در نامه زارعی مطرح شد:
در دوره پسابرجام، «دیپلماسی و میدان» متحد شده و از یک اتاق فرماندهی میشوند
یک عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت: برخلاف ادعای نبویان، باز شدن ۲ ماهه و موقت تنگه هرمز مابهازای لغو محاصره نیست؛ بلکه ایران مطالبات خود را نقد کرده و آمریکا را ملزم به اجرای ۵ گام اعتمادساز (شامل خاتمه جنگ در لبنان، رفع محاصره، پرداخت ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای ایران و لغو تحریمهای ثانویه نفت) کرده است، در حالی که ایران تنها وعده گفتوگوی هستهای در آینده را داده است.
به گزارش ایلنا، مجتبی زارعی در پاسخ به نامه نبویان در خصوص مذاکرات نوشت:.
اعوذ بالله من الشیطان الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
اخیرا یک فایل مکتوب از برادر عزیزم حجت الاسلام دکتر سید محمود نبویان در باره متن یادداشت تفاهم اسلام آباد مابین ایران عزیز و آمریکای جنایتکار منتشر شده است؛ یکی از دیگر نمایندگان محترم تهران این متن را برای من ارسال کرد که ذیل آن نوشته شده بود این متن نبویان است و نه آقایان رسایی و ثابتی؛ بنده جواب دادم روش نامه اخیر نادقیق و برخی ارجاعاتش نادرست و نیز ناخواسته حامل ضربه به پدافند ایرانی در برابر جنگ شناختی و جنگ روایتها مقابل دشمن است؛ ما با روش و چارچوب کار داریم نه اشخاص؛ گو این که حجت الاسلام دکتر نبویان شخصا میداند که چقدر خاطرشان برای این ناچیز، عزیز است؛ ایشان فردی انقلابی منصف و ولایتمدار است؛ بارها اعتقادات سیاسی مان را دو طرفه بهم عرضه کردیم فهمیدیم هیچ چیز ولایت فقیه نمیشود؛ پس الحمد لله که محورمان شخص ولی فقیه است و بس!
و اما بعد یادداشت جناب نبویان را از چند منظر مورد ارزیابی و نقادی قرار می دهم
الف) از حیث اسنادی، ارجاعات و دلالت ها
ب) از حیث آثار فرامتنی و ضربه ای که به افکار عمومی وارد کرده و می کند؛
هر یک از نخبگان در حاکمیت باشند یا در جامعه در این برهه تاریخی درباره گفت و نگفت مان تو آمان مسئول هستیم؛
یکم: برادرمان جناب نبویان نوشتند: باز کردن تنگه هرمز در مقابل رفع محاصره دریایی در تضاد با منافع ملت ایران قرار دارد
پاسخ این است: در هیچ کجای متن یاداشت تفاهم با آمریکای جنایتکار این دو، معادل یکدیگر بکار برده نشده است بلکه برعکس ادعای بالا عمل شده و از تجارب پیمان نویسیهای نا فرجام در تاریخ متاخر بخصوص برجام خسارت بار که گوش به سیاستهای حکیم شهید نکرده بودند عبرت گرفته شد است؛ ملت شریف ایران مستحضر باشند تاکنون در مذاکرات سالهای پیشین، این آمریکای فاسد بود که بدوا از موضع بازجو به ایرانیان به عنوان متهم نگاه کرده و خواستار نشان دادن حسن نیت طرف ایرانی میشد اما این بار این آمریکای متجاوز است که باید پنج اقدام اعتماد ساز را به عنوان اثبات عدم شرارتش عملیاتی کند؛ صد البته منظور از اعتماد در اینجا عنصر فلسفی "راستی" و "حقیقت" نیست که هرگز آمریکا موجد "راستی فلسفی و واجد" خیر عمومی نبوده و نیست بلکه منظور همانا گام های پنج گانه اجرایی و عملیاتی است است گو اینکه جمهوری اسلامی مبنائا به این رژیم شرور بی اعتماد است؛ پنج گامی که این متهم شرور باید بردار چنین است:
اول) خاتمه جنگ و عملیات نظامی در تمام محورها بخصوص در لبنان
دوّم) رفع کامل محاصره ی غیر قانونی
سوم) پذیرش ترتیبات ایرانی در هرمز
چهارم) پرداخت ۱۲ میلیارد دلار (البته دارایی خودمان در دست سارق است در لحظه ی تبادل یادداشت تفاهم)
پنجم) برداشتن کل تحریمهای ثانویه از جمله تحریم ها علیه فروش نفت و خدمات مرتبط با آن؛
اینها را آمریکای پلید در قبال نه توافق که مرحله ی پسینی یادداشت تفاهم است بلکه در همین گام یادداشت تفاهم نامه متعهد می شود؛ نتیجه اینکه باز شدن کامل تنگه هرمز در مقابل لغو همه تحریم های یکجانبه آمریکا علیه ملت ایران قرار می گیرد بدون اینکه ایران هیچ گامی در حوزه ی هسته ای بردارد؛ پس باز کردن تنگه هرمز هرگز در ازای رفع محاصره دریایی غیر قانونی علیه ایران نیست از سوی دیگر باز کردن تنگه از سوی ایرانیان دائمی هم نیست و برای زمان مذاکرات خواهد بود و عمرش دو ماه در نظر گرفته شده است و خدا میداند بعد از دو ماه در صورت شرارت چه سناریوهایی برای دزدان دریایی سنتکام تروریست پیش بینی شده است؛ حداقلش این است که ایران دوباره تنگه را خواهد بست، صرفنظر از اعمال زور قانونی ایران که اینک در تنگه در حال اجراست اما در باره ی اعمال حاکمیت ایران از حیث ترتیبات اساسا نباید با آمریکای متجاوز توافق کرد چون همانطور که بارها گفته شد این ژئوپلتیک خدادادی ارتباطی با دزدان دریایی فرامنطقه ای ندارد زیرا این پیروزی ایران بود که این حاکمیت را بر همه جهان تحمیل کرده و همه از جمله آمریکا برغم میلشان ناچار به پذیرش آن شده اند.
دوم: برادرمان آقای نبویان نوشت که خطوط قرمز تعیین شده در مورد تنگه هرمز از سوی مقام معظم رهبری پس از باز شدن تنگه هرمز نیز باید رعایت شود؛
پاسخ: برادرجان! مگر قرار است خطوط قرمز آقا رعایت نشود؟ متاسفانه بعد از نزدیک ۵۰ سال از انقلاب اسلامی آیا هنوز باور نکردیم ولایت فقیه ساختارمند است و امامت خود را از روی حکمت در ساخت ساختار فعلیت میبخشد چرا در افکار عمومی چنین وانمود شود که ما دارای دسترسی به کدهای خاص از سوی امام هستیم؟! بنده در این یادداشت اما اصرار دارم وارد این فضا نشوم چون آن را لطمه به جایگاه بلند رهبری جهان اسلام و متدولوژی فقاهت حکیمانه میدانم بنابر این خرج کردن این جایگاه برای اهداف مشروع یا نامشروع مناسب این یادداشت نیست و دور از روش شما و روش من است البته جناب عالی و اعضای محترم
کمیسیون و هرکس که در این ۳۰ سال توفیق کار با او در دانشگاه و..... داشتم در باره دلالت پذیری و اطاعتم از جایگاه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه به قدر کافی التفات دارند اما وظیفه دستگاههای مربوط است که یک بار برای همیشه ماجرای کدخوانی مخدوش و ناقص از جایگاه امامت امت را برای همیشه جمع کنند گو اینکه بر همه روشن شد که یک جریان خاص در ماه گذشته چگونه ما فی الضمیر خود را در پاس نداشتن این جایگاه علنی کرد سوای این موضوع کلی اما به برادر بزرگوارم جناب نبویان یادآوری میکنم که منابع ایشان یا اطلاعات را نادرست به وی منتقل کرده اند یا اساسا از همه ی اجزای تدابیر پیشینی و پسینی عالیترین سطح نظام بی خبر بودند؛
چرا می فرمایید مدیریت انحصاری ایران بر تنگه هرمز که باید گفت با وجود سهم برتر و تعیین کننده ی این ژئوپلتیک خدادادی برای ایران عزیز؛ اما ادعای شما خلاف واقع و البته عوام پسندانه است در حالیکه سیاست حضرت آقا و نظام و اقتضای اقلیم و جغرافیا، مشارکت کشور دوست و برادرمان عمان در مدیریت تنگه است و شما از مناسبات و تحولات و دیدارهای فیمابین هم خبر دار بوده و هستید اما گزارشی خلاف امر واقع به مردم دادید؛ دیگر اینکه پرواضح است که ترتیبات حاکم بر تنگه ی هرمز ایرانی یا ایران محور است؛ اگر مطلع نبودید دلیلی نداشت که بطور سرگشاده متنی را در اختیار افکار عمومی حساس و غیور ایران قرار دهید؛ از سردار عظمایی فرماندهی سلحشور نیروی دریایی سپاه سوال میکردید تا این فرمانده که فرماندهی اش از حیث طولی فقط تابعی از فرماندهی کل قوا و امامت امت در نظام تصمیم گیریها است واقعیت را به شما منتقل کنند.
جناب عالی واقف هستید در اعمال حاکمیت ایران بر تنگه فقط آمریکاییها مقابل ما نیستند بلکه تلاش می شود تا همه ی دنیا را برای بازگشتن تنگه به حالت قبل تحریص کنند، ایرانیان ضمن اعمال زور قانونی اما با هوشمندی توانستند با تفاهم نامه از نظر حقوقی هم مساله ی حاکمیت ایرانی را تثبیت کنند. وقتی ما حاکمیت خود را بر تنگه تثبیت کرده ایم معنی اش این است که همه نکاتی که جناب عالی با دلسوزی لیست کرده اید در این تفاهم نامه اخذ شده است. آنچه در تنگه اتفاق خواهد افتاد هم شامل عوارض هم عبور از مسیر تعیین شده ایران و هم تعهد شناورها به عدم تهدید امنیت ایران خواهد بود کاش جناب عالی که فردی محترم و امین هستید بخاطر انتقال اطلاعات نادرست موضع گیری نمی کردید چون حفظ اعتبار شما برای ما ارزشمند است؛
سوم: نوشتید که در پیشنهاد ایران هیچ اشاره ای به صورت صریح به موضوع پرداخت خسارت و غرامت تجاوز به ملت ایران از سوی دولت تروریست آمریکا نشده است و ذکر تاسیس یک صندوق با سرمایه ۳۰۰ میلیارد دلار اما با برنامه مورد توافق ایران و آمریکا نمی تواند خسارتهای ایران را جبران کند زیرا آمریکا میتواند هم از جهت تامین منابع و به ویژه از جهت مصرف منابع خلل ایجاد کرده و شروطی را مطرح کند و یا در مسیر مصارف ملی دخالت نماید که مغایر قاعده نفی سبیل است!!!
پاسخ: برادر عزیزم! چرا گزاره ای خلاف واقع منتشر فرمودید ایکاش میرفتید نسخه نهایی تر اسناد را با دقتی بیشتر ملاحظه می فرمودید؛ در یادداشت تفاهم به ایجاد یک برنامه قطعی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران اشاره شده که سازوکار آن باید در طول مذاکرات نهایی شود این به عنوان تعهد آمریکای فاسد و بد عهد محسوب شده که آن را با کمک شرکای منطقه ای خود باید اجرا کند این برنامه صرفا برای ایران خواهد بود و بکارگیری واژه بازسازی نیز صرفا با هدف جبران خسارات ناشی از جنگ صورت گرفته است؛ بد عهدی اش را تکرار کند تنگه را به اذن ولی امر خواهیم بست؛ فعلا سخن بر سر متن است.
چهارم: برادر عزیزمان نوشتند در مورد رفع تحریمها، اولا بطور مطلق نمیتوان به قول رؤسای جمهور آمریکا به ویژه ترامپ در برداشتن تحریمهایی که با دستورات اجرایی وضع شده اند اعتماد کرد ثانیا بسیاری از تحریم ها با مصوبه کنگره آمریکا علیه ملت ایران وضع شده اند و بدون مصوبه کنگره لغو نخواهند شد
در پاسخ باید گفت برابر متن نهایی یادداشت تفاهمی که من دیدم، باید تمامی تحریم های یکجانبه آمریکای خبیث علیه ایران چه اولیه و چه ثانویه خاتمه یابند. این شامل دستورات اجرایی قوانین تحریمی کنگره ی فاسد، تحریم های ایالت های فاسد و ... نیز خواهد شد، پرواضح است چنانچه آمریکای جنایتکار و عهد شکن هر یک از این تعهدات را اجرا نکند، ناقض تفاهم شناخته میشود و ایران اقدامات متقابل را انجام خواهد؛ اما من با توجه به تخصص برادرمان دکتر نبویان در فلسفه، یک اشکالی فلسفی به خود اشکال شان دارم؛ شما مگر نمی فرمایید آمریکا بد عهد است با این وصف چرا مکر را در این متن و جاهای دیگر دنبال اخذ تعهد از این جانوران سیاسی و جنایتکاران عالم هستید؟! مگر جنایتکار عهد پذیر است!؟ اگر در برجام میگفتند امضای کری تضمین است و در شناخت سیاستمداران آمریکا
دچار خطا و از این بابت موجب ظلم به ایرانیان شدند چرا شما که فلسفه خواندید و من که دوستدار فلسفه ی سیاسی ام باید به تعهد" پذیری وارونه و تعهد" معکوس با دوستان کری فاسد روی بیاوریم در حالیکه جوهره ی آنها و دی ان ای آنها) سیاستمداران هر دو حزب فاسد آمریکا پلید است و نباید به آنها اعتماد و یا طلب اعتماد کنیم؛ برادر جان! «ذات نایافته از هستی بخش / چون تواند که بود هستی بخش» یا بقول سعدی حکیم که فرمود: "اصل" بد نیکو نگردد چون که بنیادش بد است؛ برادرجان ما ضمانت آمریکای پلید را بخواهیم که چه؟! ضمانت اجرای یادداشت تفاهم، زور قانونی ماست؛ دیالکتیک استعلایی انسداد / مدیریت تنگه است؛ کیست که نداند آمریکای خبیث یادداشت تفاهم پیش روی را هم نقض خواهد کرد؛ آمریکای فاسد اگر بعد از یادداشت تفاهم، توافقنامه هم منعقد کند باز هم هرگز قابل اعتماد نیست و نخواهد بود؛ تعجب میکنم که بصورت وارونه در حال اشتباه اصحاب کم هوش برجام هستید؛ کنگره ی فاسد آمریکا به ما چه ربطی دارد؟! ترامپ فاسد و کنگره ی فاسد با هم مشکل شان را رفع کنند این هرگز به زور قانونی در اختیار ما و ژئوپلتیک برگشت ناپذیر ایران خط و خشی نخواهد انداخت و این است سیاست امام حکیم؛ سید مجتبی خامنه ای حفظه الله.
وانگهی این متن متن یادداشت تفاهم است و نه توافق نهایی گو این که برای همین درج فهرستی از موضوعات شامل ضمانت ها در توافق نهایی ضروری مینماید اما همانطور که گفتم ضمانت اجرای تعهدات آمریکای فاسد، کنترل موثر ایران بر تنگه هرمز و تداوم فعالیتهای هسته ماست که قطعا این نوع از بازدارندگی ها از نظر امام امت و مذاکره کنندگان مآذون و امین نظام به این موضوع واقفند و متون مناسب را در توافق نهایی درج خواهند کرد.
پنجم: برادر عزیز نوشتید که در بخشی از پیشنهاد ایران با کمال تعجب به این نکته اشاره شده است که جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا موافقت میکنند که تمامی موضوعات مربوط به هسته ای از جمله تعهد به عدم ساخت سلاح هسته ای غنی سازی و مواد غنی شده با درصد بالا را... حل و فصل نمایند. این بند، کاملا در تضاد با منافع ملت ایران است زیرا با کمال تعجب ایران پیشنهاد داده است تا زمان توافق نهایی که) حصول آن ظرف ۶۰ روز اما قابل تمدید است( اولا وضعیت صنعت هستهای ایران به صورت موجود باقی باشد یعنی ایران حق غنی سازی نداشته و نیز سایتهای تخریب شده خودش را بازسازی نکند، ثانیا همه تحریمهای آمریکا علیه ملت ایران باقی باشند
و چرا طی شصت روز مذاکره برای توافق تحریمهای آمریکا باقی میماند و چرا ایران نیز میپذیرد که برنامه هسته ای خود را تغییر ندهد
پاسخ: نکته اول در این باره که مع الاسف جناب عالی در جنگ روایتها از آن خوانش درستی در افکار عمومی بعثت یافته و پیروز نکردید این است که جمهوری اسلامی برای اولین بار با تحکم گامهای اجرایی آمریکای جنایتکار و دریافت ۱۲ میلیارد دلار) با فرض انعقاد یادداشت تفاهم و عدم آغاز جنگ که جمهوری اسلامی همیشه درصد تحققش را در یادداشت تفاهم و پیش از تفاهم و توافق ارزیابی میکند( مطالبات خود را نقد کرده اما به طرف متجاوز وعده ی نسیه داده و آن اینکه در آینده پیرامون مسائل هسته ای فقط بحث خواهد کرد تکلیف سلاح هسته ای هم که از قبل معلوم بود؛ نکته دوم در این باره هم، دلالتی عقلی است که مذاکرات برای حصول به نتیجه مناسب نیاز به یک فضای مناسب و عدم ایجاد تنش دارد و این متقابل است؛ برای همین در متن یادداشت تفاهم آمده که آمریکا نباید در این مدت تحریم های جدیدی وضع کند و همچنین نباید نیروهای جدیدی را در منطقه مستقر کند؛ پرواضح است که رفع تحریم ها نتیجه مذاکره خواهد بود با این وصف چرا در فضای عمومی طوری وانمود شود که این معادله ی نقد و نسیه، برعکس و به ضرر ما بوده است!
بله! اگر از اساس با مذاکره قصد مخالفت دارید خب باید آن را بدون خود سانسوری و توجیه با مردم در میان بگذاریم؛ البته این روزها دو _ سه نماینده جاهل و خام و البته پر سرو صدای مجلس و دارای سوابق مکرر اجتهاد مقابل تدابیر ولی فقیه که حتی از پشت تریبونها، شهادت تمدن ساز و بعثت آفرین امام شهید را قتیل المذاکرات!!! میخوانند با حساب شما و من جداست؛ بنده که با علم به دی ان ای پلید نظام سلطه ی آمریکایی اما به ذات انسجام بخش و هستی نمای ولایت فقیه و فرمانده کل قوا باور حقیقی دارم؛ این سفارش اعتقاد دلی و قلبی سفارش حاج قاسم دنیا دیده و بحران شناس و منطقه شناس است؛ باور و التزام عملی به امام مجتبی حفظه الله وقتی "دلی" و "حقیقی باشد دیگر مهم نیست که مذاکره کنیم یا "جنگ"؛ چون اگر در اطاعتِ آقا باشیم اگر گفتند مذاکره می گوییم چشم و اگر فرمودند جهاد هم میگوییم چشم؛ کما اینکه کیست که نداند مذاکره بخشی از جنگ است؟!
از سوی دیگر ایران نزدیک به یک سال است که تغییری در برنامه هسته ای خود ایجاد نکرده است؛ آیا یادداشت تفاهم، چیزی را در صنعت هسته ای مورد غفلت قرار داده است؟! از دیگر سو یادداشت تفاهم به هیچ وجه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران را منوط به مذاکره نکرده است حتی در بند هسته ای آن آمده که هرگونه مذاکره و بحثی باید نیازهای هسته ای ایران را در نظر بگیرد؛ ضمن اینکه تصریح شده مباحث هسته ای در آینده فقط مربوط به مواد هسته ای است و بحث ها شامل تأسیسات نخواهد شد و شما خودتان از این موضوع اطلاع دارید اما مع الاسف خلاف آن را در افکار عمومی منتشر فرمودید؛ بخصوص اینکه من با توجه به متن و سندی که از ترامپ فاسد دیده ام که متن سخنرانی بعدی او و باصطلاح متن پیروزی آینده ی اوست با علم به آن مینویسم که فاسد جزیره ی ایستین به هیچ وجه در این باره نتوانسته است دستاوردی را برای خود در آینده اعلام کند و در آن متن آینده فقط به عبارت مجعول ایرانیان در حوزه ی هسته ای قول می دهند بسنده کرده است؛ این در حالیست که با اتخاذ تدابیر امام خامنه ای حفظه الله ایرانیان تا این مرحله و تا نقد کردن امتیازات خود از آمریکا هیچ تعهدی به آنها داده و فقط نوشته اند در این باره در آینده "بحث" خواهند کرد اما پولهای خود را پیش، پیش میگیریم یا خواهیم گرفت و اگر دبه کنند دوباره تنگه را می بندیم!! چه جوری؟! اینجا خانه ی پدری ماست! معونه ای نمی برد؛ شاید با چند قیضه و گلوله آرپیجی و چند تا مین داخل حیاط
منزل پدری مان در هرمز و خلیج فارس و البته میدانیم که اینها وسایل ۴۰ سال پیش حیاط خانه ی ماست؛ لازم شود شاگردان رئیسعلی و تنگسیری، تنگه را با کروزهای هایپر سونیک ...... خواهند بست و .... با این وصف هم پول دزدیده شده ی خودمان را میگیریم، هم تنگه را حفظ کرده ایم و هم مواد هسته ای را خارج نکردیم!
ششم: در بخشی از بیانیه ی تان جمله ای شگفت آوری نوشتید؛ از شما دوست فلسفه، خوان نوشتن این جمله خیلی عجیب بود؛ جمله ی شما را ببینیم:
"از شروع اجرای تعهدات از سوی ایران آمریکا ملزم است که تمامی اضلاع مقاومت یعنی حزب الله گروههای مقاومت عراق، انصار الله یمن حماس و کرانه باختری را از لیست گروههای تروریستی خارج کند تا آمریکا و رژیم صهیونی نتوانند با هر بهانه ای به آنها حمله کنند؛
پاسخ: اگر شما را نمیشناختم باور نمیکردم نویسنده این جمله عجیب شما باشید؛ از آمریکا بخواهیم با حزب الله و انصار الله و حشد الشعبی و حماس کنار بیاید چرا در نوشته ی شما اینهمه پارادوکس و تضاد درونی وجود دارد؟ آیا با تعجیل متن را تنظیم فرمودید؟! مگر میشود هم علیه آمریکا مبارزه کنیم و هم از او ضمانت هویتی و موجودیتی بخواهیم؟ این گروهها و نهضتها هویت و موجودیت خود را در مبارزه ی مکتبی یافته اند؛ حزب الله مگر جزو صنایع پنتاگون نظیر داعش و جولانی و ... است؟ اینها مبارزان مکتبی اند نه پرورش یافته پنتاگون آنگونه که ترامپ فاسد آن را لو داد؛ از شما اینطور توقع می رفت که بنویسید ما ممکن است با آمریکا برای دفع شرش حرف بزنیم و سکوت آتشی برقرار کرده، یادداشت تفاهم و حتی توافقنامه ای بنویسیم اما ما و این نهضتها دارای اختلاف جوهری با جهانخواران از جمله آمریکای پلید هستیم شما باید این قول امام راحل را تذکر میدادید و مینوشتید که تا شرک و کفر هست و تا مبارزه هست ما هستیم؛ برادر عزیز! ما بدون یادداشت تفاهم و سپس با توافق و یا بدون این دو جنگ مان با جهانخواران حتمی است و راهی جز قوی شدن نداریم و بس!
ضمن اینکه در این باره اجازه بفرمایید به جای بیانیه ی نادقیق و نادرست شما عزیز دل، بخصوص نظر مجاهد بزرگ؛ شیخ نعیم قاسم حفظه الله و حزب الله عزیز برای مان ملاک باشد که در تعامل با سطوح حاکمیت در جمهوری اسلامی ایران قرار دارند نه نظر عجیب شما دائر بر ایجاد ضمانت در باره این مجاهدان، آنهم از بزرگترین دولت تروریستی جهان
هفتم: نتیجه ی پایانی برادر عزیزم! در پایان این گفتار به چند نکته ی مهم اشاره می کنم؛
(الف) در این که برجام خسارت بار بود کاملا اشتراک نظر داریم؛ اما سنجش همه تحولات تاریخی پسا برجامی و نیز خوانش همه ی امکانهای نوپدید در سایه ی ولایت فقیه حکیم با عینک برجام شکست خورده و خسارت بار چه بسا مانعی بزرگ برای عدم درک کامل و استفاده ی بهنگام از نظام دانایی و تواناییها و نیز بی توجهی به منابع خدادادی و ژئوپلتیکی و نیز به حاشیه راندن سرمایه ی قدسی بعثت ایرانیان تبدیل شود برادر نبویان! برجام مرد؛ شما هنوز دنبال تعهد گرفتن از آمریکای بد عهد هستی اتکا به تعهد دشمن شناخت رمانتیک اصحاب برجام از غرب سیاسی بخصوص آمریکای جنایتکار بود؛ ضمانت یادداشت تفاهم احتمالی اسلام آباد زور قانونی ما و ژئوپلتیک خدادادی ماست برادر عزیزم؛ نتیجه اینکه برجام زدگیهای تحلیلی در یک جریان سیاسی کشور هم بی توجهی یا بی اعتنایی به منابع نوپدید قدرت ملی ایرانیان است!
برجام اندیشی و برجام زدگی تحلیلی یا برجام ترسی هر دو در اندازه ی بعثت ایرانیان و خونبهای نفس زکیه ی خامنه ای نیست!
ب) در برجام مقهور دوگانه مجعول دیپلماسی و میدان بودیم اما در دوره پسا برجام میدان و دیپلماسی با هم متحدند و از یک اتاق هدایت و فرماندهی میشوند؛ استماع گزارشاتی از لحظات سرنوشت ساز در تدبیر میدان و دیپلماسی طی ارائه های فرماندهان عالیقدر و وزیر خارجه و دکتر قالیباف در باره ظرافتها و پیچیدگیها در مناسبات کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی که با حضور جناب عالی، بنده و همکاران در تعامل با متناظرین بود موید این ادعاست
ج) برادر عزیزم دفاع ما از ولایت فقیه نباید به گونه وانمود نماید که فقیه مبسوط الید در این میهن خدایی در تنگناهای بروکراتیک و تمنیات شخصی رجال حکومتی و دولتی به محاصره در آمده و در تصمیماتش مجبور و مسلوب الاراده است؛ مثل برچسبهای ناروا و دروغ که در باره فرآیندهای مذاکراتی این دولت، بی پروایانه از سوی برخی باصطلاح انقلابیون زیر بیان کلی و سیاستی مذاکرات غیر شرافتمندانه به عنوان خودسری دولت و وزارت خارجه و دور زدن امام شهید در تریبون ها روایت میشود و از این قبیل که با فلسفه وجودی جریان فقاهت حکیمانه و صفات ممتاز ولی فقیه در قانون اساسی در عصر غیبت امام عصر (عج) منافات داشته و نیز نسبتی با شئون نظام ساز و تمدنی ولایت فقیه ندارد؛ پرواضح است ایجاد تلقی عدم اقتدار در رهبری سوم آنهم پس از امام شهید در صدر برنامه ها و پروژه های دشمن صهیونی است؛ دشمن غدار پشت در است و هیچ اولویتی بالاتر از حفظ وحدت مابین ارکان و قوای نظام؛ دولت و ملت و مجلس و قوه قضاییه زیر نظر شخص امام امت نیست؛
والسلام علیکم و رحمه وبرکاته
هفتم خرداد ۱۴۰۵
مجتبی زارعی