۵ جبهه در آستانه انفجار؛ آیا رویارویی ایران و آمریکا جهان را وارد جنگی بزرگ میکند؟
جنگ میان ایران و آمریکا در حالی در خاورمیانه ادامه دارد که همزمانی بحرانها در اوکراین، یمن، لبنان و تایوان این نگرانی را افزایش داده است که درگیریهای جداگانه به یکدیگر متصل شوند و پای قدرتهای بزرگ را به چند جبهه باز کنند.
به گزارش ایلنا، نشریه نیوزویک در تحلیلی نوشت: جنگ آمریکا و ایران دیگر فقط یک بحران در خاورمیانه نیست؛ همزمانی تحولات در اوکراین، یمن، لبنان و تایوان این نگرانی را ایجاد کرده که چند بحران جداگانه به یکدیگر متصل شوند و قدرتهای بزرگ را وارد یک رویارویی گسترده کنند.
این سناریو در حالی مطرح میشود که ادامه درگیری میان تهران و واشنگتن میتواند محاسبات روسیه و چین را نیز تغییر دهد؛ بهویژه اگر مسکو و پکن به این نتیجه برسند که درگیری آمریکا در خاورمیانه فرصت مناسبی برای پیشبرد اهداف خود در اوکراین و تایوان فراهم کرده است.
برخی تحلیلها این وضعیت را با روند شکلگیری جنگ جهانی اول مقایسه میکنند؛ جنگی که نه از یک تصمیم واحد، بلکه از بههمپیوستن مجموعهای از بحرانها و رقابتهای میان قدرتهای بزرگ شکل گرفت.
هرمز؛ نقطه آغاز یک بحران بزرگتر
تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر بحران است. ادامه تنش در این آبراه میتواند صادرات نفت و گاز را مختل و هزینه حملونقل دریایی را افزایش دهد.
در سوی دیگر، انصارالله یمن نیز با تهدید بابالمندب میتواند فشار بر تجارت جهانی را افزایش دهد. به این ترتیب، دو مسیر مهم دریایی جهان یعنی هرمز و بابالمندب همزمان در معرض ناامنی قرار میگیرند.
آمریکا در صورت ادامه بنبست با ایران ممکن است حملات محدود خود علیه مواضع نظامی ایران و نیروهای همسو با تهران را ادامه دهد، اما همزمان راه دیپلماسی را نیز باز نگه دارد.
ایران نیز بر نقش خود در تنگه هرمز تأکید دارد و همین مسئله میتواند به یکی از اصلیترین نقاط اختلاف میان تهران و واشنگتن تبدیل شود.
اختلال در تردد کشتیها در هرمز تنها یک مسئله نظامی نیست. افزایش هزینه بیمه کشتیها، طولانی شدن مسیرهای جایگزین و افزایش هزینه حملونقل میتواند قیمت انرژی و کالا را در بازارهای جهانی بالا ببرد و موج تازهای از فشار تورمی ایجاد کند.
یمن و لبنان؛ دو جبهه دیگر
یمن یکی از مهمترین حلقههای این زنجیره است. انصارالله با در اختیار داشتن توانایی هدف قرار دادن کشتیها در اطراف بابالمندب میتواند فشار بر مسیرهای تجاری جهان را افزایش دهد.
لبنان نیز میتواند به جبهه دیگری در تقابل با ایران تبدیل شود؛ بهخصوص در شرایطی که فشارها برای محدود کردن نفوذ تهران در منطقه افزایش یافته است.
عراق هم از این معادله کنار نخواهد ماند. افزایش حملات گروههای مسلح همسو با ایران علیه نیروها و تأسیسات آمریکایی میتواند واشنگتن را به تقویت حضور نظامی خود در عراق، بهویژه اقلیم کردستان، وادار کند.
روسیه و چین چه خواهند کرد؟
گسترش جنگ و فشار علیه ایران میتواند روسیه و چین را نیز وارد محاسبات جدیدی کند.
مسکو و پکن ممکن است تضعیف شدید ایران را به معنای افزایش نفوذ آمریکا در خاورمیانه و کنترل بیشتر واشنگتن بر یکی از مهمترین مناطق انرژی جهان بدانند.
چین برای حمایت از ایران الزاما به اعزام نیروی نظامی نیاز ندارد. پکن میتواند از طریق تجهیزات الکترونیکی، فناوریهای دوکاربردی، پهپادها، کمکهای مالی و اطلاعاتی به تهران کمک کند و همزمان در عرصه دیپلماتیک مانع شکلگیری حمایت گسترده بینالمللی از اقدامات نظامی بیشتر علیه ایران شود.
روسیه نیز میتواند همکاری نظامی خود با ایران را افزایش دهد؛ از ارسال تجهیزات پدافندی و جنگ الکترونیک گرفته تا تبادل اطلاعات نظامی.
کره شمالی نیز در صورت گسترش همکاری میان این کشورها میتواند با ارائه موشک و مهمات و دریافت کمک اقتصادی و فناوری نظامی، بخشی از این شبکه همکاری باشد.
فرصت روسیه برای تشدید جنگ اوکراین
همزمان با درگیری آمریکا در خاورمیانه، روسیه ممکن است فرصت مناسبی برای افزایش فشار در اوکراین پیدا کند.
اگر بخشی از سامانههای پدافندی و موشکهای دقیق آمریکا و کشورهای اروپایی از اوکراین به خاورمیانه منتقل شود، توان دفاعی کییف با فشار بیشتری مواجه خواهد شد.
مسکو در چنین شرایطی ممکن است تصور کند آمریکا و متحدانش توان کافی برای مقابله همزمان در چند جبهه را ندارند و به همین دلیل عملیات گستردهتری را در اوکراین آغاز کند.
فشار روسیه بر جناح شرقی ناتو نیز میتواند افزایش یابد؛ بهویژه در مناطق پیرامون بلاروس و کالینینگراد که از اهمیت راهبردی بالایی برای مسکو برخوردارند.
تایوان؛ محاسبه خطرناک چین
چین نیز ممکن است از درگیری آمریکا در خاورمیانه برای افزایش فشار بر تایوان استفاده کند.
این اقدام میتواند از رزمایشهای گسترده و فشار دریایی تا محاصره احتمالی یا عملیات نظامی علیه تایوان متغیر باشد.
در صورت وقوع چنین سناریویی، آمریکا با فشار متحدان منطقهای خود از جمله ژاپن و استرالیا برای افزایش حضور نظامی در اقیانوس آرام مواجه خواهد شد و یک بحران جدید میان واشنگتن و پکن شکل خواهد گرفت.
خطر اصلی؛ اتصال جبههها
اگر این بحرانها همزمان تشدید شوند، آمریکا و متحدانش ممکن است مجبور شوند در چند نقطه جهان بهطور همزمان وارد عمل شوند.
در اروپا، رویارویی با روسیه بر سر اوکراین و امنیت جناح شرقی ناتو ادامه خواهد داشت. در اقیانوس آرام، آمریکا و ژاپن برای جلوگیری از تغییر وضعیت تایوان با چین روبهرو خواهند شد و در خاورمیانه نیز نیروهای آمریکایی همچنان درگیر مهار ایران و متحدانش و تأمین امنیت مسیرهای حیاتی کشتیرانی خواهند بود.
در چنین شرایطی، جنگ فقط به میدانهای نظامی محدود نمیشود. حمله به شبکههای بانکی و مالی، بنادر، نیروگاهها و زیرساختهای ارتباطی، در کنار عملیات جاسوسی، خرابکاری و جنگ اطلاعاتی، میتواند به بخش دیگری از این رویارویی تبدیل شود.
آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟
هنوز نمیتوان از آغاز جنگ جهانی سوم سخن گفت، اما خطر اصلی در شرایط کنونی، نه یک جنگ واحد بلکه بههم پیوستن چند بحران است.
تاریخ نشان داده است که جنگهای بزرگ همیشه با یک تصمیم ناگهانی آغاز نمیشوند. گاهی بحرانهای جداگانه، رقابت میان قدرتها و محاسبات اشتباه بهتدریج به یکدیگر متصل میشوند و شرایطی ایجاد میکنند که کنترل آن برای طرفهای درگیر دشوار میشود.
از این منظر، ادامه جنگ آمریکا و ایران میتواند پیامدهایی فراتر از خاورمیانه داشته باشد؛ بهویژه اگر همزمانی بحرانهای هرمز، یمن، لبنان، اوکراین و تایوان، پای قدرتهای بزرگ را به چند جبهه باز کند.
در چنین سناریویی، مرز میان چند بحران منطقهای و یک رویارویی جهانی میتواند بهسرعت کمرنگ شود.