برای مقابله با تعیین مهلت های 10و15روزه ترامپ چه باید کرد؟
اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در تعیین مهلت ۱۰ تا ۱۵ روزه برای دستیابی به توافق با ایران، پیش از هر چیز باید بهعنوان بخشی از یک زنجیره عملیات روانی و فشار دیپلماتیک دیده شود که ریشه در الگوهای رفتاری شناخته شده او دارد.
روزنامه فرهیختگان نوشت: این چندمینبار است که او با لحنی تهدیدآمیز از عواقب «واقعاً بد» در صورت عدم توافق سخن میگوید. با این حال، اگر بخواهیم فراتر از نمایشهای رسانهای به عمق ماجرا نگاه کنیم، متوجه میشویم که صورتمسئله با تغییر این اعداد و مهلتها تغییر نمیکند.
نگاه کلان به صحنه نشان میدهد این بازی تنها زمانی معنا پیدا میکند که «آمادگی برای بدترین سناریو» به عنوان یک اصل لایتغیر در دستور کار سیاستمداران و نظامیان قرار داشته باشد. کنشهای دیپلماتیک و رزمایشهای نظامی همزمان با مذاکره نشان میدهد که همین رویکرد در دستور کار قرار گرفته است.
چرا ضربالاجل؟
تعیین مهلتهای کوتاه و ضربتی، تکنیک کلاسیک ترامپ برای به حاشیه راندن منطق دیپلماتیک و جایگزینی آن با منطق اضطرار است. او با ایجاد یک پنجره زمانی باریک، تلاش میکند طرف مقابل را در موضع ضعف و انفعال قرار دهد. واقعیت کلان این است که ترامپ اساساً تنها زبان «قدرت و زور» را میفهمد. تاریخچه رفتاری او نشان داده است که هرگاه حس کند طرف مقابل دچار تردید، ضعف یا ترس شده، نه تنها عقبنشینی نمیکند، بلکه تا جایی که ممکن باشد به تحقیر و فشار ادامه میدهد. در این نگاه کافی است ترامپ اندکی ضعف از سوی طرف مقابل ببیند تا دست به پیشروی بیشتر بزند. مسئله اوکراین نمونه بارزی از این قضیه است.
در این چهارچوب، سیاستمداران و فرماندهان نظامی باید با این پیشفرض عمل کنند که دشمن همیشه در حال ارزیابی اراده ملی است. آمادگی برای بدترین حالت ممکن نه به معنای استقبال از جنگ، بلکه تنها راه واقعی برای جلوگیری از آن است.
پاسخ نامحدود به حملات محدود
یکی از سناریوهایی که دشمن روی آن حساب باز کرده، انجام «حملات محدود» برای تغییر محاسبات طرف مقابل و عقب راندن مواضع در مذاکرات است. منطق پنتاگون این است که با تقویت نیروها، میتوانند یک ضربه محدود وارد کنند و در عین حال آماده دفاع در برابر پاسخهای احتمالی باشند. اینجاست که نقش «اراده ملی» و «نمایش قدرت» تعیینکننده میشود.
تنها راه خنثیسازی این نقشه، این است که دشمن به یقین برسد که هرگونه اقدام، حتی محدود، با یک «پاسخ وسیع» مواجه خواهد شد. اگر این اصل در ذهن استراتژیستهای دشمن جا بیفتد که ایران میان حمله محدود و جنگ تمامعیار تفاوتی قائل نمیشود و در هر دو صورت ضربهای مهلک وارد خواهد کرد، محاسبات آنها برای شروع هرگونه ماجراجویی تغییر خواهد کرد.
صفکشی جامعه مقابل تجزیه
باید به این حقیقت توجه داشت که ایده نهایی در اتاقهای فکر دشمن، صرفاً تغییر رفتار یا حتی تغییر ساختار سیاسی نیست، بلکه «تجزیه ایران» و فعال کردن گروههای معارض برای فروپاشی از درون است. موفقیت سناریوهای عملیاتی دشمن، به ویژه در ابعاد وسیع، میتواند پیامدهایی همچون آوارگی، درگیریهای داخلی و از بین رفتن یکپارچگی سرزمینی را به دنبال داشته باشد.
برای مقابله با این تهدید وجودی، جامعه باید به سطحی از آگاهی و انسجام برسد که «کنش حداکثری» را به عنوان تنها راه صیانت از بقای کشور بپذیرد. اگر دشمن حس کند که بدنه جامعه در برابر تهدیدات سخت دچار شکاف شده یا از رویارویی واهمه دارد، پروژههای فعالسازی معارضین و تحریک گسلهای قومیتی را با شدت بیشتری دنبال خواهد کرد. همگرایی میان مردم و حاکمیت در حوزه دفاعی، پیامی است که میتواند ستون فقرات راهبرد فشار حداکثری ترامپ را در هم بشکند.
تبعات
دشمن به خوبی میداند که هرگونه درگیری با ایران، برخلاف عملیاتهای کوتاهمدت در نقاط دیگر جهان، میتواند به یک جنگ فرسایشی و ویرانگر تبدیل شود. مشکلات آنها در چند دسته اصلی قابل صورتبندی است.
اول، ایران یک هدف ساده نیست. وجود شبکههای پدافندی و قدرت آتش سنگین، هزینههای هرگونه تجاوز را به شدت بالا میبرد.
دوم، شکست در عملیات علیه ایران به معنای پایان هیمنه جهانی آمریکا و تثبیت قدرت ایران به عنوان یک بازیگر غیرقابل حذف خواهد بود.
سوم، آسیب به زیرساختهای انرژی، متزلزل شدن امنیت متحدان منطقهای آمریکا و کشته شدن سربازان آمریکایی، کابوسی است که ترامپ علیرغم لفاظیهایش، به شدت از آن واهمه دارد، چراکه شعار او پایان دادن به «جنگهای ابدی» است.
چهارم، حتی اگر دشمن تصور کند میتواند ضربهای کاری وارد کند، مدیریت پیامدهای آن یعنی ایرانی ناامن و بیثبات که میتواند کل جهان را درگیر بحران کند، برای آنها غیرممکن خواهد بود.
راه موجود
در نهایت، مهلتهای ۱۰ یا ۱۵ روزه ترامپ نباید تمرکز راهبردی ایران را بر هم بزند. مسیر ما همان است که بود؛ یعنی باور به مذاکره و گفتوگو، تقویت حداکثری توان دفاعی، حفظ انسجام داخلی و نمایش بیپروای اراده برای پاسخ به هرگونه تعرض.
بنابراین، پاسخ به تهدید سخت، تنها با ابزار سخت میسر است. نظامیان و سیاستمداران با استقرار در بالاترین سطح آمادگی، این پیام را به گوش افکار عمومی جهان میرسانند که ایران نه تنها برای بدترین حالت آماده است، بلکه هزینهای را برای متجاوز رقم خواهد زد که در هیچ معادلهای نگنجد. اگر جامعه به صورت یکپارچه مقابل تهدید وجودی و خطر تجزیه صف بکشد، ایده فروپاشی به تاریخ خواهد پیوست و دشمن چارهای جز پذیرش واقعیت قدرت ایران نخواهد داشت. راه همان است و اراده ما نیز باید مستحکمتر از همیشه در همان مسیر باقی بماند.