مجلسی در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
دلایل تشدید حملات اوکراین به زیرساختهای انرژی روسیه/امکانسنجی سرایت جنگ به خاک اروپا
کارشناس مسائل آمریکا گفت: مسئولیت اولیه کشیده شدن این بحران به جنگ بر عهده پوتین بود و پس از آن نیز زلنسکی و حامیان اروپاییاش در ادامه این مسیر نقش داشتند.
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به دور جدید تنش نظامی اوکراین و روسیه علیه یکدیگر در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: قبل از هر چیز باید بگویم متأسفم که دنیا بازیچه دست عدهای از افراد شرور شده است؛ افرادی که در رأس کشورها قرار میگیرند و تصمیمهایشان زندگی ملتهای بیگناه را به خاک و خون، فقر، آوارگی و بدبختی میکشاند. یکی از این افراد پوتین است، یکی دیگر زلنسکی و دیگری ترامپ است. برخی از رهبران اروپایی نیز در آغاز، مشوق جنگ میان روسیه و اوکراین بودند. اوکراین در برخی موارد حقوق قابل دفاعی داشت. از جمله مسئله جدایی شبهجزیره کریمه؛ زیرا همانگونه که اوکراین از روسیه جدا شد، کریمه نیز میتوانست از اوکراین جدا شود. کریمه یک جمهوری خودمختار بود و در قوانین آن نیز امکان جدایی پیشبینی شده بود. علاوه بر این، اکثریت ساکنان آن روس بودند. اختلاف دیگر بر سر دونتسک و لوهانسک بود؛ مناطقی که عمدتاً روسنشین هستند و در تقسیمات داخلی به اوکراین واگذار شده بودند. حتی آرای همین مناطق باعث شده بود دو رئیسجمهور متمایل به روسیه در اوکراین انتخاب شوند.
وی ادامه داد: این مسائل میتوانست از طریق مذاکره حل شود. گذشته از آن، روسیه و اوکراین دو ملت خویشاوند هستند. اگر به جای پوتین، یک سیاستمدار آیندهنگر و عاقل در رأس روسیه قرار داشت، میدانست که وظیفه روسیه است با اوکراین کنار بیاید، مرزهایش را به روی آن باز کند، در منابع انرژی با آن شریک شود و در مقابل امتیازاتی نیز دریافت کند. وحدت اقتصادی و همکاری میان روسیه و اوکراین، با توجه به ثروت عظیم روسیه، میتوانست نوعی همگرایی ایجاد کند، حتی اگر هر دو کشور استقلال سیاسی خود را حفظ میکردند. بنابراین، مسئولیت اولیه کشیده شدن این بحران به جنگ بر عهده پوتین بود و پس از آن نیز زلنسکی و حامیان اروپاییاش در ادامه این مسیر نقش داشتند. اکنون این جنگ به مرحلهای از انتقامجویی رسیده است. زلنسکی با اتکا به حمایت آمریکا و اروپا تصور میکند میتواند روسیه را تحت فشار قرار دهد، اما اگر عرصه بیش از حد بر روسیه تنگ شود، ممکن است این کشور دست به اقدامی بزند که پیامدهای بسیار خطرناکی برای اروپا داشته باشد. در مقابل، کشورهای غربی نیز واکنش متقابل نشان خواهند داد. تردیدی نیست که هر دو طرف توان وارد کردن خسارتهای سنگین را دارند، اما روسها در این زمینه از آمادگی بیشتری برای اقدامات پرخطر برخوردارند و همین موضوع نگرانکننده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: این وضعیت را با جنگ ایران و آمریکا قابل مقایسه نمیدانم؛ زیرا اوکراین از حمایت گسترده مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و لجستیکی غرب برخوردار بوده است، اما در صورت وقوع جنگ میان ایران و آمریکا، هیچ کشوری به معنای واقعی از ایران حمایت نخواهد کرد، زیرا تقریباً همه در کنار آمریکا قرار خواهند گرفت؛ بهویژه در موضوع تنگه هرمز. با تمام این تفاسیر، روسیه قطعاً پاسخ خواهد داد. همانطور که اوکراین پالایشگاههای روسیه را هدف قرار داده، روسیه نیز پالایشگاهها، صنایع و زیرساختهای اوکراین را هدف قرار خواهد داد. روسیه به صورت مشخص وارد تنش نظامی گستردهتر با اوکراین خواهد شد و البته خودش نیز هزینههایی خواهد پرداخت.
وی در پایان خاطرنشان کرد: من دلم برای روسیه نمیسوزد؛ اتفاقاً دلم برای مردم اوکراین میسوزد که رئیسجمهوری دارند که در مقطع حساس حاضر به سازش نشد. اگر همان زمان واقعیت موجود درباره کریمه، که سالها است که در اختیار روسیه است، و همچنین دونتسک را میپذیرفت، میتوانست از آوارگی میلیونها اوکراینی جلوگیری کند. در عوض، کشورش میتوانست با استفاده از کمکهای جهانی بازسازی شود و به یک کشور مدرن اروپایی تبدیل شود، نه کشوری جنگزده، آسیبدیده و بلاتکلیف که آینده آن نامشخص است. احتمال کشیده شدن جنگ به خاک اروپا نیز وجود دارد. اگر اروپا بیش از این از اوکراین حمایت نظامی کند، دامنه جنگ ممکن است به داخل اروپا گسترش یابد. در نهایت نیز کشورهای اروپایی، اوکراین را وادار خواهند کرد که شکست در جنگ را بپذیرد؛ همانگونه که در طول تاریخ، کشورهایی پس از شکست ناچار به واگذاری بخشی از سرزمین خود شدهاند. اوکراین نیز احتمالاً ناچار خواهد شد بخشی از مناطق مورد مناقشه را به روسیه واگذار کند تا بتواند هسته اصلی سرزمین خود را حفظ و از نابودی کامل کشور جلوگیری کند.