خبرگزاری کار ایران

هنر ایرانی در سبک زندگی معاصر؛ وقتی روایت، پوشیدنی می‌شود

هنر ایرانی در سبک زندگی معاصر؛ وقتی روایت، پوشیدنی می‌شود

مد در ساده‌ترین تعریف می‌تواند انتخاب لباس باشد، اما وقتی طراحی با هنر، ادبیات و هویت فرهنگی ترکیب می‌شود، دیگر با یک پوشش ساده روبه‌رو نیستیم. لباس، زیورآلات و حتی عناصر دکوراسیون خانه می‌توانند به رسانه‌ای برای بیان سلیقه، نگاه و داستان شخصی انسان تبدیل شوند. این همان نقطه‌ای است که مرز میان «محصول» و «اثر» کم‌رنگ می‌شود.

در سال‌های اخیر، بخشی از جریان طراحی معاصر ایران تلاش کرده است عناصر فرهنگی را نه به شکل تزئینی و تکراری، بلکه در قالبی تازه وارد زندگی روزمره کند. خانه خلاقیت طاقه‌چیان را می‌توان در همین چارچوب بررسی کرد؛ فضایی که در آن هنر از محدوده تابلو و گالری فراتر می‌رود و در لباس، اکسسوری، زیورآلات و عناصر دکوراسیون حضور پیدا می‌کند.

وقتی هنر از دیوار پایین می‌آید

برای سال‌ها، ارتباط بسیاری از مردم با هنرهای تجسمی به موزه، گالری یا تابلوهای نصب‌شده بر دیوار محدود بود. اثر هنری چیزی بود که در فاصله‌ای مشخص از مخاطب قرار می‌گرفت و بیشتر «دیده می‌شد» تا اینکه بخشی از تجربه روزانه او باشد.

اما طراحی معاصر این رابطه را تغییر داده است.

یک نقش، یک بیت شعر، یک ترکیب خوشنویسی یا حتی یک مفهوم ادبی می‌تواند روی پارچه قرار بگیرد، به فرم یک لباس تبدیل شود یا در طراحی یک شیء کاربردی حضور پیدا کند. در چنین شرایطی هنر دیگر فقط موضوعی برای مشاهده نیست؛ می‌توان آن را پوشید، لمس کرد و وارد فضای زندگی کرد.

این تغییر نگاه یکی از اتفاقات مهم در مرز میان هنر، طراحی و مد است.

هنر ایرانی در سبک زندگی معاصر؛ وقتی روایت، پوشیدنی می‌شود

مد به‌عنوان ابزار بیان هویت

انتخاب لباس همیشه بخشی از زبان غیرکلامی انسان بوده است. رنگ، فرم، جنس پارچه و حتی جزئیات کوچک یک پوشش می‌توانند اطلاعات زیادی درباره شخصیت و سلیقه فرد منتقل کنند.

در  رویکرد، لباس فقط براساس فرم یا ترند فصل شکل نمی‌گیرد. پشت طراحی می‌تواند یک شعر، یک داستان، یک احساس یا یک تصویر ذهنی وجود داشته باشد.

به همین دلیل دو لباس با عملکرد مشابه ممکن است تجربه کاملاً متفاوتی ایجاد کنند. یکی صرفاً زیباست و دیگری علاوه بر زیبایی، حامل معناست.

همین تفاوت باعث شده است مفهوم Wearable Art یا هنر پوشیدنی در بسیاری از جریان‌های طراحی معاصر اهمیت پیدا کند.

هنر پوشیدنی در واقع تلاش می‌کند بدن انسان را به بخشی از بستر نمایش اثر تبدیل کند. در این حالت، اثر هنری ثابت نیست؛ همراه صاحب آن حرکت می‌کند، در موقعیت‌های مختلف دیده می‌شود و با محیط اطراف وارد تعامل می‌شود.

ادبیات فارسی؛ منبعی گسترده برای طراحی

فرهنگ ایرانی منابع تصویری و ادبی بسیار گسترده‌ای در اختیار طراحان قرار می‌دهد. شعر فارسی یکی از مهم‌ترین این منابع است.

حافظ، سعدی، مولانا، خیام، فردوسی و شاعران معاصر هر یک جهانی از تصاویر، مفاهیم و احساسات ایجاد کرده‌اند که قابلیت تبدیل شدن به زبان بصری را دارند.

استفاده از شعر در طراحی، الزاماً به معنای چاپ مستقیم یک بیت روی پارچه نیست. یک طراح می‌تواند مفهوم یک شعر را از طریق رنگ، فرم، ترکیب‌بندی، تایپوگرافی یا جزئیات لباس بازآفرینی کند.

در این حالت مخاطب ممکن است قبل از خواندن کلمات، حس اثر را دریافت کند.

این موضوع تفاوت مهم میان «استفاده تزئینی از عناصر ایرانی» و «طراحی مبتنی بر فرهنگ ایرانی» را مشخص می‌کند.

در حالت اول، عناصر سنتی صرفاً برای ایجاد ظاهر ایرانی استفاده می‌شوند. در حالت دوم، فرهنگ به بخشی از ایده مرکزی طراحی تبدیل می‌شود.

سنت بدون تکرار گذشته

یکی از چالش‌های مهم طراحانی که با میراث فرهنگی کار می‌کنند، پیدا کردن تعادل میان گذشته و امروز است.

اگر طراحی بیش از اندازه به فرم‌های تاریخی وابسته شود، ممکن است به بازسازی یا تقلید از گذشته تبدیل شود. از طرف دیگر اگر تمام عناصر فرهنگی حذف شوند، هویت محلی اثر نیز از بین می‌رود.

راه‌حل معمولاً در «بازخوانی» قرار دارد.

بازخوانی یعنی طراح به جای تکرار یک نقش یا فرم تاریخی، منطق و مفهوم پشت آن را درک کند و سپس آن را با زبان امروز دوباره بیان کند.

به همین دلیل یک لباس معاصر می‌تواند ریشه ایرانی داشته باشد بدون آنکه شبیه لباس تاریخی باشد.

این مسئله برای نسل جدید مخاطبان نیز اهمیت دارد. بسیاری از افراد به فرهنگ و هنر ایرانی علاقه دارند، اما در عین حال می‌خواهند لباس یا محصولی متناسب با سبک زندگی امروز استفاده کنند.

هنر ایرانی در سبک زندگی معاصر؛ وقتی روایت، پوشیدنی می‌شود

کالکشن به‌جای مجموعه‌ای تصادفی از محصولات

یکی دیگر از ویژگی‌های طراحی مفهومی، نگاه متفاوت به مفهوم «کالکشن» است.

در تولید تجاری، مجموعه محصولات گاهی براساس نیاز بازار، فصل یا دسته‌بندی کالا شکل می‌گیرد. اما در طراحی هنری، یک کالکشن می‌تواند از یک مفهوم واحد آغاز شود.

مثلاً یک شعر، یک دوره تاریخی، یک احساس یا حتی یک ترکیب تصویری می‌تواند نقطه شروع مجموعه باشد.

سپس رنگ‌ها، فرم‌ها، پارچه‌ها و جزئیات مختلف حول همان مفهوم توسعه پیدا می‌کنند.

در چنین ساختاری، هر محصول یک قطعه مستقل است اما هم‌زمان بخشی از یک روایت بزرگ‌تر محسوب می‌شود.

مخاطب نیز دیگر صرفاً میان چند محصول انتخاب نمی‌کند؛ بلکه با یک جهان بصری مواجه می‌شود.

لباس‌های دو رو؛ تغییر رابطه میان فرم و روایت

یکی از رویکردهای جالب در طراحی لباس، استفاده از ساختارهای چندوجهی یا دو رو است.

یک لباس دو رو از نظر کاربردی امکان ایجاد دو ظاهر متفاوت را فراهم می‌کند، اما از منظر طراحی مفهومی موضوع جذاب‌تری نیز وجود دارد: یک شیء واحد می‌تواند دو روایت داشته باشد.

این ویژگی با ماهیت هنر معاصر نیز هماهنگ است. بسیاری از آثار هنری پاسخ واحدی ندارند و بسته به زاویه نگاه مخاطب، برداشت متفاوتی ایجاد می‌کنند.

وقتی همین ایده وارد طراحی لباس می‌شود، مصرف‌کننده نیز در شکل نهایی اثر نقش پیدا می‌کند.

او تصمیم می‌گیرد کدام سمت لباس دیده شود، چگونه آن را ترکیب کند و در چه موقعیتی از هر فرم استفاده کند.

از مد تا زیورآلات و فضای خانه

هنگامی که یک زبان طراحی شکل می‌گیرد، لزوماً نباید به لباس محدود بماند.

همان روایت بصری می‌تواند وارد طراحی گردنبند، گوشواره، کیف، شال یا حتی وسایل خانه شود.

این نگاه باعث شکل‌گیری مفهوم گسترده‌تری تحت عنوان Lifestyle Design یا طراحی سبک زندگی می‌شود.

در این مدل، برند فقط لباس تولید نمی‌کند؛ بلکه مجموعه‌ای از اشیا و تجربه‌ها را ارائه می‌دهد که از یک زبان هنری مشترک پیروی می‌کنند.

در طاقه‌چیان نیز این گستردگی را می‌توان در کنار مد و فشن، در بخش‌هایی مانند زیورآلات و هوم‌دکور مشاهده کرد.

تابلو، رانر و رومیزی یا کاور کوسن در نگاه اول محصولات متفاوتی نسبت به لباس هستند، اما اگر زبان بصری مشترکی داشته باشند، می‌توانند بخش‌های مختلف یک جهان طراحی را تشکیل دهند.

خانه به‌عنوان بوم شخصی

همان‌طور که لباس بازتابی از شخصیت فرد است، فضای خانه نیز می‌تواند بخشی از هویت او را نشان دهد.

در طراحی داخلی معاصر، گرایش قابل‌توجهی به استفاده از اشیایی وجود دارد که علاوه بر کاربرد، داستان یا هویت مشخصی داشته باشند.

یک کوسن، تابلو یا رانر ممکن است از نظر عملکرد شیئی ساده باشد، اما طراحی می‌تواند آن را به نقطه‌ای تأثیرگذار در فضای خانه تبدیل کند.

هنر زمانی زنده می‌ماند که وارد زندگی شود

شاید مهم‌ترین تغییر در رابطه هنر و طراحی همین باشد: هنر برای اثرگذاری الزاماً نباید پشت شیشه یا روی دیوار باقی بماند.

شاید آینده طراحی نیز دقیقاً در همین نقطه قرار داشته باشد؛ جایی که مرز میان هنر، مد، ادبیات و زندگی روزمره به تدریج محو می‌شود و اشیایی که هر روز با آنها زندگی می‌کنیم، دوباره صاحب معنا می‌شوند.

برای مشاهده آثار، کالکشن‌ها و دنیای طراحی این مجموعه می‌توان به وب‌سایت رسمی خانه خلاقیت طاقه‌چیان مراجعه کرد: mehditaghechian.com

 

پایان رپرتاژ آگهی
ارسال نظر
پیشنهاد امروز