مؤمنی در گفتوگو با ایلنا:
اسرائیل و آمریکا مانع اقدام نظامی ترکیه علیه قسد میشوند/ ترامپ راهبرد اردوغان درباره سوریه را به حاشیه راند
کارشناس مسائل قفقاز گفت: ممکن است ترکیه علیه قسد اقدام نظامی کند اما نمیتواند مناطق کردی سوریه را اشغال کند.
قاسم مؤمنی، کارشناس مسائل قفقاز در تشریح دلایل عملیات نظامی احتمالی ترکیه علیه کردهای سوریه در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: واقعیت این است که راهبردی که اردوغان برای سوریه در دوران پس از دولت بشار اسد در دستور کار آنکارا قرار داده بود، در شرایط فعلی تعبیر نشد. اردوغان بر اساس یک راهبرد و استراتژی بلندمدت، چنین تصور میکرد که پس از کنار رفتن بشار اسد بتواند اهداف خود را در سوریه محقق کند، اما پس از سقوط دولت اسد و روی کار آمدن جولانی، بازیگران قدرتمندی وارد عرصه سوریه شدند که عملاً همه محاسبات و رؤیاهای اردوغان را بر هم زدند. در نتیجه، آنکارا با وضعیتی مواجه شد که اساساً آن را پیشبینی نکرده بود. یکی از این تحولات غیرمنتظره، دیدار جولانی با دونالد ترامپ بود؛ رخدادی که حتی به ذهن اردوغان هم خطور نمیکرد و دستگاههای امنیتی و سیاسی ترکیه نیز وقوع آن را در چنین بازه زمانی کوتاهی باور نداشتند. با توجه به سوابق جولانی، تحریمهای گسترده علیه سوریه و مواضع منفی مشخصی که علیه شخص او وجود داشت، این تصور غالب بود که امکان چنین دیداری وجود ندارد. اما ناگهان جولانی با رئیسجمهوری آمریکا دیدار کرد و به دنبال آن، تحریمها لغو شد. این اتفاق یک شوک عظیم امنیتی ـ سیاسی برای اردوغان و دولت ترکیه به شمار میرفت.
وی ادامه داد: برنامهای که ترکیه دنبال میکرد این بود که پس از سقوط اسد، بتواند نیروهای کُرد را سرکوب یا منحرف کند، ساختارهای نظامی و سیاسی آنها را تضعیف کند و در نهایت، ترکیه بهصورت بلندمدت در سوریه پایگاههای نظامی در مناطقی چون ادلب، دمشق و حمص ایجاد کند و سوریه را عملاً در حوزه نفوذ و «مجتمع امنیتی» خود قرار دهد، اما در عمل، شرایط به گونهای پیش رفت که ترکیه از معادله اصلی کنار گذاشته شده و خود به یک طرفِ معامله با دولت جدید سوریه تبدیل شد. علت اصلی این وضعیت آن بود که اردوغان نقش عربستان، قطر و بهویژه اسرائیل را بهشدت دستکم گرفته بود. او تصور میکرد عربستان و قطر در سوریه همسو با سیاستهای ترکیه عمل خواهند کرد، اما در عمل مشاهده شد که این کشورها بر اساس سیاستهای آمریکا و اسرائیل حرکت کردند و آنچه را که واشنگتن و تلآویو میخواستند، به اجرا گذاشتند؛ یعنی حمایت از جولانی، تثبیت حکومت او و ارائه کمکهای سیاسی، امنیتی و نظامی برای تشکیل یک دولت وحدت ملی با اختیارات قانونی، مورد تأیید جامعه بینالمللی و دارای مشروعیت حقوقی. بهگونهای که امضای جولانی بهعنوان امضای نماینده دولت، دارای ارزش حقوقی بینالمللی تلقی شود.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: باید توجه داشت که جولانی نه از طریق انتخابات آزاد به قدرت رسیده و نه با رأی مردم؛ بلکه با تکیه بر قدرت نظامی، دولت قانونی را سرنگون کرده و حاکمیت را در دست گرفته است. چنین دولتی زمانی مشروعیت واقعی پیدا میکند که، نخست، انتخابات آزاد مردمی برگزار شود و مردم به آن رأی دهند و دوم، جامعه بینالمللی آن را به رسمیت بشناسد. در جهان نمونههای متعددی وجود دارد که حکومتها با زور نظامی به قدرت رسیدهاند، اما هرگز از سوی جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته نشدهاند؛ مانند طالبان که سالهاست قدرت را در افغانستان در دست دارد، اما همچنان دولت رسمی و قانونی این کشور از نظر جامعه جهانی محسوب نمیشود. با این حال، جولانی تنها در عرض چند ماه موفق شد با ترامپ دیدار کند؛ دیداری که در عمل بهمنزله دریافت «چک سفید» از سوی آمریکا و جامعه بینالمللی بود. در پی این دیدار، تحریمها لغو شد و سرمایهگذاری شرکتهای اروپایی، آمریکایی، عربستانی و قطری بهسرعت به سوریه سرازیر شد. این تحولات عملاً تمام نقش و جایگاهی را که ترکیه برای خود در حوزههای اقتصادی، کشاورزی، سیاسی، امنیتی و نظامی سوریه تصور کرده بود، بر باد داد.
وی افزود: از سوی دیگر، اختلافات اردوغان با نتانیاهو، بهویژه بر سر سوریه و نیز سیاستهای ترکیه در قبال حماس و فلسطین که مغایر با دیدگاههای دولت اسرائیل بود، مزید بر علت شد. اسرائیل صراحتاً اعلام کرد که حضور نظامی ترکیه در سوریه خط قرمز آن است و شاهد بودیم که ترکیه تلاش کرد چند پایگاه را در سوریه برای استقرار نیروهای خود آماده کند، اما اسرائیل این مراکز را بمباران و نابود کرد و پیام روشنی به آنکارا داد که اجازه ایجاد پایگاه نظامی ترکیه در سوریه را نخواهد داد. این پیام بهروشنی به اردوغان منتقل شد که ترکیه دیگر نمیتواند در سوریه پایگاه ایجاد کند، نیرو پیاده کند یا سیاست تأثیرگذاری مستقل داشته باشد و سیاست سوریه باید در چارچوب حفظ منافع اسرائیل و با هماهنگی عربستان وضع شود. در چنین شرایطی، اردوغان در موضوع نیروهای قسد نیز دیگر مانند گذشته دست باز ندارد. مذاکرات و دیدارهایی که میان جولانی و فرماندهان نیروهای دموکراتیک سوریه انجام شده و به نتایجی رسیده است، با چراغ سبز آمریکا و با میانجیگری عربستان و قطر صورت گرفته است. این توافقها موجب شده است که ترکیه نتواند سیاستهای پیشین خود را در قبال این گروهها ادامه دهد.
مومنی گفت: در عین حال، باید توجه داشت که اسرائیل بهدلیل حساسیت ترکیه نسبت به مسأله کُردها، اجازه خلع سلاح کامل یا ادغام کامل این نیروها را نمیدهد. در حال حاضر، اسرائیل روابط نزدیکی با نیروهای کُرد سوریه دارد و از آنها حمایت مالی، اطلاعاتی و امنیتی میکند. به نظر میرسد مدیریت و هدایت امنیتی نیروهای دموکراتیک سوریه تا حد زیادی در اختیار اسرائیل قرار دارد؛ بهگونهای که تلآویو با تغذیه اطلاعاتی و عملیات هدفمند، همواره ترکیه را در وضعیت آمادهباش، ترس و واهمه نگه میدارد و یک اهرم فشار دائمی علیه آنکارا حفظ میکند. این اقدامات در واقع برای مشغول نگهداشتن ترکیه به مسائل داخلی خود و بازداشتن آن از دخالت مؤثر در سوریه و همچنین اعمال فشار بر آنکارا برای کاهش نقشآفرینیاش در موضوع فلسطین، غزه و حماس انجام میشود. در این چارچوب، حتی مطرح شدن برخی مطالبات از سوی کردهای ترکیه، از جمله بحث آزادی عبدالله اوجالان، نیز میتواند در همین راستا و با پیشنهاد و هدایت اسرائیل ارزیابی شود.
وی در پایان خاطرنشان کرد: در مجموع، ترکیه امروز همزمان درگیر فشار از سوی پ.ک.ک، نیروهای دموکراتیک سوریه و تحولات منطقهای شده است؛ فشاری که هدف نهایی آن وادار کردن آنکارا به عقبنشینی از نقشآفرینی فعال در مناقشه فلسطین و غزه است. در نهایت، ممکن است ترکیه دست به برخی اقدامات ایذایی بزند؛ از جمله حملات هوایی یا عملیات محدود در شمال عراق یا سوریه. اما اینکه بخواهد بخشهایی از خاک سوریه را تصرف کند یا نیروی زمینی گسترده پیاده نماید، بسیار بعید است. نه آمریکا، نه اسرائیل و نه جامعه جهانی چنین اجازهای به ترکیه نخواهند داد. محتملترین سناریو، انجام حملات محدود و مقطعی و سپس عقبنشینی است، مشابه آنچه ترکیه در شمال عراق انجام میدهد؛ اما اشغال و کنترل پایدار مناطق کردنشین سوریه، به نظر نمیرسد امکانپذیر باشد.