خبرگزاری کار ایران

توصیه شهریار چه بود؟

توصیه شهریار چه بود؟

توصیه محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) این بود که شعر متوسط نخوانید. او گفته بود: «شعر متوسط آدم را متوقف می‌کند. همیشه مقصد، با همت آدم بسته است. هر زبانی که می‌خوانید، شاهکار بخوانید بگذارید معیار و مقیاس بلند باشد.»

محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار) در ۲۷ شهریورماه ۱۳۶۷ از دنیا رفت و در سال ۱۳۸۱ روز درگذشتش به‌عنوان روز بزرگداشت استاد سیدمحمدحسین شهریار و روز شعر و ادب فارسی در تقویم رسمی کشور ثبت شد. به این مناسبت بخش‌هایی از گفت‌وگوی او با نشریه «رشد آموزش زبان و ادب فارسی» که پاییز ۱۳۶۶ منتشر شده است، بازنشر می‌شود.

شهریار در این مصاحبه تعریفش از «هنر» را اینگونه بیان کرده است: «هنر تشعشعی است از ذات پاک الهی در نفوس بشر، کامل‌تر ازهمه اسمش وحی است که مخصوص انبیاء است. یک کلاس پایین‌تر از آن اسمش الهام است که مخصوص عرفاست. عارف ممکن است سخنش به ‌نظم باشد که به او شاعر می‌گویند. یعنی شرطش همان عرفان است. معرفت‌ الله آن یک چیز روحانی است، با درس‌خواندن درست نمی‌شود. ممکن است به نثر بنویسد که به او می‌گویند نویسنده. ممکن است به حرف باشد یا محاوره است که به او می‌گویند سخنور، سخنران. پایه اولش وحی است، پایه دومش که اسمش الهام است. پایه سومش هم هنر است. این هنر عام است. دیگر برای همه حرفه‌هاست. این حرفه‌ها به کمالش برسد اسمش را می‌گویند هنر. بنّا هم ممکن است هنرمند باشد نجار هم همین‌طور، البته چون انسان حیوان ناطق است، نطق صفت مخصوص انسان است. بهترش این است که به صورت سخن جلوه کند. غالباً شعرا هنرمند هستند، الهام ندارند یعنی تکنیکشان قوی است. مثل خیام، رباعیات خیام که یک نقطه‌اش را نمی‌شود تغییر داد، فوق‌العاده از نظر تکنیک بالاست، اما چون عرفان ندارد همه‌اش بچگانه، صحبت و حرف‌های بچه‌کانه و ایرادهای عوامانه است. اما از نظر صنعت بی‌نظیر است. خیلی از قصیده‌سرایان، قطعه‌سرایان، غزل سرایان هستند که فقط هنرمند هستند اما عارف نیستند و به عرفان نرسیده‌اند اکثریت با این‌هاست. آن‌هایی که عرفان رسیده‌اند معدود هستند مثلا از سنایی شروع می‌کنیم عطار تا می‌رسد به سعدی و حافظ. حافظ در اوج عرفان است که اسرار آمیز است. شعر حافظ را شبیه معجزه می‌داند که هفتصد سال است، نظیرش نیامده است.»

 شهریار در این مصاحبه توصیه کرده است: «همیشه شاهکارها را بخوانید شعر متوسط نخوانید، شعر متوسط آدم را متوقف می‌کند. همیشه مقصد، با همت آدم بسته است. هر زبانی که می‌خوانید، شاهکار بخوانید بگذارید معیار و مقیاس بلند باشد.»

 او که در این مصاحبه حافظ و سعدی را «شاعر طراز اول» خوانده و گفته است: «تا شاعر از هنر نگذشته و به الهام نرسیده اصلا فکرش را نمی‌کنم که شاعر بزرگی باشد باید به الهام برسد برای رسیدن به الهام هم شاعر باید عارف باشد. عارف هم کسی می‌شود که شدائد را تحمل کرده باشد  دراین راه زجر کشیده باشد و دلشکسته باشد.»

 شهریار درباره مولوی نیز چنین نظر داده است: «مولوی خوب است. فوق‌العاده ازنظر تفکر و تعقل قوی است، اما خوب صوفی شد. دیگر صوفی‌گری بدعت است. آدم مسجد نرود اسمش را بگذارد خانقاه، قرآن نخواند، شعر و ور بخواند. نماز نخواند و هوهو بگوید. این‌ها خلاف سنت پیغمبر است، خلاف سنت ائمه اطهار است، این‌ها بدعت است. این‌ها گول سحر و جادو را خورده‌اند. سحر و جادو دیده‌اند خیال‌ کرده‌اند معجزه است. این است که می‌گوید: شمس من و خدای من. خود شمس هم هیمن‌طور همه‌شان را وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم گول سحر و جادو را خورده‌اند شعبده را به‌جای معجره به آن‌ها جا زده‌اند.»

 او همچنین درباره اینکه برای فردوسی چه مقامی قائل است، توضیح داده است: «فردوسی هم استاد است از نظر تکنیک شعر، اما خوب کلاسش پایین است، دیگر در ملیت مانده است. قرآن می‌فرماید «و اعتصمو بحبل‌الله جمیعا...» ما ایده‌آل‌مان این است که انسان باشیم ما باید بگوییم انسان، انسانیت نه یک جای محدود، نه یک عده محدود، قومیّت، ملیّت، نژاد، فلان این‌ها از باب تفرقه و نزاع نوشته‌اند از باب اختلاف نوشته‌اند. یک حبل باید گرفت که آن هم شایسته‌تر از همه مال خداست چون بشر به آن درجه نمی‌تواند برسد که عامل تمام زمان و مکان را داشته باشد تا قانون وضع کند. قانون دنیا را یاد کسی وضع کند که خلق کرده دنیا را آن هم خداست.  پیغمبر اکرم می‌فرمایند (إِنَّ أَکرَمَکُم عِندَ اللَّهِ أَتقاکُم ۚ) سید قریشی و غلام حبشی، هیچ فرقی ندارند هرکس متقی‌تر باشد به خدا نزدیک‌تر است. این است قاعده کلی.»

منبع ايسنا
انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز