بحران مکانیک در اروپا؛ فرصت طلایی برای تعمیرکاران ایرانی؟
گزارش تازه رسانه های خارجی از کمبود شدید مکانیکهای خودروهای کلاسیک در بریتانیا خبر میدهد؛ بحرانی که میتواند برای بخشی از نیروی فنی ایران به یک مسیر مهاجرتی کمرقیب و درآمدزا تبدیل شود.
رسانه های خارجی از بحرانی آرام اما جدی در صنعت خودروهای کلاسیک بریتانیا پرده برمیدارند؛ بحرانی که برای بسیاری از کشورها تهدید است، اما برای بخشی از نیروی کار ایران میتواند یک فرصت مهاجرتی واقعی باشد. ماجرا از کمبود شدید مکانیکهای ماهر در حوزه بازسازی و نگهداری خودروهای کلاسیک آغاز میشود. نسلی که دههها مهارت فنی این خودروها را حفظ کرده بود در حال بازنشستگی است و جایگزین جدی برای آنها تربیت نشده است. در حالی که میلیونها خودروی کلاسیک در اروپا تردد میکنند و بازار خرید و فروش و کلکسیون آنها همچنان فعال است، زیرساخت انسانی این صنعت در حال فرسایش است.
خودروهای کلاسیک، برخلاف خودروهای مدرن، وابستگی کمتری به نرمافزار، سیستمهای الکترونیکی پیچیده و تجهیزات گرانقیمت تشخیصی دارند. تمرکز اصلی آنها بر مهارتهای مکانیکی سنتی است: بازسازی موتور، تنظیم کاربراتور، تعمیر گیربکسهای مکانیکی، کار روی سیستمهای تعلیق و بازسازی بدنه. همین ویژگی باعث شده که شکاف مهارتی در این حوزه بیش از خودروهای روز احساس شود؛ زیرا نسل جدید تعمیرکاران بیشتر به سمت خودروهای دیجیتال و سیستمهای الکترونیکی هدایت شدهاند.

این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند برای بخشی از نیروی فنی ایران اهمیت پیدا کند. واقعیت این است که بسیاری از مکانیکهای ایرانی به فناوریهای پیچیده خودروهای جدید اروپایی و آمریکایی دسترسی ندارند و طبیعتاً در رقابت مستقیم با تکنسینهای آموزشدیده غربی در حوزه خودروهای مدرن کار سادهای پیش رو نخواهند داشت. اما مهارتهای مکانیکی پایه، کار عملی روی موتورهای احتراقی سادهتر و توانایی کار با ابزارهای سنتی، ظرفیتی است که میتواند با تمرکز بر خودروهای کلاسیک به یک مزیت رقابتی تبدیل شود.
بازار بریتانیا و بخشی از اروپا برای تعمیرکاران خودروهای کلاسیک با کمبود نیرو مواجه است و این کمبود به معنای افزایش دستمزد و تقاضای پایدار برای نیروی متخصص است. برخی کارگاههای تخصصی حتی به دنبال آموزش نیروهای تازهکار هستند، زیرا گزینههای جایگزین محدودی در اختیار دارند. این وضعیت، برخلاف بسیاری از مسیرهای مهاجرتی پرهزینه و مبهم، بر یک نیاز واقعی بازار کار استوار است.
از منظر اقتصادی، این حوزه صرفاً یک فعالیت لوکس یا سرگرمی کلکسیونرها نیست. صنعت خودروهای کلاسیک شامل زنجیرهای از خدمات تعمیر، بازسازی، تأمین قطعه، رنگ و بدنه، و حتی خرید و فروش سرمایهای است. در سالهای اخیر نیز خودروهای کلاسیک در برخی بازارها به عنوان یک دارایی سرمایهای مورد توجه قرار گرفتهاند که همین مسئله تقاضا برای خدمات تخصصی را تقویت کرده است.
برای نیروی فنی ایرانی، مسیر منطقی میتواند این باشد که بهجای تلاش برای رقابت مستقیم در حوزه خودروهای پیشرفته و برقی، بر تقویت مهارتهای بازسازی و تعمیر خودروهای کلاسیک تمرکز کند؛ مهارتی که هم قابل یادگیری است و هم نیازمند سرمایهگذاری سنگین تکنولوژیک نیست. در صورت اخذ مدارک فنی معتبر و کسب تجربه عملی، این تخصص میتواند به سکوی ورود به بازار کار اروپا تبدیل شود و پس از تثبیت جایگاه شغلی، حتی امکان راهاندازی کارگاه مستقل یا فعالیت فریلنس در این حوزه را فراهم کند.
بحران کمبود مکانیکهای کلاسیک در اروپا، برای بسیاری از کارگاهها یک تهدید است؛ اما برای بخشی از نیروی کار ایران میتواند به یک فرصت تبدیل شود. فرصتهایی از این جنس، برخلاف رؤیاهای مهاجرتی کلی و مبهم، بر یک نیاز مشخص و قابل اندازهگیری بازار بنا شدهاند. تفاوت میان آرزو و استراتژی دقیقاً همینجاست: شناخت شکاف واقعی بازار و حرکت هدفمند به سمت آن.