ساداتیان در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
اهداف ترامپ از سفر به چین/ابعاد رایزنی پکن و واشنگتن درباره ایران
کارشناس مسائل بینالملل گفت: چین این پیام را منتقل کرده که ممکن است در بسیاری از عرصهها انعطاف نشان دهد، اما در موضوع تایوان هیچگونه انعطافی نخواهد داشت.
سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل در تشریح اهداف سفر رییسجمهور آمریکا به چین در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: این سفر از قبل برنامهریزی شده بود و صرفاً به مسئله ایران محدود نمیشد. پیشتر نیز ترامپ در دولت اول خود در آنجا حضور داشت اما ترکیب افرادی که او با خود همراه کرده بود (بهاصطلاح غولهای شرکتهای بزرگ و مدیران عامل شرکتهای فناوری و سرمایهگذاری) نشان میداد که این سفر بیش از هر چیز، ابعاد اقتصادی و راهبردی دارد. اسامی این مدیران و شرکتها نیز در رسانهها مطرح شده و روشن است که هدف اصلی، تقویت مراودات اقتصادی گستردهای بوده که سالها میان دو کشور جریان داشته، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته تا بتوانند به نتایج مشخصی دست پیدا کنند. یکی از حوزههای حساس برای چین، مسئله تایوان بوده است. ظاهراً چین این پیام را منتقل کرده که ممکن است در بسیاری از عرصهها انعطاف نشان دهد، اما در موضوع تایوان هیچگونه انعطافی نخواهد داشت. البته این تعبیر، بیان غیررسمی ماجراست و طبیعتاً در ادبیات دیپلماتیک با ادبیات دیگری مطرح شده است.
وی ادامه داد: بخش دیگری از این سفر به تحولات و رخدادهای جدید بینالمللی بازمیگردد؛ تحولاتی که در مجموع، بیشتر به سود چین تمام شده است. پروژهای که چین سالها با عنوان «یک کمربند ـ یک جاده» دنبال میکند، بر پایه بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی مناطق مختلف طراحی شده و هدف آن، توسعه مسیرهای راهبردی از آسیای مرکزی و جنوب آسیا است. اکنون با شرایط ژئوپلیتیکی جدیدی که پیرامون ایران ایجاد شده، به نظر میرسد این وضعیت بیش از گذشته به نفع چین باشد؛ چراکه هم مسیرهای ارتباطی و هم دسترسی به منابع انرژی مورد نیاز این کشور را تسهیل میکند. در مقابل، ترامپ تلاش داشت این منطقه را مهار کند؛ بهگونهای که هم ایران تحت فشار قرار گیرد و هم راه نفوذ و گسترش چین محدود شود. با این حال، در شرایط فعلی به نظر میرسد آمریکا ناچار شده برای برخی مسائل به چین متوسل شود؛ از جمله موضوع باز نگه داشتن تنگه هرمز. البته منظور از باز بودن تنگه، از نگاه آمریکاییها، باز بودن بدون کنترل ایران و بدون دریافت عوارض از سوی تهران است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در عین حال، مسئله جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز یکی از دغدغههای مهم طرفین بوده است. یکی از نگرانیهایی که آمریکاییها و اسرائیلیها دارند، این است که ایران با دریافت برخی تجهیزات یا فناوریها از چین، به سطحی از توانمندی برسد که برتری هوایی آمریکا را به چالش بکشد؛ همان برتریای که در جنگ اخیر، آمریکاییها با اتکا به آن توانستند هر نقطهای را که میخواستند هدف قرار دهند. این احتمال وجود دارد که این موضوع، هرچند بهصورت غیرعلنی و تلویحی، در مذاکرات و گفتوگوها مطرح شده باشد. در مجموع، اگر بخواهیم محورهای اصلی این سفر را دستهبندی کنیم، باید به روابط دوجانبه، مسئله تایوان، تحولات خلیج فارس و خاورمیانه، و همچنین جنگ علیه ایران اشاره کنیم؛ موضوعاتی که پیشتر نیز درباره آنها صحبت شده بود.
وی افزود: ترامپ در همان نشست ابتدایی، با تعریف و تمجیدهای فراوان از طرف چینی تلاش کرد فضای مثبتی ایجاد کند؛ از جمله اینکه او را فردی بسیار خوب، دوست خود و دارای روابط عالی توصیف کرد. به نظر میرسد هدف از این رویکرد، ایجاد تأثیر روانی و فراهم کردن زمینه برای طرح خواستههای مورد نظرش بوده است. او از مجموعه نیروها و مدیران اقتصادی که با خود به این سفر برده، میتوان فهمید که بهدنبال دستاوردهای اقتصادی بزرگ بوده است. آنچه تاکنون از سوی کاخ سفید یا رسانههای آمریکایی منعکس شده، نشان میدهد ترامپ مدعی است چین پذیرفته که تنگه هرمز بدون عوارض و بدون نظارت ایران باز بماند؛ هرچند هنوز مشخص نیست این ادعا تا چه اندازه واقعیت دارد.
ساداتیان در پایان خاطرنشان کرد: در حوزه توافقات اقتصادی نیز، طی ماههای گذشته میان دو طرف رقابتها و تنشهایی وجود داشت؛ از جمله جنگ تعرفهای و تهدید به افزایش تعرفه کالاهای چینی از سوی آمریکا. اکنون به نظر میرسد دو کشور تلاش کردهاند در چارچوب روابط دوجانبه و قراردادهای جدید، به نوعی تفاهم برسند و معاملات کلانی را شکل دهند؛ معاملاتی که میتواند چین را به یکی از تأمینکنندگان اصلی نیازهای آمریکا تبدیل کند، بدون آنکه پکن دست برتر مطلق را در پروژهها و معادلات اقتصادی به دست بگیرد. البته تا زمانی که جزئیات این توافقات و قراردادها منتشر نشود، نمیتوان با قطعیت گفت دو طرف دقیقاً به چه توافقاتی رسیدهاند. با این حال، روشن است که ترامپ با همراه کردن غولهای صنعتی و اقتصادی آمریکا در این سفر، قصد داشته قدرت اقتصادی ایالات متحده را به نمایش بگذارد و از این طریق، افکار عمومی و بازار داخلی آمریکا را نیز قانع کند که حتی اگر بحرانهایی مانند تنش در تنگه هرمز موجب افزایش قیمت بنزین و انرژی شده باشد، در مقابل، او در حال رقم زدن دستاوردی بزرگتر و مهمتر برای اقتصاد و آینده آمریکا است.