نشست نقد و بررسی کتاب «چگونه اژدها بیدار شد؟» برگزار شد
روز ۴ شنبه (۲۸ مهرماه) وبینار معرفی کتاب «چگونه اژدها بیدار شد؟» توسط نویسنده کتاب زهرا کریمی (دانشیار دانشگاه مازندران) با حضور دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه، تنی چند از دانش آموختگان و تعدادی از اساتید گروه اقتصاد دانشگاه مازندران و همچنین بهروز هادی زنوز (استاد رشته اقتصاد) برگزار شد.
به گزارش ایلنا، زهرا کریمی در نشست نقد و بررسی کتاب «چگونه اژدها بیدار شد؟» نخست به بیان انگیزه خود و چرایی انتخاب کشور چین جهت مطالعه و طرح مساله پرداخت و گفت: از مهمترین دلایل این انتخاب شباهت اوضاع چین در آغاز اصلاحات با شرایط جاری کشور ایران، جذابیت موضوع تجربه رشد اقتصادی کشور چین برای دانشجویان اقتصاد و شرح برخی از تجارب سفر یکساله من به تایوان و چین بوده است.
وی نخست اشارهای به تاریخ و تمدن بزرگ چین داشت و سپس به بیان برخی مصائب و مشکلات بزرگ دو قرن اخیر کشور چین، همچون جنگهای تریاک با انگلستان، بیش از نیم قرن بیثباتی و هرج ومرج گسترده در کشور، سقوط امپراطوری و اعلام جمهوری در سال ۱۹۱۱، اشغال منچوری توسط ژاپن، از بین رفتن انسجام سیاسی و آغاز جنگهای داخلی، بروز تورم لجام گسیخته و گسترش نارضایتی مردم از نظام حکمرانی کشور که در نهایت منجر به پیروزی حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ به رهبری مائو شد پرداخت.
او در ادامه با بررسی اوضاع اقتصادی کشور چین در دوران مائو و ضمن اشاره به برنامه ریزی ضعیف اقتصادی چین کمونیست و پیروی از الگوی اتحاد جماهیر شوروی برای توسعه صنایع سنگین و صنایع نظامی در دوران مائو، به تشریح چگونگی از بین رفتن بازار محصولات کشاورزی، تشکیل کمونهای کشاورزی و تشدید فشار بر روستائیان که منجر به بروز قحطی گسترده و مرگ دهها میلیون چینی در دهه ۱۹۵۰ شد، پرداخت و گفت: چین مائو نیز همانند بسیاری از نظامهای ایدئولوژیک دیگر، دست به اقداماتی همچون انقلاب فرهنگی، سرکوب و تبعید مخالفان، پراکنده کردن دانشجویان و اعزام آنها به روستاها نمود. در نتیجهی سیاستهای مائو، چین کمونیست توسط کشورهای غربی تحریم شد و تنها با اتحاد جماهیر شوروری و کشورهای بلوک شرق ارتباط تجاری داشت. اما در پی بروز اختلاف چین با شوروی، چین در دهه ۱۹۶۰ به انزوای کامل فرو رفت.
کریمی افزود: گسترش بیسابقه فقر، کمبود شدید مواد غذایی وکالاهای مصرفی و صنعتی، پایین بودن کیفیت تولیدات چینی و مشاهده عقب ماندگی شدید چین در مقایسه با کشورهای همسایه همچون ژاپن، کره جنوبی، سنگاپور و تایوان ضرورت بازنگری در روابط اقتصادی چین و غرب را افزایش میداد. در نهایت بازنگری در روابط چین با آمریکا با سفر نیکسون در سال ۱۹۷۲ آغاز شد. هرچند تا زمان مرگ مائو در سال ۱۹۷۶، اقدامات جدی قابل توجهی در برقراری رابطه اقتصادی با آمریکا انجام نشد.
این استاد دانشگاه، با ارایه جداول و نمودارهایی، متوسط رشد اقتصادی چین در بازه سالهای ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۸ را نشان داد و گفت: در حالیکه چین در این سالها رشد متوسط ۲.۱ درصدی را تجربه میکرد کشورهای همسایه چین غالباً از رشد بالای ۸ درصد برخوردار بودند.
وی در مقایسه با ایران گفت: اندازه اقتصاد چین در سال ۱۹۸۰ تقریباً دو برابر اقتصاد ایران بوده، اما اکنون بیش از ۳۰ برابر اقتصاد ایران است. چین در آغاز دهه ۱۹۸۰ به عادیسازی روابط خود با تمام جهان، خصوصاً کشورهای منطقه پرداخت و به این حقیقت پی برد که دستیابی به توسعه در انزوا غیر ممکن است. اگر شکاف اقتصادی با کشورهای همسایه کاهش نیابد، منجر به مهاجرت سرمایهها و نیروی انسانی از کشور خواهد شد.
کریمی گفت: از مهمترین دلایل انجام اصلاحات اقتصادی کشور چین در دهه ۱۹۸۰ میتوان به فقر و نارضایتی گسترده، شکاف فزاینده اقتصادی با کشورهای همسایه، فرار شهروندان چینی به هنگ کنگ برای زندگی بهتر نام برد و چین برای تغییر و اصلاح این وضعیت، نیازمند بهبود روابط با همسایگان، توجه به صنایع سبک، واردات تکنولوژیهای پیشرفته و نوسازی صنعتی، تشویق مهاجران به سرمایهگذاری در چین، استقبال از حضور سرمایههای فکری و فیزیکی مهاجران و بسیاری تصمیمات و اقدامات دیگر بود. مهمترین پیامدهای انجام اصلاحات، سرازیر شدن سرمایهی مهاجران چینی به کشور، ورود حجم عظیم سرمایهگذاریهای مستقیم خارجی به چین و عضویت چین در سازمان تجارت جهانی در سال ۲۰۰۲بود. در ادامه چین تصمیم به تغییر رویکرد صنعتی از تولید صنایع سبک با ارزش افزوده پائین به صنایع دانش محور با ارزش افزوده بالا همچون صنایع الکترونیک و انرژیهای جایگزین گرفت و اینگونه توانست طی چهار دهه رشد اقتصادی دو رقمی را حفظ نماید.
وی در ادامه با ارایه جداولی نشان داد که تولید ناخالص داخلی چین در ۱۹۸۰ تقریبا مساوی هند، دو برابر ایران، ۲۰٪ آلمان و ۷٪ آمریکا بوده است اما در سال ۲۰۱۸، تولید ناخالص داخلی چین، تقریباً ۵ برابر هند، ۳۰ برابر ایران، ۳.۵ برابر آلمان و ۶۷٪ آمریکا شده است. بی شک این رشد خیره کننده جز در سایه انجام اصلاحات گسترده سیاسی و اقتصادی امکانپذیر نبود.
کریمی سپس به تشریح نکاتی از توسعهی چین به عنوان درسهایی برای ایران پرداخت. اجماع نظر در میان رهبران سیاسی، کاهش تنشها در عرصههای داخلی و بین المللی، عادیسازی روابط با تمام جهان خصوصاً کشورهای همسایه، ضرورت جذب سرمایهها و تکنولوژیهای نوین، تضمین امنیت سیاسی و اقتصادی مهاجران برای سرمایهگذاری و فعالیت در کشور، تلاش برای عضویت در سازمان تجارت جهانی، اصلاح قوانین و تاکید بر عملکرد اقتصادی برای ارتقای مدیران از مهمترین نکاتی بود که وی به آنها اشاره کرد.