زنگنه در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
تأثیر حضور مقامات خارجی در تشییع رهبر شهید بر عرصه دیپلماسی دوجانبه/جایگاه اسرائیل و آمریکا در منطقه پس از جنگ رمضان
کارشناس مسائل بینالملل گفت: بار روانی ترس و وحشتی که سالها بر سر بسیاری از کشورهای منطقه سایه افکنده بود، اکنون تا حد زیادی فرو ریخته است.
صباح زنگنه، کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به پیامهای حضور سران و مقامات خارجی در مراسم تشییع رهبر شهید در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: پیش از هر چیز باید به این نکته اشاره کرد که مراسم تشییع یک رهبر بزرگ در منطقه و جهان، صرفاً یک آیین تشریفاتی نیست، بلکه در درجه نخست، یک وظیفه انسانی و اخلاقی تلقی میشود. همانگونه که وقتی در همسایگی فردی رحلت، فوت یا شهادتی رخ میدهد، همسایگان برای ابراز همدردی، دیدار با خانواده داغدار و تلاش برای کاهش آلام آنان حضور پیدا میکنند، در سطح بینالمللی نیز کشورها متناسب با روابط خود با جمهوری اسلامی ایران، احساسات، مواضع و جهتگیریهای کلی خود را از طریق حضور در چنین مراسمی نشان میدهند. حادثهای که برای رهبر ایران رخ داد و همچنین شهادت ایشان توسط آمریکا و اسرائیل اندوهی عمیق بر جای گذاشت. این مسئله برای همه کشورهای منطقه و جهان حامل این پیام بود که تمامی رهبران کشورها میتوانند در معرض تهدید و خطر از سوی آمریکا و اسرائیل قرار گیرند. از اینرو، طبیعی است که کشورها احساس همبستگی و همراهی کرده و اعتراض خود را نسبت به چنین اقدامات جنایتکارانهای به اشکال مختلف ابراز کنند.
وی ادامه داد: حضور گسترده مقامات رسمی و غیررسمی، شخصیتهای علمی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی در این مراسم، حقیقتاً شایسته توجه است و یادآور این واقعیت برای همه ملتهاست که در برابر حوادث فاجعهبار باید همبستگی و احساس مسئولیت از خود نشان دهند. حضور این تعداد از مهمانان، عملاً بیانگر همراهی با جمهوری اسلامی ایران و مسئولان این کشور است و پیام بسیار روشنی برای قدرتهای زورگو، از جمله آمریکا و اسرائیل، دارد؛ اینکه ما با کشوری که مظلوم واقع شده و مورد تعدی و تجاوز قرار گرفته است، همدل و همراه هستیم و این، پیام بسیار بزرگی است. برای درک تأثیر این پیام، کافی است به واکنش رسانههای اسرائیلی و جریانهای وابسته به صهیونیسم در آمریکا توجه کنیم. از نحوه بازتاب این مراسم و واکنشهای آنان میتوان دریافت که تا چه اندازه از حضور گسترده شخصیتها و هیئتهای خارجی در ایران احساس شکست و ناراحتی میکنند و به خوبی متوجه شدهاند که کشوری که مورد حمله قرار گرفته، تا چه اندازه از احترام ملتها و دولتها برخوردار است و افکار عمومی جهان، مظلومیت آن را درک کرده است. این، پیام بسیار روشنی است که قابل فهم و قابل تأمل است. از منظر دیپلماسی نیز این رویداد ظرفیتهای قابل توجهی ایجاد میکند؛ چه در حوزه دیپلماسی عمومی، چه دیپلماسی رسانهای و چه در عرصه دیپلماسی دوجانبه میان دولت ایران و کشورهایی که در این مراسم حضور یافتند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: حضور شخصیتها و هیئتهای رسمی و غیررسمی، اعم از شخصیتهای شناختهشده جهان اسلام و حتی غیرمسلمانان، از جمله هندوها، مسیحیان و پیروان دیگر مکاتب فکری، واقعاً جلب توجه میکند. این همدلی و همراهی، موج گستردهای در سطح جهان ایجاد کرده و خود نمونهای از دیپلماسی عمومی است که آثار و پیامدهای بسیار گستردهای داشته و خواهد داشت. از سوی دیگر، حضور این شخصیتها در ایران، زمینه گفتوگوهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانهای را نیز فراهم کرده است. مقاماتی که در این مراسم حضور یافتند، علاوه بر شرکت در آیین تشییع، در حاشیه مراسم نیز دیدارهای رسمی با رئیسجمهور ایران داشتند. رؤسای مجالس و هیئتهای پارلمانی نیز با مسئولان مجلس شورای اسلامی ملاقات کردند و این دیدارها، فرصت مناسبی برای گفتوگو، پیگیری مسائل مشترک و توسعه همکاریهای دوجانبه فراهم ساخت. حضور شخصیتهای شناختهشده و اثرگذار در عرصه فرهنگ و رسانه نیز اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا مطالب، روایتها و پیامهایی که این افراد پس از بازگشت به کشورهای خود منتقل خواهند کرد، در گسترش جایگاه و تصویر ایران میان ملتها و مجامع بینالمللی نقش مؤثری خواهد داشت.
وی افزود: واقعیتی که امروز شکل گرفته و بهوضوح قابل لمس است، این است که ایران توانسته در برابر دو قدرت هستهای مقاومت و ایستادگی کند. تأثیر این ایستادگی بر جایگاه متجاوزان نیز کاملاً آشکار شده است. دولتهایی که پیشتر از آمریکا و اسرائیل هراس داشتند، اکنون با مشاهده این مقاومت و ایستادگی و شهادت رهبر ایران، بخشی از ترس و وحشت خود را از دست دادهاند. زمانی بود که بسیاری از کشورها حتی جرئت نداشتند کوچکترین اعتراضی نسبت به حضور آمریکا در منطقه یا تجاوزهای اسرائیل مطرح کنند، اما اکنون مشاهده کردهاند که با وجود بهکارگیری گستردهترین تسلیحات، فشارها، فناوریهای نوین، تجهیزات ماهوارهای و ابزارهای پیشرفته، این دو قدرت نتوانستند به اهداف اعلامشده خود دست یابند و ایران همچنان پابرجا مانده است. نهتنها پابرجا مانده، بلکه مستحکمتر از گذشته به مسیر خود ادامه میدهد.
زنگنه در پایان خاطرنشان کرد: بار روانی ترس و وحشتی که سالها بر سر بسیاری از کشورهای منطقه سایه افکنده بود، اکنون تا حد زیادی فرو ریخته است. بسیاری از حاکمان منطقه که پیشتر حتی از بردن نام اسرائیل یا انتقاد از آمریکا پرهیز میکردند، امروز با واقعیتی جدید مواجه شدهاند. آنان دیدهاند که یک ملت منسجم، با هماهنگی میان دولت و مردم، میتواند در برابر فشارها، تحمیلها و حملات ایستادگی کند؛ نهتنها مقاومت کند، بلکه معادلات راهبردی و ژئوپلیتیکی منطقه را نیز تغییر دهد. جایگاهی که آمریکا پیش از این در منطقه داشت، پس از جنگهای ۱۲ روزه و ۴۰ روزه دیگر همان جایگاه سابق نیست. همچنین اسرائیل که از طریق توافقهایی مانند پیمان ابراهیم توانسته بود نفوذ خود را در بسیاری از کشورهای منطقه گسترش دهد، اکنون دیگر از موقعیت پیشین برخوردار نیست. بسیاری از ادعاهای گذشته این رژیم دیگر خریدار ندارد و معادلات منطقه بهتدریج در حال تغییر به سود ملتهای منطقه، به سود ایران و به زیان آمریکا و اسرائیل است.