رضا مردانی در گفتگو با ایلنا:
صنعت شهربازی را جدی نگیریم، ما را زمین میزند
فراموش شده در سیاستهای گردشگری؛ چرا صنعت شهربازی حمایت نمیشود؟
شهربازی فقط چند دستگاه بازی و سرگرمی کودکانه نیست، پشت این صنعت، زنجیرهای از تولید، بهرهبرداری، ایمنی، اشتغال و اقتصاد شهری قرار دارد که به گفته رئیس هیات مدیره انجمن شهربازی داران ایران توجه کافی به آن نمیشود و در خطر آسیب جدی نزدیک به نابودی قرار دارد.
به گزارش ایلنا؛ صنعت شهربازی با وجود اهمیت بسزایی که در تولید سرگرمی و نشاط اجتماعی دارد و در خیلی از کشورها با آمار بالای شاخصهای کیفیت زندگی به آن اهمیت زیادی داده میشود در کشور ما تقریباً یک صنعت رها شده است که حمایتهای لازم و کافی از آن صورت نمیگیرد. به این بهانه پای درد دل رضا مردانی، رئیس انجمن شهربازی داران ایران نشستیم تا گلایههای او از مسائل مختلف و مشکلات اصلی این صنعت را بشنویم. در ادامه گفتگوی رضا مردانی با ایلنا را میخوانید:
اگر بخواهیم از یک تصویر کلی شروع کنیم، امروز صنعت شهربازی در ایران را در چه نقطهای میبینید؟
اگر بخواهم صادقانه بگویم، صنعت شهربازی در ایران در یک وضعیت معلق قرار دارد؛ نه در حال سقوط کامل است و نه در مسیر رشد واقعی. ما سالهاست روی تجربه فردی فعالان این حوزه حرکت میکنیم، نه روی برنامهریزی کلان. بسیاری از مجموعهها فقط با تکیه بر علاقه شخصی و تعصب صنفی سرپا ماندهاند. این یعنی اگر همین افراد خسته شوند یا کنار بکشند، چیزی جایگزینشان نشده است.
از بیرون شاید شهربازی یک فعالیت شاد و کمدردسر به نظر برسد، اما واقعیت این است که با صنعتی پرهزینه، پرریسک و نیازمند مدیریت تخصصی طرف هستیم. نبود سیاست مشخص باعث شده هر دوره، مشکلات تکرار شود و هیچوقت به مرحله تثبیت نرسیم.
یکی از ریشهایترین گلایهها، تبدیل نشدن تشکلهای موجود به اتحادیه صنفی است. چرا این موضوع تا این حد مهم است؟
اتحادیه به معنی هویت رسمی است. وقتی اتحادیه ندارید، یعنی از نظر ساختار تصمیمگیری کشور، «دیده نمیشوید». ضمن آنکه اگر مسئلهای در حوزه برق، مالیات، بیمه یا استاندارد پیش بیاید، هیچ مرجع واحدی برای پیگیری وجود ندارد. هر فعال باید جداگانه وارد مذاکره شود و معمولاً هم نتیجهای نمیگیرد.
نبود اتحادیه باعث شده مطالبات ما شخصی تلقی شود، نه صنفی. در حالی که مشکلات، کاملاً مشترک است. اگر اتحادیه داشتیم، میتوانستیم تعرفه انرژی مذاکره کنیم، الگوی قرارداد با شهرداریها تدوین کنیم، حتی در تدوین آییننامههای ایمنی نقش داشته باشیم. این خلأ، سالهاست که صنعت را عقب نگه داشته است.
این وضعیت چه تأثیری بر روی انسجام فعالان این حوزه گذاشته است؟
باعث پراکندگی شده است. هر کس راه خودش را میرود، تجربهها منتقل نمیشود، خطاها تکرار میشود. اتحادیه فقط ابزار مطالبهگری نیست؛ محل همافزایی و انتقال دانش هم هست. وقتی این بستر وجود ندارد، صنعت از درون فرسوده میشود، حتی اگر از بیرون سرپا به نظر برسد.
به شهرداریها برسیم، قراردادهای اجاره کوتاهمدت چه آسیبی به این صنعت زده است؟
شهربازی جزء فعالیتهایی نیست که با سرمایه کم راه بیفتد. شما برای یک مجموعه استاندارد، باید میلیاردها تومان هزینه کنید؛ از خرید دستگاه گرفته تا ایمنسازی، محوطهسازی و نیروی انسانی. اما در نهایت، شهرداری به شما قراردادی میدهد که نهایتاً پنج یا هفت سال اعتبار دارد.این یعنی هیچ تضمینی برای بازگشت سرمایه وجود ندارد. سرمایهگذار نمیتواند برنامه توسعه بنویسد، بانک به او تسهیلات بلندمدت نمیدهد و در نهایت، مجموعه در حد بقاء باقی میماند، نه رشد. این مدل اجاره، ضدتوسعه است.
آیا نگاه شهرداریها صرفاً درآمدی است؟
در اغلب موارد بله. بیشتر شهرداریها شهربازی را مثل یک غرفه تجاری میبینند، نه یک زیرساخت شهری. در حالی که شهربازی میتواند نقش مهمی در نشاط اجتماعی، جذب گردشگر و حتی کاهش آسیبهای اجتماعی داشته باشد. اگر این نگاه اصلاح نشود، همیشه شاهد پروژههای کوچک، موقت و کمکیفیت خواهیم بود.
به هزینههای جاری بپردازیم؛ مسئله انرژی هم ظاهرا یکی از مشکلات اساسی شماست؟
شهربازیها مصرفکننده جدی برق هستند، اما مصرفشان مولد خدمت است. با این وجود، هیچ تفاوتی بین ما و مصرفکنندههای غیرتولیدی قائل نمیشوند. تعرفهها بالا رفته است، هزینهها چند برابر شده و هیچ بسته حمایتیای هم تعریف نشده است.
در بسیاری از کشورها، مراکز تفریحی و فرهنگی مشمول تخفیف یا یارانه انرژی میشوند، به دلیل اینکه دولتها آنها را بخشی از سلامت روان جامعه میدانند و این نگاه در ایران وجود ندارد و همین باعث فشار مضاعف به فعالان این حوزه شده است.
این فشار هزینهای چه پیامدی برای مردم دارد؟
اولین پیامد، افزایش قیمت بلیت است. وقتی هزینهها بالا میرود، راه دیگری وجود ندارد. اما مردم هم قدرت خرید محدودی دارند و نتیجهاش کاهش مراجعه، افت درآمد و در نهایت فرسودگی تجهیزات است. این یک زنجیره خطرناک است که اگر شکسته نشود، کیفیت خدمات هر روز پایینتر میآید.
با وجود همه این مشکلات، شما از ظرفیتهای بالای این صنعت صحبت میکنید. این ظرفیتها دقیقاً کجاست؟
یکی از مهمترین ظرفیتها، خودکفایی در تولید تجهیزات است. امروز در ایران دستگاههای شهربازی طراحی و ساخته میشود که از نظر فنی و ایمنی، قابل رقابت هستند. ما از واردکننده صرف، به تولیدکننده رسیدهایم و این اتفاق کمی نیست.
این تجهیزات نهتنها در داخل کشور استفاده میشود، بلکه به برخی کشورهای منطقه هم صادر شده است. یعنی این صنعت میتواند ارزآور باشد، اگر حمایت شود.
پس چرا این توان به توسعه گسترده منجر نشده است؟
به دلیل اینکه حلقه سیاستگذاری ناقص است. تولیدکننده داریم، بهرهبردار داریم، اما ساختار پشتیبان نداریم. وقتی بازار داخلی ثبات ندارد و پروژههای بزرگ شکل نمیگیرد، تولیدکننده هم نمیتواند برنامه بلندمدت بچیند. همه چیز در مقیاس محدود باقی میماند.
به پایتخت برسیم، در سالهای اخیر و بعد از تعطیل شدن شهربازی بزرگ تهران، نبود یک شهربازی بزرگ و مدرن در این کلان شهر یک نقطه ضعف اساسی محسوب میشود. این کمبود برای تهران را چطور توضیح میدهید؟
تهران با این حجم از جمعیت و گردشگر، هنوز یک شهربازی بزرگ، متمرکز و استاندارد ندارد. این در حالی است که بارها اعلام شده بخشخصوصی آمادگی کامل برای سرمایهگذاری را دارد؛ هم طرح وجود دارد، هم توان اجرایی، هم تولیدکننده داخلی. اما مسئله زمین، قرارداد بلندمدت و حمایت نهادی حل نشده است. بدون اینها، هیچ سرمایهگذاری وارد پروژهای در این مقیاس نمیشود. این در حالی است که ما از نظر فنی عقب نیستیم، از نظر تصمیمگیری عقب ماندهایم.
اگر این موانع برداشته شود، چقدر زمان برای راهاندازی لازم است؟
کمتر از آن چیزی که تصور میشود. بسیاری از مقدمات آماده است. اگر زمین مناسب با قرارداد منطقی واگذار شود، میتوان در مدت قابل قبولی یک مجموعه بزرگ و استاندارد را راهاندازی کرد. این موضوع بیشتر از آنکه فنی باشد، مدیریتی است.
برنامه شما برای تعطیلات نوروز چیست و چه تمهیداتی برای مسافران در نظر گرفتهاید؟
طبق روال سالهای گذشته، برای نوروز با سازمان گردشگری شهرداری تهران هماهنگ کردهایم تا خدمات مجموعههای شهربازی به مسافران نوروزی بهصورت نیمبها ارائه شود. کارتهای تخفیف توسط عوامل شهرداری در فرودگاهها، ایستگاههای راهآهن و پایانههای مسافربری میان مسافران توزیع میشود و آنها میتوانند با ارائه این کارتها در مجموعهها از خدمات استفاده کنند. هدف ما این است که شرایطی فراهم شود تا همه خانوادهها، بهویژه مسافران، بتوانند با هزینه کمتر از امکانات تفریحی بهرهمند شوند و کیفیت خدمات نیز در این ایام حفظ و تقویت شود.
پیشبینی شما از میزان استقبال مردم در نوروز امسال چیست؟
واقعیت این است که در چند سال گذشته پیشبینیها چندان دقیق از آب درنیامده است. از سال ۱۳۹۹ بهدلیل شرایط کرونا و در ادامه مسائل اقتصادی و برخی تحولات دیگر، میزان استقبال قابل تخمین دقیق نبوده است.
طبیعتاً اگر کارتهای نیمبها بهصورت گسترده توزیع شود، میتواند در افزایش ورودیها مؤثر باشد؛ اما در مجموع هنوز فرهنگسازی کافی در زمینه توجه به تفریح و نشاط خانوادهها شکل نگرفته است. ما معتقدیم برنامهریزی برای اوقات فراغت، صرفاً به معنای شهربازی رفتن نیست، بلکه خانوادهها باید به تنوع در تفریحات نیز توجه کنند، چراکه بیتوجهی به نشاط اجتماعی میتواند زمینهساز افزایش مشکلاتی مانند افسردگی در جامعه شود.
سخن آخر؟
صنعت شهربازی در ایران هر چند که زنده مانده اما خسته است. ما هنوز ایستادهایم، هنوز تولید میکنیم، هنوز خدمات میدهیم، اما بدون پشتوانه. اگر اتحادیه صنفی شکل بگیرد، اگر نگاه شهرداریها اصلاح شود، اگر حمایت در انرژی و زیرساخت اتفاق بیفتد، این صنعت میتواند به یکی از پیشرانهای اقتصاد شهری تبدیل شود. انتخاب با سیاستگذاران است؛ یا این ظرفیت را میبینند، یا هزینه نادیده گرفتنش را در آینده میپردازند.