نروژ؛ نقطه امید اروپا در بحران انرژی و جنگ ایران
در پی بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و فشارهای سیاسی و اقتصادی ترامپ، کشورهای اروپایی به دنبال راهحلی فوری برای تأمین انرژی خود هستند و نروژ، همسایه شمالی، بهعنوان یک منبع مطمئن و جایگزین مورد توجه قرار گرفته است.
به گزارش ایلنا به نقل از ارمنیوز، پس از جنگ روسیه علیه اوکراین، نروژ اولین کشوری بود که صادرات گاز خود به اروپا را افزایش داد و بهنوعی «نجاتدهنده» قاره لقب گرفت. صادرات گاز نروژ از ۷۹.۵ میلیارد متر مکعب در سال ۲۰۲۱ به ۹۷.۲ میلیارد متر مکعب در سال گذشته افزایش یافت و اکنون حدود یکسوم نیاز انرژی اتحادیه اروپا را تأمین میکند. با بسته شدن مسیرهای انرژی در خلیجفارس و افزایش قیمتها، کشورهای اروپایی دوباره به نروژ روی آوردهاند و وزرای بلژیک اخیرا برای بررسی افزایش واردات گاز به اسلو سفر کردند.
اولی گونار اوستفیک، استاد اقتصاد سیاسی و نفت نروژ، معتقد است اروپا در حال حاضر جایگزین واقعی برای نروژ ندارد و حفظ روابط با این کشور ضروری است. تفاوت مهم با آمریکا آن است که نروژ گاز را بهعنوان ابزار فشار سیاسی به کار نمیگیرد، بر خلاف سیاست ترامپ در استفاده از گاز آمریکا.سنوره سکیفرک، وزیر دولت نروژ، میگوید نروژ ۳۰ درصد از نیاز گاز و ۱۴ درصد از نیاز نفت اتحادیه اروپا و بریتانیا را تأمین میکند.
با این حال، نروژ بهدنبال بهرهبرداری استراتژیک از این بحران برای توسعه پروژههای خود در قطب شمال است. دولت این کشور ژانویه گذشته پیشنهاد باز کردن ۷۰ بلوک اکتشافی جدید، عمدتا در آبهای قطبی دریای بارنتس، را مطرح کرد که منابع عظیم نفت و گاز در آنها قرار دارد. این کشور با فشار دیپلماتیک آرام، نقش «پناهگاه آخر اروپا» را پررنگتر کرده و تلاش میکند از این فرصت برای سرمایهگذاری و گسترش نفوذ خود استفاده کند.
با این حال، نروژ با سه چالش اصلی روبهروست: هزینه بالا و دشواری استخراج در شرایط قطبی، تهدیدهای احتمالی روسیه برای زیرساختها، و تضاد با اهداف اقلیمی اتحادیه اروپا که به دنبال دستیابی به بیطرفی کربنی تا ۲۰۵۰ است. محققان اروپایی هشدار میدهند که این اقدامات ممکن است به فشار بر بروکسل و اعمال سیاستهای جدید از سوی نروژ منجر شود و مخالفت فعالان محیط زیست را به همراه داشته باشد.
در مجموع، بحران انرژی ناشی از جنگ ایران و سیاستهای فشارآور ترامپ، نروژ را به یک بازیگر کلیدی در تأمین انرژی اروپا و ابزار فشار دیپلماتیک تبدیل کرده است؛ جایی که تعادل میان منافع اقتصادی، تهدیدهای ژئوپلیتیکی و تعهدات محیط زیستی، چالش اصلی این کشور و اروپا خواهد بود.