آیا ضاحیه جنوبی جرقه جنگ بزرگتر میان ایران و آمریکا خواهد شد؟
در پی افزایش تهدیدها علیه ضاحیه جنوبی بیروت و هشدارهای متقابل در سطح منطقه، این پرسش مطرح است که آیا لبنان میتواند به نقطه آغاز یک رویارویی گستردهتر میان بازیگران منطقهای و بینالمللی تبدیل شود؟
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر برجسته جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای «رای الیوم» نوشت: همه نگاهها در حال حاضر به ضاحیه جنوبی در بیروت دوخته شده است؛ پس از بیانیه مشترک بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یسرائیل کاتس، وزیر جنگ این رژیم، که در آن اعلام کردند به ارتش اسرائیل دستور حمله و تخریب این منطقه را در پاسخ به حملات حزبالله در شمال فلسطین اشغالی صادر کردهاند.
در این میان این پرسش مطرح است که آیا این تهدیدها به نتیجه خواهد رسید یا خیر؛ اما آنچه قطعی به نظر میرسد این است که چنین تهدیدهایی نهتنها حملات حزبالله را متوقف نخواهد کرد، بلکه میتواند آن را شدیدتر و پرهزینهتر نیز کند؛ حملاتی که در سناریوهای بدبینانه حتی ممکن است به فروپاشی توافق آتشبس در جنگ ایران و آمریکا و بازگشت درگیریهای گستردهتر در منطقه منجر شود.
در همین چارچوب، احتمال ازسرگیری حملات موشکی ایران به تلآویو، حیفا، عکا و دیمونا و همچنین تشدید محدودیتها و محاصره هوایی و امنیتی فرودگاه بنگوریون نیز مطرح شده است.
حملات حزبالله و تحولات میدانی
موشکها و پهپادهای حزبالله امروز شهر طبریا و شهرک کریاتشمونه را در عمق فلسطین اشغالی هدف قرار دادهاند. این حملات در پاسخ اولیه به تحرکات و حضور نظامی ارتش رژیم صهیونیستی در برخی نقاط راهبردی جنوب لبنان صورت گرفته است.
در این میان، فراتر از تحولات میدانی، دو موضعگیری مهم از سوی مقامات ایرانی نیز مورد توجه قرار گرفته است:
- عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، اعلام کرده است که آتشبس میان ایران و آمریکا شامل تمامی جبههها از جمله لبنان میشود و هرگونه نقض آن در هر جبههای به معنای نقض کل توافق بوده و مسئولیت آن بر عهده آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد بود.
- سخنگوی ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز تأکید کرده است که ایران هیچگونه ادامه جنایات رژیم صهیونیستی در لبنان را تحمل نخواهد کرد.
در ادامه این تحولات، گزارشهایی از تعلیق گفتوگوهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا از طریق میانجیها منتشر شده است؛ اقدامی که در اعتراض به تشدید حملات اسرائیل به لبنان و تهدید به هدف قرار دادن ضاحیه جنوبی بیروت صورت گرفته است.
طبق این گزارشها، تعلیق مذاکرات میتواند به معنای تضعیف بخش مهمی از تفاهمات پیشین میان تهران و واشنگتن تلقی شود و در نتیجه، زمینه را برای افزایش تنشها فراهم کند؛ از جمله احتمال ازسرگیری حملات موشکی ایران به تلآویو، حیفا، صفد و سایر مناطق فلسطین اشغالی در صورت ادامه روند فعلی و عدم مداخله فوری آمریکا برای توقف حملات اسرائیل.
نقش آمریکا و بحران تصمیمگیری
در این شرایط این پرسش مطرح است که آیا ایالات متحده برای توقف فوری حملات اسرائیل وارد عمل خواهد شد یا خیر؛ و در صورت مداخله، آیا دولت نتانیاهو آن را خواهد پذیرفت یا نه، دولتی که پیشتر با برخی تفاهمات واشنگتن و تهران مخالفت کرده و بر ادامه فشار نظامی و توقف کامل برنامه هستهای ایران تأکید داشته است.
ارزیابی صحنه جنگ
نویسنده معتقد است اسرائیل در وضعیت پیچیده و بحرانی قرار گرفته و ادامه جنگ در لبنان میتواند به یک جنگ فرسایشی تبدیل شود؛ جنگی که در آن تلآویو چشمانداز روشنی برای پیروزی نخواهد داشت و حتی ممکن است دامنه آن تا مرزهای شمالی فلسطین اشغالی و نفوذ نیروهای نخبه حزبالله به داخل الجلیل نیز گسترش یابد.
به گفته او، حزبالله با افزایش توان موشکی و پهپادی خود توانسته اسرائیل را غافلگیر کند و بخشی از توان اطلاعاتی و دفاعی آن را دور بزند؛ بهویژه از طریق استفاده از پهپادهای انتحاری که سامانههای پدافندی اسرائیل در رهگیری کامل آنها ناکام ماندهاند.
در پایان این تحلیل آمده است که اسرائیل بار دیگر در «تله لبنان» گرفتار شده و از تجربههای گذشته خود درس نگرفته است؛ از جمله جنگ ۱۹۸۲، خروج از جنوب لبنان در سال ۲۰۰۰ و شکست در جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶.
تکرار این اشتباهات میتواند بار دیگر به شکست سنگین اسرائیل منجر شود؛ شکستی که اینبار ابعاد گستردهتر و پیامدهای راهبردیتری خواهد داشت.