خبرگزاری کار ایران

تینا پاکروان؛ روایت‌گر تنهایی، امید، انتخاب و پیچیدگی‌های زیستن در جهان معاصر

تینا پاکروان؛ روایت‌گر تنهایی، امید، انتخاب و پیچیدگی‌های زیستن در جهان معاصر

تینا پاکروان پیش از آنکه به عنوان کارگردان شناخته شود، سال‌ها در بخش‌های مختلف صنعت سینما تجربه اندوخت و شناختی عمیق از سازوکار تولید به دست آورد. همین مسیر تدریجی و چندوجهی، امروز او را به یکی از متفاوت‌ترین فیلمسازان زن سینمای ایران تبدیل کرده است.

ایونا: در میان فیلمسازان زن سینمای ایران، کمتر کارگردانی را می‌توان یافت که مسیر حرفه‌ای او به اندازه تینا پاکروان، پله‌پله و از لایه‌های مختلف تولید سینما شکل گرفته باشد. بسیاری از فیلمسازان یا از رشته‌های دانشگاهی سینما وارد این عرصه شده‌اند یا فعالیت خود را مستقیماً با ساخت فیلم کوتاه آغاز کرده‌اند، اما پاکروان مسیر متفاوتی را تجربه کرد؛ مسیری که از روزنامه‌نگاری سینمایی، نقد، روابط عمومی، برنامه‌ریزی، دستیاری کارگردان، تهیه‌کنندگی و نویسندگی عبور کرد و در نهایت او را به جایگاه کارگردانی رساند.

همین تجربهٔ چندوجهی باعث شده است که نگاه او به سینما صرفاً نگاه یک کارگردان نباشد؛ بلکه او به‌خوبی مناسبات تولید، اقتصاد سینما، مدیریت پروژه و حتی روابط رسانه‌ای را نیز بشناسد. این شناخت چندلایه، بعدها در ساخت آثارش، به‌ویژه در مدیریت پروژه‌های بزرگ شبکه نمایش خانگی مانند «خاتون» و «تاسیان»، به‌وضوح دیده می‌شود.

تینا پاکروان از همان سال‌های نوجوانی علاقهٔ فراوانی به ادبیات، تئاتر و سینما داشت. برخلاف بسیاری از هم‌نسلانش که سینما را صرفاً از منظر بازیگری می‌شناختند، او از ابتدا مجذوب فرایند تولید فیلم بود؛ اینکه یک اثر چگونه نوشته می‌شود، چگونه کارگردانی می‌شود و چگونه به دست مخاطب می‌رسد.

این نگاه پژوهشگرانه باعث شد که در همان سال‌های نخست، بیش از آنکه شیفتهٔ شهرت باشد، شیفتهٔ شناخت سازوکار سینما شود؛ ویژگی‌ای که بعدها یکی از مهم‌ترین نقاط قوت او محسوب شد.

ورود از مسیر روزنامه‌نگاری سینمایی

اولین حضور جدی پاکروان در فضای حرفه‌ای سینما نه از طریق ساخت فیلم، بلکه از راه روزنامه‌نگاری بود.

او در نشریات تخصصی سینمایی به عنوان خبرنگار و نویسنده فعالیت کرد و به‌مرور با مهم‌ترین فیلمسازان، تهیه‌کنندگان و منتقدان سینمای ایران آشنا شد.

این دوره اهمیت بسیار زیادی در شکل‌گیری شخصیت حرفه‌ای او داشت؛ زیرا برخلاف بسیاری از هنرمندانی که تنها در محیط تولید فیلم رشد می‌کنند، پاکروان ابتدا سینما را از زاویهٔ تحلیل و نقد شناخت.

او در این سال‌ها به تماشای گستردهٔ آثار کلاسیک جهان پرداخت، دربارهٔ سبک‌های مختلف فیلمسازی مطالعه کرد و با جریان‌های سینمای ایران پس از انقلاب آشنا شد.

این تجربه موجب شد هنگام ورود به عرصهٔ تولید، تصویری جامع از صنعت سینما داشته باشد.

یکی از نقاط عطف زندگی حرفه‌ای پاکروان، ادامهٔ تحصیل در خارج از کشور بود.

او مدتی در ایالات متحدهٔ آمریکا در حوزهٔ سینما و رسانه آموزش دید. این تجربه باعث شد علاوه بر آشنایی با ساختار حرفه‌ای تولید فیلم در غرب، با شیوه‌های مدرن مدیریت پروژه، برنامه‌ریزی تولید و ساخت آثار مستقل نیز آشنا شود.

هرچند این دوره چندان طولانی نبود، اما تأثیر آن بعدها در نظم اجرایی آثارش کاملاً مشهود است.

برخلاف برخی فیلمسازان ایرانی که شیفتهٔ تقلید از سینمای غرب شدند، پاکروان بیشتر تلاش کرد روش‌های حرفه‌ای تولید را بیاموزد و آن‌ها را با فضای سینمای ایران تطبیق دهد.

بازگشت به ایران؛ آغاز از پایین‌ترین پله

بازگشت او به ایران هم‌زمان بود با دوره‌ای که سینمای ایران در دههٔ هفتاد در حال پوست‌اندازی بود.

بسیاری انتظار داشتند او مستقیماً وارد عرصهٔ کارگردانی شود، اما چنین نشد. او تصمیم گرفت از پایین‌ترین رده‌های تولید آغاز کند؛ تصمیمی که امروز یکی از مهم‌ترین دلایل موفقیتش محسوب می‌شود.

پاکروان ابتدا در سمت‌هایی مانند منشی صحنه، برنامه‌ریز، مدیر تولید و دستیار کارگردان فعالیت کرد.

این تجربه باعث شد تقریباً با تمام بخش‌های تولید فیلم آشنا شود.

او بعدها در مصاحبه‌های مختلف نیز اشاره کرده است که هیچ‌کدام از این تجربه‌ها را بی‌اهمیت نمی‌داند، زیرا هر کدام بخشی از نگاه امروز او به سینما را ساخته‌اند.

ساخت فیلم‌های کوتاه

در کنار فعالیت حرفه‌ای، پاکروان ساخت فیلم‌های کوتاه را نیز آغاز کرد. فیلم کوتاه برای او نه سکوی پرتاب، بلکه آزمایشگاهی برای تجربه بود. او در این آثار بیش از هر چیز بر روایت، فضاسازی و شخصیت‌پردازی تمرکز داشت.

هرچند این فیلم‌ها کمتر دیده شدند، اما برای خودش فرصتی بودند تا زبان بصری مورد علاقه‌اش را پیدا کند.

در همین دوره مشخص شد که او علاقهٔ فراوانی به روایت‌های زن‌محور، درام‌های احساسی و بازسازی فضاهای تاریخی دارد؛ عناصری که بعدها در آثار بلندش به بلوغ رسیدند.

دستیاری کارگردان؛ دانشگاه واقعی تینا پاکروان

شاید مهم‌ترین دورهٔ زندگی حرفه‌ای پاکروان، سال‌های دستیاری کارگردان باشد.

او در پروژه‌های متعددی در کنار فیلمسازان شناخته‌شدهٔ سینمای ایران فعالیت کرد و از نزدیک با شیوهٔ مدیریت پروژه، هدایت بازیگران، طراحی صحنه و برنامه‌ریزی آشنا شد. دانشگاه اصلی او نه کلاس درس، بلکه پشت صحنهٔ فیلم‌های سینمایی بود.

تماشای شیوهٔ تصمیم‌گیری کارگردانان مختلف به او آموخت که هیچ نسخهٔ واحدی برای ساخت فیلم وجود ندارد و هر پروژه زبان و قواعد خاص خود را می‌طلبد.

تجربهٔ بازیگری

پاکروان در مقاطعی تجربهٔ بازیگری نیز داشت، اما خیلی زود دریافت که علاقهٔ اصلی‌اش پشت دوربین است.

برخلاف بسیاری از فیلمسازان که از بازیگری وارد کارگردانی شدند، او هرگز بازیگری را مسیر اصلی خود ندانست و آن را تجربه‌ای مکمل برای شناخت بهتر هدایت بازیگر تلقی کرد.

همین شناخت باعث شد بعدها در مقام کارگردان، ارتباط نسبتاً موفقی با بازیگران برقرار کند.

اگر بخواهیم مهم‌ترین دستاورد این سال‌ها را در یک جمله خلاصه کنیم، باید گفت: تینا پاکروان پیش از آنکه کارگردان شود، صنعت سینما را آموخت.

او تنها ساخت فیلم را یاد نگرفت، بلکه فهمید سرمایه چگونه تأمین می‌شود، پروژه چگونه مدیریت می‌شود، بازیگر چگونه انتخاب می‌شود، بحران‌های تولید چگونه حل می‌شوند و مهم‌تر از همه، چگونه می‌توان میان هنر و اقتصاد تعادل برقرار کرد.

این تجربه همان عاملی است که بعدها به او امکان داد پروژه‌های سنگین و پرهزینه‌ای مانند «خاتون» را مدیریت کند؛ پروژه‌ای که بدون چنین پیشینهٔ اجرایی، هدایت آن بسیار دشوار بود.

در مجموع، سال‌های نخست فعالیت تینا پاکروان را باید دورهٔ «ساختن یک فیلمساز» دانست، نه صرفاً آغاز یک حرفه. او برخلاف بسیاری از کارگردانان که با یک فیلم موفق شناخته می‌شوند، مسیر خود را از شناخت عمیق سازوکار سینما آغاز کرد. روزنامه‌نگاری، فیلم کوتاه، دستیاری، برنامه‌ریزی، مدیریت تولید و حتی تجربهٔ بازیگری، همگی قطعات پازلی بودند که شخصیت حرفه‌ای او را شکل دادند. این پیشینه باعث شد وقتی نخستین فیلم بلند خود را کارگردانی کرد، نه به عنوان یک فیلمساز تازه‌کار، بلکه به عنوان مدیری آشنا با همهٔ اضلاع تولید سینما ظاهر شود.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز