خبرگزاری کار ایران

بازگشت به میز بزرگان؛ پاکستان چگونه به بازیگر مؤثر بحران ایران و آمریکا تبدیل شد؟

بازگشت به میز بزرگان؛ پاکستان چگونه به بازیگر مؤثر بحران ایران و آمریکا تبدیل شد؟

نقش‌آفرینی پاکستان در میانجی‌گری میان ایران و آمریکا تنها یک موفقیت دیپلماتیک مقطعی نیست؛ این کشور در تلاش است از فرصت ایجادشده برای بازسازی نفوذ منطقه‌ای و تبدیل سرمایه سیاسی خود به مزیت‌های اقتصادی و راهبردی بهره ببرد.

به گزارش ایلنا، در سال‌های اخیر کمتر کسی تصور می‌کرد پاکستان بار دیگر بتواند خود را به‌عنوان یکی از بازیگران مؤثر در معادلات ژئوپلیتیکی منطقه مطرح کند. کشوری که برای سال‌ها با چالش‌های اقتصادی، بی‌ثباتی سیاسی و کاهش نفوذ بین‌المللی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون به واسطه نقش‌آفرینی در میانجی‌گری میان ایالات متحده و ایران، فرصت تازه‌ای برای بازتعریف جایگاه خود در نظام منطقه‌ای و بین‌المللی یافته است.

بحران چندماهه میان واشنگتن و تهران، که منطقه را در آستانه یک رویارویی گسترده قرار داده بود، تنها عرصه‌ای برای رقابت قدرت‌ها نبود؛ بلکه به بستری تبدیل شد که برخی بازیگران میانی نیز توانستند از آن برای ارتقای موقعیت خود بهره ببرند. در این میان، اسلام‌آباد با تکیه بر روابط متوازن خود با بازیگران مختلف، از آمریکا و ایران گرفته تا کشورهای عربی خلیج فارس و چین، موفق شد نقشی فراتر از وزن سنتی خود ایفا کند.

آنچه بیش از همه توجه ناظران را جلب کرد، تحسین آشکار مقامات آمریکایی از عملکرد رهبران پاکستان بود. ستایش‌های کم‌سابقه معاون رئیس‌جمهور آمریکا از شهباز شریف و ژنرال عاصم منیر نشان داد که اسلام‌آباد توانسته اعتماد طرف‌های درگیر را جلب کرده و به حلقه‌ای مهم در فرآیند گفت‌وگوها تبدیل شود. این مسئله صرفا یک موفقیت دیپلماتیک مقطعی نیست، بلکه نشانه‌ای از بازگشت تدریجی پاکستان به صحنه تصمیم‌سازی‌های مهم منطقه‌ای است.

برای پاکستان، اهمیت این تحول فراتر از کسب اعتبار سیاسی است. رهبران این کشور به‌خوبی می‌دانند که سرمایه اصلی دیپلماسی زمانی ارزشمند خواهد بود که بتوان آن را به دستاوردهای اقتصادی و راهبردی تبدیل کرد. اقتصاد پاکستان در سال‌های گذشته تحت فشار شدید بدهی، تورم و کمبود سرمایه‌گذاری خارجی قرار داشته و اکنون اسلام‌آباد امیدوار است از فضای جدید برای جذب سرمایه، توسعه همکاری‌های فناورانه و گسترش روابط اقتصادی با آمریکا و شرکای منطقه‌ای آن استفاده کند.

در واقع، پاکستان تلاش می‌کند همان کاری را انجام دهد که بسیاری از قدرت‌های متوسط در نظام بین‌الملل دنبال می‌کنند؛ تبدیل موقعیت ژئوپلیتیکی به مزیت ژئواکونومیک. میانجی‌گری میان ایران و آمریکا اگرچه در ظاهر یک موفقیت سیاسی است، اما از نگاه اسلام‌آباد می‌تواند سکوی پرتابی برای ورود به مرحله‌ای جدید از همکاری‌های اقتصادی و امنیتی باشد.

با این حال، مسیر پیش روی پاکستان چندان هموار نیست. تجربه روابط این کشور با واشنگتن نشان داده است که نزدیکی‌های تاکتیکی لزوما به شراکت‌های پایدار راهبردی منجر نمی‌شود. روابط دو کشور در دو دهه گذشته بارها میان همکاری و تنش در نوسان بوده و تغییر دولت‌ها یا اولویت‌های ژئوپلیتیکی آمریکا می‌تواند معادلات را به سرعت دگرگون کند.

از سوی دیگر، اسلام‌آباد ناچار است میان روابط خود با تهران، واشنگتن، پکن و کشورهای عربی نوعی موازنه ظریف برقرار کند. موفقیت امروز پاکستان تا حد زیادی محصول همین توانایی در گفت‌وگو با بازیگران رقیب است؛ اما حفظ این توازن در بلندمدت به مراتب دشوارتر از دستیابی به آن خواهد بود.

در نهایت، آنچه امروز برای پاکستان اهمیت دارد، نه صرفا نقش‌آفرینی در یک توافق یا میانجی‌گری موفق، بلکه تثبیت تصویری جدید از خود در عرصه بین‌المللی است؛ تصویری از کشوری که می‌تواند از موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌های دیپلماتیک و روابط متنوع خود برای ایفای نقشی مؤثر در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای بهره بگیرد. اگر اسلام‌آباد بتواند دستاوردهای سیاسی کنونی را به فرصت‌های اقتصادی و راهبردی پایدار تبدیل کند، شاید بتوان گفت پاکستان پس از سال‌ها بار دیگر به «میز بزرگان» سیاست بین‌الملل بازگشته است.

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز