خبرگزاری کار ایران

ایلنا گزارش می دهد؛

اخراج‌های گسترده در غول‌های فناوری/ یقه سفیدها هم امنیت ندارند/ کارگران در عصر هوش مصنوعی استثمار می‌شوند

اخراج‌های گسترده در غول‌های فناوری/ یقه سفیدها هم امنیت ندارند/ کارگران در عصر هوش مصنوعی استثمار می‌شوند

در حالی که غول‌های فناوری در ۱۸ ماه گذشته ۴۱۰ هزار نفر را تعدیل کرده‌اند، بررسی‌های آماری نشان می‌دهد این اخراج‌ها نه به دلیل بحران اقتصادی، بلکه ابزاری برای انتقالِ ثروت از جیب مزدبگیران به ترازنامه‌های سود سهام‌داران است؛ رویکردی که «امنیت شغلی» را در بخش فناوری به تاریخ سپرده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، آمارهای منتشر شده در نیمه نخست سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که غول‌های فناوری در شش ماه گذشته حدود ۱۵۴ هزار نیروی کار را اخراج کرده‌اند. اگر این رقم را با اخراج‌های گسترده سال ۲۰۲۵ (بیش از ۲۶۰ هزار نفر) جمع ببندیم، با حذف ساختاریِ بیش از ۴۱۰ هزار نفری در کمتر از ۱۸ ماه مواجهیم. 

این آمارها برخلاف روایت‌های رسمی رسانه‌های جریان اصلی، ناشی از شرایط سخت اقتصادی نیست؛ بلکه خروجیِ یک تصمیم آگاهانه برای انتقال ثروت است. کارفرمایان بخش فناوری در حال اجرای یک جراحی بزرگ هستند: حذف نیروی کار زنده برای تامین مالیِ سرمایه ثابت، یعنی سرورها و زیرساخت‌های هوش مصنوعی. 

تناقض اعداد: اخراج برای تامین مالیِ ماشین‌ها

بررسی صورت‌های مالی شرکت‌های بزرگ فناوری (Big Tech) در بازه ۲۰۲۵ تا اواسط ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که موج اخراج‌ها دقیقاً در دورانی رخ داده که این شرکت‌ها در بالاترین سطح سودآوری تاریخی خود قرار دارند. پولی که پیش از این به عنوان دستمزد به صدها هزار کارگر یقه سفید پرداخت می‌شد، اکنون مستقیماً به دو مسیر هدایت می‌شود: خرید پردازنده‌های گران‌قیمت برای توسعه هوش مصنوعی و بازخرید سهام که در واقع تزریق مستقیم پول به جیب سهام‌داران عمده است. 

نگاهی به عملکرد غول‌های این صنعت، ابعاد این شیفت سرمایه را روشن‌تر می‌کند. به عنوان مثال، شرکت آلفابت (شرکت مادر گوگل) از سال ۲۰۲۴ تا اواسط ۲۰۲۶ بیش از ۱۸ هزار موقعیت شغلی را حذف کرده است. اما این شرکت همزمان ده‌ها میلیارد دلار را به بازخرید سهام خود اختصاص داده و سرمایه‌گذاری عظیمی روی زیرساخت‌های مدل هوش مصنوعی «جمنای» (Gemini) انجام داده است. مایکروسافت نیز با رویه‌ای مشابه، پس از حذف بیش از ۱۶ هزار نیروی کار، ۱۳ میلیارد دلار به شرکت OpenAI تزریق کرد و اکنون در حال برنامه‌ریزی برای احداث یک دیتاسنتر غول‌پیکر ۱۰۰ میلیارد دلاری است. 

این روند در شرکت متا (فیس‌بوک سابق) با عریانی بیشتری خود را نشان می‌دهد؛ مدیریت این شرکت ضمن حذف بیش از ۲۵ هزار شغل، ۵۰ میلیارد دلار بودجه برای بازخرید سهام اختصاص داد تا همزمان با توسعه مدل‌های هوش مصنوعی «لاما» (Llama)، ارزش سهام مالکان و پاداش مدیران را به حداکثر برساند. شرکت آمازون نیز با حذف حدود ۲۷ هزار نفر از کارکنان خود، سرمایه‌گذاری ۴ میلیارد دلاری در استارتاپ هوش مصنوعی «آنتروپیک» (Anthropic) و توسعه سیستم‌های ابری AWS را در دستور کار قرار داد. 

وقتی شرکتی ده‌ها هزار نفر را اخراج می‌کند و همزمان ده‌ها میلیارد دلار از سهام خود را در بازار می‌خرد تا قیمت آن را بالا ببرد، پیام روشنی به بازار کار می‌دهد: نیروی کار، حتی از نوع متخصص و برنامه‌نویس، تنها یک ردیف هزینه‌ای است که با ظهور اتوماسیون ارزان‌تر، باید حذف شود تا نرخ سود مالکان شرکت افزایش یابد. 

تغییر ترکیب ارگانیک سرمایه؛ سقوط امنیت شغلیِ یقه‌سفیدها

اتفاقی که در این یک سال و نیم افتاده، از بین رفتن افسانه «امنیت شغلی به واسطه تخصص» است. تا یک دهه پیش، کارگران یقه سفید در سیلیکون‌ولی و شرکت‌های مشابه تصور می‌کردند از مناسبات خشن کارخانه‌ای مستثنی هستند. اما هوش مصنوعی مولد ثابت کرد که پردازش داده، تولید متن، برنامه‌نویسی سطح متوسط و خدمات مشتریان نیز قابلیت کالایی‌سازی و سپردن به ماشین را دارند. 

مدیران ارشد با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی، کارهای پیچیده شناختی را به وظایف خرد و ساده تجزیه کرده‌اند. این روند باعث می‌شود تا نیروی کار متخصص ارزش و قدرت چانه‌زنی خود را از دست بدهد و موقعیت طبقاتی‌اش عملاً به سطح کارگران خدماتی و روزمزد تنزل پیدا کند که هر لحظه امکان جایگزینی آن‌ها وجود دارد. 

تشدید استثمار برای بازماندگان

روی دیگر سکه اخراج‌های ده‌ها هزار نفری، وضعیت کارگرانی است که در این شرکت‌ها باقی مانده‌اند. هوش مصنوعی قرار نبود باعث اخراج انسان‌ها شود، بلکه طبق ادعای اولیه سرمایه‌داران، قرار بود بهره‌وری را بالا ببرد و فشار کار را کاهش دهد. 

اما در عمل، مدیریت با اهرمِ ترس از اخراج، خروجیِ چند نفر را از یک نفر طلب می‌کند. گزارش‌های میدانی از کارمندان شرکت‌های بزرگ فناوری نشان می‌دهد که نرخ استرس شغلی و ساعات کار اضافه‌ی پرداخت‌نشده به شدت افزایش یافته است. ماشین به جای آنکه دستیار نیروی کار باشد، به یک سرعت‌سنج و ناظر بی‌رحم تبدیل شده که ریتم کار انسان را برای استخراج ارزش افزوده بیشتر، تندتر می‌کند. 

جرقه‌های مقاومت؛ بیداری طبقاتی در سیلیکون‌ولی و فراتر از آن

همین «از بین رفتن توهم امنیت شغلی» و تشدید استثمار باعث شده تا در بازه زمانی ۲۰۲۴ تا اواسط ۲۰۲۶، شاهد شکل‌گیری هسته‌های مقاومت و تلاش‌های بی‌سابقه‌ای برای سندیکاسازی در میان کارگران بخش فناوری باشیم. این مقاومت‌ها نشان می‌دهند که نیروی کار در برابر این تهاجم ساختاری منفعل نیست: 

تشکیل اتحادیه‌های مستقل و تقاضا برای «شفافیت الگوریتمی» 

تا پیش از این، غول‌های فناوری با ارائه مزایای رفاهی در محیط کار، مانع از شکل‌گیری سندیکاها می‌شدند. اما موج اخراج‌های اخیر باعث شد تا نهادهایی مانند «اتحادیه کارگران آلفابت» (AWU) که زیرمجموعه کارگران ارتباطات آمریکا (CWA) است، با رشد چشمگیر اعضا مواجه شوند. مهم‌ترین خواسته این تشکل‌ها در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، تغییر از خواسته‌های صرفاً رفاهی به سمت «کنترل بر ابزار تولید» بوده است. آن‌ها در پتیشن‌ها و مذاکرات خود صراحتاً خواستار «شفافیت الگوریتمی» شده‌اند؛ به این معنا که کارفرما موظف باشد پیش از استقرار هرگونه سیستم هوش مصنوعی که منجر به حذف موقعیت شغلی می‌شود، با نمایندگان کارگران مذاکره کند و هوش مصنوعی تنها به عنوان «ابزار کمکی کارگر» (Human-in-the-loop) تعریف شود، نه جایگزین او. 

الگوبرداری از اعتصابات هالیوود؛ نبرد بر سر مالکیت داده‌ها

اعتصابات تاریخی نویسندگان و بازیگران (WGA و SAG-AFTRA) که به سال‌های ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴ کشیده شد، یک الگوی موفق به کارگران یقه سفید در سراسر جهان داد. در سال‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶، کارگران بخش تولید محتوا، طراحان گرافیک و برنامه‌نویسان در صنعت بازی‌سازی (به‌ویژه در زیرمجموعه‌های مایکروسافت و اکتیویژن) تلاش کردند تا بندهای مشابهی را در قراردادهای جمعی خود بگنجانند. محور این تلاش‌ها یک اصل طبقاتی روشن است: «داده‌هایی که هوش مصنوعی با آن آموزش می‌بیند، حاصل کار و دانش انباشته ماست.» کارگران فناوری در حال مبارزه برای گنجاندن بندهایی در قراردادها هستند که کارفرما را از آموزش دادنِ هوش مصنوعی با کدهای نوشته شده یا طرح‌های تولید شده توسط کارگران، بدون پرداخت حق‌السهم و رضایت سندیکا، منع کند. 

مقاومت نهادی در اروپا؛ سدِ «شوراهای کارگری» 

در حالی که در آمریکا کارفرمایان با دست بازتری اقدام به اخراج می‌کنند، در اروپا (به‌ویژه آلمان و فرانسه) «شوراهای کارگری» (Works Councils) به خط مقدم مبارزه با اخراج‌های مبتنی بر هوش مصنوعی تبدیل شده‌اند. در شرکت‌هایی نظیر SAP و شعبه‌های اروپایی آمازون و گوگل، شوراهای کارگری با استناد به قوانین جدید کار و مقررات هوش مصنوعی اتحادیه اروپا، استقرار سیستم‌های خودکار ارزیابی عملکرد و جایگزینی مشاغل را به چالش کشیده‌اند. آن‌ها تاکید دارند که طبق قانون، هرگونه «تغییر تکنولوژیک که شرایط کار را دگرگون کند»، باید ابتدا به تایید شورای کارگری برسد. این شوراها در چندین مورد موفق شده‌اند روند اخراج‌ها را کند کرده یا کارفرما را مجبور به بازآموزی (Re-skilling) کارگران با حفظ سطح دستمزد قبلی کنند. 

ائتلاف‌های بین‌المللی؛ پیوند کارگران یقه سفید و روزمزد

یکی از مهم‌ترین تحولات طبقاتی در این بازه، درک دردِ مشترک میان لایه‌های مختلف نیروی کار است. نهادهای بین‌المللی مانند «اتحادیه جهانی یونی» (UNI Global Union) کمپین‌هایی را در سال‌های اخیر هدایت کرده‌اند که نشان می‌دهد مهندس ارشد نرم‌افزار در سیلیکون‌ولی و کارگر برچسب‌زن داده (Data Labeler) در کشورهای در حال توسعه، هر دو قربانیانِ یک ماشینِ استثمار هستند. این اتحادیه‌ها در حال تدوین «پیمان‌های دسته‌جمعی نوین» هستند که از طریق اعتصابات همبسته، مانع از آن شوند که کارفرمایان، کارِ برنامه‌نویسانِ اخراج‌شده را به کارگرانِ ارزان‌قیمتِ پلتفرمی در کشورهای جنوب جهانی برای تغذیه سیستم‌های هوش مصنوعی بسپارند. 

سخن پایانی

موج تعدیل‌های ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ یک پیام ساختاری دارد: در غیاب تشکل‌های قدرتمند و مستقل کارگری در بخش فناوری، پیشرفت‌های تکنولوژیک صرفاً ابزاری برای انحصار بیشتر ثروت خواهند بود. ماشین‌ها شاید جایگزین وظایف شغلی شوند، اما نمی‌توانند جایگزین آگاهی طبقاتی شوند. پرولتریزه شدنِ متخصصان فناوری، آن‌ها را از توهمات فردگرایانه خارج کرده و به سمت راه‌حل‌های جمعی سوق داده است. اگرچه قدرت سرمایه در بخش فناوری همچنان دستِ بالا را دارد، اما بذر یک جنبش نوین کارگری در حال جوانه زدن است؛ جنبشی که خواسته آن تنها افزایش دستمزد یا امنیت شغلیِ مقطعی نیست، بلکه بازپس‌گیری کنترل انسان بر ماشینی است که با دسترنج خودش ساخته شده است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز