تغییر راهبرد ایران در تنگه هرمز؛ امنیت ملی مقدم بر آزادی کشتیرانی
دبیر شورای راهبردی روابط خارجی گفت: در پی استفادههای ابزاری و تسلیحاتی از تنگه هرمز علیه ایران، دیگر نباید اجازه داد اصل آزادی کشتیرانی پوششی برای به خطر افتادن امنیت ملی جمهوری اسلامی باشد.
به گزارش ایلنا؛ سید جلال دهقانی فیروز آبادی در برنامه گفتگوی ویژه خبری درباره درخواست آمریکا برای آزادی بیقید و شرط کشتیرانی در تنگه هرمز و اینکه از این تنگه نباید استفاده تسلیحاتی شود صحبت کرد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سوال: رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای در پیام شان به نقض عهدهای مکرر دشمن آمریکایی و اقدامات دشمن برای ادامه جنگ افروزیها و آنچه که در جنوب کشور ما اتفاق میافتد اشاره کردند و نکتهای که بر آن تاکید کردند این است که دشمن بداند ملت عزیز ایران و جبهه مقاومت درسهای فراموش نشدنی برای دشمن آمریکایی دارد. جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه را پشت سر گذاشتیم. دشمنی که در ابتدا اهداف کلانی را برای خودش متصور بود و الان رسیده به این که تمام هم و غم و امکاناتش را به خط کند برای باز کردن تنگه هرمز.
دهقانی فیروز آبادی: آمریکاییها برای جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه طراحی راهبردی داشتند و بعدها و حتی در حین دو جنگ اظهار داشتند هدف غایی شان تغییر نظام سیاسی در ایران بود. در مرحله دوم تضعیف و تخریب زیرساختها و بنیه دفاعی ایران بود که همگان اذعان دارند به هیچکدام از آنها دست پیدا نکردند. نه تنها به آن اهداف اولیه شان نرسیدند بلکه حتی اهدافی که از قبل هم بود آن را هم از دست دادند از جمله ناوبری در تنگه هرمز. البته باید توجه داشته باشیم که با توجه به راهبرد کلان آمریکا، کماکان آن اهداف در پس ذهن سران آمریکا هست. اما الان تمرکز و تاکیدشان بر تنگه هرمز است. نکتهای که این جا باید به آن توجه کنیم یکی این که این جنگ جنگ آمریکا است. چون خیلی الان در فرآیند جنگ شناختی و جنگ روانی دائم القا میکنند که این جنگ را جمهوری اسلامی آغاز کرده. اصلا اینطور نیست جنگ آمریکایی است در ادامه دو جنگ قبلی، نتیجه نقض مواد تفاهمنامه است. بخصوص در مورد تنگه هرمز صراحتا در بند ۵ تصریح شده که ایران متعهد میشود با به کار گیری همه تلاش هایش ترتیبات لازم را فراهم کند برای عبور ایمن کشتیهای تجاری. آمریکاییها این بند تفاهمنامه را نقض کردند برای این که مسیر جدیدی باز کردند بعد کشتیهای نظامی را اسکورت کردند و باز نقض ماده ۹ مبنی بر این که آمریکا متعهد شده وضع موجود را حفظ کند. حضور نظامی بیشتری نداشته باشد که باز این اسکورت نظامی مسیر یا کریدور جنوبی نقض آن هم هست.
سوال: ضمن این که از فردای امضای تفاهمنامه اسلام آباد، بند یک که میگوید از هر گونه حمله حتی تهدید، شاهد لفاظیها و تهدیدهای آمریکاییها هم بودیم.
دهقانی فیروز آبادی: بله همان اوایل تفاهمنامه مجموعهای از نقضهایی اتفاق افتاد که البته تقریبا همگان پیش بینی میکردند. یعنی با توجه به نقض عهد مکرر آمریکا، بدعهدی و بی اعتمادی کاملی که ما به آمریکا داشتیم، همه تقریبا چنین انتظاری را داشتیم؛ بنابراین نکته دیگر این که آمریکاییها در سند دفاع ملی ۲۰۲۶ شان صراحتا به تنگه هرمز و کنترل منابع انرژی در منطقه اشاره کردند. یعنی ضمن این که توضیح میدهند دیگر خاورمیانه در اولویت اول نیست و ارزش استراتژیک آن کاهش پیدا کرده ولی تصریح میکنند که آمریکا اجازه نمیدهد که به زعم خودشان کنترل منابع انرژی به دست دشمنان آمریکا بیفتد و همین طور مسیرهای انتقال انرژی باز دشمن بر آن تسلط پیدا کند از تنگه هرمز نام میبرند تا باب المندب؛ بنابراین این نشان میدهد که تنگه هرمز برای آمریکا حتی قبل از جنگ رمضان به لحاظ استراتژیک بسیار حائز اهمیت بوده است.
سوال: به علت تسلط بر منابع انرژی.
دهقانی فیروز آبادی: بله تسلط بر منابع انرژی و منابع انتقال انرژی، قبل از جنگ رمضان هم توضیح دادم که آنجا هنوز جنگ رمضان رخ نداده بود، گفتم این خوشبینی که بعضی توضیح میدهند که دیگر منطقه خاورمیانه و خلیج فارس و ایران و اینها در راهبرد دفاع ملی آمریکا کاهش پیدا کرده، اصلا به این معنا نیست برای این که سه چهار بند یا گزارهای که آورده کاملا ارجاع به جمهوری اسلامی ایران دارد. پس یک: جنگ امریکاست. دو: جنگ هدف آمریکا. کنترل منابع انرژی و مسیرهای ترانزیت انرژی و زنجیره تامین انرژی است و خارج کردن کنترل تنگه هرمز به دست ایران و به نوعی درست است. تنگه هرمز بعضی جاهای آن تداخل دارد بین آبهای سرزمینی ایران و عمان، این نکته بسیار مهم است.
با توجه به این که آمریکاییها در جریان جنگ رمضان و حتی جنگ ۱۲ روزه استفاده تسلیحاتی از تنگه هرمز کردند برای تجاوز به ایران، پس امنیت ملی ما را از طریق تنگهای که حداقل نیمی از آن در آبهای سرزمینی ما است را استفاده کردند برای تجاوز و ناامن کردن جمهوری اسلامی ایران؛ بنابراین این حق برای ایران وجود دارد که اجازه ندهد از تنگه هرمز، علیه امنیت ملی خودش استفاده شود. استدلال موجهی که داریم این است که حداقل بخاطر همین استفاده ابزاری تسلیحاتی از تنگه هرمز شاهد تغییر بنیادین اوضاع و احوال در این تنگه هستیم. پس این که ما میگوییم تنگه هرمز به قبل از ۹ اسفند بر نمیگردد، یک معنایش این است که ما دیگر اجازه نخواهیم داد از تنگه هرمز بعنوان اسلحه علیه ما استفاده شود. دوم: جمهوری اسلامی ایران از این به بعد موظف است به لحاظ امنیت ملی خود، بین آزادی کشتیرانی و امنیت ملی اش، توازن برقرار کند که ما اجازه نمیدهیم به بهانه یا استناد به آزادی کشتیرانی، امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران به خطر بیفتد. باید به روشی بین این تعادل و توازن برقرار کنیم که در تفاهمنامه هم به گونهای اشاره شده است.
نکته دیگر این که ما از این به بعد نظارت بیشتری بر امنیت تنگه خواهیم داشت. یعنی بخشی از امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران هم هست. حالا نکته حائز اهمیت در این راستا این است که ما در قبال هزینهای که میکنیم برای ارائه خدمات، برای حفظ محیط زیست، برای امنیت و ایمنی ناوبری، هزینههایی هم قاعدتا باید دریافت کنیم. حالا از دریافت عوارض صحبت نمیکنیم. حتی بر اساس کنوانسیون حقوق دریاهای ۱۹۸۲ که ما تصویب کردیم ولی عضو آن نیستیم، حتی بر اساس همان موازین حقوق دریاها هم برای کشورهای ساحلی این حق و حقوق را قائل شدیم که در مقابل خدمات هزینه میگیرد. در مقابل حفظ محیط زیست هزینهای دریافت کنید. در مقابل ناوبری ایمن، هزینهای دریافت کند. درست است که ما طرف این کنوانسیون نیستیم، اما بر اساس همان هم، این حق برای ما محفوظ است. ضمن این که به نظر من، تنگه هرمز چند کارکرد دارد. یک: کارکرد راهبردی – استراتژیک برای ما دارد که الان بخشی از آن را اشاره کردم. حداقل سه کارکرد استراتژیک دارد. یک: تولید قدرت و امنیت. دو: تضمین امنیت و تعهداتی که دشمن در قبال ما دارد که نمونه اش را الان می بینیم. وقتی دشمن به تعهداتش عمل نمی کند، ما یک عنصر تضمین کننده داریم که این جوری نیست شما به تعهدات عمل نکنی، ما هم ابزار متقابلی نداشته باشیم.
سوال: یا تو همین طور که تجاوزات ادامه دهی، تنگه هرمز بسته میشود.
دهقانی فیروزآبادی: عنصر دوم بازدارندگی است. دو جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و همین جنگ نشان داد ما به هیچ وجه جنگ طلب نیستیم و در مقام دفاع از خودمان هستیم. تنها جایی که در منشور سازمان ملل ملتها حق دارند متوسل به قدرت نظامی شوند در مقام دفاع از خودشان است؛ بنابراین این یک جا نمیشود از زور استفاده کرد مگر دفاع از خود، گرچه بگذریم که آمریکا همه موازین حقوق بین الملل را زیرپا میگذارد.
سوال: خودشان نوشتند و خودشان پایبند به این موضوعات نیستند.
دهقانی فیروزآبادی: بنابراین نقش بازدارنده دارد که اگر قرار باشد امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در آبراهی که حق حاکمیت ملی دارد و جزء آب سرزمینی اش است را شما به خطر بیاندازید نمیتوانید آن جا خودتان هم امنیت داشته باشید. الان کاملا برای همگان روشن است، امنیت ملی ایران، امنیت منطقه خلیج فارس، در شمول کشورها امنیت بین المللی به هم پیوسته است.
سوال: آمریکا جنگی را شروع کرد، چه ۱۲ روزه، چه در ادامه به جنگ ۴۰ روزه یک سری اهداف داشت، به اهدافش نرسید. الان آمریکاییها از رئیس جمهورشان سوال میکنند که تو نه تنها به اهدافت دست پیدا نکردی آن چه که داشتی را از دست دادی، برای برون رفت از این ماجرایی که در آن گرفتار شده و بد هم گرفتار شده چه باید کرد؟
دهقانی فیروزآبادی: اشاره کردم که الان در آمریکا فارغ از این که گفتیم واقعا با توجه به پیشینه بدعهدی و نقض عهدش قابل پیش بینی بود که به تعهداتش عمل نکند. اولا ترامپ در تله خودساخته و خودبافتهای افتاده. یعنی ما را تهدید کرد به جنگ، بعد متوسل به جنگ شد، بعد مجبور شد تفاهم کند، مجددا میخواهد تهدید کند که ما تفاهم را با توجه به جنگ، یعنی یک چرخه معیوبی در آن گیر افتاده و بن بست راهبردی این است، از اول جنگ یکی از مهمترین نقدهایی که به راهبرد ترامپ میشود این است.
سوال: مذاکره، جنگ و آتش بس؟
دهقانی فیروزآبادی: بله ما را تهدید میکند که ما تفاهم امضا کنیم، دوباره نقض کند، تهدید کند، خودش هم معلوم است سردرگم است و به بن بست راهبردی رسیده. آن چه از همان ابتدای تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل به ایران بود، در محافل غربی و آمریکایی این بود که ترامپ نه استراتژی ورود به جنگ دارد، نه استراتژی بدتر از آن استراتژی خروج هم ندارد. مثلا میگفتند در زمان بوش پسر آمریکاییها حداقل استراتژی ورود داشتند، بعد استراتژی خروج نداشتند. اصلا معلوم نیست، هر دو را ندارد؛ بنابراین ترامپ بعد از امضای تفاهم نامه به شدت تحت فشار افکار عمومی داخلی آمریکا بود و حتی در درون جمهوری خواهان حداقل سه گروه هستند. البته همه آنها در هدف استراتژیک مهار و تضعیف ایران مشترکاند. ما نمیگوییم اهداف راهبردی متفاوتی دارند، ولی در تاکتیکها و حتی در راهبردهای شان اختلاف وجود دارد. فارغ از دموکراتها که حزب دیگری هستند. حتی در حزب جمهوری خواه یکی ترامپ است که بیشتر تسلیم طلب است. براساس نظریهای به نام هژمونی غارتگر که آن هم یکی از اندیشمندان آمریکایی این واژه را جعل کرده که میگوید آمریکای ترامپ آمریکای هژمون غارتگرست. تعریف خیلی ساده اش غارتگر. یعنی میگوید همه چیز را به من بده، هیچ چیز به شما نمیدهم. اصطلاحا میگویند حاصل جمع جبری صفر. یعنی یکی من میگیریم، هیچی به تو نمیدهم، مجموعش میشود صفر یا به عبارت دیگر برد، برد من است، باخت دیگران.
این که ترامپ تفاهم نامهای را امضا، بعد نقض میکند، برای این که با این منطق جور نمیآید. ترامپ در مقابل ۹ امتیاز، حاضر نیست یکی امتیاز هم بدهد، چه برسد به این تفاهم نامهای باشد که میگویند مثلا هفت به سه به نفع طرف مقابل است، او که خیلی تحت فشار بود، بعد به او میگفتیم شما اینهایی که ادعا میکردی، به آن نرسیدی، تازه حالا میگویی میخواهم تنگه هرمز را باز کنم و باز کردم، خوب آن که بود. اگر خاطرتان باشد، هم در جنگ ۱۲ روزه و هم در جنگ رمضان، میگفت تسلیم بی قید و شرط است که حاضر نیست امتیاز بدهد و خیلی هم گران است، تا حالا این گونه بوده، بعد یک جایی گیر افتاده که میبیند نه تنها امتیاز بدهد، بلکه بیشتر هم باید بدهد.
سوال: اشاره کردید سه دسته هستند، ممکن است این جنگ را به مرحله فرسایشی در آورد که به خواسته هاش برسد.
دهقانی فیروزآبادی: نکتهای که باید توجه کنید نباید ما دچار کرختی استراتژیک شویم. گروه دوم گروه توافق طلبان هستند. افرادی که فکر میکنند و سنت سیاسی آمریکا که بودند یکی هم اوباما بود که براساس آن فکر میکنند که ایران را میتوانیم مهار کنیم و به مدار خودمان بیاوریم از طریق توافق و تفاهم که به ما گاو میگویند به قول خودشان. یعنی مجددا آمریکا را بزرگ کنیم که شعار ترامپ هم بود ولی باز ترامپ هم در انتخابات شعارش این بود که من جنگهای بی پایان را پایان خواهم داد در حالی که خودش آغازگر جنگ بی پایانی شد و آن هم سردرگم شده و ونس گروهی هستند که معتقدند که ما باید به شعارهایی که در آمریکا علیه رئیس جمهور آمریکا داده، جرات هم ندارند با ترامپ مخالفت کنند. حتی میگوید ما باید به جنگهای بی پایان پایان دهیم، وارد هم نشویم. در مصاحبه که اخیرا داشت خیلی نقد کرد گروه مقابل را. این گروه از جنگ طلبان هستند. محافظه کاران سنتی بودند.
سوال: روبیو الان در کدام دسته است؟
دهقانی فیروزآبادی: روبیو الان پرچم دار این هاست. رقابتی بین اینها وجود دارد. این گروه جنگ طلب که مشهور هم هستند، میگویند شما گفتید اول آمریکا، حالا شده اول اسرائیل. یعنی با حمایت و لابی شدید رژیم صهیونی اینها در صدد تحمیل جنگ هستند. چون این دو تا ونس و روبیو در ۲۰۲۸ بخواهند نامزدی جمهوری خواهان را برای ریاست جمهوری هم کسب کنند به شدت بین آنها رقابت وجود دارد.
سوال: این سه گروه در اهداف کلان یکی است و آنها تضعیف و مهار.
دهقانی فیروزآبادی: شما از زمان پیروزی انقلاب اسلامی ایران میبینیم. هدف واحدست و راهبردها و تاکتیکها متفاوت است، اما در مورد این تجاوزات اخیر خواهشم این است که جنگ، جنگ ایران است یعنی به ایران تجاوز شده، بعضیها میگویند جنگ جنوب، ما جنگ جنوب ایران نداریم، تمامیت ارضی و وحدت سرزمینی ایران.
سوال: ما که نمیگوییم تمام کشور یک صدا میگویند جنگ جنگ؟
دهقانی فیروزآبادی: نمیخواهم اشاره کنم، چون قابل ذکر نیست. یک عده از افرادی که در ضدیت با ایران تردیدی نیست متوسل شدند به این که جنگ جنوب است، چرا جنوب کسی به آن توجه ندارد، اختلاف بیاندازند و جنوب را علیه مرکز بشورانند.
سوال: جنوب، شمال، غرب و شرق و مرکز یکی است و یک تن واحد.
دهقانی فیروزآبادی: در صورتی که ملت ایران نشان داده هشت سال با تجاوز رژیم بعثی به ایران، هیچ وقت نگفتیم جنگ جنوب. میگفتیم جنگ و دفاع مقدس برای همه ایرانیان، همه ملت ایران نگران جنوب هستند. ما که داریم دفاع میکنیم. همه ایران متحد و یکپارچه از جنوب دفاع خواهد کرد. دوم این که یک جایی گفتم این جنگ، جنگ قسطی است. یک وقتی یک جا پول میدهید چیزی میخرید، یک وقتی قسط قسط میخرید. آمریکاییها دارند جنگ تدریجی زیرساختی را ادامه میدهند. یک جوری نشود که به تدریج زیرساختهای ما را بزنند. ما فکر کنیم که جنگ شروع نشده. جنگ شروع شده، باید به شدت مقابله و از خودمان دفاع کنیم و اجازه ندهیم آمریکاییها قسط قسط پاس کنند. اول جنوب. بعد مرکز و بعد شمال را بزنند و ما ببینیم همه زیرساختها خورد و دارد تخریب میشود و فکر کنیم هنوز جنگ شروع نشده. یعنی باید چنان بازدارندگی ایجاد کنیم که دشمن به خودش اجازه ندهد قسطهای بعدی اش را پاس کند.
نکته دیگر. یکی از عوامل بازدانده ما در کنار قدرت نظامی، دیپلماسی است. دیپلماسی بازدارنده فعال، باید به خصوص دیپلماسی حقوقی، که اینها را مستندسازی کنیم. تجاوز و نقض عهد شده، تفاهم نامه نقض و خسارات به ایران وارد شده، بیگناهان کشته شدند و باید در دیپلماسی حقوقی پیگیری کنیم. دیپلماسی حتی رسمی، باید برای همسایگان، برای کشورهای همسوی ما هستند تبیین کنیم چه اتفاقاتی افتاده؛ بنابراین جنگ به معنی پایان دیپلماسی نیست. دیپلماسی هم یک تیغه قیچی دفاع از کشورست و باید به غایت، حداکثری برای احقاق حقوق ملت ایران از آن استفاده کنیم.