واکنشهای شخصیتهای فرهنگی-هنری به تجاوز دشمن صهیونی ـ آمریکایی به ایران؛
آرماگدون دروغ از آب درآمد/ رویایی که دود شد
چهارده روز پس از آغاز تجاوز ارتش تروریست آمریکایی - اسرائیلی به خاک کشورمان، شمار نظامیان به هلاکت رسیده تروریستها رو به افزایش است. ایران با بستن مؤثر تنگه هرمز، قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسانده و در میدان نبرد نیز دست برتر است. این نبرد نشان داد که قدرت نظامی پوشالی که سالیان سال آمریکاییها آن را به رخ جهانیان میکشیدند، هیچ نتیجه استراتژیکی برای آنها نداشته است آنهم در برابر جامعهای که مقاومت را بخشی از فرهنگ و مذهب خود میداند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، ایده آرماگدون یا همان نبرد نهایی خیر و شر در آخرالزمان، این روزها در محافل راهبردی واشنگتن برای توجیه سناریوی حمله به ایران بازتولید میشود. گفتمانی که میکوشد تقابل نظامی با جمهوری اسلامی را نه یک ماجراجویی خطرناک که جبر تاریخ و سرنوشت محتوم جلوه دهد. اما این روایت تا چه اندازه با واقعیتهای میدانی همخوانی دارد؟
ایده آرماگدون برای توجیه جنگ با ایران، چیزی جز بازتولید یک کهنالگوی دینی در خدمت اهداف سیاسی نیست چراکه در برابر این روایت آخرالزمانی، انبوهی از واقعیتهای تلخ برای واشنگتن قرار دارد: اتحاد عملی جبهه مقاومت در جهان، مقاومت بالای ایرانیان و توان بازدارندگی مؤثر آنها و مهمتر از همه، واهمه از ناشناختههای جبهه ایران برای روزهای آتی است. لذا آرماگدون شاید در کتابهای مقدس و فیلمهای هالیوودی پایان خوش برای اشباح و نیروهای دروغین آمریکایی داشته باشد، اما در خلیج فارس ۲۰۲۶، معماران این سناریو از همان روز نخست وارد مرحله نگرانی کلافهکننده از برنامههای ایرانیان شدند. آنها به خوبی دریافتند برخلاف فیلمهای هالیوودی؛ اینبار پایان خوشی در کار نیست. رویاهایشان دود شده و از میان رفته است.
این موضوع را حتی رسانهها غرب و شرق دریافتهاند. راشاتودی مینویسد: آمریکا در ایران؛ لقمه بزرگتر از دهانش برداشته است. واشنگتن در قبال ایران مثل دفعات قبل دچار اشتباه محاسباتی شد و حالا واقعیت این است که نه ایران درهم شکسته و نه ایالات متحده توانسته به دستاوری برسد. این نبرد نشان داد که قدرت نظامی برتر لزوماً به نتایج استراتژیک منجر نخواهد شد، مخصوصاً برابر جامعهای که مقاومت را بخشی از فرهنگ و مذهب خود میداند.
تماشای این فیلم در این برهه زمانی خالی از لطف نیست. آمریکاییها مدتهاست برای ایران نقشه کشیدهاند. کارگردان «حوادث خاورمیانه» و سکانس بعدی فیلم را به تصویر کشیده است. میگویند: اگر ایران را بگیریم امپراطور جهان میشویم. تجزیه عراق و حمله به ایران، هدف نهایی: کنترل تمام جهان.
بزرگترین اشتباه معماران سناریوی آرماگدون، بیتوجهی به فردای حمله بود. آنها تصور میکردند با چند موج حمله هوایی، ایران به زانو درخواهد آمد. اما اکنون، فرماندهان پنتاگون با این پرسش بیپاسخ مواجهند: راهبرد بعدی چیست؟!
در زیر برخی اظهارنظرهای فعالان رسانهای و هنری را درباره این تجاوز آشکار میخوانیم:
یک فلسطینی ساکن نیوزلند نوشته است: من نمیتوانم درک کنم که چطور ایران چنین کارت قدرتمندی با پیامدهای عظیم برای کل جهان داشت — یعنی بستن تنگه هرمز — و با وجود ۴۰ سال تحریمهای ناعادلانه، انزوا و تبلیغات منفی علیه خود، این برگ برنده را تا پیش از این فعال نکرده بود!
واقعاً با اخلاقترین کشور روی زمین است.
و بعد نوشته: اگر تنگه هرمز در ایالات متحده بود، شما هر روز و شب باید پاهای رئیسجمهور وقت آمریکا را میبوسیدید تا یک قطره نفت به دست بیاورید.
یوتیوبر و فعال رسانهای مشهور آمریکایی (اسنیکو) نیز مینویسد: این باید اولین جنگ آمریکایی باشد که تقریباً تمام کشور خواهان پیروزی دشمن هستند.
الیوت کوهن، پژوهشگر مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی (CSIS)، پیش از این هشدار داده بود: کارزار هوایی "تنبیهی" ممکن است هفتهها یا حتی ماهها طول بکشد و هدف آن واداشتن نخبگان باقیمانده به سازش باشد. اما او نیز احتمال نمیداد که ایران در همان ساعات نخست، چنان پاسخی دهد که محاسبات "تنبیه" را به کلی بر هم زند.
جمهوری اسلامی ایران با پاسخی حسابشده، دقیق و بازدارنده، نشان داد که وعده صادق ۳، نه یک شعار که راهبردی عملیاتی و برآمده از توان بومی و اعتمادبهنفس ملی است. اکنون واشنگتن و تلآویو در تلهای گرفتار شدهاند که خود عامل اصلی آن بودند؛ تلهای که هیچ راهبرد روشنی برای خروج از آن ندارند.
اما آمریکاییها هم در این هجوم نابخردانه یک پیروزی به دست آورند. توصیف نویسنده و تحلیلگر سیاسی آمریکایی از این پیروزی چنین است: آمریکا یک پیروزی استراتژیک بزرگ در ایران به دست آورده که کارشناسان اون رو بزرگترین پیروزی تاریخ مینامند! اون پیروزی در واقع اینه که ما بالاخره یاد گرفتیم دیگه هرگز نباید در خاورمیانه وارد جنگ بشیم و تمام کمکهای نظامی به اسرائیل رو هم قطع کنیم؛ تا در نتیجه هر سال میلیاردها دلار برای آمریکاییها صرفهجویی بشود.