فرزندان ۳۵ سالهی خانه؛ چرا کسی دیگر مستقل نمیشود؟
تا همین یک دهه پیش، بعد از ازدواج فرزندان، غم و افسردگی دستوپای والدین را میبست، یک گمگشتگی همدمشان میشد و روانشناسان به این وضعیت «سندروم آشیانه خالی» میگفتند؛ اما امروز والدین حتی فرصت نمیکنند دچار این سندروم شوند! چون بچهها به خاطر گرانی مسکن، اصلاً نمیتوانند بروند که آشیانه خالی شود!
این حبسِ خانگی، نه انتخابی عاطفی، که یک جبر اقتصادی است. وقتی میانگین اجارهی یک واحد ۶۰ متری در تهران از مرز ۳۰ میلیون تومان گذشته اما حقوق مصوب یک کارمند بهزحمت به ۱۲ میلیون تومان میرسد، ماندن در خانهی پدری دیگر نه نشانهی تنبلی است و نه انتخاب؛ بلکه تنها راهِ بقاست.
فرزندی که در ۳۵ سالگی هنوز پشت میزِ تحریرِ دورانِ دبیرستانش مینشیند، «بچهننه» نیست؛ «قربانی تورم» است. دادهها نشان میدهند که سن ترک خانه در ایران اکنون از مرز ۳۰ سال عبور کرده است.
این وضعیت، تعریف بلوغ را در ایران تغییر داده است. اتاق خواب خانه پدری، حالا برای این نسل حکم یک سلول انفرادی را دارد که تمام استقلال فردیشان در آن خلاصه شده است.
ما الان با پدیدهی «سندروم آشیانه پُر» روبهرو هستیم که در آن فشار عصبی ناشی از ماندن طولانیمدت فرزندان بزرگسال در خانه، جایگزین غم دوری آنها شده است.