگی گفت: کتاب‌های متعددی درباره زندگی پزشکان، وکیل و دیگر افراد نگاشته شده که برپایه تاریخ شفاهی پزشکان و وکیلان و زندگی‌نامه بوده است. پروژه‌ای نیز در دست داریم که درباره انواع سفرنامه‌ها و نسخ خطی در این زمینه است. البته درباره تصحیح نسخ خطی،

مرز باریک روایت و تحلیل

او در پاسخ به این پرسش که مرز روایت و تحلیل در تاریخ‌پژوهی معاصر کجاست، بیان کرد: در تاریخ‌نگاری و زمانی که موضوع تحقیق تاریخ بوده و بخشی از تاریخ ناگفته معاصر قرار است مورد تحقیق قرار بگیرد، شامل تاریخ‌نگاری روایی هم می‌شود، چراکه روایت واقعی تاریخی ناگفته و نانوشته است.

بیگی با تاکید بر اینکه بیشتر تحقیقات تاریخ‌پژوهی بر پایه تحقیقات کتابخانه‌ای است، بیان کرد: بخش کوچکی از تحقیقات در زمینه تاریخ به روش تحقیقات میدانی صورت می‌گیرد. تحقیق میدانی یکی از بخش‌های مطالعات تاریخی را تشکیل می‌دهد، اما این روش به‌تنهایی نمی‌تواند مبنای قابل اتکایی برای روایت تاریخ باشد. تجربه‌های میدانی نشان داده است بخشی از داده‌هایی که در این مسیر گردآوری می‌شود، به دلیل نبود مستندات کافی یا دشواری راستی‌آزمایی، از استحکام لازم برخوردار نیست.

عدم همخوانی اطلاعات شفاهی با داده‌های ثبت شده تاریخی

او افزود: مقایسه یافته‌های میدانی با منابع مکتوب و اسناد کتابخانه‌ای گاه نشان می‌دهد که برخی اطلاعات شفاهی یا میدانی با داده‌های ثبت‌شده همخوانی ندارد. از همین رو، تاکید می‌شود که پژوهش تاریخی باید بیش از هر چیز بر مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی استوار باشد و تحقیق میدانی در جایگاه مکمل و با سهمی محدودتر به کار گرفته شود.

بیگی گفت: در این رویکرد، منابع مکتوب و آرشیوی به دلیل قابلیت ارجاع‌پذیری و امکان بررسی تطبیقی، بنیان اصلی تحقیق تاریخی را شکل می‌دهند و داده‌های میدانی در صورت انطباق و تایید متقابل، می‌توانند به تکمیل تصویر تاریخی کمک کنند.

او افزود: در رویکردهای نوین پژوهش تاریخی، بهره‌گیری از علوم اجتماعی امری پذیرفته‌شده است، اما برخی پژوهشگران معتقدند این بهره‌گیری نباید به معنای تبدیل‌شدن آن علوم به بنیان اصلی تاریخ‌نگاری باشد. به گفته آنان، تاریخ‌نویسی می‌تواند از دستاوردهای جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی و دیگر حوزه‌های علوم انسانی کمک بگیرد، اما این حوزه‌ها نقش مکمل دارند، نه تعیین‌کننده کلیت کار.

بیگی گفت: بر اساس این دیدگاه، هنگام نگارش تاریخ، استفاده از دیگر علوم انسانی مانند علوم اجتماعی، اجتناب‌ناپذیر است، اما اساس پژوهش همچنان باید بر روش‌ها و منابع تاریخی استوار بماند. در این میان، باستان‌شناسی از جمله حوزه‌هایی است که بیشترین پیوند را با تاریخ‌نگاری دارد و می‌تواند داده‌های ارزشمندی در اختیار مورخان قرار دهد.

ورود به حوزه باستان‌شناسی در حیطه کار تاریخ‌نگاران نیست

او افزود: با این حال، تجربه برخی پژوهشگران نشان می‌دهد دسترسی به یافته‌های باستان‌شناسی همواره آسان نیست. مثلا بارها پیش آمده که در جریان تحقیقات در شهرهای مختلف، با این پاسخ مواجه شدم که نتایج کاوش‌ها در اختیارم قرار نخواهد گرفت و هر استان یا گروه تخصصی، داده‌ها را صرفاً در چارچوب فعالیت‌های خود منتشر می‌کند. حتی در مواردی به من گفته شده است: «شما تاریخ‌نگارید؛ ورود به حوزه باستان‌شناسی در حیطه کار شما نیست.»

بیگی گفت: این نگاه تخصص‌گرایانه، به باور برخی منتقدان، می‌تواند مانعی بر سر راه شکل‌گیری پژوهش‌های میان‌رشته‌ای باشد؛ پژوهش‌هایی که در آن تاریخ‌نگاری و باستان‌شناسی نه در تقابل، بلکه در تعامل با یکدیگر به بازسازی دقیق‌تر گذشته کمک می‌کنند.

او افزود: برخی تاریخ‌پژوهان می‌گویند چالش دسترسی به داده‌ها تنها به حوزه باستان‌شناسی محدود نمی‌شود. به گفته آنان، در مراجعات به ادارات و نهادهای مختلف برای دریافت اطلاعات نیز با مقاومت‌هایی روبه‌رو شده‌اند؛ مقاومت‌هایی که گاه با این استدلال همراه بوده که «تاریخ چه ارتباطی به این حوزه دارد؟» و میان شاخه‌های مختلف علمی پیوندی تعریف نشده است.

بیگی گفت: این پژوهشگران معتقدند چنین رویکردی، چه ناشی از نگاه بخشی‌نگر باشد و چه بهانه‌ای برای همکاری نکردن، در نهایت به تضعیف کیفیت مطالعات تاریخی می‌انجامد. به باور آنان، تاریخ را نمی‌توان صرفا از یک منظر روایت کرد. بررسی دقیق گذشته مستلزم جست‌وجو و کاوش در ابعاد گوناگون اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و حتی اداری است.

این تاریخ‌نگار ادامه داد: در این دیدگاه، پژوهش تاریخی بدون شناخت زمینه‌های اجتماعی و سازوکارهای نهادی، ناقص خواهد بود. تاکید می‌شود که اگر تاریخ‌نگاری بدون در نظر گرفتن پیوندهای میان‌رشته‌ای انجام شود، نتیجه آن اثری یک‌سویه و ضعیف خواهد بود؛ چرا که فهم گذشته، نیازمند درک شبکه‌ای از عوامل و مناسباتی است که تنها در تعامل میان حوزه‌های مختلف دانش آشکار می‌شود.

این تاریخ‌پژوه در ادامه با اشاره به مطالعات مرتبط با آداب و رسوم تاکید کرد: بررسی چنین موضوعاتی ناگزیر با مطالعه زندگی اجتماعی مردم هر منطقه گره خورده است. به گفته او، در این بخش‌ها، فعالیت میدانی و مراجعه به فرهنگ شفاهی، گفت‌وگو با افراد محلی و ثبت روایت‌های مردمی، نقش پررنگ‌تری پیدا می‌کند.

او بیان کرد: در حوزه آداب، رسوم و فرهنگ شفاهی، نمی‌توان صرفا به منابع مکتوب بسنده کرد. اینجا همان جایی است که پژوهش میدانی معنا پیدا می‌کند و به کار می‌آید. با این حال این بهره‌گیری به معنای جایگزین‌کردن روش‌های دیگر نیست، بلکه بخشی از یک منظومه پژوهشی گسترده‌تر است.

به باور او، تاریخ‌نگار نه می‌تواند و نه باید خود را از دستاوردهای سایر علوم بی‌نیاز بداند. بیگی گفت: استفاده از جامعه‌شناسی، مردم‌شناسی، باستان‌شناسی و دیگر حوزه‌ها ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است، اما تمرکز صرف بر یک جنبه و پرداختن تک‌ساحتی به موضوع، نتیجه‌ای ناقص به همراه خواهد داشت.

این پژوهشگر با اشاره به رویکرد خود بیان کرد: فعالیت من بر حوزه «تاریخ سرزمین و فرهنگ» استوار است؛ رویکردی که در آن تلاش می‌شود تمامی ابعاد یک موضوع بررسی شود و از سایر علوم نیز به‌عنوان ابزارهای مکمل و پشتیبان بهره گرفته شود تا تصویری جامع‌تر از گذشته ترسیم شود.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز