احتمال حمله غافلگیرکننده چقدر است؟
یک فعال سیاسی گفت: جنگ ناگهانی در قالب یک عملیات گسترده و از پیش طراحیشده، در شرایط فعلی احتمال پایینتری دارد؛ اما خطر درگیریهای محدود که میتوانند بهسرعت تشدید شوند.
مدت زمان آتش بس میان ایران و آمریکا به پایان رسیده است اما هنوز مشخص نیست که آیا روند مذاکرات بار دیگر از سر گرفته میشود یا خیر. سفر اخیر عباس عراقچی به پاکستان و عمان و برنامه سفر وی به مسکو، گمانه زنیهایی در خصوص احتمال تلاش آمریکا برای استفاده مجدد از گزینه نظامی را فعال کرده است.
علی اصغر زرگر، تحلیلگر سیاسی و استاد علوم سیاسی به بررسی و تحلیل شرایط موجود پرداخته است:
احتمال حمله گسترده و غافلگیرکننده در کوتاهمدت وجود ندارد
علی اصغر زرگر در این خصوص که آیا جنگ در آستانه وقوع مجدد است یا تداوم تعلیق گفت: «برای پاسخ به این پرسش که آیا جنگ میتواند بهصورت ناگهانی آغاز شود یا خیر، باید از سطح گفتارهای سیاسی عبور کرد و به شاخصهای عینی بحران توجه داشت؛ شاخصهایی که در ادبیات راهبردی سیاست خارجی، شامل آرایش نیرو، سطح آمادگی عملیاتی، شدت پیامهای بازدارنده و وضعیت کانالهای دیپلماتیک می شوند. آنچه امروز در معادله ایران و آمریکا مشاهده میشود، نشانههای یک آمادهسازی برای جنگ تمامعیار را ندارد اما همین تقابل مدیریت شده نیز ریسک بسیار بالایی دارد.»
وی افزود: «در سطح نظامی، اگرچه حضور نیروهای آمریکایی در منطقه تقویت شده و الگوی نمایش قدرت با هدف افزایش بازدارندگی دنبال میشود، اما هنوز نشانهای از بسیج کامل نیرو یا انتقال گسترده تجهیزات تهاجمی که پیشدرآمد یک جنگ کلاسیک باشد، دیده نمیشود. جنگهای ناگهانی، حتی در شکل محدود، معمولاً با افزایش قابلتشخیص در آمادگی لجستیکی، جابهجایی گسترده نیرو و فعالسازی زنجیره فرماندهی همراه هستند.گرچه ناوهای ایالات متحده همچنان در منطقه حضور دارند، اما از دید من در حال حاضر، احتمال یک حمله گسترده و غافلگیرکننده در کوتاهمدت پایینتر از آن چیزی است که در فضای رسانهای القا میشود.»
طرفین به دنبال آغاز مجدد جنگی پر هزینه نیستند
این تحلیلگر سیاست خارجی در ادامه گفت: «نمیتوانیم خطر درگیریهای محدود و تصاعدی را نادیده بگیریم. ساختار فعلی بحران بهگونهای است که یک حادثه میدانی، مثلاً در خلیج فارس یا پیرامون پایگاههای منطقهای، میتواند بهسرعت به یک چرخه تشدید متقابل منجر شود. این همان سناریویی است که در آن جنگ از مسیر خطای محاسباتی یا واکنش زنجیرهای شکل میگیرد. تجربههای پیشین در منطقه نشان داده که چنین درگیریهایی میتوانند در مدت کوتاهی از کنترل خارج شوند، حتی اگر هیچیک از طرفین در ابتدا قصد جنگ تمامعیار نداشته باشند. از منظر دیپلماتیک، باز بودن نسبی کانالهای ارتباطی حتی در سطح حداقلی یک عامل بازدارنده مهم در برابر جنگ ناگهانی است. زمانی که دیپلماسی بهطور کامل فروبپاشد، احتمال توسل به گزینه نظامی افزایش پیدا می کند. در شرایط فعلی، اگرچه مذاکرات به نتیجه مشخصی نرسیده، اما مسیر گفتوگو بهطور کامل مسدود نشده است. همین دیپلماسی نیمهفعال بهنوعی نقش سوپاپ اطمینان را ایفا میکند و مانع از حرکت سریع به سمت درگیری میشود.»
وی افزود: «با این حال، آنچه وضعیت را پیچیده میکند، همزمانی دیپلماسی با فشار است؛ الگویی که میتوان آن را مذاکره در سایه تهدید نامید. در این مدل، طرفین در حالی که بهصورت رسمی یا غیررسمی در حال رایزنی هستند، همزمان ابزارهای فشار خود را نیز حفظ میکنند. نتیجه این وضعیت، شکلگیری یک تعادل ناپایدار است؛ تعادلی که در آن جنگ به تعویق میافتد اما حذف نمیشود. داخل ایران، تأکید مقامات بر آمادگی برای پاسخ قاطع در کنار ادامه مسیر دیپلماتیک است. این موضع گیری، نشاندهنده اتخاذ یک راهبرد دوگانه است: حفظ بازدارندگی در کنار باز نگه داشتن مسیر مذاکره. در سوی مقابل نیز، مقامات آمریکایی در اظهارات اخیر خود بر عدم تمایل به جنگ گسترده تأکید کردهاند، اما همزمان بر حفظ گزینههای روی میز اصرار دارند. این همپوشانی در مواضع، نشان میدهد که هیچیک از طرفین در شرایط فعلی بهدنبال آغاز مجدد جنگی پرهزینه نیستند، اما هر دو برای سناریوهای بدبینانه آمادهسازی ذهنی و عملی دارند.»
تداوم وضعیت معلق فعلی از جنگ خطرناکتر است
این استاد علوم سیاسی در ادامه گفت: «جنگ ناگهانی در قالب یک عملیات گسترده و از پیش طراحیشده، در شرایط فعلی احتمال پایینتری دارد؛ اما خطر درگیریهای محدود که میتوانند بهسرعت تشدید شوند، کاملاً واقعی است. این یعنی تهدید اصلی، جنگ برنامهریزیشده نیست، بلکه یک جنگ ناخواسته است که از دل اشتباهات محاسباتی یا حوادث میدانی بیرون میآید. در این میان، آنچه برای ایران اهمیت حیاتی دارد، خروج از وضعیت تعلیق است. ادامه این وضعیت، بهمعنای باقی ماندن در یک چرخه فرسایشی است که در آن کشور بدون ورود به جنگ، هزینههای آن را پرداخت میکند. تعیین تکلیف راهبردی، چه در قالب حرکت به سمت توافق و چه در قالب تعریف یک الگوی پایدار از تقابل، شرط لازم برای کاهش ریسکهای پیش رو است. جنگ ممکن است رخ دهد، اما نه لزوماً به شکلی که قابل پیشبینی باشد. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که تداوم وضعیت فعلی، خود بهاندازه جنگ خطرناک است؛ زیرا در این وضعیت، هر لحظه امکان لغزش به سمت درگیری وجود دارد، بدون آنکه طرفین لزوماً برای آن تصمیم قطعی گرفته باشند.»