سیمایی صراف:
وقتی تبعیض به قانون و رویه تبدیل شود، سرمایه نظام کاهش مییابد
وزیر علوم گفت: گاهی خوانشهای ما از متون دینی باعث میشود یک تبعیض سیستماتیک را به رسمیت بشناسیم یا تبعیض را سیستمی کنیم. تبعیض موردی پیامدهای مخرب اجتماعی چندانی ندارد، اما وقتی تبعیض را به قانون و رویه تبدیل میکنید، باعث میشود افراد دچار افسردگی شوند، یا خشونت بروز پیدا کند، یا واگرایی شکل بگیرد و سرمایه نظام کاهش یابد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین سیمایی صراف در همایش «همبستگی و وفاق ملی در پرتو قانون اساسی» گفت: واقعیت این است که این نظر یا نظریهای که آقای دکتر پزشکیان مطرح کردند، به شایستگی در محافل علمی و حقوقی به اندازه کافی مورد توجه قرار نگرفته است. این جلسه فرصت ارجمندی است برای اینکه ابعاد تحلیلی این موضوع دیده شود و این همایش نشانه مسئولیتپذیری اجتماعی دانشگاه است.
وی ادامه داد: گفتمانی که ما در این دوره به شدت دنبال میکنیم، مسئلهمحور شدن دانشگاه و جامعهپذیر شدن دانشگاه است و انصافاً اگر فرصتی بود، برای شما عرض میکردم که در حوزههای مختلف اقتصادی و اجتماعی کشور، چگونه دانشگاه در این دوره وارد شده است. یکی از دلایل عمده آن نیز این است که شخص آقای رئیسجمهور واقعاً معتقد به دانشگاه هستند و از دانشگاه انتظار دارند مسئولیت حل چالشهای کشور را بر عهده بگیرد.
وزیر علوم با طرح این سؤال که آیا وفاق در قانون اساسی ما مستند و مبنا دارد یا خیر، گفت: قطعاً مبانی و اصول بسیاری پشتیبان این نظریه است. عدالت، کرامت انسانی، آزادی و تساوی در برابر حقوق که همگی از اصول بنیادین حقوق بشر هستند، در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته شده است. شما تصور کنید اگر ما در همین شرایط بسیار سخت اقتصادی که در چهار دهه پس از انقلاب بینظیر بوده، همین اصول را رعایت کنیم، آیا وفاق، همبستگی و همدلی شکل نمیگیرد؟ آیا تحریم اقتصادی موجب واگرایی، کاهش سرمایه اجتماعی و بروز خشونت میشود یا نه؟ اتفاقاً نقض همین اصول، یعنی نقض رفاه و نقض وفاق، به مفهوم حقوقی و به مفهومی است که قانون اساسی ما پذیرفته است.
سیمایی صراف گفت: در حوزه آموزش عالی که حوزه کاری من است، باید بگویم اگر ما عدالت را رعایت کنیم، یکی از دلایل مهم مهاجرت را پیشگیری کردهایم. من میخواهم از میان این اصولی که همگی زمینهساز وفاق هستند، یعنی عدالت، کرامت، آزادی و تساوی در برابر قانون، به یک ضد وفاق اشاره کنم و آن تبعیض است؛ یعنی نقض عدالت.
وی ادامه داد: چرا ما نمیتوانیم نخبگان و شایستگان را به شایستگی جذب کنیم و چرا نمیتوانیم آنها را نگه داریم؟ قطعاً مسائل اقتصادی نقش دارد، اما یکی از دلایل مهم، تبعیض است.
سیمایی صراف گفت: حال این تبعیض چرا رخ داده و چرا رخ میدهد؟ باید بگویم یکی از دلایل آن ناآگاهی است، نه اینکه نخواستنی در کار باشد. من به دلیل تجربه حضور در کمیسیونهای دولت، بهویژه زمانی که حاجآقای انصاری رئیس من بودند، گاهی در دستورکارهایی که در کمیسیونهای دولت مطرح میشد و من به نمایندگی از معاون محترم حقوقی شرکت میکردم، میدیدم که به ظاهر این مقرره یا آییننامه هیچ اشکالی ندارد؛ نه با قانون اساسی و نه با قوانین عادی مغایرتی دارد، اما با یک اصل بنیادین در تعارض است و آن اصل برابری فرصتهاست.
وزیر علوم ادامه داد: گاهی که در کمیسیونها به این موضوع اشاره میکردم، برخی از وزرای محترم عضو کمیسیون میگفتند اولین بار است که این مفهوم را میشنوند و با ماهیت آن آشنا میشوند. به خاطر دارم بحثی مطرح بود که فرصتی به یکی از وزارتخانهها داده شود و امتیازی به کارکنان یک دستگاه اختصاص یابد. من گفتم این کار فینفسه اشکالی ندارد، اما باعث تبعیض میشود. یکی از وزرای آن جلسه گفت که ای کاش در همین کمیسیونها به ما آموزش داده میشد تا بفهمیم موضوعی که روی میز کارمان قرار میگیرد، از زوایای دیگری هم قابل بررسی است و یکی از آن زوایا همین تبعیض و برابری فرصتهاست. بنابراین یکی از دلایل، جهالت، ندانستن و عدم اطلاع است.
وی ادامه داد: گاهی دیوان عدالت اداری نیز از همین منظر، دعوایی را میپذیرد یا رد میکند.
وزیر علوم گفت: اما میخواهم به دلیل دیگری هم اشاره کنم. گاهی خوانشهای ما از متون دینی باعث میشود یک تبعیض سیستماتیک را به رسمیت بشناسیم یا تبعیض را سیستمی کنیم. تبعیض موردی پیامدهای مخرب اجتماعی چندانی ندارد، اما وقتی تبعیض را به قانون و رویه تبدیل میکنید، باعث میشود افراد دچار افسردگی شوند، یا خشونت بروز پیدا کند، یا واگرایی شکل بگیرد و سرمایه نظام کاهش یابد. چون در دانشکده حقوق هستیم، به نظرم رسید در اینجا به یکی از این خوانشها اشاره کنم؛ البته تأکید میکنم به اقتضای فضای دانشکده حقوق این بحث را مطرح میکنم وگرنه در یک جلسه عمومی جای طرح آن نیست.
وی تأکید کرد: تبعیض را میتوان در تقسیمبندیهایی مانند تبعیض نژادی، تبعیض جنسیتی و تبعیض مذهبی بررسی کرد. تبعیض نژادی اساساً نه در دین ما وجود دارد، نه در قانون اساسی و نه در هیچ منبع حقوقی به رسمیت شناخته میشود. تبعیض جنسیتی گاهی اینگونه تفسیر میشود که تفاوت وجود دارد و تبعیض نیست و برای آن دلایل شخصیتی و روانشناختی ذکر میشود. من نه قصد پذیرش دارم و نه رد آن، چون اینجا کلاس درس نیست که بخواهیم وارد این بحث شویم. اما یکی از مصادیق تبعیض، تبعیض مبتنی بر دین یا تبعیض مبتنی بر مذهب است.
وی خطاب به دانشجویان حقوق ادامه داد: شما در دانشکده حقوق با این موارد زیاد برخورد کردید بحث های قضاوت، داوری، قیومت، وراثت در همه این موارد که وارد میشوید میبینید که یک تفاوتی مبتنی بر دین بین مسلمان و غیر مسلمان گذاشته شده است. این موارد میتواند مستند به چه چیزی باشد میتواند دلیل خاص داشته باشد. من همه دلایل دینی اینها را دیدم همه دلایل فقهی را دیدم ممکن است دلیل خاص داشته باشد بررسی کردم.
وزیر علوم گفت: بررسی کردم من میبینم بسیاری از این تفاوت های مبتنی بر دین دلیل خاص محکمی ندارد. البته نمی خواهم در این چند دقیقه قضاوت مطلق کنم، اما یک دلیل عمومی که خیلی به آن استناد می شود و در دانشکده حقوق هم زیاد به گوش می خورد و هم در حقوق عمومی و حقوق خصوصی و جزا به آن اشاره می شود آیه نفی سبیل است. بر اساس این آیه حقوق شهروندان تغییر میکند، تا انجا پیش رفته استناد به این آیه شریفه که حتی حالا وکالت و وصایت و قضاوت به کنار و رسیده به اینجا که مدیر عامل یک شرکت دولتی هم باید مثلا مسلمان باشد و غیر مسلمان نمیتواند مدیرعامل شود.
وی ادامه داد: این موضوع جای بحث فراوان دارد و من نمیخواهم به آن بپردازم فقط به دو الی سه تا نکته اشاره میکنم یک اینکه بسیاری از فقها از جمله شیخ انصاری گفته اصلا این آیه شریفه مفهوم حقوقی ندارد یعنی از این آیه شما نمیتوانید شرط مسلمانی را استنباط و استخراج کنید یا به این آیه استناد بکنید. در مقابل درباره اینکه آیا میشود به کفار سلاح فروخت یا نه بعضی از فقها فرمودند خیر مطلقاً از جمله مرحوم آیت الله خویی. اما امام میفرمایند می تواند جایز باشد. سوال این است که ایشان چرا با وجود آیه نفی سبیل می گوند به کفار حتی میشود سلاح رایگان داد به خاطر اینکه برخلاف دیگران برخلاف برداشت دیگران از آیه نفی سبیل، می گویند این آیه نفی سبیل و همه روایاتی که بیع با کافر را حرام می داند دلیل عقلی دارد و دلیل نقلی نمیخواد. دلیل نقلی ارشاد به حکم عقل است. یعنی مدام استناد میشود به اینکه سلطه ممنوع است.کدام عاقلی در دنیا می گوید سلطه خوب است. اگر این آیه نبود سلطه خوب بود هیچ عاقلی سلطه را نمی پذیرد.
وی ادامه داد: هیچ عاقلی حتی در زندگی شخصی خودش حاضر به سلطه نیست زن و شوهرم با هم زندگی میکنند ولی حاضر به سلطه پذیری نیستند حرف گوش میدهند اما نه به معنای اینکه سلطه کسی دیگری را پذیرفته اند بچه کوچک هم سلطه را نمی پذیرد. گفته می شد که مسلمان نمی تواند به استخدام کافر دربیاید چراکه همین که بگوید این ساعت بیا و آن ساعت برو یک سلطه است. من کاری به این حرف ندارم این حرف شاید هزار سال قبل یک معنای محسنی داشته و درست بوده اما امروز اگر شما در آلمان در یک شرکتی کار کنید اما آنها بگویند ما استناد می کنیم به قاعده الزام، همان که خودتان قبول دارید بنابراین نمی توانیم شما را استخدام کنیم. آیا شما می گویید چقدر اینها خوبند که حاضر نیستند بر ما سلطه پیدا کنند یا شما آنها را متهم به تبعیض می کنید.
وی ادامه داد: بنابراین وقتی مفهوم عقلایی باشد مصداقش هم عقلای میشود عقلا امروز میگویند چند قرن قبل استخدام سلطه بود امروز عدم استخدام مصداق تبعیض و مصداق ظلم نابرابری است همه جنبشهای ضد استعماری و ضد استبدادی به خاطر مبارزه با سلطه بوده پس معلوم است که سلطه معنای عقلایی دارد و استناد ما به این نص برای اینکه حالا بیایم تصمیم بگیریم چه چیزی رواست چه چیزی حرام است و چه چیزی حلال است با زمانه ما با اقتضائات زمانهای ما خیلی تطبیق ندارد. امام در کتاب مکاسب محرمه می فرمایند این خرید و فروش به کافر یک امر سیاسی است.
وی تاکید کرد: وفاق در شرایط امروز نیاز ضروری ایران هست هر چه شرایط اقتصادی سخت تر و هرچه دشمنی و عداوت دشمنان بیشتر نیاز ما به وفاق ضروری تر است و حالا که واقعا در شرایط استثنایی قرار گرفته ایم اما وفاق به معنایی که در قانون اساسی آمده یعنی عدالت یعنی کرامت انسانی در برابر قانون حتما باعث همبستگی اجتماعی می شود و سرمایه اجتماعی نظام را بالا میبرد مهربانی ها را بیشتر میکند حتی ایثار را بیشتر میکند حیف است ما نیروی انسانی مان رو از دست بدهیم ما ممکن است به دلایل اقتصادی الان نتوانیم سرمایه گذاری های خوب داشته باشیم ولی بهترین سرمایههامان همین نیروی انسانی که کشورهای رقیب به آنها چشم دوخته اند را به دلیل نقض حقوق شان بخاطر تبعیض از دست بدهیم.
به یک عبارت فقهی دیگر میخواهم اشاره کنم