خبرگزاری کار ایران

ایلنا از شرایط سخت کارگران توزیع برق در روزهای جنگ روایت می‌کند؛

جان فشانی شبانه روزی سیمبانان بدون ایمنی و ابزار مناسب/ فقط ۳ میلیون تومان حق جنگ گرفتیم!

جان فشانی شبانه روزی سیمبانان بدون ایمنی و ابزار مناسب/ فقط ۳ میلیون تومان حق جنگ گرفتیم!

افزایش مرگ‌ومیر و حوادث شغلی در ماه‌های اخیر، بار دیگر ابعاد تاریک قراردادهای پیمانکاری، فرسودگی تجهیزات و بحران معیشتی سیمبانان را در کانون توجه قرار داده است؛ خط‌شکنانی که با ابزارهای فرسوده و دستمزدهای ناچیز، روشنایی‌بخش خانه‌های این سرزمین‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگران سیمبان شرکت‌های توزیع نیروی برق کشور را باید در زمره زحمتکش‌ترین، پرخطرترین و در عین حال نادیده‌گرفته‌شده‌ترین اقشار جامعه کارگری ایران به شمار آورد.

این کارگران شریف و بی‌ادعا، نیروهایی هستند که چه در شرایط بحرانی و پرالتهاب جنگ و چه در ایام آرامش و صلح، حضوری مداوم، بی‌وقفه و حیاتی در صحنه دارند؛ اما با وجود تمام دشواری‌ها، خروجی کار و زحمات شبانه‌روزی آنان غالباً در سایه بی‌توجهی‌های ساختاری و عدم مسئولیت‌پذیری نهادهای متولی پنهان می‌ماند. جامعه تنها زمانی متوجه حضور و اهمیت فوق‌العاده این قشر می‌شود که شریان برق در زندگی روزمره، صنایع و زیرساخت‌ها قطع شود. با این حال، پارادوکس تلخِ حاکم بر زندگی این نیروهای عملیاتی آن است که به همان اندازه‌ای که روشنایی و انرژی را به خانه‌ها و کارخانه‌ها می‌بخشند، جان، سلامت جسمانی و امنیت روانی خود را به خطر می اندازند. 

طی سالیان اخیر، حوادث کار به کابوسی همیشگی و سایه‌ای شوم و ناامیدکننده بر زندگی سیمبانان و خانواده‌های آنان بدل شده است. گزارش‌های میدانی و آمارهای رسمی ناظر بر این حقیقت تلخ است که این نیروها به صورت مستمر و زنجیره‌ای در معرض سانحه، سقوط از ارتفاع، سوختگی‌های شدید و مرگ ناشی از برق‌گرفتگی قرار دارند.

تنها در طول دو ماه گذشته، اخبار جان‌باختن دست‌کم ۴ تن از سیمبانان در مناطق مختلف کشور رسانه‌ای شده و در کنار این آمار دردناک، در یک ماه اخیر نیز چندین مورد مصدومیت شدید و معلولیت ناشی از سانحه به ثبت رسیده است. این میزان از تلفات و آسیب‌های جانی در یک قشر مشخص، باید زنگ خطری جدی و تکان‌دهنده را برای مسئولان وزارت نیرو، شرکت‌های توزیع برق و بازرسان کار به صدا درآورد.

پرسش اساسی و بنیادی اینجاست که ریشه اصلی بروز این حجم از حوادث مرگبار چیست؟ چرا این قشر متخصص و زحمتکش باید تا این حد در برابر مخاطرات شغلی بی‌دفاع رها شوند؟ هنگامی که پای صحبت‌ها و درددل‌های بدنه کارگری و فعالان صنفی سیمبان می‌نشینیم، ابعاد و زوایای دیگری از این بحران نمایان می‌شود که نشان می‌دهد حوادث کار در این حوزه، نه یک اتفاق نادر یا غیرقابل‌پیش‌بینی، بلکه محصول مستقیمِ ساختارهای ناکارآمد پیمانکاری، ضعف ایمنی، تجهیزات فرسوده و فشارهای روانی ناشی از مدیریت مصرف است. در همین راستا، یکی از فعالان صنفی کارگران سیمبان در استان تهران، به تشریح ریشه‌ای و بدون سانسور این چالش‌ها پرداخته است.

تشدید فشار کاری در پیک تابستان

 ترکیب مرگبار فرسودگی شبکه و خستگی روحی

این فعال صنفی کارگران سیمبان با اشاره به حوادث تلخ و جانکاهی که اخیراً رخ داده و جامعه کارگری را داغدار کرده است، می‌گوید: «متأسفانه در همین روزهای اخیر با چشم خودمان شاهد بودیم که یکی از همکاران مظلوم سیمبان ما در توزیع برق چالوس از ارتفاع سقوط کرد و جان خود را از دست داد. هفته گذشته نیز در نواحی مختلف استان تهران، حوادث برق‌گرفتگی شدیدی داشتیم که منجر به مصدومیت همکارانمان شد. این حوادث سریالی، مستقیماً ناشی از شرایط فوق‌العاده سخت کاری در فصل تابستان است. در حال حاضر، به دلیل وقوع پیک مصرف، گرمای شدید هوا و سیاست‌های دستوری مربوط به مدیریت مصرف که به علت جنگ و ناترازی برق بر شبکه اعمال می‌شود، حجم و فشار کاری سیمبانان به شکل غیرقابل‌تحملی افزایش یافته است.»

وی در ادامه تشریح می‌کند که چگونه عوامل مختلف دست به دست هم می‌دهند تا یک سانحه رقم بخورد: «از یک سو فرسودگی شدید شبکه توزیع برق کشور و عدم نوسازی به‌موقع آن، ضریب بروز حادثه را به‌شدت بالا می‌برد و از سوی دیگر، درگیری‌های فکری و دغدغه‌های تمام‌نشدنی معیشتی نیروها، تمرکز آنان را در ارتفاع و بر روی شبکه‌های خطرناک فشار قوی کاملاً مختل می‌کند. وقتی فشار کاری از سوی مافوق با استرس‌های ناشی از ناترازی شبکه گره می‌خورد، کوچک‌ترین خطایی منجر به سقوط از پایه‌ها یا برق‌گرفتگی‌های هولناک می‌شود که راه بازگشتی ندارد.»

نظام پیمانکاری و سیاست «یک بام و دو هوا» در شرکت‌های توزیع برق

این فعال کارگری، شاهراه تمام مشکلات ایمنی و معیشتی سیمبانان را در وضعیت نابسامان قراردادهای شغلی و حاکمیت بلامنازع نظام پیمانکاری دانسته و تصریح می‌کند: «بحث ایمنی مستقیم و بدون واسطه به شاهراه قراردادها وصل است، متأسفانه شرکت‌های توزیع برق در برخورد با کارگران سیمبان رویه‌ای یک‌بام و دوهوا و به اصطلاح "شترمرغی" پیش گرفته‌اند؛ به این معنا که هر جا مسئولیت، هزینه و تأمین تجهیزات ایمنی مطرح است، به‌راحتی شانه خالی می‌کنند و هر جا بهره‌کشی و کار کشیدنِ طاقت‌فرسا مطرح باشد، سخت‌ترین انتظارات را دارند. شرکت‌های توزیع حاضر به تبدیل وضعیت نیروها نیستند و تمام کار را به شرکت‌های پیمانکاری شخصی، شرکت‌های تأمین نیرو یا قراردادهای مبهم حجمی واگذار کرده‌اند.»

وی تأکید می‌کند: «واقعیت تلخ این است که پرسنل سیمبان در تمامی شرکت‌های توزیع، نیروهای ثابت و دائمی هستند که سال‌ها دانش کار روی شبکه را اندوخته‌اند، اما این پیمانکاران هستند که سال به سال در مناقصات عوض می‌شوند. پیمانکار شخصی که صرفاً برای یک دوره یک‌ساله وارد مناقصه شده تا سود مالی خود را ببرد، هیچ‌گونه انگیزه یا تعهدی برای صرف هزینه جهت خرید تجهیزات ایمنی فردی و گروهی پرسنل ندارد. او می‌داند سال بعد ممکن است اصلاً حضور نداشته باشد، پس خیلی راحت جان کارگر را فدای سود کوتاه‌مدت خود می‌کند.»

سطح بالای تحصیلات سیمبانان در برابر فشارهای غیرانسانی مدیریتی

این نماینده کارگری با رد نگاه‌های غیرمنصفانه‌ای که سیمبانان را نیروهای غیرمتخصص می‌دانند، به سطح علمی بالای این بدنه اشاره کرده و می‌گوید: «امروزه بیش از ۷۰ درصد سیمبان‌های کشور حداقل دارای مدرک تحصیلی کاردانی هستند و بخش قابل توجهی از همکاران ما با مدارک کارشناسی و حتی کارشناسی ارشد مهندسی برق بر روی شبکه‌های فشار قوی کار می‌کنند. یعنی ما عملاً با یک بدنه تحصیل‌کرده، متخصص و کاملاً کاربلد مواجه هستیم. اما متأسفانه برخورد مدیران ارشد با این نیروهای متخصص به‌هیچ‌وجه در شأن آن‌ها نیست.»

وی در ادامه با انتقاد شدید از رفتار برخی مدیران عملیاتی می‌افزاید: «در شرایط پیک بار، دستورات شتاب‌زده، بدو بدوهای غیرمنطقی و فشارهای طاقت‌فرسای مدیران بر پرسنل زیردست مزید بر علت حوادث می‌شود. رفتاری که از سوی برخی رؤسا صورت می‌گیرد، به گونه‌ای است که گاه نیرو حتی فرصت یا اجازه نوشیدن یک لیوان آب را در آن گرمای سوزان پیدا نمی‌کند. این حجم از فشار روانی و فیزیکی، فضایی شبیه به برده داری را در ذهن تداعی می‌کند که امروزه به شکلی نوین بر سیمبانان زحمتکش اعمال می‌شود.»

تجهیزات به‌روزنشده، گرانی افسارگسیخته و فازمتر ۹۰ میلیون تومانی

بخش دیگری از سخنان این فعال صنفی به وضعیت اسف‌بار ابزارها و تجهیزات ایمنی اختصاص دارد. وی با اشاره به اینکه عدم به‌روزرسانی ابزارها جان سیمبانان را هر لحظه تهدید می‌کند، می‌گوید: «در حال حاضر به دلیل شرایط بغرنج اقتصادی، جنگ، تورم شدید و تحریم‌ها، قیمت تجهیزات ایمنی استانداردی که باید وارد شود به شدت بالا رفته است. در گذشته که قیمت‌ها ارزان‌تر بود پیمانکار از خرید تجهیزات سر باز می‌زد، چه رسد به امروز که هزینه‌ها کاملاً نجومی و دور از دسترس شده است.»

وی برای ملموس شدن عمق فاجعه تصریح می‌کند: «ابتدایی‌ترین و ساده‌ترین ابزار ایمنی برای یک سیمبان جهت تشخیص برق‌دار بودن یا نبودن شبکه فشار قوی، یک دستگاه فازمتر فشار قوی است. امروز یک فازمتر معمولی (مانند برند کاتو فرانسه) حتی در نوع دست‌دوم و مستعمل آن، حداقل ۹۰ میلیون تومان قیمت دارد! فازمتری که حکم همان فازمتر خانگی ساده را برای سیمبان دارد تا مطمئن شود سیم خطری ندارد و جانش را از دست نمی‌دهد، نود میلیون تومان است. وقتی ابتدایی‌ترین ابزار ایمنی چنین قیمت سرسام‌آوری دارد، پیمانکار به هیچ وجه زیر بار خرید آن نمی‌رود و کارگر بی‌پناه مجبور است با حداقل امکانات و بالاترین ریسک ممکن بالای تیر برق برود.»

خدمات‌رسانی بی‌منّت در دوران جنگ و حق جنگِ خنده‌دار ۳ میلیون تومانی

این فعال کارگری با یادآوری سابقه درخشان و تاریخی سیمبانان در مقاطع حساس کشور، به‌ویژه در دوران جنگ اخیر، از قدرنشناسی مسئولان نسبت به این قشر گلایه کرده و می‌گوید: «سیمبانان همواره ثابت کرده‌اند که پای کار کشور و مردم هستند. در دوران جنگ تحمیلی و شرایط بحرانی، بچه‌های سیمبان بدون اینکه ساعت کاری یا شیفت برایشان مطرح باشد، شبانه‌روز خدمات‌رسانی می‌کردند تا تاب‌آوری شبکه برق حفظ شود و برق مطمئن به دست مردم برسد.»

وی تأکید می‌کند: «در شرایطی که پدافند هوایی در حال شلیک بود و آتش جنگ با قدرت در جریان بود، سیمبان ما بالای تیر برق می‌رفت تا شبکه آسیب‌دیده را تعمیر کند. کار سیمبان در آن شرایط هیچ تفاوتی با یک نیروی نظامی در خط مقدم نداشت؛ تنها تفاوت این بود که اسلحه، ابزار دفاع نیروی نظامی از خاک بود و کلاه ایمنی، دستکش، کمربند و سیم، ابزار دفاعی سیمبان برای حفظ شبکه برق کشور بود.» 

وی در پایان با ابراز تأسف از نحوه جبران این فداکاری‌ها خاطرنشان می‌سازد: «با وجود تمام این جان‌فشانی‌های بی‌دریغ، در نهایت دریافتی که تحت عنوان "حق جنگ" به سیمبانی که زیر آتش پدافند جانش را به خطر انداخته بود تعلق گرفت، مبلغ خنده‌دار و باورنکردنی ۳ میلیون تومان بود! این رقم و این نوع برخوردها، نشان‌دهنده یک قدرنشناسی عمیق و بی‌مهری آشکار از سوی دولت و شرکت‌های توزیع برق نسبت به کارگرانی است که تمام هستی و جان خود را در راه روشنی‌بخشی به کشور در طبق اخلاص گذاشته‌اند.» 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز