خبرگزاری کار ایران

تاجیک در گفت‌وگو با ایلنا:

داشتن برنامه و طراحی سیاسی در «تنگه هرمز» به اندازه برنامه هسته‌ای و موشکی، قدرت بازدارندگی دارد/ هیتلر و چنگیزخان مغول هم در جنگ، قواعدی را رعایت می‌کردند اما ترامپ و نتانیاهو نه

داشتن برنامه و طراحی سیاسی در «تنگه هرمز» به اندازه برنامه هسته‌ای و موشکی، قدرت بازدارندگی دارد/ هیتلر و چنگیزخان مغول هم در جنگ، قواعدی را رعایت می‌کردند اما ترامپ و نتانیاهو نه

یک دیپلمات بازنشسته گفت: بحث «کاهش قدرت ایران» سال‌هاست در اندیشکده‌های غربی مطرح است، حتی به قیمت تجزیه ایران یا فروپاشی حکومت. این همان دلیلی است که این دو هم در اظهاراتشان به «فروپاشی حکومت» اشاره می‌کنند. بنابراین، با این وضعیت، بعید است بتوان با ترامپ به نتیجه‌ای رسید. باید بر بازدارندگی‌های مؤثر تمرکز کرد؛ داشتن برنامه و طراحی سیاسی در «تنگه هرمز» به اندازه برنامه هسته‌ای و موشکی، قدرت بازدارندگی دارد.

نصرت الله تاجیک دیپلمات بازنشسته در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در زمینه کم و کیف همکاری کشورهای حوزه خلیج فارس در جنگ ۴۰ روزه با آمریکا گفت: این جنگ سوم یا جنگ رمضان با ائتلاف پشت پرده عبری، عربی آمریکایی به منظور از بین بردن اهرم‌های قدرت و بازدارندگی ایران حتی به قیمت تجزیه ایران برای تثبیت و دست برتر اسرائیل بر منطقه و اجرای پیمان ابراهیم بر کشور ما تحمیل شد و این کشورها به دنبال یک ایران ضعیف هستند و از طریق ترتیبات امنیتی با آمریکا، شامل ارائه پایگاه، امکانات و لجستیک، به آمریکا در این جنگ کمک و تلاش کردند در ظاهر خود را نشان ندهند و اگر جنگ تداوم پیدا کند و یا ادامه می‌یافت بعید بود این کشورها به طور مستقیم وارد جنگ شوند! 

روابط و همزیستی مسالمت‌آمیز در منطقه مدنظر ایران است

وی ادامه داد: ایران نیز علاقه، سیاست یا انگیزه‌ای برای آسیب رساندن به این کشورها ندارد و روابط و همزیستی مسالمت‌آمیز در منطقه مدنظر ایران است. اگرچه با این رفتار این کشورها و مخصوصا اقدامات سیاسی و بین‌المللی در قبال این جنگ و عکس‌العمل نظامی ایران، به نظر می‌رسد ایران چندان نتیجه‌ای از این سیاست رعایت اصل حسن همجواری نگرفته است. حتی اقدامات اخیر ایران، مانند تمرکز بر تنگه هرمز، بیشتر جنبه فشار بر آمریکا برای جلوگیری از تجاوزات بیشتر داشت تا آسیب به این کشورها، حمل و نقل کالا و تامین انرژی بین‌المللی و اقتصاد جهانی. 

وی با بیان اینکه البته ایران هم در فرمول‌بندی سیاسی و روایت‌سازی ضعف دارد، ادامه داد: هیچ شکی نیست که سیاست آن‌ها وجود یک ایران ضعیف شده است اما اینکه هدف آنها این است که تا کجا این تضعیف قدرت ایران ادامه پیدا کند هم موضوع مهمی است! یعنی اگر ایران ضعیف نشد چه؟! و در اینصورت و با روندی که در آتش بس دارد محقق می‌شود دیگر نمی‌توانند با ایران زخم خورده زندگی کنند! البته ایران به دنبال حمله مستقیم نبوده و عمدتاً پایگاه‌های آمریکا در این کشورها هدف قرار گرفته‌اند که البته برای آن‌ها هم هزینه و تبعات سیاسی اجتماعی دارد و مخصوصا که در ازای عدول از حق حاکمیت خود بر بخشی از سرزمین‌شان، امنیت مطلوب به دست نیاورده‌اند! 

باید، ترتیبات جدید نظم منطقه‌ای بین شمال و جنوب خلیج فارس حاکم شود 

تاجیک گفت: از منظر دیگر از نظر حقوق بین‌الملل وقتی کشوری پایگاه در اختیار کشور دیگری قرار می‌دهد یعنی حاکمیت از آن بخش از سرزمین خود سلب مسئولیت کرده است و این به ایران حق می‌دهد که در اثر اصل مقابله به مثل، محل شروع حمله به خودش را مورد حمله قرار دهد و شکایت این کشورها به شورای امنیت وجاهت حقوقی ندارد و یک اقدام سیاسی است برای همان تبعاتی که عرض کردم. اما آنچه در آینده اهمیت دارد، این است که فارغ از نحوه پایان یافتن جنگ (توافق، آتش‌بس یا هر شکل دیگر)، ایران نمی‌تواند به نظم و ترتیبات امنیتی قبل در منطقه بازگردد و شاهد آن باشد که از این کشورها به ایران حمله شود. 

این دیپلمات بازنشسته گفت: برای ایجاد ثبات و امنیت منطقه و اثرات بین المللی آن باید، ترتیبات جدید نظم منطقه‌ای بین شمال و جنوب خلیج فارس حاکم شود. ایران به دنبال طرحی خواهد بود که امنیت همگانی را فراهم کند؛ چراکه طرح‌های قبلی مانند طرح هرمز و... مورد استقبال آن کشورها واقع نشد و موفق نبوده است و الان ایران با اعمال حاکمیت خود بر تنگه هرمز باید طراحی جدید برای این همکاری ارائه کند. البته اگرچه اقدام در قضیه تنگه دیر هنگام بود و باید زودتر آغاز می‌شد، اما خوب شروع شده و خوب جلو رفته است و باید با طراحی‌های سیاسی و جامع شامل کشورهای منطقه و قدرت‌های موثر یک نظام منطقه‌ای جدید بازتعریف و عملیاتی شود.

تاجیک گفت: هسته اصلی این طرح این خواهد بود که نباید سرزمین، مردم و اقتصاد ایران از تحرکات این منطقه آسیب ببیند! در حالی که دیگران نفع می‌برند و بالعکس ایران به دنبال حسن همجواری باشد اما از پایگاه آمریکا در بحرین به ایران شلیک شود. این روند دیگر قابل ادامه یافتن نیست و این کشورها باید مسئولانه عمل می‌کردند اما همانگونه که عرض شد خود این کشورها هم در این جنگ انگیزه داشتند.

وی تاکید کرد: این کشورها چون نتیجه‌ای که می‌خواستند نگرفتند لذا، اگر درس بگیرند و به جای تکیه بر امنیت برون منطقه‌ای که جواب نداد بر امنیت درون منطقه‌ای اهتمام داشته باشند و با اجرای طرح‌های همکاری‌های اقتصادی بزرگ، سرمایه کشورها در منطقه گردش پیدا کند و طرح‌های توسعه منطقه‌ای باشد و وابستگی خود را به پایگاه‌های آمریکا کاهش دهند، حتما نتیجه بهتری خواهند گرفت. در غیر اینصورت روند کنونی دیگر  نمی‌تواند ادامه داشته باشد زیرا ایران هوشیار شده و پس از خسارات انسانی، مادی و معنوی که به آن وارد شده است، به حقایقی پی برده است که قدرت نرمی است که با استفاده از آن می‌تواند اهدافش را تامین کند. 

جنگ به هر نحوی پایان یابد، نیاز به ترتیبات و نظم جدید منطقه‌ای احساس می‌شود

تاجیک گفت: بر این اساس، اگر جنگ به هر نحوی پایان یابد، نیاز به ترتیبات و نظم جدید منطقه‌ای احساس می‌شود. ایران بعید است از اهرم تنگه هرمز دست بردارد، هرچند شروع آن دیرهنگام بوده است. این امر نیازمند کار بین‌بخشی در کشور بین سازمان‌ها و نهادهای نظامی و مدنی از یک سو و اقدامات دیپلماتیک و حقوق بین‌المللی از سوی دیگر است که متأسفانه ما همیشه در ایران در این زمینه ضعیف عمل می‌کنیم؛ اگرچه ممکن است هر سازمان به تنهایی خوب عمل کند، اما در کارهای تشکیلاتی و تقسیم کار و کار بین بخشی، توانمندی‌هایمان کاهش می‌یابد. 

نباید ظرفیت استراتژیک تنگه هرمز را هدر داد

وی تاکید کرد: نباید ظرفیت استراتژیک تنگه هرمز را هدر داد و باید با درایت آن را پیش برد و با همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای اقتصاد کشور و مخصوصا استان‌های ساحلی در ازای خدماتی که در ناوبری، تدارکات و اقدامات لجستیک و از جمله سوخت‌رسانی، تعمیرات و کمک‌های اورژانسی، امنیت و حفظ محیط زیست می‌دهند آن را شکوفا کرد. این اقدام می‌تواند اهرم بازدارنده قوی و یاری‌رسان در آینده باشد. بعید است با رویکرد فعلی ترامپ و جنایاتی که در ایران مرتکب شده، ایران بتواند به نتیجه ملموسی در نزدیک شدن به آمریکا دست یابد؛ چراکه او دچار اشتباهات محاسباتی است و تصور می‌کند با توجه به آسیب‌های وارده به ایران در سیاست خاورمیانه‌ای‌اش ما با دو تشر دست تسلیم را بالا می‌بریم! در حالی که ایران حتی با وجود آسیب‌های فراوان، قادر به وارد کردن خسارت به طرف مقابل است؛ همچنان که در جنگ هشت‌ساله توانست در برابر قدرت‌های منطقه‌ای و حمایت‌های بین‌المللی مقاومت کند.

تاجیک گفت: باید دقت کرد که «مار زخم‌خورده» بدتر از آنچه این ائتلاف عبری، عربی آمریکا درصددش بود، دنبال تجزیه و تغییر نظام بود و الان با تحولاتی که رخ داده و خوش درخشیدن نظامی‌های کشور و ایستادگی و همراهی مردم با حکومت برای‌عدم آسیب به ایران و اینکه ترامپ نتوانسته توجیهی برای این جنایات بی‌منطق در ایران ارائه دهد و تن به آتش بس برای تداوم فشار حداکثری از طریق محاصره دریایی داده است که دیدیم چندان هم نمی‌تواند موثر باشد خوشبختانه استراتژی «ترامپ» نتوانسته مؤثر باشد و کشورهای عربی بی‌دلیل آسیب‌پذیری خود را افزایش دادند! 

ترامپ ظرفیت یک رئیس‌جمهور در شأن آمریکا به عنوان یک قدرت سیاسی، اقتصادی اول را ندارد

این استاندار پیشین درباره اظهارات ضد و نقیض ترامپ در طول جنگ چهل روزه و درباره آتش بس و مذاکره گفت: تناقض‌گویی ترامپ به روانشناسی، ذهن مغشوش و ویژگی‌های شخصیتی او بازمی‌گردد؛ او فردی زودباور و دهن بین است و به این دلیل اینکه او سیاست‌مدار تربیت شده نیست بلکه توانایی پردازش عمیق ندارد. فشارهای جانبی از سوی اسرائیل، لابی‌ها و تندروها هم بر او تأثیرگذار است. به این دلیل ظرفیت یک رئیس جمهور در شأن آمریکا به عنوان یک قدرت سیاسی و اقتصادی اول را ندارد در نتیجه، او حرف‌های متناقض می‌زند که البته بخشی از آن هم هدفمند برای جنگ روانی است به منظور شکستن اراده ایران و شورش مردم و انداختن آن‌ها به جان حکومت که هسته اصلی طرح نتانیاهو برای قانع کردن وی جهت حمله به ایران بود که خوشبختانه با رویکرد و اقدامات صبورانه و بزرگوارانه مردم ایران که علیرغم هر گله و دلگیری، پای ایران ایستاده‌اند، تیر آن‌ها به سنگ خورد! و بخش دیگری از این صحبت‌ها برای سردرگم کردن مسئولین است تا نتوانند تصمیم قاطعی بگیرند و به اختلافات داخلی دامن بزند. 

بعید است بتوان با ترامپ به نتیجه‌ای رسید

داشتن برنامه و طراحی سیاسی در «تنگه هرمز» به اندازه برنامه هسته‌ای و موشکی، قدرت بازدارندگی دارد

وی در بخش دیگری از صحبت‌هایش درباره مدل‌سازی جنگ سوم گفت: «جنگ سوم» در واقع تکمیل‌کننده دو جنگ قبلی است. جنگ اول، با هدف از بین بردن برنامه هسته‌ای ایران، ۱۲ روز به طول انجامید که به گفته ترامپ این اقدام انجام شد. جنگ دوم، جنگ شهری شد. جنگی بود که از اعتراضات اقتصادی و غیراقتصادی به حق مردم سوءاستفاده کردند و وعده‌هایی داده شد که اکنون می‌بینیم که ترامپ در اظهاراتش ارسال سلاح را هم برای این جنگ شهری تایید می‌کند. این اعتراضات مسالمت‌آمیز با سوءاستفاده و وعده کمک ترامپ یعنی با ارسال اسلحه به جنگ شهری تبدیل شد که نتیجه آن، ایجاد شکاف ملی با قربانی شدن تعدادی انسان بی‌گناه و داغدار شدن تعداد زیادی خانواده بود. 

این دیپلمات پیشین با بیان اینکه جنگ سوم در تکمیل دو جنگ شهری و جنگ دوازده روزه بود گفت: هدف از جنگ سوم، نابودی صنعت موشکی ایران، حتی به قیمت تجزیه کشور و باقی گذاشتن «سرزمین سوخته» است؛ به این معنی که به زعم آن‌ها اگر ایران مقاومت کند، حداقل با کشوری ویران شده روبرو خواهد بود که بازسازی آن سال‌ها به طول می‌انجامد. با این تحلیل، نباید فریب اظهارات ترامپ را خورد. هر اقدامی در مذاکرات پیش از جنگ صورت می‌گرفت، ترامپ حمله را انجام می‌داد؛ این موضوع ریشه در اهداف بلندمدت‌تر وی دارد، از جمله تثبیت برتری اسرائیل در منطقه برای اجرای سیاست‌هایش و اشغال بیشتر سرزمین‌های فلسطینی برای مهاجرت بیشتر یهودی به سرزمین‌های اشغالی مردم فلسطین و جلوگیری از قدرت‌گیری ایران. نتانیاهو در اسرائیل احساس تکلیف دینی می‌کند که ایران را به خیال خام خود نابو کند، ترامپ هم احساس تکلیف می‌کند که ایران نباید قدرتمند شود. 

تاجیک تاکید کرد: بحث «کاهش قدرت ایران» سال‌هاست در اندیشکده‌های غربی مطرح است، حتی به قیمت تجزیه ایران یا فروپاشی حکومت. این همان دلیلی است که این دو هم در اظهاراتشان به «فروپاشی حکومت» اشاره می‌کنند. بنابراین، با این وضعیت، بعید است بتوان با ترامپ به نتیجه‌ای رسید. باید بر بازدارندگی‌های مؤثر تمرکز کرد؛ داشتن برنامه و طراحی سیاسی در «تنگه هرمز» به اندازه برنامه هسته‌ای و موشکی، قدرت بازدارندگی دارد. 

هیتلر و چنگیزخان مغول هم در جنگ، قواعدی را رعایت می‌کردند اما ترامپ و نتانیاهو نه 

وی با اشاره به اقدامات ایران در تنگه هرمز گفت: اقدام ایران در تنگه هرمز، هرچند دیرهنگام، می‌تواند قدرت بازدارندگی دائمی ایجاد کند، به شرطی که تمام جوانب از جمله استفاده از ظرفیت‌های موثر قرادادهای دریایی و حقوق بین‌الملل و همکاری منطقه‌ای دیده شود. نشست معاونین وزرای خارجه ایران و عمان در این زمینه مثبت بود، اما این اقدامات باید از قبل صورت می‌گرفت؛ همکاری با سایر کشورها، سازمان ملل و پیگیری طرح‌های قانونی در مجلس، همگی باید زودتر آغاز می‌شدند. این «دیر رسیدن» متأسفانه بد است. اگر موضوع تنگه هرمز به خوبی پیش برود، می‌تواند به قدرت بازدارندگی موثری منجر شود. و به نظرم این موضوع از همان جای خوب گرفتن‌ها است که باید زودتر اقدام می‌شد و با برنامه بهتری که صرفا نظامی هم نباشد، عمل شود و همه ظرفیت‌ها حول اعمال حاکمیت حقوقی و سرزمینی در تنگه با هم جمع شوند. 

این دیپلمات بازنشسته با اشاره به احتمال توافق بین ایران و آمریکا و میانجی‌گری کشورهای منطقه به ویژه پاکستان گفت: من به این فرضیه که بتوان با رهبران فعلی آمریکا و اسرائیل که «جانی بالفطره» هستند و با تجاوز سرزمینی جنایت علیه صلح و امنیت بین‌المللی، جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت مرتکب شدند، به توافق رسید، خیلی خوشبین نیستم. هیتلر و چنگیزخان مغول هم در جنگ، قواعدی را رعایت می‌کردند؛ شروع جنگ با حمله به مناطق مسکونی و مدارس، اقدامی غیرانسانی و جنایت علیه بشریت بوده است. در جنگ، ابتدا مناطق نظامی هدف قرار می‌گیرند. اما در این جنگ از روز اول حمله به زیرساخت‌ها و مناطق غیرنظامی، مسکونی و آموزشی و کشتار دسته جمعی مردم ایران و کشتن ۱۷۵ دختربچه معصوم در مدرسه شجره طیبه میناب آغاز شد. اصلا اقداماتی که در راستای ترور شخصیت‌های سیاسی و رهبر کشور و حمله به مناطق غیر نظامی و مسکونی صورت گرفت با هدف فروپاشی نظام بوده است. 

فقدان اعتماد بین ایران و آمریکا، هر توافقی را ناپایدار می‌سازد

تاجیک ادامه داد: در فضای فعلی و علیرغم جنایات آمریکا و اسرائیل در ایران و مخصوصا دو بار بمباران میز مذاکره توسط آمریکا و اهداف اصلی‌اش که چندان هم متحقق نشده نباید چندان به مذاکره این دور بین ایران و آمریکا خوشبین بود و به تحرکات نظامی و اهداف لشگرکشی آمریکا به منطقه برای شرایط کنونی و آینده پایگاه‌های آمریکا در منطقه بی‌تفاوت بود! حتی خویشتن‌داری ایران هم نتوانسته مانع از این جنایات و اقدامات این دو شود. در چنین شرایطی، دستیابی به توافقی کلی و درازمدت از طریق مذاکرات فعلی بعید به نظر می‌رسد، به ویژه با توجه به همکاری کشورهای منطقه در جهت تضعیف ایران. اما نقش میانجیگری کشورهایی مانند پاکستان لازم اما ناکافی است و نیاز به تضمین‌های محکم‌تری برای پایدار کردن توافقات وجود دارد. فقدان اعتماد بین ایران و آمریکا، هر توافقی را ناپایدار می‌سازد و احتمال حملات مجدد و مخصوصا حمله زمینی را نمی‌توان کاملا منتفی دانست و همین بلاتکلیفی، بیش از هر جنگی، اقتصاد ایران را با خطر مواجه می‌کند.

وی با اشاره به بلاتکلیفی ناشی از جنگ اول (۱۲ روزه) و جنگ شهری، گفت: این بلاتکلیفی کسبه و فعالان اقتصادی را در وضعیت نامشخصی قرار داده بود؛ عدم قطعیت در مورد خرید، فروش، سرمایه‌گذاری و هزینه‌ها، منجر به آسیب جدی به بسیاری از مشاغل و کسب و کار شده بود. اصلا وقوع اعتراضات بلاتکلیفی مردم بعد از جنگ دوازده روزه بود. اکنون هم اگر وضعیت مشابهی حاکم شود، باید به تبعات آن اندیشید و چاره کرد. بنابراین، تلاش ایران برای صلح پایدار، عمدتاً با هدف ایجاد ثبات امنیتی و اقتصادی و اطمینان بخشی به کسب و کار در کشور صورت می‌گیرد. در این شرایط، فعالیت میانجیگرانه کشورهایی نظیر پاکستان که سنگ تمام گذاشت و خوش درخشید، مزایای فراوانی در فعال کردن این کشور برای ایران دارد، اما به تنهایی کفایت نمی‌کند. بلکه در کنار افزایش انسجام داخلی و استفاده از قدرت ملی و حفظ نقاط قوت و اهرم‌های بازدارندگی خود، نیاز به نوعی دخالت مثبت و سازنده قدرت‌های بزرگ یا مجامع بین‌المللی است.

تاجیک خاطرنشان کرد: با وجود بی‌توجهی ترامپ به سازمان‌های بین‌المللی، کشورهای بزرگ می‌توانند با ارائه تضمین، مانع از اقدامات احتمالی بعدی شوند. روسیه و چین هم باید فعالانه‌تر در این زمینه نقش ایفا کنند. اقدامات روسیه و چین در حال حاضر بیشتر جنبه گفتاردرمانی دارد؛ اما مطالبه جدی این دو کشور برای پایان جنگ از سوی ترامپ و نتانیاهو، با توجه به اینکه پتانسیل جنگ و حمله نظامی هوایی به روش ۴۰ روز پیش تخلیه شده و احتمال از سرگیری آن زیاد نیست و احتمالا در صورت‌عدم توافق دو طرف در میز مذاکره، با توجه به تهدیدات دائمی آمریکا، با فشار حداکثری ادامه خواهد یافت، می‌تواند کمک‌کننده باشد. 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز