خبرگزاری کار ایران

کاظم هژیرآزاد:

بازیگری در جنگ، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی در شب تحویل سال و شب تولدم بود

بازیگری در جنگ، تجربه‌ای فراموش‌نشدنی در شب تحویل سال و شب تولدم بود

دومین اکران از فصل چهارم رویداد «نقدوتماشا» که به اکران آثار برگزیدۀ ساخته شده در طول جنگ سوم اختصاص داشت با نمایش اپیزودهای منتخب سریال «اهل ایران»، ساعت 17:30 در باغ کتاب تهران آغاز شد. پس از اکران اپیزود منتخب «خون سبز» از مجموعۀ «اهل ایران»، نشست نقدوبررسی آغاز شد.

به گزارش ایلنا، محمد صابری، روزنامه‌نگار و منتقد سینما، همچون نشست‌های پیشینِ نقدوبررسیِ فیلم‌های «ملی میهنی»، بر این نکته تاکید کرد که پیش از ورود به بحث‌های تخصصی سینما باید به اصل شکل‌گیری چنین پروژه‌هایی احترام گذاشت. سپس نقد خود را چنین آغاز کرد: «پیش از هر چیز باید یادآوری کنم که مجموعه‌هایی مانند «اهل ایران» و «سرو، سپید، سرخ»، صرف‌نظر از نقاط قوت و ضعف سینمایی‌شان، تجربه‌هایی ارزشمند هستند. نفس تولید این آثار و همتی که پشت ساخت آن‌ها بوده، یک کنش فرهنگی و هنری شریف محسوب می‌شود. صدها نفر در این پروژه‌ها مشارکت داشته‌اند و در شرایطی دشوار تلاش کرده‌اند روایتگر روزهایی باشند که بخشی از تاریخ معاصر ما را شکل داده است.»

صابری افزود هنگام نقد چنین آثاری باید دشواری‌های تولید، شرایط اجتماعی و فضای جنگی حاکم بر زمان ساخت را نیز در نظر گرفت. او گفت: «نباید معذوریت‌های تولید، بیرون از دایرۀ قضاوت ما باشد و همه چیز را صرفاً از زاویه قواعد فنی سینما قضاوت کرد. دشواری‌های سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و حس‌و حال روزهای جنگ را باید در نقد  مدنظر قرار داد.»

خلق شخصیت؛ ویژگی نجات‌دهندۀ فیلم

محمد صابری در ادامه دربارۀ خط داستانی اپیزود «خون سبز»، از زاویۀ فیلمنامه و نویسندگی وارد موضوع شد و با اشاره به اینکه «مهدی یزدانی خرم» به‌عنوان سرپرست نویسندگان مجموعۀ «اهل ایران» دو اپیزود «رستگاری در گاندی» و «خون سبز» را نوشته است گفت: «از نظر من اپیزود «خون سبز» بهترین اپیزود این سریال است به دلیل استانداردهایی که در نگارش فیلمنامه دارد و شاخص‌ترین ویژگی این اپیزود که هم فیلمنامه، هم کارگردانی و هم بازیگری نقش بسیار پررنگی در آن دارد،خلق شخصیت است. فیلم‌های ماندگار تاریخ سینما، چه در ایران و چه در جهان، به واسطۀ شخصیت‌های ماندگارشان در ذهن مخاطب باقی می‌مانند. در میان اپیزودهای این مجموعه، «خون سبز» بیش از همه توانسته به این نقطه برسد.»

وی با اشاره به شخصیت «کریم بیتل» افزود: «کریم بیتل شخصیتی است که هم در مرحله نگارش فیلمنامه، هم در کارگردانی و هم در بازیگری به شکلی زنده و باورپذیر شکل گرفته است. این اتفاقی نیست و همه چیز دست‌به دست هم می‌دهد تا این شخصیت ترسیم شود و مخاطب احساس می‌کند این آدم را می‌شناسد، دغدغه‌هایش را درک می‌کند و مشتاق است سرنوشت او را دنبال کند.»

صابری در ادامه نقش کاظم هژیرآزاد را در موفقیت شخصیت کریم بیتل بسیار مهم دانست و گفت: «بخشی از اعتبار این شخصیت به واسطۀ حضور آقای هژیرآزاد شکل گرفته است. او توانسته شخصیتی خلق کند که سرشار از زندگی است و مخاطب با او ارتباط برقرار می‌کند. کریم بیتل نمونه‌ای از شخصیتی است که حتی در فقدان نمایش خانواده و گذشته‌اش، تصویری کامل از یک مرد خانواده‌دوست، رفیق‌دوست و وطن‌دوست را در ذهن مخاطب شکل می‌دهد.»

سلامتی سه تن: ناموس و رفیق و وطن

سپس صابری به سرغ مضمون این اپیزود رفت و گفت: «ویژگی جذاب و آگاهانه‌ای که فیلمنامه به آن پرداخته است مضمون «رفاقت» است. به نظرم مضمونِ محوری این فیلم رفاقت و مرام است. از همان سکانس‌های ابتدایی، روایت بر پایه یک رفاقت قدیمی بنا می‌شود و این مفهوم به تدریج گسترده‌تر می‌شود و نخ تسبیح همۀ مضامین دیگر فیلم است تا جایی که با مفاهیمی چون وطن، پرچم و هویت ملی پیوند می‌خورد.»

وی در اثبات تحلیل خود به این دیالوگ فیلم اشاره می‌کند که کریم بیتل در توصیف میزان علاقه‌ای که به رفیقش دارد می‌گوید «حاضرم یک ایران رو به پات بدم» و به یکی دیگر از لایه‌های مهم فیلم اشاره کرد و گفت: «رفاقت ممزوج می‌شود با مفهوم دیگری به نام وطن؛ «خون سبز» حتی فقط دربارۀ رفاقت و وطن‌دوستی نیست؛ درباره تفاوت نسل‌ها و امکان گفت‌وگو میان آن‌ها نیز هست.»

بازتعریف نماد پرچم

در ادامه صابری با اظهار این نکته که انتخاب سوژۀ «خون سبز» یکی از سوژه‌های جذاب مجموعۀ «اهل ایران» بود گفت: «رفتن سراغ نماد پرچم و خلق یک فضای داستانی غیر شعار زده، و احیای یکی از نمادهای برساختۀ جنگ که از حاشیه به متن آمد و در این چهل روز، بروز اجتماعی بسیار متفاوتی از قبل داشت، یکی از نقاط قوت فیلمنامه است.»

صابری دربارۀ نماد بیرق و پرچم در اپیزود «خون سبز» گفت: «پرچم در این فیلم فقط یک شیء نیست؛ به تدریج به یک شخصیت تبدیل می‌شود. این اتفاق در سینما بسیار دشوار است که یک شیء و سوژه به شخصیت در فیلم تبدیل شود و پرچم به عنوان یک سوژۀ ملی در دل مفهوم مرام، رفاقت و معرفت داشتن، بازتعریف شد.»

سپس صابری از اینکه پرچم در سینمای ما بسیار مهجور است گفت و در قیاس با سینمای آمریکا یکی از فقدان‌های برزگ سینمای پس از انقلاب را فقدان پرچم دانست و گفت: «در سینمای هالیوود باربط و بی‌ربط شاهد اهتزار پرچم آمریکا در قاب تصویر هستیم اما در سینمای ایران، حتی در ملی‌ترین ژانر سینما، یعنی سینمای دفاع مقدس، به این نماد کم‌توجهی شده است و حالا وقت آن رسیده است که ما از احیای نماد پرچم حداکثر استفاده را ببریم و در اپیزود خون سبز انتخاب سوژۀ پرچم بسیار جذاب بود.»

کاظم هژیرآزاد: تلاش کردم بازی نکنم

در بخش دوم این نشست، زهرا صمصامی، میزبان نشست‌های «ملی‌میهنی» با اشاره به این نکته که شخصیت «کریم بیتل» به شخصیت هژیرآزاد نزدیک است از رابطۀ عمیق نسل‌های مختلف تئاتری با ایشان گفت و دربارۀ جان‌بخشی به این نقش از هژیرآزاد پرسید. کاظم هژیرآزاد نیز در پاسخ، دربارۀ نقش کریم بیتل گفت: «وقتی فیلمنامه را خواندم، احساس کردم این شخصیت را دوست دارم. سعی کردم خودم باشم. به جای بازی کردن، خودم را در موقعیت او قرار دهم و ببینم اگر چنین اتفاقی برای من می‌افتاد، چه واکنشی نشان می‌دادم.»

او افزود: «راهنمایی آقای سراهنگ هم کمک کرد چون مرا کاملا آزاد گذاشت. گاهی کارگردان‌ها از بازیگر، بازی می‌خواهند اما وقتی بازیگر آزاد باشد و بازی نکند، می‌تواند خودش باشد. این شخصیت تقریباً هم‌سن‌و‌سال خود من است و شاید به همین دلیل توانستم ارتباط نزدیکی با او برقرار کنم.»

تجربه‌ای فراموش‌نشدنی در شب تحویل سال

این بازیگر پیشکسوت در اثنای گفت‌وگوها به خاطره‌ای از کار کردن در زمان جنگ اشاره کرد. هژیرآزاد گفت: «من 76 ساله هستم و متولد شب عید. من چند ساعتی قبل از سال تحویل به دنیا آمدم. در تمام عمرم هیچ‌گاه لحظۀ تحویل سال را خارج از خانه نبوده‌ام، از کودکی کنار پدر و مادرم و سر سفرۀ هفت‌سین بودم و بعد از ازدواج کنار همسر و خانواده‌ام؛ اما امسال شب عید تنها سالی بود که عید را جلوی دوربین در خارج از خانه بودم. پهپادها در آسمان بودند، صدای ضدهوایی‌ها شنیده می‌شد و ما در کارگاهی پشت مجلس مشغول کار بودیم. هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم که در 76 سالگی و در جنگ، لحظه سال تحویل جلوی دوربین رفتم. این تجربه هرگز از خاطرم نخواهد رفت.»

اعتقاد به مرام و معرفت و رفاقت و میهن

در حاشیۀ این گفت‌وگوها «کاظم هژیرآزاد» در پایان ضمن تشکر به این نکته اشاره کرد که سال‌هاست در تئاتر، سینما و تلویزیون کار می‌کند و حدود 100 کار تلویزیونی دارد و این اولین‌باری است که بازی‌اش نقد می‌شود و موضوع نقدوبررسی قرار می‌گیرد. او گفت: «عجیب است که در این سن‌وسال فیلمی ساخته شود که راجع به مرام و معرفت و شرف و شرافت و میهن و رفاقت و انسانیت و ملیت و دفاع از میهن باشد و تو به آن اعتقاد داشته باشی و اتفاقا انتخاب شوی تا در آن نقش بازی کنی و همه چیز هماهنگ شود و اینجا باشم. اینجاست که می‌گویم خدا چقدر بزرگ است که برای این فیلم آمده‌ام اینجا و در شرایط جنگی و خاص، دربارۀ نقشم پشت میکروفون گفت‌وگو می‌کنم.»

«خون سبز» نتیجۀ تلاش گروهی و اعتماد متقابل

علی سرآهنگ، کارگردان اثر نیز در پاسخ به این سوال محمد صابری که آنچه ما دیدیم چقدر منطبق با فیلمنامۀ ابتدایی بود که مهدی یزدانی خرم نوشته بود و فیلمنامه چقدر در رفت‌وآمد و گفت‌و‌گوها تغییر کرد گفت اعتماد متقابل میان آن‌ها باعث شد روند تولید با آرامش بیشتری پیش برود.

او گفت: «ساخت این فیلم همزمان با روزهایی بود که تهران درگیر حملات و بمباران بود. بسیاری از مردم شهر را ترک کرده بودند اما گروه تولید با تمام وجود پای کار تا لحظۀ آخر ایستاد. اگر امروز فیلم مورد توجه قرار گرفته، نتیجۀ تلاش همه اعضای گروه است؛ از نویسنده و بازیگران گرفته تا عوامل اجرایی و خدماتی و خدا هم به ما خیلی کمک کرد.»

نشست نقد و بررسی «خون سبز» درحالی به پایان رسید که حاضران بارها از تلاش عوامل مجموعه «اهل ایران» با تشویق، قدردانی کردند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز