در گفتوگو با ایلنا مطرح شد:
هشدار درباره عود و تشدید اختلالات بیماران اعصاب و روان و بروز علائم جدید در اثر صدای انفجار
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران درباره عود و تشدید اختلالات بیماران اعصاب و روان و بروز علائم جدید در اثر صدای انفجار هشدار داد.
«امیرحسین جلالی ندوشن» سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا درباره شرایطی که در جنگ گریبانگیر بیماران مزمن اعصاب و روان و خانوادههای آنها میشود، گفت: این بیماران به دو گروه تفکیک میشوند، بیماران مزمن شدید روانی مانند مبتلایان به اختلالات خلقی جدی، افسردگیهای عودکننده یا دوقطبی، مجموعه بیماریهایی که به عنوان اسکیزوفرنی از آن یاد میشود و دیگر بیماریهایی از این دست که در چنین شرایطی با مشکلات خاص مواجه میشوند و افرادی که به صورت دیرپا به مشکلات خفیفتری مثل اضطراب، افسردگی، وسواس و اختلالات خواب مبتلا شدهاند که این گروه هم با مشکلاتی مشابه با گروه قبلی و همچنین متفاوت مواجه میشوند.
او توضیح داد: اصولاً برای هر نوع بیماری اعصاب و روان اعم از شدید یا خفیف، استرس، تنش شرایط غیرقابلپیشبینی و استرس های محیطی که شامل صدای شدید انفجار، احتمال قطع برق و تاریکی و اصولا وجود احساس ناامنی حتی پیش از وقوع هر انفجار یا ویرانی مانند یک سم عمل میکنند. یعنی این عوامل میتوانند باعث عود بیماری شوند، تشدید علائم بیماری یا عود و هم علائم موجود را تشدید کنند و هم بروز علائم تازه شوند.
محیط تنشزا، عامل جدی عود بیماریهای روان
به گفته این روانپزشک حتی اگر فرد از خدمات سلامت روان یعنی مراقبتهای معمول درمانی و دارویی هم برخوردار باشد و بیماریاش در ماههای اخیر به خوبی کنترل شده باشد بازهم یک محیط تنشزا به صورت بالقوه میتواند عامل جدی عود و تشدید بیماری باشد. حالا اگر بیماری فرد به خوبی کنترل نشده باشد، فرد مراقبت کافی دریافت نکرده باشد و پذیرش دارویی مناسبی نداشته باشد، طبیعی است که تأثیر این استرس و تنش بر بیماری این فرد بسیار بیشتر خواهد بود.
او به مشکل مشکل دومی اشاره میکند که در شرایط کنونی متوجه این گروه از بیماران است یعنی تداوم مراقبت و دسترسی فوری به مراقبتهای روانپزشکی. تشخیص زودهنگام و درمان متناسب زودهنگام یکی از کلیدهای کنترل بیماریهای مزمن اعصاب و روان است. اما در شرایط بحران و به ویژه بحران جنگی که ناامنیهای جدی ایجاد میکند، دسترسی به خدمات سلامت، پزشک، بیمارستان و مانند آن را با تنگناهای جدی مواجه کند که این معضل عاملی برای احتمال عود یا تشدید بیماری است.
جلالی ندوشن تاکید میکند که هر قدر بیماری فرد شدیدتر باشد، مراقبت از او تکلیف سنگینتری برای خانوادهها ایجاد میکند. از سوی دیگر خود جنگ و بحران هم تکلیف بسیار بزرگی بر دوش خانواده میگذارد به این معنا که وقتی با بروز جنگ معمولا افراد بسیاری از کارهای معمول خود را کنار میگذارند تا بتوانند به این تکلیف بزرگ عمل کنند. در این بین احتمال زیادی وجود دارد که به دلیل شدت یافتن مسئولیتها در وضعیت بحران، بخشی از مراقبتهای معمول به این بیماران دچار غفلت شود.
او به وجود ظرافتهایی در روابط بین فردی و مدیریت خواستهها یا رفتارهای بیماران اشاره کرده و میگوید: هرقدر بیماری شدیدتر باشد این وضعیت شدت و اهمیت بیشتری مییابد. معمولا وضعیت بحران، افراد را دچار عصبانیت و زودرنجی میکند و تحمل معمول ما را کاهش میدهد. در این شرایط ممکن است خانوادهها به علت ترس، نگرانی و تنشی که احساس میکنند قادر نباشند این ظرافتها را در رابطه با بیمار خود به عمل بیاورند که این مساله تنشزا خواهد بود.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران با بیان اینکه خطرات معمولاً در کوتاهمدت یعنی یکی دو هفته نخست جنگ به صورت شدت یافتن علائم در بیمار ظاهر میشود، اضافه کرد: اما اگر جنگ و شرایط بحرانی طولانیتر شود، بخصوص در بیماریهای شدید احتمال دارد که با عود بیماری مواجه شویم. در بسیاری موارد با عود بیماری، بیمار باید بستری شود. بستری کردن بیمار اما نیازمند وجود سیستم سلامتی است که بتواند در شرایطی مناسب ارائه خدمت کند، این درحالی است که در شرایط جنگی نمیتوان انتظار وجود چنین وضعیتی را به اندازه کافی داشت. رفع این نگرانی هم نیازمند اتخاذ تدابیر لازم است.
او افزود: درباره بیماریهای خفیفتر هم احتمالا با عود مواجه هستیم اما به جز وقوع بحران خودکشی و ایدهپردازی خودکشی در بیمار که نیازمند بستری است، خدمات درمانی به سایر بیماران را میتوان با جایگزینهایی مانند سرویسهای آنلاین یا ویزیت از راه دور و تغییراتی که در درمان داده میشود، انجام داد و با استفاده از این روشها امکان مدیریت بهتر و بیشتری در وضعیت بحران وجود دارد. از طرف دیگر عموما این گروه از بیماران از منابع درونروانی، مهارتها و ظرفیتهای شخصی بالاتر و همچنین کفایت و کارآمدی اجتماعی و شغلی بیشتری برخوردار هستند، این موضوع باعث میشود که حتی با وجود شدت علائم، وضعیت به شیوهای آسانتر مدیریت شود.
جلالی درباره اقدامات ضروری که دولت به این بیماران میتواند در شرایط جنگ ارائه دهد هم اظهار کرد: نخستین و اصلیترین اقدام در این حوزه تداوم خدمت است. یک مزیت روانپزشکی آن است که ما میتوانیم خدمات از راه دور، خدمات آنلاین و خدمات مبتنی بر تلفن را ارائه دهیم. یعنی میشود از بسیاری از بیماران و خانوادهها به همین شیوه حمایت کرد.
او ادامه داد: ماه اسفند ماهی است که معمولاً بیماران ویزیت شده و داروهایشان تجدید و تنظیم میشود تا با تعطیلات نوروز وقفهای در درمان آنها رخ ندهد، اما امسال متأسفانه وضعیت پایان سال با وضعیت جنگی در هم ادغام شدهاند. از یک سو بسیاری از بیمارستانها مجبورند نوع خدمات خود را تغییر داده و خود را با شرایط جنگی هماهنگ کنند و از طرف دیگر، خیلی از خانوادهها ناچار هستند به شهرهای دیگر سفر کنند تا امنیت بیشتری داشته باشند. این مسئله در شهرهایی مثل تهران، اصفهان، تبریز و سایر شهرهای بزرگ بسیار مشهود است.
ضرورت خدماتدهی درمانی از راه دور
به گفته او در چنین وضعیتی مهمترین کاری که سیستم دولتی در بخش بهداشت و درمان میتواند انجام دهد، فراهم کردن و تدوین مقرراتی بسیار ساده است. سیستم ارائه خدمت درمانی در این نوع بیماریها و در شرایط فعلی میتواند فقط با تلفن باشد. خوشبختانه سیستم مدارک پزشکی هم امکان دسترسی به اطلاعات بیماران را برای روانپزشکان به سرعت فراهم میکند.
این روانپزشک با اشاره به تجارب کسب شده در دوران کرونا و جنگ ۱۲ روزه تاکید کرد: با این حال هنوز هم ارائه خدمات تلفنی در شرایطی که اینترنت یا بنزین برای تردد نیست، به اندازه کافی و به عنوان بخشی جدی که باید در بحران از آن بهره برد، مورد توجه قرار نگرفته است. دستکم در بخش روانشناسی و روانپزشکی میتوان نزدیک به ۱۰۰ درصد از این شیوه استفاده کرد تا باری از روی دوش بیمارستانها و مردم برداشته شود.
جلالی معتقد است در وضعیت فعلی تداوم خدمات بسیار مهم است. بیمارستانهای مختلف حتی خصوصی باید چنین خدماتی را فراهم کنند و حتی برای همبستگی اجتماعی بخشی از خدمات را باید به صورت رایگان یا با تعرفهپایینتر ارائه کرد. خوشبختانه سیستم نسخهنویسی در کشور ما به صورت الکترونیک است و اگر سیستم خدمات درمانی از راه دور برقرار شود بیماران ما از دریافت خدمات و درمانهای ضروری محروم نمیشوند و بخصوص اگر با عود بیماری مواجه هستند میتوانند با بروز اولین نشانهها با سیستم سلامت یا پزشک خود تماس بگیرند.
او اقدام مهم بعدی در نظام سلامت را مراقبت برای کاهش تنش و وحشت میداند اعم از معرفی پناهگاه، وجود سیستم آلارم و هشدار و آموزشهای ضروری برای مواجهه با این شرایط به شهروندان. به نظرم این آموزشها میتوانند از آنچه امروز شاهد آن هستیم بسیار مؤثرتر باشند. آموزشهای ویدوئویی در میان اینفوگرافیکهایی که در حال حاضر تولید شده است کمتر میبینیم. در حالی که این انتظار از رسانههای دولتی و نهادهای خدمترسان اجتماعی وجود دارد که نسبت به تهیه چنین ویدیوهای کوتاهی اقدام کنند و این ویدیوها مکررا از رسانهها پخش شود. در واقع این آموزشها باید از قبل به صورت مانور تمرین میشد زیرا ما تجربه جنگ قبلی را داشتهایم.
جلالی تاکید کرد که امروز باید متناسب با وضعیت موجود به مردم کمک کنیم تا احساس کنترل داشته باشند، زیرا بیشتر از ناامنی، احساس ناامنی افراد را دچار آسیبپذیری میکند اما وقتی به آنها اطلاعات به موقع داده شود تا بدانند در شرایط خطر چه اقداماتی میتوانند انجام دهند، میتواند باعث ایجاد احساس کنترل در افراد شده و به میزان زیادی تنش روانی و استرس ناشی از وضعیت را کاهش دهد.
او درباره اقداماتی که خانوادههای دارای بیمار روانی مزمن میتوانند انجام دهند هم گفت: باید بپذیریم بعضی چیزها مانند صدای انفجار یا شرایط محیط بیرونی را نمیتوانیم تغییر دهیم، اما میتوانیم محیط خانه را امنتر کنیم. به عنوان مثال خانوادهها میتوانند به بیماران خود آموزش دهند که اولا شنیدن صدای انفجار به چه معناست و دوم اینکه با شنیدن این صدا چه اقدامی باید انجام دهد. این آموزشها میتواند در فرد احساس خودمختاری نسبی ایجاد کرده و از احساس بیپناهی که ممکن است در او ایجاد شده و باعث تنش و دستپاچگی و افزایش ترس شود، جلوگیری کند.
سخنگوی انجمن علمی روانپزشکان ایران بر پرهیز خانوادههای دارای بیمار اعصاب و روان از صحبت درباره جنگ و ادامه آن و وضعیت سیاسی تاکید کرد و افزود: همچنین از قرار دادن بیمار در معرض ساعات طولانی پخش صدای تلویزیون و رسانهها – چه داخلی و چه خارجی – خودداری کنیم. در هر منزل فردی که مسلطتر است میتواند رسانههای مورد اعتماد را رصد کند و اطلاعات مورد نیاز را کسب کند اما اگر در خانه کودک، سالمند یا بیمار اعصاب و روان و سایر افراد آسیبپذیر حضور دارد، هرچه صدای تلویزیون و رسانهها کمتر باشد و بحثها و تبادل نظر و اطلاعات هیجانی مانند اینکه کدام منطقه هدف قرار گرفته شد، در خانه کمتر انجام شود، فضا قابل مدیریتتر و امنتر خواهد شد.