گلزاری:
تفاهم ایران و آمریکا چیزی جز تحمیل اراده و خواست ملت ایران نیست
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت، در یک برنامه تلویزیونی با اشاره به تحولات پس از جنگ تحمیلی سوم و توافق میان ایران و آمریکا، تأکید کرد که متن تفاهمنامه نشاندهنده تحمیل اراده ملت ایران به طرف مقابل است و این توافق را آغاز مسیری جدید در معادلات منطقهای و جهانی دانست.
به گزارش ایلنا، محمد گلزاری، دبیر شورای اطلاعرسانی دولت با بیان این که از شامگاه ۲۳ خرداد سال گذشته تا امروز ما در یک جنگ کاملا مشخص و ناجوانمردانه که دو ابرقدرت نظامی و هستهای در دنیا در برابر ما قرار گرفتند،گفت:یک جنگ دوازده روزه را پشت سر گذاشتیم و پس از آن حوادثی را در کشور پشت سر گذاشتیم که جای بررسی و ریشههای مختلفی دارد. اما چیزی که نمیشود در این وقایع پنهان و کتمان کرد اظهارنظرهای صریح و دخالتهای صریح دشمنان ما در همان ایام بود. شاید هیچ زمان این میزان صراحت در دخالت در امور کشورمان را نداشته باشیم. در نهایت از صبح نهم اسفندماه جنگ رمضان آغاز شد. حمله به مدرسه شجره طیبه میناب و شهادت رهبر بزرگوارمان و فرماندهانمان و در این ۴۰ روز بسیاری از جوانان و مردان و زنان و کودکانمان به شهادت رسیدند.»
اهداف جنگ، معیار پیروزی است
وی ادامه داد: «در جنگ چیزی که مشخص است این است که پیروز میدان را اهداف مشخص میکند. شاید از منظر افکار عمومی رئیس جمهور آمریکا فردی است که خیلی توییت میزند و استراتژی اظهارنظرهای متناقض دارد اما اهدافش کاملا مشخص بوده و آن را اعلام نیز کرده است.
گلزاری بیان کرد: از جلمه اهداف تسلیم بی قید و شرط را مطرح کرده بودند که ما در جنگهای دیگر آمریکایی ها هم دیده بودیم که این اصطلاح را به کار میبرند. مثل حمله به ژاپن هم که آنجا وقتی حمله اتمی کردند از همین اصطلاح استفاده کردند؛ و ایضا اهدافی مثل تا تغییر رژیم در ایران و برگرداندن این کشور و این تمدن به عصر حجر را نیز از منظر خودشان بیان میکردند. همه اینها چیزهایی است که از ذهن مردم و جهانیان پاک نخواهد شد.
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت گفت: امروز در نقطهای ایستادیم که فکر میکنم که حتی حامیان ترامپ در آمریکا و آنهایی که از پروژه ترامپ و حمله به ایران دفاع میکردند، وقتی متن تفاهمنامه را میبینند همه باور دارند که این چیزی نیست جز تحمیل اراده و خواست این ملت و همچنین بزرگی ایران. این چیزی است که بسیار بسیار واضح است. شاید برخی مخالف ترامپ یا اصلا دوستان جمهوری اسلامی ایران باشند اما میبینیم که حتی موافقین خود ترامپ در آمریکا هم اذعان میکنند که این تفاهم یک پیروزی برای ایران است و همه از دولت آمریکا میپرسند پس چرا جنگیدید اگر میخواستید به این نقطه برسید؟»
تفاهمنامه پایان کار نیست
گلزاری افزود: «البته که ما از جنگ خوشحال نیستیم و البته که جانهای پاک و بزرگی را از دست دادیم و خسارتهای بزرگی داشتیم اما نتیجه این است که آنچه به دست آوردیم بدون تردید فراتر از چیزی است که قبل از جنگ داشتیم و معادلات منطقه و جهان از امروز متفاوت خواهد بود و جایگاه ایران نیز متفاوت خواهد بود. اندیشکدههای آمریکا از هماکنون دراینباره بحث و صحبت را شروع کردند و این مسیری است که با قدرت ادامه پیدا خواهد کرد. هیچ کس در مجموعه نظام این جمع بندی را ندارد که این تفاهم نامه پایان کار است.»
وی تصریح کرد: «همه معتقدند که این روند آغاز مسیری است برای پیروزی نهایی آن هم در برابر دشمنی که بدعهد است و ما در تمام این سالها تجربه بدعهدی اش را داریم. اما فارغ از این که چه خواهد شد، مجموعه مسئولین نظام در بالاترین سطح همبستگی و وفاق این جنگ را پیش بردند.
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت ادامه داد: بعد از این ۶۰ روز تعیینشده است که مرحله سخت مذاکرات شروع خواهد شد و شاید زمان آن بیشتر هم تمدید شود. شنیدم که ترامپی که دائم ضربالاجل زمانی تعیین میکرد گفته است که خط قرمزی در مورد این ۶۰ روز ندارم و میشود تمدیدش کرد. فکر میکنم همه مسئولین با این نگاه که راه سخت شروع شده با بدبینی تمام و با تجربه تاریخی بدعهدی آمریکا و با شیطنت و بدذاتی رژیم صهیونیستی- که در تمام این سالها با هر کاری که جایگاه ایران را در جهان ارتقا میدهد مقابله میکند- این مسیر سخت را خواهیم رفت اما چیزی که همین الان تغییر ناپذیر است بزرگی ایران و نظم جدید در منطقه است که ثمرهاش برای مردم بیشتر و بیشتر خواهد شد.»
چرا انتشار متن تفاهم به فارسی مهم است؟
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت همچنین گفت: «متن تفاهم هم با شفافیت کامل منتشر شد. اتفاق جالبی افتاد و اصرار جمهوری اسلامی هم براین بود که متن فارسی هم مورد امضای طرفین قرار گیرد که مسائلی چون تفسیرپذیر بودن یا نبودن یا پرسش از معنای عبارات نداشته باشیم. همه رسانههای جهان هم گفتند چیزی که ایران منتشر کرده با متن فارسی که طرف مقابل منتشر کرده به جز یک عبارت خیلی جزئی که خود آنها هم اعلام کردند در محتوا هیچ تغییری ایجاد نمیکند کاملا منطبق بود.»
رفع تحریمها و غنیسازی، محور اصلی مذاکرات ۶۰ روزه
گلزاری گفت: «این مسیر را رفتیم تا شفافیت در مورد متن صورت گیرد. در این متن بندهایی وجود دارد که دیگر تثبیت شده است و اینها قابل بحث نیست. در همین تفاهمنامه به نتیجه رسیده، مثل بند اول که شاید مهمترین بند این تفاهم باشد و آن خاتمه جنگ در همه جبهههاست. این مسئله مهمی است. اما در مورد بندهای دیگر، بهویژه دو مسئله غنیسازی اورانیوم در ایران و رفع تحریمهای اولیه و ثانویه، در طول شصت روز بحث خواهد شد.
موارد دیگری هم وجود دارد. من فکر میکنم بندهای ۱، ۴، ۵ و ۱۲ تثبیت شده است و درباره ده بند دیگر و سازوکار اجرای آنها بحث خواهد شد. دال مرکزی این شصت روز، رفع تحریمها و غنیسازی خواهد بود.»
هرگونه سرپیچی رژیم صهیونیستی بر توافق تأثیر خواهد گذاشت
وی افزود: «بدون تردید سرپیچی رژیم صهیونیستی بر توافق تأثیر خواهد داشت. چیزی که برادران ما در لبنان، یمن و فلسطین در بیانیههای خود مطرح کردند و از تلاشهای ایران تشکر کردند، نشان میدهد که محور مقاومت کاملاً از این مسیر راضی است و هماهنگی وجود دارد. ایران هم بارها ثابت کرده و مسئولان ایرانی تأکید کردهاند که کسانی را که در ایام سختی و جنگ در کنار ما بودند، هرگز فراموش نخواهیم کرد.
اما به نظر من باید مسئله لبنان و محور مقاومت را در ابعادی بزرگتر دید و همچنین توجه کرد که اسرائیل از این ماجرا چه خواهد خواست. رژیم صهیونیستی در ۱۴ مه ۱۹۴۸ تشکیل شد و نخستین جنگ این رژیم با لبنان، فردای تشکیل آن آغاز شد. لبنانیها همراه با مجموعهای از کشورهای عربی، موجودیت اسرائیل را به رسمیت نشناختند.
سی سال بعد، یک بار دیگر اسرائیل به لبنان حمله کرد و مجدداً جنگ رخ داد. در سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۹۶ جنگهای بزرگی شکل گرفت و در سال ۲۰۰۶ نیز جنگ ۳۳ روزه را شاهد بودیم. این مسئله، مسئلهای قدیمی است؛ یعنی محور مقاومت در فلسطین و لبنان همسن موجودیت اسرائیل است و به نظر میرسد تا زمانی که این رژیم با این منش و رفتار در منطقه وجود دارد، مسئله محور مقاومت در لبنان و فلسطین با اسرائیل پایان نخواهد یافت.
لذا در کنار اینکه ما دفاع میکنیم و میخواهیم اسرائیل به سرزمینهای خود بازگردد، از جنوب لبنان خارج شود و مقاومت در لبنان با قدرت حضور داشته باشد، نباید فراموش کنیم که ماهیت این رژیم، حمله و جنگ است و این اتفاقات ادامه خواهد داشت؛ زیرا حیاتش در همین مسئله است.
از هفتم اکتبر به این سو، اسرائیل تلاش کرد این تصور را القا کند که تمام محور مقاومت در منطقه را از بین برده و دیگر محور مقاومتی وجود ندارد. حتی با همین تصور میگفت اکنون نوبت ایران است، زیرا محور مقاومت در منطقه آسیب جدی دیده و دیگر سر بلند نخواهد کرد.
جنگ نشان داد که با وجود همه آسیبها، ضربات و شهادتهایی که در محور مقاومت رخ داده است، این مجموعه همچنان پابرجا و مستحکم است و در همین ایام نیز ضربات کمی به خود رژیم وارد نکرده است. اما رژیم صهیونیستی تلاش خواهد کرد که دائماً این فضا را بر هم بزند.
من فکر میکنم که این رژیم از هیچ تلاشی برای برهم زدن این توافق دریغ نخواهد کرد. ما نیز نشان دادیم که هر اندازه لازم باشد، با قاطعیت عمل خواهیم کرد. برای نخستین بار نیز منطق نظامی خود را تغییر دادیم و اعلام کردیم که حمله پیشدستانه انجام خواهیم داد و آن را انجام دادیم و رژیم نیز این موضوع را بهخوبی متوجه شد.
بنابراین تلاش خواهد کرد اتفاقاتی رخ دهد. اما با هماهنگی کامل میان محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران، این مسیر طی خواهد شد. اگر خدای ناکرده رژیم صهیونیستی تصمیم به یک مداخله بزرگ بگیرد، در لبنان دخالت کند و مرتکب خطا شود، قطعاً توافقنامه معنای خود را از دست خواهد داد و ما نیز متناسب با آن رفتار خواهیم کرد.
اما امروز ایران، مقاومت، آمریکا و حتی خود رژیم صهیونیستی میدانند که این مسیر، مسیر مقاومت و اقتدار ایران و انزوای بیشتر رژیم خواهد بود.»
تأکید دوباره بر عدم ساخت سلاح هستهای
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت ادامه داد: «چیزی که ما در این تفاهمنامه گفتیم و مشخص است و کارشناسان نیز با شفافیت درباره آن صحبت میکنند، این است که یکی از نکاتی که در تفاهمنامه آمده، این است که ما سلاح هستهای نمیسازیم؛ موضوعی که همیشه هم گفتهایم و فتوای رهبر شهیدمان نیز همین بوده است. رئیسجمهور وقت، آقای دکتر روحانی، نیز نامهای به سازمان ملل دادند و اعلام کردند که این کار را نخواهیم کرد. ما در همه متون و گفتارهای بینالمللی بارها و بارها این نکته را تأکید کردهایم و این موضوعی است که در این تفاهم نیز مجدداً بر آن تأکید شده است.اینکه ما قبلاً میگفتیم و ترامپ نمیفهمید، مصداق این است که آنکس که نداند و نداند که نداند، در جهل مرکب ابدالدهر بماند.
ترامپ به دنبال ساختن یک روایت برای افکار عمومی آمریکا است
گلزاری گفت: «اما اینکه چرا اکنون ترامپ این موضوع را میپذیرد، به این دلیل است که نیاز به روایت دارد. یعنی کاملاً روشن است و دنیا نیز این را میدانست که ما به این سمت نخواهیم رفت. اما ترامپ از حرفهایی که درباره غنیسازی زده، ادعاهایی که مطرح کرده و دستاوردهایی که میخواسته برای خود به دست آورد و همچنین از عملیات ناموفقی که در جنگ چهلروزه در اصفهان داشت، به این نقطه رسیده است که همان واقعیت موجود روی زمین را برای خود به یک دستاورد تبدیل کند و بگوید توافق قبلی که در دولت اوباما امضا شده بود، ایران را هستهای میکرد و مثلاً من توافقی انجام دادم که ایران به سمت بمب هستهای نرود.
این در حالی است که همه دنیا میدانند نه آن زمان میخواستیم بمب هستهای بسازیم و نه اکنون. به همین دلیل، بنبست اصلی در مورد سایر خواستههای ترامپ در موضوع غنیسازی و پرونده هستهای است. اینکه او روی روایت غنیسازی و هستهای بهعنوان یک مسئله تکراری با جدیت ایستاده، ناشی از نیاز شخصی و نیاز داخلی کشورش است تا بتواند موضوعی را برای افکار عمومی خود توضیح دهد.»
دشمن مردم ایران را باور نکرده بود
وی ادامه داد: «من فکر میکنم برآورد و تحلیل غلط دشمن، آنها را به نقطهای رسانده بود که آرزوهای خود را فریاد میزدند. تردیدی ندارم که حتی دوستان منطقهای ما نیز ــ و این موضوع را در برخی جلسات مطرح کردند ــ حداقل درباره سه مسئله چنین باوری نداشتند و این جنگ باعث شد با تعجب به ایران نگاه کنند.
نخست مردم. استنباط آنها این بود و اکنون نیز در برخی اسناد آمریکاییها در حال آشکار شدن است. حتی ترامپ هم وقتی زیاد صحبت میکند، گاهی آنچه در ذهن دارد را افشا میکند. او گفته بود کسی به ما نگفته بود که چنین اتفاقی در منطقه رخ خواهد داد و نگفته بودند که تنگه هرمز بسته میشود؛ در حالی که رهبر شهید ما در آخرین سخنان خود گفته بودند اگر این جنگ رخ دهد، جنگی منطقهای خواهد بود. این موضوع بهصراحت بیان شده بود، اما دشمن تحلیلی از این سخن نداشت و بر اساس تحلیل غلط خود چند مسئله را متوجه نشد.
نخست اینکه مردم را باور نمیکردند که با این گستردگی در صحنه حاضر شوند. آنها تصور میکردند حملهای انجام میدهند، عزیزان ما را به شهادت میرسانند و مردم در کشور اعتراضاتی خواهند کرد و همانطور که خودشان گفته بودند، تغییر رژیم رخ خواهد داد. اساساً این واقعیت را درک نمیکردند که ایرانی، چه منتقد باشد و چه موافق، چه دلخور باشد و چه خوشحال، نسبت به تمامیت ارضی و هویت خود، بهویژه در برابر هجوم خارجی، رفتار و تصویری متفاوت دارد. نخستین خطای تحلیلی آنها درباره مردم بود.»
توان نظامی ایران در محاسبات دشمن جایی نداشت
گلزاری افزود: «دومین مسئله این بود که همگی اذعان کردند باوری به این سطح از توان نظامی ما نداشتند. بدون تردید ما نیز در حوزه نظامی نقاط ضعفی داریم؛ همانطور که همه ارتشهای جهان دارای نقاط قوت و ضعف هستند. اما نقاط قوت ما و شیوه جنگی که رزمندگان ما به نمایش گذاشتند، اساساً در تصور آنها نبود.
هر بار اعلام کردند که دریا و هوای ما نابود شده و تمام لانچرها از بین رفته است، اما به تعبیر رئیس محترم مجلس، آخرین چیزی که در خلیج فارس مورد اصابت قرار گرفت، بالگرد آپاچی آمریکایی بود. تا آخرین لحظه نیز نیروهای مسلح ما با اقتدار و آماده به کار ایستادند و هم دنیا و هم منطقه این واقعیت را درک کرد. این نیز موضوعی بود که در تحلیلهای آنها وجود نداشت.»
پایداری دولت، سومین خطای محاسباتی دشمن
وی اظهار کرد: «سوم اینکه هیچکس نسبت به میزان تابآوری و پایداری نظام اداری و اجرایی دولت چنین باوری نداشت. تصور میکردند کشور با قحطی و مشکلات گسترده مواجه خواهد شد و این وضعیت ما را به سمت فروپاشی سیستمی خواهد برد.
از منظر دولت باید بگویم که معمولاً گفته میشود از نظر معیشتی هیچ کمبودی وجود نداشت، کالا در دسترس بود و فروشگاهها پر بودند که همه اینها درست است؛ اما این تنها بخش کوچکی از عملکرد دولت در دوران جنگ بود.
دولت در جنگ، مسئول تأمین انرژی بود. مردم دیدند که پالایشگاههای تهران، انبارهای نفت تهران و البرز و همچنین برخی پتروشیمیها مورد اصابت قرار گرفتند، اما تا امروز با کمبودی مواجه نشدهایم. روزی که انبارهای نفت تهران و البرز هدف قرار گرفتند، گفته شد هدف این بوده است که مسیر انتقال بنزین به شمال ایران که تراکم مسافر بیشتری داشت، قطع شود. انشاءالله در فرصتی مناسب و با رعایت ملاحظات لازم توضیح خواهیم داد که مهندسان ما چه اقداماتی انجام دادند و انتقال سوخت با چه برنامهریزیهایی صورت گرفت که هیچ کمبود بنزینی رخ نداد.
دولت در جنگ، مسئول لجستیک و زیرساخت نیز بود. بسیاری از مسیرهای ریلی و پلهای ما مورد هدف قرار گرفتند، اما در مدت ۲۴ یا ۴۸ ساعت بازسازی میشدند. این اقدامات هم برای کمک به نیروهای نظامی ضروری بود و هم برای آنکه برای مردم مشکلی ایجاد نشود.
دولت همچنین پشتیبانی کامل از نیروهای مسلح را بر عهده داشت و خود نیروهای مسلح بیش از هر فرد دیگری میدانند که این همراهی، همدلی و پشتیبانی دولت تا چه اندازه مؤثر بوده است. واقعیت این است که مجموعه این عوامل، پایداری کمنظیری را ایجاد کرد.»
محاسبات دشمن درباره مهاجرت ایرانیان نیز اشتباه بود
دبیر شورای اطلاعرسانی دولت گفت: «در چنین تحولاتی در دنیا معمولاً اتفاقاتی رخ میدهد و حتی در برخی رخدادهای محدود گذشته در کشور نیز نمونههایی از آن مشاهده شده بود. برای مثال، در مورد برخی افرادی که در ساختارهای خارجی فعالیت میکردند، این انتظار وجود داشت که درخواست پناهندگی بدهند؛ اما نهتنها حتی یک مورد نیز رخ نداد، بلکه بسیاری از سفرای ما تماس گرفتند و اعلام کردند اگر کشور به ما نیاز دارد، بازگردیم و در کنار ایران باشیم.
همچنین دیدیم که کشورهایی مانند ترکیه و عراق تصور میکردند موج گستردهای از مهاجرت به مرزهای آنها شکل خواهد گرفت و برای پذیرش آوارگان ایرانی برنامهریزی کرده بودند؛ اما نتیجه کاملاً برعکس شد و ایرانیان با افتخار به کشور بازگشتند.
مجموعه دشمن این واقعیات را درک نکرد. امروز در موقعیتی قرار داریم که به لطف خدا یک پیروزی درخشان رقم خورده است.
ما میتوانیم درباره این تفاهمنامه بحث کنیم و اساساً انتشار عمومی آن نیز برای همین است که موافقان و مخالفان دیدگاههای خود را مطرح کنند؛ اما آنچه در این ایام رخ داد، چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.»