ساداتیان در گفتوگو با ایلنا:
چین از مشغولیت آمریکا در منطقه برای نزدیک شدن به تایوان استفاده کرد/استراتژی برخورد ترامپ با پکن آسیب دیده است
کارشناس مسائل بینالملل گفت: ترامپ با تصمیمات لحظهای، لجبازیهای سیاسی یا فشار لابیهای داخلی باعث شده محاسبات آمریکا بهم بریزد.
سیدجلال ساداتیان، کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به دیدار رییسجمهور جمهور چین با رئیس حزب مخالف تایوان در بحبوحه تنشهای جاری در منطقه در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: به نظر میرسد بیشترین منفعت درگیری میان ایران و آمریکا، هم در زمینه تأمین انرژی و هم در افزایش اعتباری که در لحظات پایانی در حمایت دیپلماتیک از پاکستان به دست آورد، متوجه چین شده باشد. از طرفی خلأ به وجود آمده در شرق آسیا (بهخصوص به واسطه کمبودهایی که برای آمریکاییها در آن منطقه پیش آمد) به نفع چین تمام شد. طبق دادههای موجود، مخازن تسلیحاتی در کرهجنوبی و ژاپن به سمت خاورمیانه منتقل شد و حتی برخی از یگانهای کماندویی که احتمال میرفت برای حملهٔ زمینی استفاده شوند، از پایگاههای ژاپن خارج و به این منطقه هدایت شدند. این جابهجاییها فرصت مناسبی برای چین فراهم کرد تا دقیقاً راهبرد نزدیک شدن به تایوان از طریق فرایندی که لزوماً بعد نظامی نداشته باشد را اجرایی کند.
وی ادامه داد: چین میتواند بدون توسل به درگیری نظامی، با اقدامات سیاسی و دیپلماتیک خود را به تایوان نزدیک کند؛ به این صورت که اگر ساختار حاکم بر تایوان تمایل به همکاری پیدا کند، چین از آن استقبال کند و اگر نه، با تقویت جناح رقیب ظرفیت لازم را برای نزدیک شدن و تعمیق نفوذ خود ایجاد نماید. نتیجهٔ این روند این است که چین موقعیتی بهدست میآورد که یا از طریق حاکمیت فعلی تایوان یا از طریق رقیب سیاسی و نفوذ، تعامل بیشتری با این جزیره برقرار کند و به اعتقادم تاکنون این بازی چندوجهی به نفع چین بوده است. در مورد نگاه ایالات متحده به نزدیک شدن چین به تایوان در این برهه و این شرایط هم باید گفت که بسیاری وضعیت فعلی را شبیه آن میدانند که آمریکا هنگام مداخله در افغانستان و سپس عراق فرصتهایی به چین داد تا توسعه خود را دنبال کند؛ چراکه آمریکا مشغول این دو کشور بود و چین از غفلت نسبی واشنگتن استفاده کرد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: آنچه از عملکرد دونالد ترامپ در شرایط کنونی برداشت میشود این است که او کمتر براساس استراتژیهای کلان اندیشکدهها و مراکز تصمیمسازی عمل میکند و بیشتر بر احساسات، منافع و ویژگیهای شخصیتی خود تکیه دارد و به همین دلیل محاسبات دقیق و منسجمی در سیاست خارجی او به هیچ وجه مشاهده نمیشود. استراتژی که به نظر میرسید ترامپ دنبال میکند، کنترل منابع انرژی برای فشار بر چین (از طریق تعاملات با ونزوئلا و ایران) بود تا چین را از نظر انرژی در تنگنا قرار دهد و نیازی به تقابل نظامی مستقیم کمتر شود، اما اکنون میبینیم که محاسبات او بهم ریخته و با برخورد به موانع مختلف، بخشهایی از توانمندیها و امکانات آن منطقه را وارد میدان تقابل کرده و حتی برخی اقدامات استراتژیک طراحیشده نیز مختل شدهاند.
وی در پایان خاطرنشان کرد: همانطور که اشاره شد، بازی آرام و نرمتری که چینیها انجام دادند، بهنظر مؤثرتر از آنچه تصور میشد عمل کرده است. در این وضعیت، سؤال این است که آیا ترامپ میتواند دوباره لشکرکشی کند، توان رزمی و دیپلماتیک متحدان را بسیج نماید و آنها را همراه خود نگه دارد؟ در مواجهه با اروپاییها و ظرفیتهایی که قبلاً وجود داشت، بهنظر میرسد برخی از این داراییها رو به افول گذاشتهاند. به این ترتیب، استراتژی کلان برخورد با چین بهطور جدی آسیب دیده و چین آسانتر از پیش مسیر پیشرفت خود، از جمله توسعهٔ کمربند و جاده و تأمین منابع انرژی، را دنبال میکند. به نظرم تصمیمات لحظهای، لجبازیهای سیاسی یا فشار لابیهای داخلی (بهخصوص لابیهای مرتبط با اسرائیل) باعث شده محاسبات کلی آمریکا تا حد زیادی بهم بریزد.