خبرگزاری کار ایران

یادداشتی از هادی اعلمی فریمان:

زلزله ونزوئلا و بهانه حضور نظامی آمریکا در کاراکاس

زلزله ونزوئلا و بهانه حضور نظامی آمریکا در کاراکاس

راهبرد فعلی واشنگتن، همکاری با هر دولت مستقر است که آمادگی تعامل داشته باشد و این همان الگویی است که در منطقه آمریکای لاتین دنبال می‌کند.

هادی اعلمی فریمان، کارشناس مسائل آمریکای لاتین طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل و ابعاد حضور نظامی ایالات متحده در ونزوئلا پس از وقوع زلزله پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد: 

پس از ربایش مادرو، دولت خانم رودریگز همکاری‌های خود با ایالات متحده را آغاز کرد. این همکاری‌ها، آن‌گونه که انتظار می‌رفت، عمدتاً در حوزه نفت شکل گرفت؛ از جمله همکاری با شرکت ملی نفت ونزوئلا و گسترش تعاملات نفتی که همچنان نیز ادامه دارد. تغییرات قانونی که در این دوره انجام شد، همگی نشان‌دهنده گرایش، جهت‌گیری و تمایل دولت رودریگز به حل مسائل و رفع اختلافات بنیادین با آمریکا بود. در مقابل، آمریکایی‌ها نیز توانستند به دستاوردی مطلوب و قابل توجه دست پیدا کنند. اما وقوع حوادث غیرمترقبه، همان‌طور که می‌دانید، زمانی که در یک کشور رخ می‌دهد، معمولاً احساسات و عواطف انسانی را در اولویت قرار می‌دهد و فضای سیاسی را تا حد زیادی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. از این منظر، زمانی که کشوری نیازمند کمک‌های بشردوستانه می‌شود، مسائل سیاسی و روابط دوجانبه نیز تا حدی تحت پوشش این شرایط قرار می‌گیرد.

ونزوئلا کشوری است که ساختار شهری خاصی دارد. در کاراکاس، مجموعه‌ای از ساختمان‌های دولتی و مناطق مرفه در کنار گستره وسیعی از مناطق حاشیه‌نشین قرار گرفته‌اند و این ترکیب، بافت ویژه‌ای را شکل داده است. به نظر من، این وضعیت شرایطی را نیز فراهم کرده که آمریکایی‌ها بتوانند تحت پوشش کمک‌های بشردوستانه حضور و فعالیت خود را در این کشور گسترش دهند. البته اگر فرض کنیم در چنین شرایطی هوگو چاوز یا حتی نیکولاس مادورو در قدرت بودند، احتمالاً کمک‌های بشردوستانه را می‌پذیرفتند، اما هرگونه حضور یا فعالیت نظامی را ممنوع می‌کردند. با این حال، شرایط امروز متفاوت است. دولت رودریگز همکاری همه‌جانبه‌ای را با آمریکا آغاز کرده و وقوع زلزله نیز باعث شده این روند با سرعت بیشتری پیش برود.

موضوع تعلیق برخی محدودیت‌ها نیز از گذشته مطرح بود و قرار بود به‌تدریج اجرا شود. همان‌طور که می‌دانید، ساختار بوروکراتیک دولت و کنگره آمریکا به گونه‌ای است که اگر قرار باشد روابط با کشوری بهبود پیدا کند، دولت از طریق فرمان‌های اجرایی، به‌ویژه با استفاده از ظرفیت وزارت خزانه‌داری، بسیار سریع‌تر می‌تواند اقدامات لازم را انجام دهد؛ اما مصوبات کنگره معمولاً زمان‌برتر هستند. در مجموع، این شرایط پوشش مناسبی را فراهم کرده تا آمریکایی‌ها راحت‌تر وارد ونزوئلا شوند و دولت این کشور نیز از این روند استقبال کرده است. به نظر می‌رسد فضای ناشی از همدردی و عواطف انسانی، زمینه را برای حضور آسان‌تر آمریکا فراهم کرده است؛ به‌ویژه برای نیروهای امدادی، داوطلب و گروه‌هایی که می‌توانند با سهولت بیشتری در این کشور تردد داشته باشند.

از سوی دیگر، دولت رودریگز در ماه‌های اخیر تلاش کرده است به‌تدریج نیروها و طرفداران سرسخت مادورو را از ساختار قدرت کنار بگذارد و افراد جدیدی را جایگزین کند. اکنون به نظر می‌رسد این روند، با توجه به شرایط اضطراری و ضرورت‌های بشردوستانه، سرعت بیشتری گرفته است. من این دو موضوع را به یکدیگر مرتبط می‌دانم و معتقدم نمی‌توان آن‌ها را کاملاً جدا از هم تحلیل کرد؛ زیرا شرایط کنونی، بستری مناسب برای آمریکایی‌ها ایجاد کرده تا با سهولت بیشتری در ونزوئلا حضور داشته باشند و زمینه را برای افزایش نفوذ و مداخله خود فراهم کنند. اگر این پرسش مطرح باشد که آیا احتمال حضور نظامی بلندمدت آمریکا در ونزوئلا وجود دارد، پاسخ من منفی است. به نظر من، آمریکایی‌ها با توجه به تجربه‌های گذشته در مداخلات نظامی، اکنون به این جمع‌بندی رسیده‌اند که بهترین راهبرد، همکاری با دولت‌های مستقر است. این الگو را نیز تقریباً در همه مناطق جهان در حال آزمودن هستند.

برای دولت دونالد ترامپ نیز مباحثی مانند حقوق بشر، دموکراسی‌سازی و ملت‌سازی اساساً اولویت ندارد. در واقع، آمریکایی‌ها سال‌هاست که ایده ملت‌سازی را کنار گذاشته‌اند و به‌ویژه از دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، دیگر این رویکرد را دنبال نمی‌کنند. مطالعات اندیشکده‌ها و پژوهش‌های راهبردی نیز نشان می‌دهد که آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که کشورها و مناطق مختلف، ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی دارند و نمی‌توان الگوی لیبرال‌دموکراسی را به‌صورت یکسان در همه جا پیاده کرد. بنابراین، به نظر می‌رسد دولت ترامپ نیز این مباحث را کنار گذاشته است. با این حال، حضور بلندمدت نظامی آمریکا در ونزوئلا را بعید می‌دانم؛ زیرا ساختار سیاسی کشورهای منطقه به‌طور کلی به سمت همکاری بیشتر حرکت کرده است. برای مثال، در کلمبیا شاهد بودیم که نامزد مورد حمایت ایالات متحده به پیروزی رسید و در بسیاری از کشورهای منطقه نیز گرایش به احزاب راست افزایش یافته است؛ روندی که مورد پذیرش و حمایت آمریکاست.

از این رو، تصور نمی‌کنم آمریکا به دنبال حضور نظامی طولانی‌مدت باشد. راهبرد فعلی واشنگتن، همکاری با هر دولت مستقر است که آمادگی تعامل داشته باشد و این همان الگویی است که در منطقه دنبال می‌کند. تنها کشورهایی که همچنان در برابر این رویکرد مقاومت می‌کنند، کوبا و تا حدودی نیکاراگوئه هستند. البته موضع دولت کوبا همچنان بسیار سخت‌گیرانه است، اما حتی در مورد این کشورها نیز این احتمال وجود دارد که در آینده، به‌تدریج مسیر همکاری را در پیش بگیرند. در مجموع، به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها در آمریکای لاتین بیش از هر چیز بر الگوی همکاری با دولت‌های مستقر تمرکز کرده‌اند و صرف‌نظر از اینکه نظام‌های انتخاباتی این کشورها به سمت راست‌گرایی یا چپ‌گرایی حرکت کنند، اولویت اصلی واشنگتن توسعه همکاری و حفظ روابط با دولت‌های حاکم است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز