ماساژ واقعاً درد را کم میکند؟
مطالعات جدیدنشان میدهد ماساژ میتواند در برخی دردهای عضلانیـاسکلتی به کاهش کوتاهمدت درد کمک کند، اما شواهد برای اثر طولانیمدت آن محدود است و نباید ماساژ را جایگزین درمان علت اصلی درد دانست.
پژوهشهای علمی نشان میدهند ماساژ میتواند در برخی انواع درد، بهویژه دردهای عضلانی و اسکلتی، به کاهش درد کمک کند؛ اما این اثر را نباید با درمان قطعی اشتباه گرفت. شواهد درباره شدت و دوام این اثر در بیماریها و دردهای مختلف متفاوت است و در بسیاری از موارد، فایده مشاهدهشده کوتاهمدت است.
یک بررسی جامع از پژوهشهای انجامشده که در سال ۲۰۲۴ در مجله «جاما نتورک اوپن» منتشر شد، تصویر نسبتاً دقیقی از وضعیت تحقیقات ارائه میدهد. پژوهشگران در این مطالعه، ۱۲۹ بررسی علمی درباره تأثیر ماساژ بر درد در بزرگسالان را بررسی کردند. از میان آنها، ۴۱ بررسی کیفیت یا میزان اطمینان به نتایج را بهطور رسمی ارزیابی کرده بودند. در نهایت، هیچیک از نتایج به سطح «قطعیت بالا» نرسید؛ هفت نتیجه شواهدی با قطعیت متوسط داشتند و همه آنها به کاهش درد با ماساژ اشاره میکردند. با این حال، بیشتر نتایج همچنان در سطح شواهد با قطعیت پایین یا بسیار پایین قرار داشتند.
بنابراین اگر بخواهیم خیلی ساده جواب بدهیم، پاسخ این است: بله، ماساژ میتواند درد را کم کند؛ اما نه هر دردی، نه برای همه افراد و نه لزوماً برای مدت طولانی.
کدام دردها بیشتر به ماساژ پاسخ میدهند؟
یکی از حوزههایی که بیشتر درباره آن مطالعه شده، کمردرد است. بررسیهای علمی نشان دادهاند که ماساژ ممکن است در کوتاهمدت شدت کمردرد را کاهش دهد، اما کیفیت شواهد در این زمینه چندان بالا نیست. مرکز ملی سلامت مکمل و یکپارچه آمریکا نیز با جمعبندی مطالعات موجود، اثر احتمالی ماساژ را برای کمردرد بیشتر در کوتاهمدت میداند و تأکید میکند که درباره اثرات طولانیمدت شواهد کافی وجود ندارد.
در مورد درد گردن و شانه نیز یافتهها نشان میدهند که ماساژ میتواند برای مدتی درد را کاهش دهد، اما این فایده در بسیاری از مطالعات موقتی بوده است. حتی در بررسیهایی که اثر ماساژ از نداشتن هیچ مداخلهای بیشتر بوده، همیشه مشخص نشده که ماساژ از سایر روشهای فعال درمانی بهتر است.
در درد زانو ناشی از آرتروز نیز برخی مطالعات از فایده کوتاهمدت ماساژ حمایت کردهاند، اما تعداد مطالعات محدود است. درباره سردرد نیز تحقیقات هنوز آنقدر منسجم نیست که بتوان با اطمینان گفت ماساژ برای همه انواع سردرد مؤثر است.
این تفاوتها مهماند؛ چون «ماساژ برای درد» یک درمان واحد نیست. درد ناشی از گرفتگی عضلات با درد ناشی از آسیب بافتی، التهاب، آرتروز یا بیماری عصبی یکسان نیست و طبیعی است که پاسخ بدن به یک روش مشابه در همه این شرایط یکسان نباشد.
چرا بعد از ماساژ احساس میکنیم درد کمتر شده است؟
هنوز پاسخ قطعی و واحدی برای این سؤال وجود ندارد. پژوهشگران چند سازوکار احتمالی را مطرح کردهاند؛ از جمله تأثیر تحریک مکانیکی بافتها، تغییر در نحوه پردازش پیامهای حسی و درد و تغییر در پاسخهای سیستم عصبی خودکار.
به زبان ساده، درد فقط اتفاقی نیست که در یک نقطه از بدن رخ دهد و مغز آن را مانند یک پیام ساده دریافت کند. مغز و سیستم عصبی دائماً اطلاعات مختلفی از بدن دریافت و آنها را تفسیر میکنند. لمس، فشار، گرما، حرکت و توجه نیز میتوانند در این فرایند نقش داشته باشند. به همین دلیل است که گاهی پس از ماساژ، فرد نهتنها در محل درد احساس بهتری دارد، بلکه احساس میکند کل بدنش آرامتر شده است.
البته اینجا یک نکته مهم وجود دارد: اینکه فرد بعد از ماساژ احساس آرامش میکند، به این معنا نیست که علت اصلی درد حتماً برطرف شده است. ممکن است شدت علامت کاهش پیدا کرده باشد، در حالی که عامل ایجادکننده درد همچنان وجود داشته باشد.
ماساژ چه ارتباطی با سیستم عصبی دارد؟
یکی از بخشهای جالب ماجرا، واکنش سیستم عصبی خودکار است؛ همان بخشی از دستگاه عصبی که بسیاری از فرایندهای غیرارادی بدن مانند ضربان قلب، فشار خون و برخی پاسخهای مرتبط با استرس را تنظیم میکند.
مطالعات آزمایشگاهی و پژوهشهای انجامشده روی انسانها نشان دادهاند که ماساژ میتواند با تغییراتی در برخی شاخصهای فعالیت سیستم عصبی خودکار همراه باشد. برای مثال، یک مطالعه روی ۴۴ زن سالم نشان داد که پس از ماساژ ریتمیک، برخی شاخصهای تغییرپذیری ضربان قلب (HRV) تغییر کردند؛ پژوهشگران این یافته را به تغییر در تنظیم خودکار بدن نسبت دادند. البته این مطالعه به معنای اثبات یک اثر درمانی عمومی برای همه افراد نیست.
مطالعه جدیدتری که در سال ۲۰۲۶ در مجله «فرانتیرز این فیزیولوژی» منتشر شد نیز موضوع را از زاویه جالبی بررسی کرد. در این پژوهش، ۴۸ نفر پس از انجام یک فعالیت ذهنی دشوار، یا ۱۵ دقیقه ماساژ کلاسیک پشت دریافت کردند یا در همان مدت استراحت کردند. نتیجه این بود که ضربان قلب در گروه ماساژ در دوره پس از فعالیت ذهنی پایینتر بود. اما یک شاخص دیگر، یعنی رسانایی الکتریکی پوست، همچنان بالا باقی ماند. این شاخص تا حد زیادی تحت تأثیر فعالیت غدد عرق و فعالیت سیستم عصبی خودکار قرار دارد.
این یافته اتفاقاً یک نکته مهم را روشن میکند: آرام شدن بدن یک کلید روشن و خاموش نیست. ممکن است ضربان قلب کاهش پیدا کند، اما بعضی شاخصهای دیگر هنوز نشان دهند که بدن کاملاً به وضعیت پایه بازنگشته است.
خود پژوهشگران نیز تأکید کردهاند که این مطالعه یک مطالعه اکتشافی و مقدماتی بوده و نمیتوان از آن نتیجه گرفت که ماساژ بهطور قطعی سیستم عصبی را «خاموش» یا استرس را کاملاً از بین میبرد. برای رسیدن به چنین نتیجهای، مطالعات بزرگتر و دقیقتری لازم است.
حس آرامش بعد از ماساژ از کجا میآید؟
برای پاسخ به این سؤال، لازم نیست تصور کنیم ماساژ یک دکمه مخصوص «آرامش» در مغز را فشار میدهد. بخشی از این احساس میتواند ناشی از لمس و فشار فیزیکی، کاهش موقت تنش عضلانی، کاهش توجه به درد و تجربه آرامکننده خود فرایند ماساژ باشد. محیطی که ماساژ در آن انجام میشود نیز ممکن است مؤثر باشد؛ فرد معمولاً برای مدتی از فعالیت روزمره فاصله میگیرد، دراز میکشد و توجه خود را از کار و مسائل روزمره جدا میکند. بنابراین بخشی از فایده ماساژ میتواند هم به خود تماس و تحریک بدنی مربوط باشد و هم به شرایطی که این تماس در آن اتفاق میافتد.
اما درباره اینکه دقیقاً کدام مسیر زیستی بیشترین نقش را دارد، هنوز پاسخ قطعی وجود ندارد. حتی مرکز ملی سلامت مکمل و یکپارچه آمریکا نیز تأکید میکند که با وجود مطالعات متعدد، سازوکار دقیق اثر ماساژ هنوز بهطور کامل روشن نشده است.
آیا هرچه ماساژ شدیدتر باشد، درد هم بیشتر کم میشود؟
یکی از برداشتهای رایج این است که اگر ماساژ دردناک باشد، یعنی «اثر کرده است». اما از نظر علمی چنین نتیجهای قابل دفاع نیست. شدت فشار باید با وضعیت بدن و نوع مشکل فرد متناسب باشد و درد بیشتر، الزاماً به معنای نتیجه بهتر نیست. بهخصوص اگر فرد درد ناشناخته، آسیب حاد، التهاب شدید، مشکلات عروقی یا بیماری زمینهای داشته باشد، ماساژ بدون بررسی علت درد میتواند انتخاب مناسبی نباشد.
در واقع مسئله مهمتر از این سؤال که «ماساژ خوب است یا بد؟» این است که درد از کجا آمده است؟
اگر درد ناشی از خستگی و تنش عضلانی باشد، ماساژ ممکن است به کاهش علامت کمک کند. اما اگر درد ناشی از یک آسیب جدی، بیماری عصبی، التهاب یا مشکل دیگری باشد، کاهش موقت درد نباید باعث شود علت اصلی نادیده گرفته شود.
ماساژ جای درمان پزشکی را میگیرد؟
در اغلب موارد نباید چنین نگاهی داشت. شواهد موجود بیشتر از این ایده حمایت میکنند که ماساژ میتواند یک روش مکمل برای کنترل برخی دردها و افزایش احساس آرامش باشد، نه اینکه جایگزین تشخیص و درمان علت اصلی بیماری شود.
حتی در مورد کمردرد نیز راهنماهای پزشکی، ماساژ را در برخی شرایط بهعنوان یکی از گزینههای غیردارویی مطرح کردهاند، اما کیفیت شواهد در بسیاری از موارد پایین است و برای درد مزمن نمیتوان اثر قطعی و بلندمدت برای آن در نظر گرفت.
این تفاوت در زبان روزمره گاهی گم میشود. وقتی کسی میگوید «ماساژ درد کمرم را خوب کرد»، ممکن است واقعاً تجربه کاهش درد داشته باشد؛ اما این جمله با این ادعا که «ماساژ کمردرد را درمان میکند» یکسان نیست.
ماساژ را میتوان ابزاری برای مدیریت برخی دردها و کمک به آرامش دانست، نه نسخهای یکسان برای همه دردها. اگر درد مداوم، شدید، ناشناخته یا همراه با علائم دیگری باشد، پیدا کردن علت آن همچنان مهمتر از تسکین موقت علامت است.