خبرگزاری کار ایران

احسان پوری در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

نبود دیدگاه‌های مختلف در تلویزیون اعتماد مخاطب را از بین می‌برد/ اکوسیستم رسانه‌ای کشور بیمار است/ سرنوشت «فوتبال ۳۶۰» نمونه‌ای از نگاه سلبی صداوسیما به رقباست

نبود دیدگاه‌های مختلف در تلویزیون اعتماد مخاطب را از بین می‌برد/ اکوسیستم رسانه‌ای کشور بیمار است/ سرنوشت «فوتبال ۳۶۰» نمونه‌ای از نگاه سلبی صداوسیما به رقباست

شکاف میان روایت رسانه ملی و واقعیت زندگی مردم/ مخاطب زودتر از تلویزیون از اخبار خبردار می‌شود

احسان پوری معتقد است که گفته نشدن تمام واقعیت و پوشش ندادن همه ابعاد یک خبر و نبود دیدگاه‌های متفاوت و مختلف در تلویزیون اعتماد مخاطب را از بین می‌برد.

احسان پوری استاد دانشگاه و کارشناس مدیریت رسانه در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره عملکرد رسانه‌ای تلویزیون و انتقادات مطرح شده از آن در ‌ماه‌های اخیر اظهار کرد: انتقادهایی که از رسانه ملی مطرح می‌شود از جمله انتقاد رئیس جمهور باید به عنوان بخشی از مطالبات برای ارتقای عملکرد این رسانه محسوب شود. واقعیت این است که رسانه ملی باید اعتماد عمومی را به خود جلب کند و عملکردی داشته باشد که مخاطب با آن همراه شود. صرف نظر از گرایش‌های سیاسی افزایش اثربخشی رسانه موضوعی است که اکثر کارشناسان رسانه به آن توجه دارند، سال‌ها این موضوع مطرح شده و اگر تلویزیون، رسانه ملی مردم ایران است باید بتواند اثربخشی مطلوبی داشته باشد.

پوری خاطرنشان کرد: تلویزیون به جای تعدد کانال‌ها، ساز و کار اجرایی و اداری مربوط به نیروها، دفاتر و… باید به اثربخشی خود توجه داشته باشد؛ مرگ رسانه زمانی است که مخاطب ندارد یا اثربخشی‌اش به حداقل رسیده است. گزارش‌ها و پژوهش‌هایی که در سال‌های اخیر انجام شده، نشان داده که الگوی مصرف رسانه‌ای مردم تغییر کرده است. این مسئله فقط مربوط به کشور ما نیست، در خیلی از کشورها تلویزیون‌های سنتی بخش زیادی از مخاطبان خود را از دست داده و به تلویزیون‌های اینترنتی و پلتفرم‌ها واگذار کرده‌اند اما تفاوت این است که رسانه‌های سنتی در دنیا تلاش کرده‌اند با تولید محتوای جذاب و حضور فعال در فضای مجازی همچنان مرجعیت خود را حفظ کنند در حالیکه در کشور ما در برابر رقبا و فضاهای جدید نگاه ایجابی نیست، بلکه نگاه سلبی حاکم است. هر برنامه و پلتفرمی که در جذب مخاطب موفق عمل می‌کند از طرف صداوسیما با فشارهایی روبرو می‌شود که ممکن است به توقیف و تعطیلی منجر شود که نمونه مشخصش این روزها برنامه «فوتبال ۳۶۰» عادل فردوسی‌پور است.

وی افزود: این نگاه در اکوسیستم رسانه‌ای و فضای رقابت رسانه‌ای قطعاً توجیه‌پذیر نیست و محکوم به شکست است. نگاه سلبی به سایر رقبا از سوی مخاطب مورد پسند نیست، مخاطب از مسیرهای مختلف محصولی که می‌خواهد را پیدا و دنبال می‌کند.

این کارشناس رسانه تصریح کرد: از لحاظ سیاست‌ها و عملکرد، پیوند همه چیز به نگاه تئوریک و سیاسی منجر به ریزش مخاطب خواهد شد؛ چنانچه که در یک برنامه ورزشی شاهد هستیم برنامه‌ای که باید برای ورزش باشد خیلی ساده موضوعش به موارد دیگری پیوند می‌خورد که ممکن است موضوع اصلی را تحت‌الشعاع خود قرار دهد. وقتی رسانه ملی در دفاع از تیم ملی فوتبال کشورمان اجازه انتقاد از این تیم را نمی‌دهد، با این عملکرد فضایی ایجاد می‌کند که ممکن است آن فضا به مراتب خطراتش بیشتر از نکات مثبت باشد.

پوری در ادامه گفت: به هر حال تلویزیون با عملکردش همچنان بخشی از مخاطب را همراه خود دارد و در تلاش است که بتواند مطالبات جامعه را نشان دهد. مطمئناً همچنان نمی‌توانیم تلویزیون را از سپهر رسانه‌ای حذف شده بدانیم اما واقعیت این است که صداوسیما در رقابت با سایر پلتفرم‌ها چه از لحاظ قالب و ساختار و چه از لحاظ محتوا حرفی برای گفتن ندارد و تلاشی هم در جهت ارتقا دیده نمی‌شود. تلاش اصلی بر این است که رقبا حذف شوند و ما جامعه‌ای تک صدا باشیم در حالیکه در عصر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات دیگر تک صدایی معنایی ندارد و اصلاً امکانپذیر نیست. همین وضعیت باعث شده که مردم در خیلی از بخش‌ها صداوسیما را کنار بگذارند چون اخبار سریع‌تر، با اطلاعات بیشتر و دقیق‌تر از دیگر امکانات رسانه‌ای قابل دریافت است.

پوری درباره محقق شدن افزایش اثربخشی رسانه در جامعه گفت: رسانه ملی باید مرجع اطلاع‌رسانی باشد، مهم‌ترین سرمایه هر رسانه هم اعتماد مخاطب است. اگر مردم برای اطلاع از اخبار به سمت رسانه‌های خارجی و شبکه‌های اجتماعی بروند و بعد به سمت صداوسیما بیایند به این معناست که رسانه ملی در ایفای نقش مرجعیت خودش با چالش مواجه شده است. امروز سرعت اطلاع‌رسانی بسیار بالاست و مخاطب منتظر نمی‌ماند که چند روز و چند ساعت صبر کند و خبری را از تلویزیون بشنود. قطعاً در این شرایط مخاطب به سمت رسانه‌ای می‌رود که اخبار را سریع‌تر و مستند در اختیارش قرار دهد و در این شرایط بازگرداندن مخاطب از منبعی که جواب گرفته بسیار سخت است.

این کارشناس رسانه با اشاره به اهمیت اعتماد مخاطب به رسانه گفت: از نظر اکثر کارشناسان رسانه اعتماد با شفافیت حاصل می‌شود و این مهم تنها با ارائه اخبار مثبت به دست نمی‌آید. وقتی ما در تلویزیون اخبار را صرفاً مثبت می‌بینیم اما در واقعیت سفره مردم خالی است و مشکلات فراوانی وجود دارد تعارضی را بین واقعیت و رسانه نشان می‌دهد که بیشتر موجب دوری مخاطب از تلویزیون می‌شود. اینکه ما در حوزه اقتصاد بر این نکته تأکید داشته باشیم که قیمت کالاها کاهش پیدا کرده ولی در سوپرمارکت‌ها خبری از این ادعا نیست، مخاطب را نسبت به رسانه بدبین کرده‌ایم. گفته نشدن تمام واقعیت و پوشش ندادن همه ابعاد یک خبر و نبود دیدگاه‌های متفاوت و مختلف در تلویزیون اعتماد مخاطب را از بین می‌برد. در همه رسانه‌های موفق دنیا علاوه بر اخبار موفقیت‌ها و مشکلات، نقدها هم پوشش داده می‌شود و چند صدایی و تنوع دیدگاه‌ها در اولویت است. امروز یکی از انتقادات اصلی به صداوسیما بخصوص در حوزه خبر و سیاست محدود بودن تنوع دیدگاه‌ها است؛ در صورتیکه اگر رسانه ملی متعلق به همه مردم است توقع می‌رود که دیدگاه‌های متنوع با حضور کارشناسان مختلف امکان بروز داشته باشد. بروز دیدگاه‌های مختلف به معنای اختلاف‌افکنی نیست، بلکه اعتماد رسانه به مخاطب را نشان می‌دهد.

وی افزود: نکته دیگر، بحث تغییر نسل مخاطب است، نسل جدید تغییر کرده، نگاهش نسبت به حوزه رسانه متفاوت است، فضای مجازی را دنبال می‌کند و به رسانه‌های مخلتف دسترسی دارد. صداوسیمای ما همچنان نتوانسته خودش را با تغییرات هماهنگ کند و به همین دلیل طبیعی است که بخشی از مخاطب را به راحتی از دست بدهد.

این کارشناس رسانه با اشاره به جدی بودن رقابت رسانه‌ای در عصر حاضر، گفت: باید قبول کنیم که حجم زیادی از شبکه‌های فارسی زبان و تولیدکننده‌های محتوا در فضای مجازی با هم در رقابت هستند. این وضعیت با ۲۰ سال قبل اصلاً قابل قیاس نیست و ما نمی‌توانیم با روش‌های ۲۰ سال قبل رسانه را مدیریت کنیم. این موضوع قابل توجه است و فضای رسانه‌ای ما بسیار پر رقابت است، ما در هیچ جای دنیا نمی‌بینیم که تلویزیون‌هایی به زبان رسمی آن کشور، خارج از فضای رسانه‌ای تا این حد که در فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان شاهد هستیم، تولید محتوا کنند. نباید از حق گذشت که صداوسیما هم رقبای بسیار قوی و قدرتمندی از لحاظ مالی، قدرت، سطح دسترسی به اخبار و… دارد؛ رسانه‌هایی که توانسته‌اند با این امکانات مخاطبان بسیاری داشته باشند.

وی ادامه داد: کیفیت برنامه‌ها، برنامه‌های گفت‌وگو محور، مستندسازی و استفاده از فناوری در جایگاه احترام به سلیقه مخاطب باید در صداوسیما پر رنگ‌تر شود، رسانه‌های فارسی زبان از این الگوها تبعیت می‌کنند و ما شاهد هستیم که  توانسته‌اند بخشی از مخاطبان را با خود همراه کنند. این مباحث پیش‌تر هم وجود داشته و در این روزها که کشور درگیر جنگ شده، بیش از قبل شنیده می‌شوند و به نظر می‌رسد که در حال حاضر ما در رسانه ملی با یک تک صدایی روبرو هستیم.

وی تأکید کرد: هر چقدر اعتماد مردم به رسانه ملی بیشتر باشد، سرمایه اجتماعی کشور تقویت می‌شود که متأسفانه ما در این مهم چندان موفق نبودیم. باید به این نکته توجه کرد که نقد عملکرد رسانه ملی نباید به معنای تضعیف آن قلمداد شود، هدف از نقد باید ارتقای کیفیت و عملکرد این رسانه و افزایش مرجعیت آن و بازگرداندن مخاطب به فضای رسانه‌ای در اختیار صداوسیما باشد.

این استاد دانشگاه تاکید کرد: در دنیای امروز رسانه‌هایی موفق هستند که سریع، دقیق و شفاف پاسخ‌گوی نیاز مخاطبشان باشند. شاید رسانه ملی بتواند حرفه‌ای عمل کند اما پرسش مهم این است که آیا این رسانه با عملکردی که داشته، توانسته در آگاهی‌بخشی به جامعه و ایجاد و تقویت انسجام ملی نقش مهمی ایفا کند یا خیر؟ با فضایی که وجود دارد و حتی گاردی که از سوی طیف‌های مختلف نسبت به حضور در تلویزیون ایجاد شده می‌توان به این نتیجه رسید که ما در رسانه ملی در جلب اعتماد مردم دچار مشکل هستیم و سرمایه اجتماعی به صورت غالب ایجاد نشده است. صداوسیما باید به این نقطه ضعف توجه کند و اینکه ما به سمتی برویم که صداوسیما بتواند به عنوان یک سرمایه اجتماعی در جامعه ایفای نقش کند، بسیار مهم و حیاتی است.

این کارشناس رسانه‌ای تصریح کرد: فضای رسانه‌ای ما یک اکوسیستم واضح و روشن نیست و در آن همه از قدرت یکسانی برخوردار نیستند. در این فضا یک سری از افراد، گروه‌ها و جریان‌ها رانت‌هایی دارند که اکوسیستم رسانه‌ای ما را دچار اختلال کرده است؛ حتی یارانه مطبوعات و کمک‌هایی که به هر صورت ارائه می‌شود بین رسانه‌ها یکسان نیست. هر دولتی با سیاست‌هایی که دارد به جای تقویت رسانه‌های موجود دست به راه‌اندازی رسانه‌های موازی می‌زند و در این بین با وجود تعدد رسانه‌های مختلف، صداوسیما قدرت بیشتری دارد و بنابراین امکان اعمال نفوذش هم به مراتب بیشتر است.

وی افزود: در واقع اکوسیستم رسانه‌ای ما در یک محیط سالم زندگی نمی‌کند و عامل این وضعیت تصدی‌گری‌ها و نگاه‌های دولتی و سیاستگذاری‌های بالا به پایین در حوزه رسانه است. ما در این شرایط هنوز نتوانسته‌ایم که یک اکوسیستم رسانه‌ای مبتنی بر اثربخشی بر جامعه با توجه به نیاز جامعه ایجاد کنیم. خیلی از رسانه‌های ما که از طرف سازمان‌ها تقویت می‌شوند، رسانه نیستند و بیشتر نقش روابط عمومی ایفا می‌کنند، این رسانه‌ها به این منظور راه‌اندازی شده‌اند که اخبار و عملکردها را منتشر کنند و با معنای دقیق رسانه فاصله دارند.

این کارشناس رسانه گفت: نکته عجیب این است که هر دولت جدید به جای تقویت رسانه‌های موجود دست به تولید ساختار رسانه‌ای جدید می‌زند. آنچه که در این عملکرد می‌توان مشاهده کرد این است که متولیان اکوسیستم رسانه‌ای کشور به جای ارتقای کیفی به ارتقای کمی رسانه‌ها توجه دارند؛ هر چند تجربه ثابت کرده که این رسانه‌ها ماندگار نخواهند بود، با دولت‌ها می‌آیند و با دولت‌ها تمام می‌شوند، متولیان رسانه‌های مختلف باید بدانند اصل ماندگاری برای اثرگذاری و اثربخشی بسیار مهم است.

وی ادامه داد: اکوسیستم رسانه‌ای کشور ما قطعاً بیمار است و مشکلات بسیاری دارد که باید ترمیم شود. به اعتقاد من با وجود مدیران ناآگاه که رسانه‌ای نیستند و بیش از هر چیز سیاسی هستند مشکلات اکوسیستم رسانه‌ای ما حل نخواهد شد؛ مدیریت رسانه باید به دست اهالی رسانه باشد؛ کسانی که تخصص این کار را دارند و سال‌ها در این حوزه فعالیت کرده‌اند. تا زمانی که بزرگ‌ترین سازمان‌های رسانه‌ای ما از صداوسیما گرفته تا دیگر خبرگزاری‌ها در دست سیاسیون باشد فضای رسانه‌ای ما در مسیر درست قرار نخواهد گرفت.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز