خبرگزاری کار ایران

ایلنا بررسی می‌کند؛

شیوع سرطان میان کارگران کشاورزی/ سموم نامرغوب، نفس کارگران باغات را به شماره انداخته!

شیوع سرطان میان کارگران کشاورزی/ سموم نامرغوب، نفس کارگران باغات را به شماره انداخته!

یک پزشک حوزه بیماری‌های شغلی می‌گوید: ما بارها تاکید داشتیم که سمومی که به ویژه در باغات ایران استفاده می‌شود، به دلیل تحریم‌ها و درجه مرغوبیت سم، بیش از استاندارد در محوطه باغ و روی گیاه می‌ماند. مطالعات ما نشان می‌دهد که برخلاف سایر سموم مصرفی رایج، سم استفاده شده در مزارغ و باغات ما تا چهل روز می‌ماند و این درحالی است که کشاورز و باغدار ما و کارگران این حوزه، بلافاصله پس از سمپاشی و گاه از فردای آن روز، به باغ و مزرعه وارد می‌شود و کار می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، «علیرضا.ع» بیش از ۱۵ سال در باغات خانوادگی بستگان خود در منطقه دماوند و گیلاوند کار کرده و امروز در سن ۴۵ سالگی در تهران لباس می‌فروشد. مشکل او فقط درد کمر و زانو  و دردهای عضلانی کارگران یدی در میانسالی نیست؛ بلکه او همزمان دچار مشکلات تنفسی و کلیوی هم شده است. او می‌گوید که عمویش سال‌ها قبل به طرز مشکوکی بدون اینکه در خانواده آن‌ها رایج باشد، به سرطان دچار شده و پس از سال‌ها باغداری فوت شده است. 

این کارگر تازه وقتی شغل خود را عوض کرده،  پس از ۴۰ سالگی، موفق به ازدواج و فرزندآوری شده؛ او می‌گوید: «من حس می‌کنم سمپاشی‌هایی که انجام می‌دادم خیلی در مشکلاتی که الان از نظر جسمانی دارم موثر بوده…بالاخره ما مجبور به این کار بودیم و نمی‌دانم چه اجناسی به عنوان سم به ما می‌فروختند. باغ نگهبانی اهل هرات داشت که سال‌ها ایران زندگی می‌کرد. با اینکه تازه سم می‌زدیم، راحت در باغ گشت می‌زد و در دوره سمپاشی فقط یک ماسک ساده می‌زد. با اینکه ماسک داشت، خیلی سرفه می‌کرد. الان مدت‌هاست از نگهبان باغ خانوادگی‌مان هم خبر ندارم، نمی‌دان زنده است یا نه!»

روایت کارگران بخش کشاورزی و باغداری در مورد کودهای شیمیایی، پسماندهای سرازیر شده به برخی اراضی، آلودگی آب و از همه مهم‌تر سموم مصرفی برای حفظ باغ‌ها، بسیار عجیب و متنوع است. عوامل سخت و زیان آور کار در همه‌جا یکسان نیستند. برخی به ناگهان فرد را دچار آسیب می کند و گاه برخی عوامل شیمیایی و بیولوژیک در محیط کار، به صورت چراغ‌ خاموش موجب مرگ نیروی کار یا ازکارافتادگی او می‌شود؛ گاهی به شیوه‌ای این اتفاق می‌افتد که کمتر پزشکی می‌تواند رابطه ازکارافتادگی مستقیم کارگر با شغلش را تشخیص دهد!

این موضوع البته محدود به ایران نیست؛ «آنا پینتو»، محقق حوزه کشاورزی، در گزارشی توضیحات مفصل‌تری می‌دهد. او که خود سال‌ها کارگر بخش کشاورزی بوده و با مطالعه آسیب‌های این حوزه  در فضای رسانه‌ای اروپا شناخته شده، می‌گوید: «بازار کار جهانی از مشکلات سلامتی مرتبط با کار در این بخش رنج می‌برد، اما گویا برای کسی مهم نیست؛ کمردرد، آسیب‌های گردن، کمر، و مشکلات اسکلتی عضلانی و گرمازدگی در فصل‌های گرم، تنها مشکلات کوچک بخش مزرعه‌داری و باغداری هستند. میان کارگران باغ‌ها و مزارع (به دلیل قرار گرفتن در معرض مواد شیمیایی کشاورزی) سردرد، مشکلات معده و آلرژی نامتعارف و سرطان بسیار شایع است»!

این محقق و فعال اجتماعی می‌افزاید: «در بیشتر موارد، زمانی که باید نهال‌ها، بوته‌ها و گیاهان را در خاکی که به تازگی سمپاشی شده بکارند، به کارگران این حوزه هیچ نوع تجهیزات حفاظتی داده نمی‌شود.عملاً کارگر با سم خفه می‌شود. عمر مفید کارگران به ویژه در باغات بسیار کاهش یافته و انواع بیماری‌های ریوی و سرطان در حوزه کار کارگران باغی و زراعی بسیار شایع‌تر از متوسط جهانی آن است».

پینتو، علت فشار مضاعف بر کارگران بخش باغداری و کشاورزی را در بیشتر جهان این مسئله می‌داند که به دلیل سختی این شغل، عمده کارگران این بخش به ویژه در کشورهای توسعه‌یافته‌تر یا درحال توسعه، کارگر مهاجر هستند و طبیعتاً از نظر حقوق اجتماعی و ایمنی ضعیف‌تر هستند.

در ایران نیز برآورد می‌شود که در بخش قابل توجهی از روستاها که از جمعیت جوان نیروی کار (به ویژه مردان) خالی شده، سهم زیادی از نیروی کار باغات و مزارع را کارگران مهاجر تشکیل می‌دهند؛ به نحوی که برآورد می‌شود که پس از رد مرز بخش زیادی از اتباع افغانستان از کشور، نیمی از نیروی کار مهاجر کشور در بخش کشاورزی و باغات شاغل هستند.

فاصله چهل روزه‌ای که رعایت نمی‌شود؛ خطر سموم برای کارگر 

سه سال پیش طی یک مطالعه منتشر شده در قالب یک گفتگو، «کیوان خاصی» کارشناس مسئول ثبت سرطان استان کرمانشاه، با اشاره به شیوع سرطان دستگاه گوارش در کشور در دهه‌های اخیر، یکی از دلایل شیوع این نوع سرطان را استفاده بی‌رویه از سموم و کودهای شیمیایی در بخش کشاورزی عنوان کرد.

وی معتقد است در ایران به عنوان یکی از کشورهای پرگزارش درباره سرطان، سرطان‌های مربوط به دستگاه گوارشی از متوسط سایر کشورها بالاتر است که بیشتر شامل سرطان روده، سرطان کبد و سرطان معده می‌شود.

خاصی تاکید دارد که پژوهش‌های زیادی در دنیا انجام گرفته و در خیلی از کشورهای پیشرفته، سرطان معده را که یکی از سرطان‌های شایع دستگاه گوارش است، با کنترل مواد غذایی و استفاده از کودهای ارگانیک و نخوردن آب چاه (دارای شیرابه پسماندها) کنترل کرده‌اند. او همچنین معتقد است که کشورهای متکی به سموم وارداتی، امروزه در دنیا برنامه‌هایی در جهت کاهش مصرف سموم شیمیایی و جایگزین کردن روش‌های مبارزه شیمیایی با دیگر روش‌ها در دست اقدام دارند که از جمله این روش‌ها که در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از متخصصان کشاورزی و دوستداران محیط زیست قرار گرفته، مبارزه بیولوژیک در ابعاد وسیع آن است.

خاصی می‌افزاید: «این روش می‌تواند به میزان زیادی اثرات سوء ناشی از مصرف آفت‌کش‌های شیمیایی را کاهش داده و در بلندمدت با ایجاد تعادلی مناسب بین عوامل زیان‌آور کشاورزی و دشمنان طبیعی آن‌ها، هزینه مبارزه را پایین آورد و ضروری است چنین اقداماتی با جدیت بیشتری پیگیری شود.»

اما او تنها کسی نیست که پیگیر این موضوع است. مجید رمضانی (پزشک حوزه بیماری‌های شغلی و مدیر یک مرکز آزمایشات زیست محیطی در استان البرز) که نتایج مطالعات خود را بارها به مقامات مختلف در ریاست جمهوری، سازمان محیط زیست و برخی وزارتخانه‌های دیگر ارائه داده و با بی‌توجهی مواجه شده، از خطرات مهلک مصرف غذا و محصولات باغی و زراعی و همچنین کار در باغاتی می‌گوید که از نظر آب، کود و سموم، آلوده‌اند.

او با اشاره به اینکه ریشه بروز خطر «سونامی سرطان در ایران» بیش از آلودگی هوا ناشی از مصرف غذایی و ارتباط تنفسی و پوستی با آب و مواد غذایی آلوده است، توضیح می‌دهد: «ما بارها تاکید داشتیم که سمومی که به ویژه در باغات ایران استفاده می‌شود، به دلیل تحریم‌ها و درجه مرغوبیت سم، بیش از استاندارد در محوطه باغ و روی گیاه می‌ماند. مطالعات ما نشان می‌دهد که برخلاف سایر سموم مصرفی رایج، سم استفاده شده در مزارغ و باغات ما تا چهل روز می‌ماند و این درحالی است که کشاورز و باغدار ما و کارگران این حوزه، بلافاصله پس از سمپاشی و گاه از فردای آن روز، به باغ و مزرعه وارد می‌شود و کار می‌کند».

رمضانی در پایان خاطرنشان می‌کند: «ما اسناد مطالعات خود در زمینه اثری که آب آلوده به پسماند، سموم کشاورزی و کودهای شیمیایی غیراستاندارد  برگروه‌های مختلف، از کشاورز و باغدار گرفته تا مصرف‌کننده می‌گذارد، در اختیار بسیاری از مقامات گذاشتیم و انتظار رسیدگی و توجه داریم. شیوع انواع سرطان‌ها  نه برای نیروی کار، بلکه برای خانواده کارگران نیز خطرناک است. مسئله ما این است که مسئولان و مردم و باغداران بفهمند که بدن در برابر عامل زیان آور بیولوژیک و زیستی پس از چندسال آنتی‌بادی تولید کرده و مقاوم می‌شود؛ اما در مقابل عامل زیان آور شیمیایی که در سم کشاورزی، کود غیراستاندارد شیمیایی و شیرابه و پساب و آب آلوده وجود دارد و بیشترین میزان آن در سم کشاورزی و آب است، هیچ بدنی توان تولید آنتی بادی و مقاوم شدن، حتی بعد از چند سال را ندارد. بنابراین باید اقدامات بسیار جدی‌تری در این عرصه صورت بگیرد؛ زیرا کار از نمایش‌های عادی در حوزه بهداشت حرفه‌ای و محیط زیست گذشته است».

از این کارشناس البته درمورد آمار نرخ شیوع سرطان به ویژه در میان کارگران کشاورزی و روستایی پرسیدیم که ناامیدانه گفت «آمار روشن نداریم».  او تقصیر عدم انتظار آمار دقیق سرطان کارگران کشاورزی را متوجه وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور دانست و گفت در این حوزه، سکوت و ابهام حاکم است.....

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز