خبرگزاری کار ایران

کیوریتور نمایشگاه «معرق… نوعی دیگر» در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛

وقتی میراث به زبان امروز حرف می‌زند/ «چیلته‌چینی» چیست؟

وقتی میراث به زبان امروز حرف می‌زند/ «چیلته‌چینی» چیست؟

سارا گلستانی می‌گوید: «هدف من از کیوریتوری این نمایشگاه، صرفاً ارائه مجموعه‌ای از آثار چوبی نیست؛ بلکه معرفی یک زبان بصری مستقل و نشان دادن ظرفیت‌های تازه معرق در هنر معاصر است. در این مجموعه، هندسه با طبیعت و مفهوم پایداری در هم می‌آمیزد و چوب، بدون پوشش و رنگ و تزئین اضافه، هویت واقعی خود را حفظ می‌کند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، نمایشگاه دوسالانه «معرق… نوعی دیگر» با ارائه مجموعه‌ای از آثار حامد عسگریان، با کیوریتوری سارا گلستانی و مدیریت هنری مونا فهمیده، در تاریخ هفتم و هشتم شهریورماه ۱۴۰۵ در مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن برگزار می‌شود. 

گفتنی است، بازدید عمومی از ساعت ۱۵:۳۰ تا ۲۱:۳۰ امکان‌پذیر خواهد بود. مرکز همایش‌های بین‌المللی رایزن در تهران، نیاوران، کاشانک، نرسیده به سه‌راه آجودانیه، پلاک ۲۱۰، واقع است.

این نمایشگاه با تکیه بر پیوند میان مهندسی، هندسه، طبیعت و هنر، تلاش دارد ظرفیت‌های تازه معرق در هنر معاصر را به نمایش بگذارد. 

در این نمایشگاه آثار حامد عسگریان، دانش‌آموخته مهندسی مکانیک و تحقیق در عملیات، ارائه می‌شود؛ آثاری که حاصل سال‌ها تجربه او در معرق‌کاری سنتی و شکل‌گیری شیوه‌ای شخصی با عنوان «چیلته‌چینی» است؛ روشی مبتنی بر تکرار دقیق شش‌ضلعی‌های هندسی و استفاده از چوب‌های طبیعی و خشکیده. 

سارا گلستانی، کیوریتور نمایشگاه «معرق… نوعی دیگر» درباره جزییات این پروژه به ایلنا گفت: در مواجهه با آثار حامد عسگریان، چیزی که بیش از همه برای من جذاب بود، پیوند متفاوت میان مهندسی، هندسه و هنر بود.

او افزود: عسگریان با تکیه بر دانش مهندسی و سال‌ها تجربه در معرق، شیوه‌ای شخصی با عنوان «چیلته‌چینی» خلق کرده که پیوندی میان ریاضی و هنر، در بستر چوب‌های طبیعی و جا مانده از طبیعت می‌باشد.

گلستاتی ادامه داد: هدف من از کیوریتوری این نمایشگاه، صرفاً ارائه مجموعه‌ای از آثار چوبی نیست؛ بلکه معرفی یک زبان بصری مستقل و نشان دادن ظرفیت‌های تازه معرق در هنر معاصر است. در این مجموعه، هندسه با طبیعت و مفهوم پایداری در هم‌می‌آمیزد و چوب، بدون پوشش و رنگ و تزئین اضافه، هویت واقعی خود را حفظ می‌کند.

مواجهه با هنرهای سنتی در فضای هنر امروز 

از نگاه گلستانی، مواجهه با هنرهای سنتی زمانی می‌تواند در فضای هنر امروز معنا پیدا کند که صرفاً به تکرار فرم‌ها و تکنیک‌های گذشته محدود نماند. میراث هنری، برای او نه یک الگوی تثبیت‌شده برای بازتولید، بلکه ماده‌ای برای بازخوانی و گفت‌وگو با زمان حال است. از این منظر، معرق نیز می‌تواند از چارچوب تعریف‌شده خود فاصله بگیرد و با دانش، تجربه زیسته، فناوری، معماری، طراحی و مسائل معاصر وارد گفت‌وگو شود.

او در اینباره گفت: این نگاه، به معنای کنار گذاشتن سنت نیست؛ برعکس، نقطه شروع آن شناخت و مواجهه جدی با میراث گذشته است. اما آنچه اهمیت پیدا می‌کند، نحوه ادامه‌دادن این مسیر در زمان حال است. در این رویکرد، ارزش یک هنر سنتی تنها به قدمت یا مهارت تکنیکی آن وابسته نیست، بلکه این پرسش نیز مطرح می‌شود که آن هنر امروز چه چیزی برای گفتن دارد و چگونه می‌تواند با زبان مخاطب معاصر ارتباط برقرار کند. 

گلستانی اذعان داشت: از همین منظر، انتخاب آثار حامد عسگریان را می‌توان در امتداد تلاش برای یافتن امکان‌های تازه درون یک تکنیک شناخته‌شده دید. «چیلته‌چینی» در این خوانش صرفاً یک روش اجرایی متفاوت نیست؛ بلکه تجربه‌ای است که در آن یک هنرمند با پیشینه مهندسی، منطق هندسی را وارد ساختار معرق می‌کند و در کنار آن، ویژگی‌های طبیعی چوب را دست‌نخورده نگه می‌دارد. 

گلستانی گفت: فکر می‌کنم این نمایشگاه می‌تواند برای مجموعه‌داران، معماران، طراحان داخلی و علاقه‌مندان هنر معاصر جذاب باشد؛ چرا که آثار، علاوه بر ارزش زیبایی‌شناختی، دارای هویت مفهومی و قابلیت تبدیل‌شدن به بخشی از یک مجموعه هنری هستند. در چنین رویکردی، کیوریتوری بیش از آنکه صرفاً وظیفه انتخاب آثار و تنظیم یک نمایشگاه را داشته باشد، به ایجاد زمینه‌ای برای خوانش آثار تبدیل می‌شود.

برقراری ارتباط بین سنت هنری، تجربه شخصی هنرمند و زبان هنر معاصر

سارا گلستانی در این پروژه تلاش می‌کند میان یک سنت هنری، تجربه شخصی هنرمند و زبان هنر معاصر ارتباط برقرار کند؛ ارتباطی که در آن مخاطب با معرق نه فقط به‌عنوان یک تکنیک، بلکه به‌عنوان امکانی برای بیان و اندیشیدن مواجه شود. 

این رویکرد را می‌توان در بخشی از فعالیت‌های پیشین گلستانی نیز دنبال کرد. او سال ۱۴۰۴ کیوریتوری کارگاه فشرده و ۱۰ هفته‌ای «من، تو، هنرمند» را در گالری اچ بر عهده داشت؛ دوره‌ای با تدریس محسن جمالی‌نیک که از نسبت هنرمند با رسانه، جامعه، بازار هنر، گالری و فرآیند تبدیل ایده به اجرا می‌گفت. در این کارگاه، موضوعاتی از «هویت هنرمند ایرانی» و «اعترافات هنرمند» تا مبانی تجسمی، مطالعات میدانی، مجموعه‌محور شدن آثار، نگارش استیتمنت، نسبت هنرمند و رسانه، جایگاه هنرمند به‌عنوان گزارشگر یا روایتگر جامعه و دغدغه‌های محیط‌زیستی مطرح شد. 

اهمیت اشاره به این تجربه در ارتباط با نمایشگاه «معرق… نوعی دیگر» در آن است که نشان می‌دهد مسئله کیوریتوری برای گلستانی صرفاً به ارائه یک اثر یا یک مدیوم مشخص محدود نیست؛ بلکه بخشی از کار او معطوف به این پرسش است که چگونه می‌توان میان ایده، اجرا، زمینه اجتماعی و جایگاه اثر در فضای هنر معاصر ارتباط ایجاد کرد. 

معرق در شرایط امروز چه شکل پیدا می‌کند 

در کارگاه «من، تو، هنرمند» نیز بر فاصله گرفتن از روایت‌گری خطی، تبدیل ایده به اجرا و شکل‌گیری یک مجموعه منسجم تأکید شده بود؛ مسائلی که در مواجهه با مجموعه عسگریان نیز به شکل دیگری قابل پیگیری است.  از این زاویه، «معرق… نوعی دیگر» را می‌توان ادامه همان دغدغه دانست: اینکه یک تجربه هنری چگونه می‌تواند از قالب آشنای خود عبور کند، بدون آنکه ارتباطش با ریشه‌هایش را از دست بدهد. در اینجا مسئله نه نفی معرق سنتی، بلکه آزمودن این امکان است که معرق در شرایط امروز چه شکل دیگری می‌تواند پیدا کند. 

یکی از وجوه مهم این پروژه، نسبت میان نظم هندسی و بی‌نظمی طبیعت است. تکرار شش‌ضلعی‌های دقیق و محاسبه‌شده در کنار چوب‌های طبیعی و خشکیده، دو منطق متفاوت را در یک اثر کنار هم قرار می‌دهد. هندسه از یک سو بر نظم، تکرار و محاسبه استوار است و چوب طبیعی از سوی دیگر حامل نشانه‌های فرسایش، تغییر، بافت و زمان است. حاصل این برخورد، تصویری است که در آن طبیعت قرار نیست کاملاً تحت سلطه فرم هندسی قرار بگیرد. 

گلستانی در توضیح این رویکرد تأکید می‌کند که؛ در این مجموعه، چوب بدون پوشش و رنگ و تزئین اضافه باقی می‌ماند و هویت واقعی خود را حفظ می‌کند. همین ویژگی، مفهوم پایداری را نیز وارد خوانش آثار می‌کند؛ چرا که متریال طبیعی به‌عنوان بخشی از روایت اثر حضور دارد، نه اینکه صرفاً ماده‌ای برای رسیدن به یک فرم نهایی باشد. در نتیجه، نمایشگاه «معرق… نوعی دیگر» را می‌توان تلاشی برای جابه‌جایی نگاه به معرق دانست؛ از هنری که معمولاً با تزئین، نقش و مهارت اجرایی شناخته می‌شود، به رسانه‌ای که می‌تواند درباره هندسه، طبیعت، ماده، زمان و نسبت انسان با محیط پیرامون نیز حرف بزند. 

نگاهی به کارنامه عسگریان

تجربه ارائه آثار عسگریان در کشورهای مختلف از جمله هلند، ترکیه، کاستاریکا، عمان و اسپانیا نیز در پس‌زمینه این پروژه قرار دارد. اثر «خانواده» در مسابقات بین‌المللی کاستاریکا مورد توجه قرار گرفته و تابلوی «طواف دل» نیز در مجموعه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران ثبت شده است. 

با این حال، آنچه در خوانش کیوریتوری گلستانی اهمیت دارد، امکان با قرار دادن این تجربه در زمینه‌ای معاصر است؛ زمینه‌ای که در آن یک هنر ریشه‌دار ایرانی می‌تواند بدون تبدیل‌شدن به بازنمایی صرف گذشته، با مسائل و زبان امروز وارد گفت‌وگو شود. 

گلستانی در پایان صحبتهایش گفت: به این ترتیب، «معرق… نوعی دیگر» بیش از آنکه بخواهد پاسخی قطعی درباره آینده معرق ارائه کند، یک امکان را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد: اینکه میراث هنری را می‌توان نه فقط حفظ و تکرار کرد، بلکه دوباره خواند، درباره‌اش پرسش کرد و از دل همان زبان قدیمی، فرم‌ها و معناهای تازه‌ای ساخت. 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز