خبرگزاری کار ایران

یادداشت شکرخدا گودرزی برای این روزهای کشورمان؛

در کجای تاریخ و وجدان قرار داریم؟!/ زنده‌باد وطن

در کجای تاریخ و وجدان قرار داریم؟!/ زنده‌باد وطن

شکرخدا گودرزی نوشت: مردم ایران ثابت کرده‌اند با همه دل‌آزردگی‌ها، تورم، گرانی، بیکاری، تبعیض‌های آشکار و پنهان، حقوقی که از آنان در سال‌های گذشته نادیده گرفته شده، رانت، چپاول بیت‌المال توسط افرادی با ظاهرفریبی و قیافه‌های حق به جانب و بی‌توجهی به فرهنگ ملی، باز پای این آب و خاک مانده‌‌اند و نام ایران را هر شب و روز در خیابان‌های وطن فریاد می‌زنند.

به گزارش ایلنا، شکرخدا گودرزی نویسنده و کارگردان تئاتر طی یادداشتی به وضعیت این روزهای کشورمان پرداخته است.

گودرزی نوشته است:

سرزمین ما با تاریخی به درازای عمر انسان هوشمند در روی زمین بیش از ۵۰ هزار سال تاریخ (غار کتله‌خور بین استان زنجان و همدان) و مدنیتی ۵ هزار ساله (اسناد تاریخی چغازنبیل و شوش و...) در روزهای دشواری به سر می‌برد.

روزهایی سرنوشت‌ساز که آینده و تاریخ این سرزمین را در مسیر استقلال یا وابستگی تعریف می‌کند. روزهایی که هر ثانیه‌اش با بمب و پرتابه‌های ویرانساز اندازه گرفته می‌شود! روزهایی که از جنگ کلاسیک فاصله گرفته و با جنگ الکترونیکی عجین شده است! البته جنگی که تمام قواعد و قوانین شناخته شده و عرفی بین‌المللی را بر هم می‌زند!

بنابراین، تغییراتی که در ساز و کار جنگ روی داده، چه از نظر عاملان جنگ که بی‌توجه به تمام قوانین بشری با خودمحوری و فارغ از حقوق ذاتی ملت‌ها آغازگر جنگی می‌شوند که هژمونی خود را بر تمام جهان و قواعد آن اعمال کنند و چه از نظر فرمی که جنگ را از روی زمین به آسمان منتقل کرده و بمب و راکت و موشک جای نبرد کلاسیک انسان با انسان دیگر را بگیرد و نهایتا جنگی ابزار محور جریان پیدا می‌کند که انسان در آن هیچ است! زیرا نه تعداد کشته‌ها، نه جنسیت کشته‌شدگان و نه محل، هیچ کدام برای برپاکنندگان جنگ معیار نیست، فقط هژمونی و برتری ملاک است و سودی که در جابه‌جایی حاکمیت‌ها به جیب‌شان واریز می‌شود!

برای آماده‌سازی چنین جنگی باید ابتدا آماده‌سازی روانی صورت بگیرد. یعنی رسانه‌ها ذهنیت‌سازی کرده و مقدمات دستکاری در حقیقت را فراهم کنند و اصطلاحا موجب بر هم زدن شناخت درست از اوضاع بشوند که به اصطلاح به آن  "جنگ شناختی" می‌گویند. چارچوب اصلی "جنگ شناختی" بر این مبنا قرار می‌گیرد که حقایق را وارونه کرده و جای ظالم و مظلوم تغییر کرده و متجاوز را نجات‌بخش و بر حق! مدافع را ستمگر و ناحق جلوه دهد!
‌در سیطره وسیع، جنگ شناختی_رسانه‌ای هدایتگر اصلی، که همانا رسانه غالب است به نوعی طراحی می‌شود که با هدایت عملکردها هر کار غیر متعارفی طبیعی به نظر برسد و هر چیزی که از دایره معیار خارج می‌شود؛ عادی جلوه کند!

در چنین شرایطی ست که رهبر یک کشور بزرگ و با پیشینه هزاران ساله را به همراه ۱۶۸ کودک بی‌گناه مدرسه‌ای هدف قرار می‌دهند و عده‌ای که خود را هموطنان درگذشتگان می‌پندارند به کشندگان نوگلان پرپر شده و به خاک و خون غلتیده، دسته گل نثار می‌کنند و به رقص و پایکوبی می‌پردازند!
چنین رفتاری فقط از یک شرایط به واقع گروتسک برمی‌آید! اعمالی که با تمام معیارهای عرفی، اخلاقی و بشری در تعارض جدی قرار می‌گیرد.رقصندگان به پرچم کشور متجاوز سجده می‌کنند که توانسته صدها کشته و هزاران مجروح، روی دست کشورشان بگذارد! عجیب‌تر این که ۳۰ درصد کشته‌شدگان کودکان بی‌دفاع هستند. آنان از نابودی زیرساخت‌های کشور مادری، زیان اقتصادی و برهم‌خوردن امنیت روانی (حتی خانواده‌های خود که در ایران هستند) حمایت می‌کنند. پرمسلم است که اکثر این افراد، فریب‌خوردگان جنگ شناختی_رسانه‌ای هستند اما پیش‌قراولان حمله کیانند!؟ چه کسانی فضا را بدین سمت و سو پیش برده‌اند که چنین رفتار غیر متعارفی را شاهد باشیم!؟

بدیهی است این افراد باید نام دهن پرکن، ظاهری گول زنک و وجهه‌ای خدشه‌ناپذیر داشته باشند که رسانه سعی کرده است این را برای سردمداران این جریان فراهم کند و آنان به پاس این خدمت، تلاش کرده‌اند تا تمام پیوندهای خیل پیاده‌نظام رقصنده و سجده‌کننده بر پرچم بیگانه را با سرزمین مبدا (مادر_وطن) قطع کنند. ظاهر پیش‌قراولان چنین جریانی چگونه است؟ بدیهی است این افراد باید با ژست دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر جلو بیایند و فاسدترین و شقی‌ترین عناصر ضد بشری را به عنوان نجات‌دهنده جا بزنند. سردمداران در اولین قدم چه می‌کنند!؟ نامه می‌نویسند و از فاسدترین فرد معاصر جهان که اسناد بلندبالایی در پرونده اپستین دارد (ترامپ)  می‌خواهند برای نجات سرزمین مبدا (مادر_وطن) به ایران حمله کنند.

این افراد برای چنین سناریویی قبلا تابعیت خود را تغییر داده‌اند، یک معادل‌سازی فرضی برای خیل بی‌سواد دنباله‌رو ساخته‌اند و آمدن نیروی نظامی متجاوز را ارتش آزادی‌بخش جا زده‌اند! و در تمام بیانیه‌ها، معیاری دروغین مانند جنگ دوم جهانی و رهایی فرانسه از دست فاشیسم را رواج داده‌اند! چنین طرحی نشان از نیت و هدف خائنانه سردمداران دارد و نشان می‌دهد پیروان این تئوریسین‌های دروغین، هوادار این مرز و بوم نیستند! سردمدارن چنین حرکتی سعی کرده‌اند چشم پیروان‌شان را بر کشتار افراد غیرنظامی ببندند و چنین کشتاری را هزینه آزادی از دست ستمگران قلمداد کنند؛ حتی در نانجیبانه‌ترین و رذیلانه‌ترین شکل برای تجزیه ایران نیز تحت عنوان حقوق اقلیت‌های قومی دلیلی لیبرال‌منشانه و آزادی‌خواهانه بتراشند!

از طرف دیگر چشمه عواطف را از جوش و خروش بیندازند، زیرا اگر عاطفه می‌داشتند از خود می‌پرسیدند؛جای عواطف انسانی در کشتار انسان‌های بی‌دفاع کجاست؟ آیا آنان با دیدن این همه کودک آسیب‌دیده از جنگ، سرشت انسانی خود را نیز از دست داده‌اند و هیچ احساسی نسبت به کشته شدن افراد بی‌گناه توسط ماشین جنگی متجاوزان ندارند؟ این پرسشی سخت بنیادین است که باید سردمداران دروغین دموکراسی، آنانی که راه نجات مردم ایران را از دریچه بمب‌های ترامپ و ناتانیاهو  می‌بینند؛ پاسخ دهند. آیا آنها به این نکته توجه نمی‌کنند که از انفجار بمب و راکت و کشتار، آزادی و دموکراسی نمی‌روید! آنان چگونه می‌توانند در کافه‌های تورنتو و لس‌آنجلس و پاریس و لندن، شامپاین و قهوه سفارش دهند و در هوای مه‌آلود لندن بخرامند، سرخوشانه به خیابان‌ها بیایند و خواهان فروریختن بمب روی افراد بی‌دفاع و کودکان شوند!؟

سردمداران این افراد چه کسانی هستند!؟ ما آنها را به خوبی می‌شناسیم اکثر آنان افرادی هستند که قبل از مهاجرت، از بهترین رانت‌ها و امکانات این کشور با تملق‌های بیش از حد و وانمودسازی چهره خود به غیر از آنچه هستند؛ استفاده کردند و با پول‌های بیت‌المال، گرفتن پروژه‌های آب و نان‌دار، زد و بندهای مختلف، جیب‌های خود را انباشتند و حالا هم به ریش همه می‌خندد! آنانی که نامه امضا کردند و از ترامپ خواستند به ایران حمله کند! 

از آقایی که روزگاری می‌خواست بیضایی را از سر در دانشکده هنرهای زیبا آویزان کند و از  «توبه نستوه» و استعاذه به  «... و فلسفه» رسید و یک روز گفت اگر قرار است رضا پهلوی بیاید من محسن چریک می‌شوم تا الان که جزو خدم و حشم پهلوی است و خانمی که حقوق بین‌الملل می‌داند؛ باید جوابگوی مرگ هزاران انسان شریفی باشند که مظلومانه جان دادند! باید پاسخگوی شادیانه‌هایی باشند که در فراق نوگلان پرپرشده نواختند، باید جوابگوی  رقص بر پیکر خونین و تکه تکه شده ۲۰۰ تن از زنان کشورمان باشند. باید جوابگوی کسانی باشند که بر پرچم کشور متجاوزی که نماد کودک‌کشی در جهان است، نماز بردند!باید پاسخگوی خون‌هایی باشند که در دی‌ماه ریخته شد، جوانان کاکل طلایی و نوجوانان پرشور که به آنان سراب‌فروشی شد و خون عزیزشان بر زمین ریخته شد با وعده‌هایی دروغین! باید پاسخگوی طرح‌های تجزیه‌طلبانه باشند! رباید پاسخگویی خرابی‌های به وجود آمده باشند!

در این میان اما مردم ایران ثابت کرده‌اند با همه دل‌آزردگی‌ها، تورم، گرانی، بیکاری، تبعیض‌های آشکار و پنهان، حقوقی که از آنان در سال‌های گذشته نادیده گرفته شده، رانت، چپاول بیت‌المال توسط افرادی با ظاهرفریبی و قیافه‌های حق به جانب و بی‌توجهی به فرهنگ ملی، باز پای این آب و خاک مانده‌‌اند و نام ایران را هر شب و روز در خیابان‌های وطن فریاد می‌زنند.

تاریخ، نام آنانی که دست‌شان آلوده به خون مردم این سرزمین است؛ فراموش نخواهد کرد. دست‌های آلوده را مردم قهرمان ایران پس زدند و ثابت کردند وقتی نام وطن و عزت و شرف و اقتدار ملی و تمامیت ارضی در بین باشد؛ همه با نثار مال و جان خویش پای ایران عزیز ایستاده‌اند.

زنده باد ایران
زنده باد وطن

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز