خبرگزاری کار ایران

آن روزها که اجرای یک تئاتر پنج ماه تمرین داشت؛

ناگفته‌هایی از «مکبت» فرهاد مهندس‌پور

ناگفته‌هایی از «مکبت» فرهاد مهندس‌پور

یکی از منتقدان تئاتر در هشتمین رویداد «جمعه‌های تئاترشهر» که به اکران فیلم تئاتر «مکبت» فرهاد مهندس‌پور اختصاص داشت به ارائه توضیحاتی از شرایط متفاوت و دشوار «تمرین تا اجرای گروه‌های نمایشی» دردهه‌های قبل پرداخت.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی مجموعه تئاتر شهر، هشتمین  برنامه از مجموعه رویدادهای «جمعه‌های تئاترشهر» با نمایش فیلم تئاتر «مکبت» به طراحی و کارگردانی فرهاد مهندس‌پور روز جمعه نهم مرداد ماه به میزبانی تالار مشاهیر این مجموعه برگزار شد. 

 

ناگفته‌هایی از «مکبت» فرهاد مهندس‌پور

 

پس از نمایش این فیلم تئاتر هم که در حضور قابل توجه مخاطبان و هنرمندانی چون آتش تقی پور بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون، ناصرحسینی مهر نویسنده، پژوهشگر، مدرس و کارگردان تئاتر، فرشاد یاری مدرس و کارگردان تئاتر، اصغر خلیلی مدیر مجموعه تئاتر شهر، محمدرضا خسرویان منتقد و عضو گروه اجرایی نمایش «مکبت»، سعید محبی منتقد و روزنامه‌نگار ، هادی لشگری آهنگساز و بازیگر تئاتر و تعدادی دیگر برگزار شد، عباس غفاری عضو انجمن منتقدان و نویسندگان خانه تئاتر، روزنامه نگار، بازیگر و کارگردان تئاتر که طی اجرای عمومی این اثر نمایشی در گروه بازیگران حضور داشت به ارائه خاطرات و تجربه‌های خود از همکاری با فرهاد مهندس‌پور پرداخت. 

وی در ابتدای صحبت‌های خود ضمن ارائه توضیحاتی درباره پیشینه تاریخی فعالیت هنرمندان و مدیران عرصه تئاتر از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تا پایان دهه هفتاد بیان کرد: به‌نظر من، یکی از شانس‌های بزرگ این نسل، داشتن اساتید برجسته‌ای در دانشگاه بود که از آنان درس گرفتند؛ این اساتید که روزگاری دانشجو بودند، وارد دانشگاه‌ها شدند و شاگردان بسیار خوبی تربیت کردند که بعدها به عنوان هنرمندانی تاثیرگذار نقش مهمی در توسعه و ترویج فعالیت‌های تئاتری میان مخاطبان هم معرفی شدند. یکی از همین هنرمندان فرهاد مهندس‌پور بود که هم زمان با فعالیت‌های مرتبط با کارگردانی و تدریس در حوزه‌های مدیریتی و اجرایی نیز فعالیت بسیار خوبی داشت و توانست در برهه‌ای از تاریخ همراه با تعدادی دیگر از هم نسلانش به یکی از هنرمندان و مدیران موثر در عرصه تئاتر مقاومت که در آن سال‌ها بیشتر به «تئاتر دفاع مقدس» معروف بود، تبدیل شود. شرایطی که موجب تولید آثارنمایشی موفقی در این زمینه شد که همچنان از آن‌ها به عنوان آثار برتر این عرصه یاد می‌شود.  

غفاری افزود: پس از مدتی فرهاد مهندس‌پور سراغ نمایشنامه «مکبت» ویلیام شکسپیرکه بعدها سرعنوان «مکبث» یا «مکبت» آن هم بحث‌های زیادی صورت گرفت، با همراهی نویسندگانی چون محمدچرم شیر رفت و تمرین نمایش با حدود ۲۲ بازیگر که بنده هم جزوی از آن‌ها بودم آغاز شد. در سه‌هفته‌ی اول، متن اصلی که می‌بایست توسط آقای چرم شیر نوشته می‌شد، هنوز آماده نبود؛ بنابراین ما از ترجمه‌های نمایشنامه «مکبت» برای تمرینات استفاده می‌کردیم و همراه با این روند تمرینات بدن و بیان را هم انجام می‌دادیم. در این چارچوب فرهاد هرروز کتابی می‌آورد و چند صفحه از آن را می‌خواند و بعد از هر کدام از ما می‌خواست که یک صفحه را بخوانیم. ابتدا نمی‌فهمیدیم چرا این کار را می‌کند، اما بعدها فهمیدیم که همه‌ی آن کتاب‌ها به اجرا مرتبط بود و از نظر ذهنی به ما کمک بسیاری کرد. او ما را مجبور می‌کرد کتاب‌ها را بخریم؛ اگر کتاب پیدا نمی‌شد، از ما پول می‌گرفت و تهیه می‌کرد و می‌گفت هدیه نمی‌دهم. بعد باید کتاب را در سه روز می‌خواندیم و خلاصه می‌کردیم و نیم‌ساعت اول هر جلسه درباره‌ی آن بحث می‌کردیم. 

این بازیگر با اشاره به روند تمرینات در نظرگرفته شده از سوی مهندس‌پور برای گروه توضیح داد: تمرینات بدنی و بیان بسیار جدی گرفته می‌شد. افشین خورشید باختری یا گلچهره دامغانی تمرین بدن و بیان را بر عهده داشتند و هوشنگ هیهاوند هم کمک می‌کرد. ما در سه‌هفته یا یک ماه اول، فقط متن اصلی را می‌خواندیم و بحث می‌کردیم. جالب است بدانید بسیاری از بازیگرانی که در تمرینات اولیه حضور داشتند، درهمان جلسه‌های ابتدایی با فرهاد اختلاف پیدا کرده، او را متهم به بی‌سوادی و سپس تمرین را ترک می‌کردند. آن‌ها می‌گفتند چرا باید متنی را کار کنیم که ترجمه‌اش وجود دارد و نیازی به بازخوانی ندارد؟ زیرا در آن زمان همچون این سال‌ها  واژه‌ی «بازخوانی» رایج نبود و نمایش «مکبت» فرهاد مهندس‌پور به نوعی اولین بار این مفهوم را با خود آورد. 

غفاری درباره بازیگران نمایش هم اظهار کرد: من معتقدم فرهاد از اول می‌دانست که هر کدام از بازیگران را برای چه نقشی انتخاب کرده و می‌دانست که داریوش موفق بازیگر نقش «مکبت» است. البته که داریوش بازیگر فوق‌العاده‌ای است و من عقیده دارم او از بهترین بازیگران تئاتر بعد از انقلاب است که بی‌تردید می‌توانست جایگاهی بسیار ممتاز‌تری در تئاتر داشته باشد. جالب است بدانید او حتی یک ماه سر تمرین نیامد؛ ما می‌دانستیم که او ممکن است دیگر نیاید، اما فرهاد گفت: «مکبت من داریوش است و تا آخر هم هست.» و واقعاً برگشت و بازی درخشانی ارائه داد. حتی به خوبی یادم هست در اجرای  جشنواره تئاتر فجر، که گروه‌های خارجی از جمله از برلین آمدند، شیفته‌ی بازی داریوش شدند و از او دعوت کردند به خارج برود، اما او نپذیرفت.   البتنه بازیگران دیگر هم درخشان بودند که هرکدام از پس حضور در این پروژه وارد جریان جدی حرفه‌ای تئاتر شدند که نام و اعتبارشان نشان‌گر ادعای من هاست. 

این منتقد و کارگردان تئاتر در ادامه صحبت‌های خود گفت: پس از اجرای نمایش «مکبت»، آثاردیگری از فرهاد مهندس‌پور از جمله «دیرراهبان» و «روزرستاخیز» در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفتند که آن‌ها هم واقعا درخشان بودند و این نشان دهنده توانمندی یک هنرمند ارزنده تئاتر و البته ریسک مدیری به نام حسین پاکدل در تئاتر شهر بود که فرصت اجرای چنین نمایش‌هایی را مهیا کرد. مسیری که باعث شد همان بازیگران قهر کرده‌ای که اشاره داشتم از تصمیم خود پشیمان باشند. من چندی پیش در بزرگداشت فرهاد مهندس‌پور که خودم آن را در پردیس سینمایی چهارسو برگزار کردم، گفتم که بسیاری از کارگردانان چه «دانسته» و چه «نادانسته» از اجرای «مکبت» او تأثیرات زیادی گرفتند که اکنون بسیاری از آن‌ها را روی صحنه تئاتر می‌بینیم. 

وی تصریح کرد: من همیشه به همکاری با فرهاد افتخار می‌کنم و از او بسیار آموختم؛ او نگاه دیگری به تئاتر به من داد و قاطعانه می‌گویم جای او الان در کارگردانی تئاتر خالی است؛ البته که من می‌دانم شاید بخشی از دلیلی که باعث می‌شود او کار نکند چیست؟ چون بسیاری از بازیگران با دستمزدهای فعلی حاضر به همکاری با او نیستند؛ چون متاسفانه بسیاری از هنرمندان نسل جدید او را نمی‌شناسند. چون شیوه‌ی کاری فرهادمهندس‌پور در بازار تولید امروز نمی‌گنجد؛ ما پنج ماه تمرین کردیم، حتی یک ماه فقط راه رفتیم و روی چهارپایه‌ها بدون هیچ دکور عظیمی حرکت کردیم، . او به همه می‌گفت: «تمام اطلاعاتتان را پشت در بگذارید و اگر مرا به‌عنوان کارگردان قبول دارید بمانید.» ما ماندیم و از او بسیار یاد گرفتیم. 

غفاری در بخش دیگری صحبت‌های خود گفت: فرهاد مهندس پورهنرمندی بود که از استادانش رکن الدین خسروی، حمید سمندریان و بسیاری دیگر زیاد آموخت؛ او حتی برای درک متون اصلی نمایش‌هایی که روی آن‌ها کار می‌کرد زبان انگلیسی و آلمانی آموخت و تمام تلاش خود را انجام می‌داد تا در سفرهای مختلف با حضور در کارگاه‌های آموزشی همواره بیاموزد. او برخلاف بسیاری از هنرمندان آن دوره که مطالعه نمی‌کردند، بسیار کتاب می‌خواند و سینما و تئاتر می‌دید. این دانش و تجربه باعث شد که تبدیل به یک کارگردان نظریه‌پرداز شود؛ همان‌طور که در «گالیله» با طراحی ساده و بازیگرانی با لباس‌های مشکی، اجرایی درخشان ارائه داد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز