خبرگزاری کار ایران

در گفت‌وگو با بهزاد خواجات مطرح شد؛

در اشعار باباچاهی اشارات و نمودهایی از شعر اجتماعی را مشاهده می‌کنیم اما نه به صورت فرمایشی

در اشعار باباچاهی اشارات و نمودهایی از شعر اجتماعی را مشاهده می‌کنیم اما نه به صورت فرمایشی

علی باباچاهی شاعر و منتقد ادبی که چهارم اسفند درگذشت، یکی از شاعران و منتقدان پیشرو و تاثیرگذار در شعر و ادبیات امروز ایران بود.

گزارش خبرنگار ایلنا، علی باباچاهی شاعر و منتقد ادبی که چهارم اسفند درگذشت، یکی از شاعران و منتقدان پیشرو و تاثیرگذار در شعر و ادبیات امروز ایران بود. او را اگرچه به عوان حلقه‌ای میان شعر مدرن و پسامدرنیستی می‌دانند اما معتقد بود نباید پیوند شعر با اشعار سنتی قطع شود. 

در نقدهایی که در باب آثار علی باباچاهی به نگارش درآمده، می‌توان این نکته را یافت که نوشته‌های او، خوشایند سلیقه دو گروه متضاد هستند. بدین معنا که بخشی از پروژه‌های هنری این شاعر ایرانی، براساس دیدگاه «هنر برای هنر» است و به‌جز تجربه‌گرایی فرمالیستی یا بازی با ساختارهای زبانی در راستای بیان احساسات درونی، چیز بیشتری در جهت‌گیری نگاه سیاسی القا نمی‌کنند. اما او در فهرست آثار خود، اشعاری را نیز دارد که واجد انتقادات و طنز اجتماعی هستند و دغدغه‌های سیاسی‌اش را بازتاب می‌دهند. از میان دیگر مشخصه‌های آثار باباچاهی، می‌توان به تمایل وی برای سرودن اشعار آوانگارد اشاره کرد. در واقع او به دنبال موج و فرمی تازه برای شعر گفتن می‌گردد. او سعی داشته است تا قواعد و سبک شعر «پسانیمایی» را مدون کند و در این راستا مجموعه‌هایی را نیز منتشر کرده است. 

بهزاد خواجات، شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی درباره تاثیر علی باباچاهی در شعر معاصر به ایلنا گفت: علی باباچاهی دو دوره شاعری دارد که یکی مربوط به پیش از دهه ۷۰ و دیگری بعد از دهه ۷۰ می‌شود. در مقطع دهه ۷۰ چند تحول و جریان مهم در شعر امروز ایران اتفاق افتاد که در زمینه تحولات زبانی قابل بحث و توجه است. 

او افزود: باباچاهی در شعر یکی از پیشتازان این جریان بوده که نگاه مرسوم به شعر و سنتی را دچار تحول کرد. در شعر پس از دهه ۷۰ در ایران، که توجه بیش از مفهوم و معنای شعر و تاکید از معنای شعر به اجرا و زبان شعر معطوف شد. شعر پیش از دهه ۷۰ بیشتر ایماژیستی، تصویرگرا ود و سمبلیک بود و سبقه سمبلیکی داشت. 

خواجات تاکید کرد: بعد از دهه ۷۰ به واسطه تحولات سیاسی و اقتصادی که در کشور ما رخ داد، توجه بیشتر از معنا بر اجرا و زبان شعر معطوف شد در میان شاعران. این امر به واسطه این رخ داد که کلان‌روایت‌هایی که در سنت وجود داشت، به چالش کشیده شد و باباچاهی در نظرات و شعر این مساله را به خوبی نشان داد. 

باباچاهی از چهره‌های موثر در نقد شعر بود

این منتقد ادبی درباره تاثیر باباچاهی در نقد شعر بیان کرد: باباچاهی از چهره‌های موثر در زمینه نقد شعر بوده و از دهه ۷۰ به این سو از چهره‌های موثر در معرفی شعر پیشتاز ایران بود. متاسفانه در زمینه شعر با کمبود منتقدان آگاه و زبده روبرو هستیم به ویژه در شعر مدرن. باباچاهی شعر سنتی را به خوبی می‌شناخت و در کنار آن، به عقاید و آرای نو به خوبی مسلط بود. همچنین این موارد را در کنار یکدیگر به جلوه آکادمیک و سازمان دهی شده برای شاعران جوان عرضه کرد. 

او با اشاره به تاثیر اتفاقات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر شعر، بیان کرد: هرچه در ادبیات اتفاق می‌افتد، زمینه‌های آن پیش از این در تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی رخ داده و آثار شاعران و نویسندگان و تحولات ادبی شعر و داستان در حقیقت نمود و برآیند تحولاتی است که دراین زمینه‌ها از سال‌ها قبل در شرف وقوع بوده است. 

خواجات گفت: باباچاهی در مقطعی بود که شعر سنتی و سمبلیک و معناگرا نمی‌توانست به حیات خود به شکل سابق ادامه دهد و باید در شعر سنتی تجدید نظر می‌شد. این امر نیز مصادف شد با تجربیاتی در زمینه آثار پسامدرنیستی که در دهه ۷۰ در ایران رخ داد و به کمک شاعران و نویسندگان آمد تا از دیدگاه مدرنیستی به سوی ادبیات پسامدرنیستی حرکت کنند. 

او افزود: این امر به نوعی جوزدگی در آن مقطع را ایجاد می‌کند و شاعرانی که تصور می‌کنند باید با قطاری به نام پست‌مدرنیست به سوی آینده حرکت کنند و اگر جا بمانند از ادبیات جا مانده‌اند. باباچاهی با هوشیاری در نظرات و نقدها مرزی میان تصنع و صنعت‌گرایی با اشعار خوبی که از دستاوردهای پست‌مدرنیست استفاده می‌کند، ایجاد کرد. 

خواجات گفت: باباچاهی در شعر را به سوی دروازه مدرن گشود اما معتقد بود این امر نباید موجب شود از شعر سنتی قطع ارتباط کرده و صرفا منادی کور و کر آرای پست مدرنیستی و نوآمده به شعر فارسی باشیم. 

او افزود: آنچه به عنوان شعر اجتماعی مطرح می‌شود، در دوره پس از دهه ۷۰ با شعر مدرن پیش از آن دهه تفاوت‌های بسیاری دارد. همان‌گونه که جایگاه شعر نیز در شعر امروزی بازتعریف شده است. شعر اجتماعی پیش از انقلاب در حقیقت سوخت سیاسی برای مجامع و محافل سیاسی داشته است. 

خواجات گفت: پس از دهه ۷۰ شعر به عنوان تریبونی برای مفاهیم اجتماعی و سیاسی به کار نمی‌رود بلکه کارکردهای مشخص خود را دارد اما این به آن معنا نیست که مسائل اجتماعی در شعر حضور ندارند. در اشعار باباچاهی اشارات و نمودهایی از شعر اجتماعی را مشاهده می‌کنیم اما نه به صورت فرمایشی.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز