نویسنده و کارگردان نمایش «یک خودآگاه مسحور» مطرح کرد؛
برگزاری جشنواره باکیفیت؛ مدیریت قوی میخواهد/ ناهماهنگیها و عمل نکردن به وعدهها بخش دگرگونهها را ضعیف کرد
سعید ارغوانی که به دلیل سانحه رانندگی در مسیر تبریز به تهران از اجرایش در تهران بازماند، قبل از این حادثه از عدم هماهنگی مسئولان جشنواره برای اجرای اثرش در دریاچه چیتگر گلایه کرد و گفت: قرار بر این بود که ما در دریاچه چیتگر اجرا داشته باشیم. این مورد یکی از ملزومات اجرای نمایش «یک خودآگاه مسحور» است چراکه ایده این اثر از مکان آمده است. به این معنی که اگر مکان را حذف کنیم، ایده نیز تقریبا حذف خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، آثار چهل و چهارمین جشنواره تئاتر فجر در بخشهای «ایران من»، «مرور»، «میهمان»، «برگزیدگان جشنوارههای استانی»، «فراگیر»، «فجر پلاس» و «دیگرگونههای اجرایی» روی صحنه رفت.
در میان این بخشها، «دیگرگونههای اجرایی» به آثاری خلاقانه و نوآورانه اختصاص دارد. در جشنواره امسال هیئت داوران این بخش، پس از بررسی هشتاد و دو اثر نمایشی ارسال شده به دبیرخانه، تعداد ده نمایش را به مرحله نهایی این بخش معرفی کردند که از این تعداد ۶ اثر از تهران و چهار اثر نیز به شهرهای کشور اختصاص داشتند.
«یک خودآگاه مسحور» به نویسندگی و کارگردانی سعید ارغوانی از تبریز یکی از آثار حضور یافته در بخش «دیگرگونههای اجرایی» که قرار بود روز پنجشنبه نهم بهمنماه در تالار چهارسوی تئاتر شهر روی صحنه برود. متاسفانه تصادف سعید ارغوانی در مسیر تبریز به تهران باعث شد که اثر با تمام دشواریهایی که پشت سر گذاشته، به اجرای جشنواره نرسد. روز پنجشنبه بود که این خبر توسط ستاد خبری جشنواره منتشر شد.
ارغوانی چند روز قبل از حضورش در تهران و اجرای اثرش در جشنواره درباره جزییات این حضور و ویژگیهای اثرش با ایلنا گفتگو کرده بود. او نسبت به محل اجرا و نحوه همکاری برگزار کنندگان جشنواره با گروهها انتقاداتی را مطرح نمود که جزییات آن، در ادامه خواهد آمد.
در ادامه، گفتگوی سعید ارغوانی با ایلنا را میخوانید.
به عنوان سوال اول از اهمیت برگزاری جشنواره تئاتر فجر بگویید.
اجازه دهید با شما راحت صحبت کنم. درست است که جشنواره آغاز شده و نام نمایش من نیز در جدول آمده و زمان و مکان اجراها هم مشخص شده؛ اما با این حال، چند روز مانده به اجرا، هنوز درگیر این موضوع هستیم که واقعا باید باشیم یا نباشیم؟! این سوال مطرح میشود که جشنواره تئاتر فجر باید در هر شرایطی برگزار شود یا خیر؟!
پاسخ شما به این سوال، چیست؟ جشنواره تئاتر فجر برگزار شود یا نشود؟
شاید بهتر باشد که رویداد این سالها را با دورههای قبلی مقایسه کنیم. شخصا برای من که بیست و سه، چهار سال است تئاتر کار میکنم، جشنواره جایگاه ویژهای داشته و مهمترین رویداد تئاتری کشورمان محسوب میشد. گویی برای تئاتریها، آخرین مرتبه کار حضور در جشنواره فجر بود. همیشه در جشنواره شاهد آثار خوب بودیم و انگار در جشنواره سطح تئاتر کشورمان مشخص میشد. چند سالی است که این رویه و اهمیت، واقعا از بین رفته است. از سویی سطح کیفی جشنواره خیلی پایین آمده و از جایی به بعد، آن فضای دوقطبی اتفاق افتاده و ایجاد شده است.
فضای هنر و تئاتر کشور را چگونه میبینید؟
الان فضا به گونهای است که یکسری از افراد میگویند ما تئاتر کار نمیکنیم! اما اینطور نیست که با کار نکردن و عدم حضور برخی دوستان، جشنواره اصلاح شود. در مقابل تعدادی دیگر مدام تئاتر کار میکنند و جشنواره همچنان هست و برگزار میشود. به هرحال این چالش برای ما هم وجود دارد و مسئلهمان این است که در چه شرایطی مشغول فعالیت در عرصه تئاتر هستیم؟!
این رویه هم به بچههای تئاتر و هم به کلیت این هنر آسیب میزند. کیفیت برگزاری و بالا بودن کیفیت آثار مقولات بسیار مهمی هستند که همواره باید مورد توجه قرار گیرند. به نظرم مدیریت مربوطه، باید کیفیت را در اولویت کار قرار دهد. باید به طور مستمر بر این کیفیت تاکید شود و مدام بشنویم که امسال باید جشنوارهای باکیفیت برگزار کنیم. مدیریت باید نقش تعیین کننده داشته باشد که الان حالتی باسمهای دارد. توجه داشته باشید که بخش دیگرگونههای اجرایی، اصلا دبیر نداشته است. قاعدتا باید با من تماس میگرفتند و میگفتند فضایی که میخواستید (دریاچه چیتگر)، مهیا نشده و فضایی نزدیکتر در نظر میگرفتند. در صورتی که اینطور نبوده و به من گفتند سالن چارسو هست اگر میخواهید در این مکان اجرا بروید. من در پاسخ میگویم اینطور که نمیشود و شما باید فردی متخصص بیاورید تا او پای کار باشد. این درست نیست که من با مشکلات بجنگم و برای حل شدن این چالش با دیگران تماس بگیرم تا مشکل حل شود.
درباره چهل و چهارمین دوره از جشنواره تئاتر فجر چه نظری دارید؟
نظرم این است که دلایلی که دربارهشان صحبت کردیم، عدم کیفیت جشنواره را توجیه نمیکند. برگزارکنندگان میتوانستند کمی دست نگه دارند و جشنواره را در فرصتی بهتر برگزار کنند.
صحبتم این است که برگزارکنندگان میتوانستند جشنواره را با وقفه برگزار کنند؛ واقعا اشکالی نداشت که جشنواره نه در بهمنماه، که در ماه اسفند برگزار شود. اگر مسئولان فقط چنین قدمی بر میداشتند؛ شاید در نگاه باقی هنرمندان نیز تغییر ایجاد میشد و آنها هم مجاب میشدند که بله این جشنواره هم شاهد اتفاقات روز است و دارد وقایع را میبیند. در نهایت هم این نتیجه استنباط میشد که جشنواره نمیخواهد شرکتکنندگان را به خطر بیندازد.
سراغ اثرتان و بخش دیگرگونههای اجرایی که در میان مخاطبان بسیار پرطرفدار است، برویم.
موضوع این است که در این رابطه هم گفتنیهای بسیار دارم. نمایش «یک خودآگاه مسحور» در بخش دیگرگونهها روی صحنه میرود. نمایش ما باید در یک فضای آلترناتیو و دگرگون، اجرا شود. قاعدتا چنین اثری امکاناتی را میطلبد که باید از سوی دبیرخانه و برگزارکنندگان تامین شود. قرار بر این بود که ما در دریاچه چیتگر اجرا داشته باشیم. این مورد یکی از ملزومات اجرای نمایش «یک خودآگاه مسحور» است؛ چرا که ایده این اثر از مکان آمده است. به این معنی که اگر مکان را حذف کنیم، ایده نیز تقریبا حذف خواهد شد.
یعنی قرار بر این بوده که در دریاچه چیتگر اجرا بروید؟
بله. اما از سوی دبیرخانه با من تماس گرفتند و گفتند باید در سالن چارسو واقع در مجموعه تئاتر شهر اجرا بروی!
بخشی از اجرای نمایش «یک خودآگاه مسحور» در جشنواره بینالمللی تئاتر خیابانی مریوان، دریاچه زریوار
به جز دریاچه چیتگر، سالنی جز چهارسو را مدنظر نداشتید که لااقل کمی مناسبتتر باشد؟
من سالن حافظ را پیشنهاد داده بودم. به هرحال این سالن از دیگر مکانهای موجود مناسبتر است. صحنه پهن سالن حافظ با نمایش ما همخوانی دارد و در صورت موافقت باید ببینم با کف آن چه میتوان کرد؛ زیرا به ما گفتهاند در چارسو حتی نمیتوانید آب روی صحنه ببرید. به شکل دیگری از اجرا فکر کردهام، اما بعید میدانم آنچه که بر اساس مکان نمایش در ذهن دارم به مرحله اجرا برسد. تلاشم این است که بر اساس همان موقعیت و فضا و امکاناتی که در اختیارمان قرار میگیرد نمایشمان را اجرا کنیم. امیدوارم این فرصت ایجاد شود.
اجرا در چهارسو کم و کیف نمایشتان را تا چه حد تحت تاثیر قرار میدهد؟
اینطور بگویم که چهارسو هیچ سنخیتی با اجرای ما ندارد! در حال حاضر و در چنین اوضاعی اجرا را رها کردهام و به دنبال امکانات هستم تا به این واسطه فضایی را طراحی کنم. از طرفی نمیخواهم در حرفه تئاتر هرکاری انجام دهم، لذا باید طوری عمل کنم که اجرای نمایش خراب شود. اگر میخواستم صحنهای کار کنم که اثری را در همین قالب برای اجرا، آماده میکردم.
در سالهای گذشته نیز برخی شرکتکنندگان نسبت به این رویه و عدم ارائه سالن مناسب، انتقادهایی داشتند.
بله همینطور است.
اجرای قبلی نمایش «یک ناخودآگاه مسحور»، در چه فضایی بود؟
اجرای ما در شهر مریوان و دریاچه زریوار بود و در نهایت منتخب جشنواره شدیم. همانجا بود که برای اجرا در جشنواره تئاتر فجر، به دبیرخانه این رویداد، معرفی شدیم. کلا خیلی در جشنواره فجر شرکت نمیکنم و در این دوره نیز از سوی داوران به رویداد امسال معرفی شدیم.
یعنی دبیرخانه جشنواره فجر به نوعی از شما و اعضای گروهتان دعوت به عمل آورده تا در تهران اجرا داشته باشید.
بله این اتفاق به نوعی افتاده است. از ما خواستند و ما نیز پذیرفتیم در جشنواره امسال حضور یابیم به شرط آنکه اجرایمان در دریاچه باشد. البته میدانستم چنین امکانی را برایمان فراهم نمیکنند. هر سال همینطور است و این را براساس تجاربم میگویم؛ من علاوه بر کارگردانی بازی هم میکنم و طی این همکاریها دریافتهام که بخش دیگرگونهها هر سال چنین وضعیتی دارد.
مسئولان مربوطه در ابتدا شروط شرکتکنندگان را میپذیرند، اما در انتها میگویند شما باید در فلان سالن اجرا کنید! قصدم این بود که اگر امسال هم روال مانند قبل باشد، دیگر در جشنواره تئاتر فجر حضور نیابم. اما کشور و جشنواره به سمت و سویی رفت که ما را مجاب کرد تا بپذیریم همین است. اما عدم ناهماهنگیها و عدم عمل به وعدهها ارتباطی با این مسائل ندارد. همه اینها در حالی است که شخصا بخش دگرگونههای اجرایی را خیلی مهم میدانم. این موضوع را باید در نظر داشت که کار نو و جدید و نوآورانه، مخاطبان جدیدی را به تماشاگران تئاتر اضافه میکند.
جشنواره تئاتر فجر را چگونه با رویدادهای داخلی و خارجی مشابه، مقایسه میکنید؟
جشنواره باید حیات داشته باشد و برگزار شود. باز هم بر وجود بخش دیگرگونهها و اهمیت بر کیفیت اجراهای آن تاکید میکنم. شما حساب کنید اجرای همه آثار در فضاها و مکانهای حتی در جشن هنر شیراز سالها قبل هم مختلف بوده و شکلهای جدیدی داشته است. چگونه است که در آن سالها با آن سنت و با آن مردم، میتوانستیم در یک مغازه در شهر شیراز اجرا رویم و حال چنین امکانی وجود ندارد. الان اگر بگویید میخواهم بر اساس نمایش و چهارچوبهایم، اثرم را در فلان مکان اجرا کنم، میگویند چنین امکانی وجود ندارد و مثلا برو در انباری فلان جا نمایش را اجرا کن! من هیچوقت چنین نگرش و استنباطی را متوجه نمیشوم. در حال حاضر مهمترین جشنواره دنیا یعنی «آوینیون» نیز دارای چنین بخشی است. آثار مربوط به این بخش هرجا و در هر فضایی که بخواهند، میتوانند اجرا شوند. اتفاقا وجود چنین بخشی تاثیرگذارتر از بخش اصلی است و مردم و مخاطبان همواره از ایدههای جدید استقبال میکنند. و شما حساب کنید اگر در دریاچه چیتگر اجرا میکردیم لازم نبود که کسی برای دیدن نمایشمان بلیت تهیه کند. الان باید به سالن فکر کنم و اینکه چه چیزی میتواند افکت دریا را آنطور که میخواهم، ایجاد کند. من در رابطه با تکنولوژی اینگونهام که باید با تئاتر برخورد واقعیتری داشته باشم، لذا واقعا دلم نمیخواهد زیر بار ویدئو پروجکشن بروم. واقعیت این است که اصطلاحا گاه در موقعیتی گیر میافتیم. در نهایت اینکه تصورم این است بخش دگرگونهها دارد شهید میشود.
کمی از نمایش و متنی که توسط خودتان به رشته تحریر درآمده بگویید.
متن اثر من از یک طرح و ایده نشات گرفته است. همانطور که گفتم اجرای اثر بر اساس یک مکان است؛ مکانی واقعی مثل دریاست. قصه «یک خودآگاه مسحور» درباره رویاهایی است که از دست رفتهاند. در متن به این موضوع اشاره میشود که ما نباید رویاهایمان را از دست بدهیم. آنچه حال به آن دچار هستیم چنین فقدانی است. دنیای امروز دارد همه این موارد را از ما میگیرد.
یعنی گذشتن از اهداف و آرزوها.
بله. از آنجایی که کار من بیشتر جنبه تصویر دارد، شخصی را (شاید) به عنوان کارگردان اثر، در کار قرار دادهام و خودم ایفایاش میکنم. انگار او در فضای در نظر گرفته شده چیزهایی را میچیند و به آنها جان میدهد. گویی او فضای رویاگون ذهنش را پیاده میکند. تلاشم این است که مخاطب را درگیر این موضوع کنم که بین رویا و واقعیت گیر بیفتد؛ اینکه رویا کدام است و واقعیت چیست؟ ما همه چیز را از نگاه و تصور همان مرد نمایش میبینیم. دو بازیگر زن هم دارم که از یکی از آنها، کلام را گرفتهام و از دیگری بدن را. انگار در یکی شدن است که آنها کامل میشوند. کاری که کاراکتر مرد میکند، این است که آنها را از هم جدا میکند و نمیگذارد که آنها با هم یکی شوند. در نهایت هم جدا میشوند و سمت دریا میروند. نمایش «یک خودآگاه مسحور» خیلی قصهمحور نیست.
آیا برای تامین بخشی از هزینهها مبلغی به عنوان تنخواه برایتان واریز شده؟
گویا تا امروز برای هر گروه سی میلیون تومان به عنوان تنخواه واریز شده است. حال شما هزینهها و دستمزدها و بالا بودن مخارج را هم در نظر بگیرید. این را هم در نظر داشته باشید که تنها بخشی از هزینهها مالی نیست. جدا از صرف زمان، حیثیت و اعتبار افراد هم مطرح است و نباید نادیده گرفته شود. بسیار طول میکشد که یک فرد یا هنرمند اعتباری کسب کند اما در مقطع و موقعیتی، شاید آن را از دست بدهد.
اگر ناگفتهای مانده دربارهاش توضیح دهید.
هرآنچه طی این گفتگو دربارهاش صحبت کردیم با مقوله مدیریت ارتباط مستقیم دارد. در پایان بابت این گفتگو و توجهتان به تئاتریهای شهرستانی حاضر در جشنواره تئاتر فجر امسال، از شما ممنونم.